ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۵۴۱.

ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جوامع روستایی: کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: هدف تحقیق حاضر ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جامعه روستایی در شهرستان گچساران، از طریق روش تحلیل شبکه است. روش پژوهش: در تحقیق حاضر میزان سرمایه اجتماعی شبکه از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص های سطح کلان شبکه در روستاهای پادوک و آرو از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد که تحت پوشش طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی است، سنجش گردیده است. در این پژوهش جهت سنجش سرمایه اجتماعی از روش تحلیل شبکه اجتماعی، تکمیل پرسش نامه تحلیل شبکه ای و مصاحبه مستقیم با اعضای صندوق های خرد توسعه روستایی و با استفاده شاخص های سطح کلان شبکه نظیر تراکم، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک استفاده شد. یافته ها: میزان شاخص تراکم در بین اعضای صندوق های خرد توسعه، در پیوندهای اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه افزایش یافته است. افزایش میزان تراکم در افراد سبب توسعه اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی در سطح افراد می شود. دوسویگی پیوندها نیز در ابعاد اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه روند افزایشی داشته است. افزایش این شاخص باعث پایداری شبکه اعضای صندوق به میزان مطلوب شده است. میانگین فاصله ژئودزیک در پیوندهای اعتماد و مشارکت در دو روستا بعد از اجرای طرح نزدیک به عدد یک شد که نشان دهنده بالا بودن سرعت گردش منابع و اطلاعات در افراد بوده و اتحاد و یگانگی بالای افراد را بیان می کند. نتیجه گیری: برای ایجاد بسیج جامعه محلی، توانمندی اجتماعی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جامعه موردبررسی و درنهایت استقرار مدیریت مشارکتی، ضرورت دارد که میزان سرمایه اجتماعی افزایش یابد که این عامل نیز فرصتی برای ایجاد ظرفیت در جهت مشارکت ایجاد کرده که تأثیر بسزایی بر روند مدیریت مشارکتی اجتماع محور در منطقه دارد.
۱۵۴۲.

تبیین شاکله اقلیمی خانه های چهارصفه زواره؛ بازخوانی مقطع اقلیمی به مثابه محورکلیدی خنک سازی طبیعی در معماری نواحی گرم و خشک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۱
هدف: گرمایش زمین ناشی از تغییرات اقلیمی و انتشار گازدی اکسیدکربن، مصرف انرژی و هزینه های سرمایش فضا را افزایش داده است. در این شرایط، خنک سازی طبیعی رویکردی مؤثر برای آسایش اقلیمی به شمار می رود. اما فراهم آرودن امکان و شرایط خنک سازی طبیعی نیازمند گنجاندن راهکارهای مؤثر در معماری بنا از همان مراحل اولیه طراحی است؛ راهکارهایی که یا می بایست از طریق شناخت تجارب گذشته و بهبود آن ها و یا شبیه سازی های پرهزینه و زمان بر بدست آید. در حالیکه، معماری بومی در مناطق گرم و خشک ایران، منبعی از راهکارهای آزموده شده خنک سازی طبیعی است. از میان آن ها خانه های چهارصفه ی زواره نمونه ای شاخص از مسکن شهری روستایی سازگار با اقلیم گرم و خشک هستند که در آن ها سازوکار خنک سازی با معماری در هم آمیخته است؛ اما مورد مطالعه ی دقیق نبوده اند. در مقاله ی حاضر پژوهشگران با هدف پر کردن این خلأ، به شناخت شاکله ی معماری چهارصفه ها از منظر اقلیمی با تمرکز بر مقطع بنا، به مثابه ی محور کلیدی خنک سازی و تهویه ی طبیعی، می پردازند. روش پژوهش: پژوهش از نوع تحلیل اکتشاف و از نظر روش شناختی در چارچوب مطالعه ی موردمحور است. تمرکز بر ۱۶ خانه ی چهارصفه ی دارای زیرزمین در زواره است که برداشت آن ها با توجه ویژه به اجزای اقلیمی برای اولین بار صورت گرفته است. یافته ها: داده ها در 6 محور جمع آوری شده و با روش سه وجهی تطبیق نظری، ارزیابی میدانی، و همسان سنجی الگو تحلیل گردیده و درنهایت شاکله ی اقلیمی چهارصفه، متشکل از هشت مؤلفه ی اقلیمی مؤثر، که در چهار سطح از مقطع بنا در ساختاری عمودی نظام یافته اند و یکپارچه به تنفس بنا کمک می کنند، تبیین شده است. نتیجه گیری: در نهایت این نتیجه بدست آمد که شاکله ی اقلیمی چهارصفه، به دلیل کاربست هم زمان هواخوانِ خورشیدی، زمین سرمایی، و در برخی نمونه ها افزوده شدن بادگیر دیواری، یک سامانه ی هم افزا محسوب می شود. همچنین سامانه ی خنک کننده ی میان خانه زیرزمین در مسکن چهارصفه ی زواره به عنوان یک الگوی مستقل، متمایز، و جهان شمول برای اقلیم های گرم و خشک در کنار الگوی مرجع بادگیر تثبیت گردید و مشخص شد مقطع بنا در شاکله و کارایی اقلیمی آن اهمیت دارد و ضروری است از آغاز فرایند طراحی از طریق راهکارهای پیشنهادشده در این مطالعه، مد نظر معماران در اقلیم های مشابه در سطح ملی و جهانی قرار گیرد.
۱۵۴۳.

شبیه سازی مرزهای رشد منطقه کلانشهری اصفهان در افق 2050(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۰
مرزهای رشد یکی از ابزارهای کلیدی برای کنترل و مدیریت توسعه فیزیکی مناطق کلان شهری محسوب می شود. گسترش بی رویه و برنامه ریزی نشده در این مناطق به یکی از معضلات اصلی برای مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای تبدیل شده است، چراکه این فرایند به تخریب اراضی کشاورزی و منابع طبیعی منجر می شود. هدف این پژوهش، شبیه سازی و ارزیابی تغییرات آینده مرزهای رشد در منطقه کلان شهری اصفهان باهدف حفظ منابع زیست محیطی و کنترل گسترش کالبدی است. در این راستا، با استفاده از رویکرد اثبات گرایی که روندی تحلیلی و سنجش محور را در پیش می گیرد به سنجش تصاویر ماهواره ای استخراج شده، میزان تغییرات گسترش کالبدی منطقه کلان شهری اصفهان با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین های یادگیری پیش بینی شده است و مرز های رشد در افق زمانی 2050 نیز ترسیم گردیده است. نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد که منطقه کلان شهری اصفهان طی دهه های اخیر با گسترش بی رویه به خصوص در بعد کالبدی مواجه بوده و کاهش اراضی کشاورزی و طبیعی به یکی از چالش های اصلی آن تبدیل شده است. بر اساس شبیه سازی های انجام شده، مرزهای رشد پیشنهادی می توانند به عنوان ابزاری مؤثر در مدیریت و برنامه ریزی توسعه شهری - منطقه ای و جلوگیری از تخریب بیشتر منابع و اراضی طبیعی به کار گرفته شوند
۱۵۴۴.

نسبت فضای شهری با جُرم و آسیب های اجتماعی با تأکید بر رفتار پر خطر خودکشی (نمونه مورد مطالعه: شهر نورآباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۴
شهرنشینی به همراه تحولات پیچیده آن سبب گسترش انواع بی نظمی ها و آسیب های اجتماعی شده است. خودکشی رفتاری پرخطر و آسیبی اجتماعی است که در پایگاه اجتماعی و فرهنگی طبقات مختلف جامعه نفوذ کرده و پیامدهای ناگواری را برای جوامع به همراه داشته است. شهر نورآباد به دلیل مشکلاتی مانند بیکاری، اعتیاد، روحیه سنت گرایی، کمبود امکانات و خدمات و فقر اقتصادی- اجتماعی از رفتار پر خطر خودکشی رنج می برد. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خودکشی در شهر نورآباد لرستان است. روش تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه آماری مورد پژوهش 270 نفر از شهروندان شهر نورآباد می باشند که به صورت تصادفی ساده با استفاده از نرم افزار Sample Power محاسبه شده است. برای جمع آوری داده ها از روش اسنادی – میدانی و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آماری AMOS24, SPSS26 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای بیانگر معنادار بودن ارتباط شاخص های پژوهش با رفتار پر خطر خودکشی در محدوده مورد مطالعه است. همچنین یافته های تحلیل مسیر، نشان داد که بعُد اقتصادی با مقدار بتای (76/0=β)، بیش ترین بار عاملی را در گرایش به خودکشی به خود اختصاص داده است و پس از آن مشخص گردید که متغیرهای خانوادگی با بتای (72/0=β)، متغیرهای فردی و روانی با بتای (73/0=β) و متغیرهای اجتماعی- فرهنگی با بتای (69/0=β)، بیش ترین عوامل اثر گذار خودکشی در شهر نورآباد می باشند. در نهایت یافته های مدل ساختاری پژوهش نشان داد که نماگرهای فضای شهری مانند زندگی کردن در محلات جرم خیز، نداشتن مسکن مناسب برای زندگی، کمبود امکانات و خدمات تفریحی، بیکاری زیاد، تراکم جمعیت و مدرنیته، حکمروایی نامناسب شهری، استرس زیاد زندگی شهری و کمبود فضاهای سبز هر کدام به ترتیب با وزن های کوواریانسی (32/0)، (28/0)، (27/0)، (23/0)، (22/0)، (19/0)، (12/0)، (7/0) بر روی رفتار پر خطر خودکشی اثر گذارند.
۱۵۴۵.

Elucidating the Structural Relationships of In-Between Spatial Systems in Relation to Presence Quality (Case Study: Qeysarieh District, Isfahan Bazaar)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۲
This research examines the role of in-between spatial systems in enhancing presence quality, taking the Qeysarieh precinct of the Isfahan Bazaar—one of the principal connectors between Naqsh-e Jahan Square and the historic bazaar network—as the study area. The precinct was selected owing to its high density of pedestrian flows, adjacency to tourism–service–commercial land uses, and diversity of intermediary spatial elements. The study adopted a mixed-methods (quantitative–qualitative) approach. In the quantitative component, perceptual data from 351 users regarding four dimensions—environmental, physical, functional, and psychological—were collected through a standardized questionnaire and analyzed using the one-sample t-test and Friedman test. In the qualitative component, the spatial structure was evaluated through a space-syntax approach at four levels: axial analysis (Integration, Choice, Mean Depth), visibility analysis (VGA) and isovists, agent-based simulation, and assessment of overall intelligibility. Quantitative results indicated that psychological, functional, and environmental dimensions were assessed above baseline, whereas the physical variable showed no significant difference. Syntactic analysis showed that the Zarrabkhaneh route and Qeysarieh Chahar-Suq exhibited the highest centrality and distributive roles, and that chahar-suqs exerted greater influence on movement and stopping than corridors. The low coefficient of determination for intelligibility (R² = 0.11) indicates a need to improve perceptual guidance within secondary networks. Integrating quantitative and qualitative findings suggests three principal strategies whose implementation, by aligning form, function, and perception, can increase the sustainability of presence quality and enhance user experience within historic urban fabrics.
۱۵۴۶.

Locating Potential Areas for Tourism Development with an Emphasis on Transportation Development: A Case Study of Tonekabon City(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۸
Transportation is a cornerstone of the tourism industry, which is considered one of the most important and lucrative global resources at the dawn of the third millennium. The primary assumption of public transportation development based on sustainable tourism is increasing tourist satisfaction. Additionally, one of the most advanced urban development perspectives that can initiate improvements in current urban conditions and serve as an effective step toward sustainable development is TOD. Suitable, reliable, comfortable, fast, and affordable transportation facilities are prerequisites for tourism development, as tourists consider both cost and time in their decisions. The choice of transportation system or the availability of an appropriate system affects these two factors when accessing tourist destinations. The objective of this research is to apply a transit-oriented development approach to enhance tourism in Tonekabon. The study is applied and descriptive-analytical, utilizing documentary research, observation, and questionnaires for data collection. Additionally, the Fuzzy IHWP method is employed to identify potential tourism zones, with a focus on transit-oriented development. The results indicate that the northern, central, and coastal areas of the city, which cover 29% of its total area, have high potential for locating public transportation stations, such as taxi stands, vans, bus terminals, and bicycle lanes. Finally, recommendations are provided, including widening streets, establishing bicycle lanes, and recreational-hospitality activities in the coastal area, improving taxi services to all areas, widening the main bridge connecting the east and west of the city, and constructing public parking near terminals and the coastline.
۱۵۴۷.

مدل سازی حساسیت زمین لغزش با استفاده از الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی (مطالعه موردی: حوضه آبریز سد شهید عباسپور، شمال شرق خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۹
زمین لغزش ها به عنوان یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی مطرح هستند که هم جان انسان ها را تهدید می کنند و هم می توانند خسارات شدیدی به بار آورند. در این زمینه، تهیه نقشه های حساسیت زمین لغزش برای برنامه ریزی، مدیریت و پیشگیری از وقوع این پدیده و در نتیجه کاهش خسارات ناشی از آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش، تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش برای حوضه سد شهید عباسپور با استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی (NNET) است. در این مطالعه، داده های مربوط به نقاط زمین لغزش به صورت تصادفی و با نسبت ۷۰ به ۳۰ بین داده های آموزشی و داده های آزمون تقسیم شدند. در ادامه پانزده عامل مؤثر بر زمین لغزش شامل عوامل توپوگرافیک (ارتفاع، شیب، جهت شیب و انحنای دامنه)، شاخص های هیدرولوژیک (SPI و شاخص رطوبت توپوگرافی TWI)، عوامل انسانی (فاصله از جاده) و ویژگی های طبیعی (فاصله از رودخانه، زمین شناسی، بافت خاک، کاربری اراضی و بارش) مورد بررسی قرار گرفتند. برای اعتبارسنجی مدل پیش بینی زمین لغزش، از معیارهای مختلفی شامل Accuracy و شاخص های آماری RMSE، Kappa، MAE و R-Squared استفاده شده است. نتایج حاصل از این ارزیابی ها نشان داد که مدل NNET از عملکرد خوبی با دقت 8543/0 برخوردار است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در حوضه سد شهید عباسپور، نزدیکی به رودخانه به عنوان مهم ترین عامل مؤثر در حساسیت زمین لغزش شناسایی شده است. پس از این عامل، شیب دامنه و ویژگی های زمین شناسی در رتبه های بعدی اهمیت قرار دارند. همچنین نتایج نشان می دهد که مناطق با بیشترین حساسیت به زمین لغزش عمدتاً در بخش های جنوب غربی و قسمت هایی از شمال حوضه واقع شده اند. نقشه حساسیت زمین لغزش تهیه شده در این تحقیق می تواند به عنوان ابزاری ارزشمند در برنامه ریزی های توسعه ای، مدیریت ریسک و پیشگیری از خسارات ناشی از زمین لغزش در منطقه مورد مطالعه مورد استفاده قرار گیرد. این یافته ها، به مدیران و برنامه ریزان کمک می کند تا تصمیم گیری های مناسب تری در زمینه توسعه منطقه اتخاذ نمایند.
۱۵۴۸.

تحلیل عوامل موثر بر تغییرات کاربری اراضی شهری (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۸
اثرات متقابل انسان و محیط طبیعی همواره به صورت مستقیم و غیر مستقیم موجب تغییرات کاربری اراضی می شوند که مشکلات زیست محیطی بسیاری را به دنبال دارند و حیات کره زمین را به خطر می اندازد؛ لذا شناخت تغییرات و عوامل موثر بر آن ها برای ادامه حیات و کاهش تغییرات کاربری اراضی برای غلبه بر مشکلات ضروری است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر ماهیت، دارای رویکرد اکتشافی می باشد. در این تحقیق از روش دلفی فازی برای تحلیل عوامل موثر بر تغییرات کاربری ها، تصاویر ماهواره ای سال های 1993-2003-2013-2023 و نرم افزارهای ENVI، ARCGIS و Google Earth برای شناخت تغییرات کاربری اراضی در 5 کلاس کاربری اراضی شهر(انسان ساخت)، اراضی بایر، اراضی کشاورزی، اراضی باغی و پهنه های آبی استفاده شده است. نتایج به دست آمده در محدوده مورد مطالعه طی سه دهه گذشته سال های 1993-2023 از 26768 هکتار از اراضی شهری ارومیه و خارج از محدوده آن، نشان می دهند که همواره اراضی بایر2838 هکتار کاهش، اراضی باغی 5764 هکتار کاهش اراضی شهری(انسان ساخت) 3744هکتار افزایش یافته، اراضی کشاورزی 2204 هکتار افزایش یافته است و همچنین آبی(بستر رودخانه) به دلیل ساخت سد سیلوانا به صورت فصلی دارای آب است؛ 6 عامل جمعیت، ثروت، پیشرفت فناوری، اقتصاد سیاسی، ساختار سیاسی، نگرش ها و ارزش ها(فرهنگ) از عوامل عمده تغییرات کاربری اراضی شهری ارومیه شناخته شدند که سه عامل اول اصلی ترین عوامل هستند.
۱۵۴۹.

بررسی تاثیر ژئومورفولوژی در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه واقع در شمال شرق دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۴
در این تحقیق با هدف بررسی نقش ژئومورفولوژِی در ویژگیهای خاک، پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک دو مخروط افکنه در شمال شرق دامغان ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تنها میانگین پارامترهای EC و PH در مخروط افکنه شماره 1 و 2 دارای تفاوت آماری معنی دار هستند. میانگین پارامترهای EC و PH در حاشیه و داخل مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین کربن آلی در بالادست و پائین دست مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین پارامتر کربن آلی در سطح جدید و قدیمی مخروط افکنه 1 دارای تفاوت معنی دار آماری است. بافت خاک در میاناب ها و کانال های تشکیل شده در سطح قدیمی مخروط افکنه ها دارای تفاوت آماری معنی داری است. این موضوع بیانگر آن است که وجود میاناب و کانال در سطوح قدیمی مخروط افکنه های مورد مطالعه نقش مهمی در تفاوت بافت رسوبات آنها داشته است. همچنین میانگین درصد ماسه و سیلت در پشته و مجرای سطح جدید مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی داری هستند که نشان می دهد لندفرمهای سطج جدید، تنها باعث تفاوت اساسی در بافت رسوبات مخروط افکنه شماره 2 شده اند. به طور کلی از نتایج تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که عواملی مانند سن نسبی سطح مخروط افکنه، انحراف و تغییر مداوم محل رسوبگذاری در سطح مخروط افکنه، مورفولوژی سطح مخروط و لندفرمهای آن، و همچنین لیتولوژی و مورفومتری حوضه های بالادست در هر مخروط افکنه با مخروط افکنه دیگر متفاوت بوده و این تفاوت ها نقش مهمی در واگرایی و تفاوت پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه مورد مطالعه داشته است.
۱۵۵۰.

ارزیابی و پتانسیل سنجی توسعه گردشگری استان اصفهان بر اساس تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (MCDM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۳
توسعه صنعت گردشگری به خصوص در کشورهای درحال توسعه که دارای مشکلاتی فراوانی همچون اقتصاد تک محصولی و بیکاری هستند، دارای اهمیت فراوانی است. دراین بین استان اصفهان با قدمت تاریخی چند هزارساله ازنظر جاذبه های تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مذهبی منحصربه فرد است و در رتبه های نخست گردشگری کشور ایران قرار دارد. بدین منظور هدف این پژوهش پتانسیل سنجی توسعه صنعت گردشگری استان اصفهان است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. برای ارزیابی پتانسیل سنجی میزان مطلوبیت گردشگری از تکنیک Fuzzy-ANP و نرم افزار ARC GIS- Super Decision استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که پیرو تمرکز جاذبه های طبیعی و باستانی – تاریخی در محور مرکزی استان (شهر اصفهان)، محور شمالی استان (شهرستان های کاشان و نطنز) و محور غربی استان (شهرستان فریدون شهر)، محورهای فوق دارای بیشترین میزان خدمات زیربنایی-زیرساختی و مراکز خدماتی – رفاهی به خصوص تمرکز بسیار شدید پیرامون شهر اصفهان است. این امر باعث شده است که محورهای مرکزی و شمالی استان اصفهان ازنظر توسعه گردشگری دارای پتانسیل بسیار بالایی باشد و در مقابل آن، محورهای شرقی و جنوبی استان که اغلب دارای شرایط کویری و دسترسی نامناسب به خدمات زیرساختی باشند، ازنظر توسعه گردشگری در وضعیت بسیار ضعیفی قرار بگیرند. به صورت کلی بیشترین میزان مطلوبیت توسعه گردشگری مربوط به نواحی مرکزی به مرکزیت شهرستان های اصفهان و مبارکه، محور شمالی به مرکزیت شهرستان کاشان، محور غربی به مرکزیت فریدون شهر و محور جنوبی به مرکزیت سمیرم است.
۱۵۵۱.

سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه استراتژی های یکپارچه سازی، مطالعه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۷
یکپارچه سازی و ایجاد هماهنگی میان سیستم های حمل ونقل عمومی، راهکاری بهینه در جهت افزایش جذابیت بهره مندی از این سیستم ها و همچنین مقابله با پیامدهای زیست محیطی استفاده از وسایل حمل ونقل شخصی، محسوب می شود. این پژوهش با هدف سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه راهبردهای مؤثر، به بررسی جامعه کاربران دوچرخه های اشتراکی و سامانه قطار شهری پرداخته است. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS صورت گرفت و با استفاده از تکنیک SWOT فرصت ها و محدودیت های سیستم ترکیبی مذکور شناسایی و با بهره گیری از نظرات جامعه 30 نفری خبرگان، ضریب اهمیت عوامل داخلی و خارجی و نوع راهبردها تعیین شد. سپس با روش ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک (QSPM)، راهبردها موردسنجش قرار گرفت و بر اساس میزان جذابیت در سیستم، اولویت بندی گردید. برخی از نتایج به شرح زیر است: - با افزایش تحصیلات، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- با افزایش درآمد، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- وجود مسیرهای دوچرخه، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را افزایش می دهد.- مالکیت خودرو در خانوار، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را کاهش می دهد اما رابطه معناداری میان آن ها وجود ندارد (143/0=sig). همچنین نتایج سوات نشان داد نمره حاصل از ارزیابی عوامل داخلی معادل 26/2 و نتیجه ارزیابی عوامل خارجی معادل 8/2 است که نشان دهنده غلبه ضعف های سیستم بر قوت ها می باشد؛ مطابق امتیازهای کسب شده موقعیت استراتژیک مورد مطالعاتی این تحقیق در ناحیه سوم و استراتژی های انطباقی نمودار تعیین می گردد
۱۵۵۲.

تأثیر پرنده نگری در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب هشیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۰
ایران با داشتن تعداد زیادی گونه پرنده در تمام فصول سال و در بیشتر مناطق، قابلیت های بسیاری برای اجرای برنامه های پرنده نگری دارد. روستاها به عنوان مکان هایی که در عین دوری از غوغای شهر و نزدیکی به طبیعت بکر، روستاهایی که قابلیت اسکان و پذیرایی از گردشگران را دارند، می توانند از این شاخه لذت بخش و روبه رشد اکوتوریسم بهره مناسبی ببرند؛ بنابراین هدف اصلی این تحقیق، تأثیر مناطق جذب پرندگان مهاجر در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب هشیلان) است. روش تحقیق کمّی، کاربردی، توصیفی تحلیلی است که از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات بهره برده می شود. نرم افزار استفاده شده SPSS است. پایایی تحقیق توسط آلفای کرونباخ تأیید شد (اقتصادی، 0/88، اجتماعی و فرهنگی،0/84، کالبدی،0/83، گردشگری، 0/77). روایی نیز توسط متخصصان جغرافیا، محیط زیست و علوم اجتماعی تأیید شد. حجم نمونه از ۲۵۶ خانوار، ۱۰۰ خانوار انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری تصادفی سیستماتیک بوده است. یافته ها نشان می دهد که پرنده نگری و گردشگران ورودی ناشی از آن، اثر مثبتی بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی داشته است. همچنین از نظر زیست محیطی ضمن توجه بیشتر دولت به پرندگان مهاجر فرصت های زیست محیطی خوبی ایجاد شده است؛ اما آلودگی و پسماند و زباله های فراوانی در محل جمع شدند. متأسفانه سرمایه گذاری در گردشگری منطقه محدود و زیرساخت ها نامناسب است که نیاز به توجه دارد. یافته های ناشی از کروسکال والیس نشان می دهد که تفاوت معناداری بین روستاها از نظر تأثیرگذاری پرنده نگری در گردشگری دیده نشده است. همچنین یافته های هم بستگی اسپیرمن نشان می دهد که رابطه معناداری بین پرنده نگری و مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کالبدی و زیست محیطی وجود دارد. درنهایت یافته های رگرسیون نشان می دهد که اثر بر محیط زیست روستا مهم ترین نقطه قوت پرنده نگری است. همچنین در رتبه دوم اشتغال زایی قرار دارد. در مرتبه سوم کاهش مهاجرت به منزله مهم ترین تأثر پرنده نگری معرفی شده اند.
۱۵۵۳.

راهبردهای توسعه گردشگری سلامت در مناطق ساحلی با رویکرد سلامت جامع (مطالعه موردی: استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر با هدف تدوین راهبردهای مناسب برای توسعه و بازاریابی گردشگری سلامت با رویکرد جامع در استان های مرزی ساحلی انجام شده است. این پژوهش دارای نوآوری اصلی است. اولاً این مطالعه تلاش می کند تعریفی جامع از گردشگری سلامت، که دربرگیرنده جاذبه های پزشکی و تندرستی باشد و با ساختار نظام تأمین کنندگان گردشگری سلامت در ایران سازگار باشد، ارائه دهد. ثانیاً مطالعه حاضر براساس تعریف پذیرفته شده، به تحلیل وضع موجود گردشگری سلامت در استان گیلان به منظور طراحی راهبرد می پردازد. برای تحلیل وضع موجود و تدوین راهبردها در این پژوهش از تحلیل سوات استفاده شده است. در مرحله اول، به منظور شناسایی نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت، ادبیات گذشته مرور شده و با نُه نفر از متخصصان در حوزه گردشگری سلامت (اعم از درمان و گردشگری) مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختاریافته صورت گرفت. سپس اهمیت عوامل شناسایی شده با استفاده از پرسش نامه های سوات به دست متخصصان (n=6) ارزیابی شد. سپس با استفاده از سوات، تعداد دوازده راهبرد طراحی شد. این راهبردها در مرحله بعدی با استفاده ازQSPM براساس نظر متخصصان (n=3) رتبه بندی شدند. پنج راهبرد زیر به منزله راهبردهای برتر شناسایی شدند: ۱. بهبود زیرساخت ها؛ ۲. ساخت هتل بیمارستان ها و اسپاهای پزشکی (مانند تالاسوتراپی ها)؛ ۳. ساخت و توسعه هتل ها و اقامتگاه های دارای خدمات اسپا با تمرکز بر نیازهای بازار داخلی با مشارکت هتل های زنجیره ای بیرون از استان؛ ۴. طراحی محصول مشترک گردشگری سلامت با همکاری فعالان صنعت گردشگری کشورهای مرزی (آذربایجان)؛ ۵. ارائه خدمات (پایه و تخصصی سرپایی) مجازی به صورت ویزیت و مشاوره تخصصی.
۱۵۵۴.

سیاستگذاری هوش مصنوعی و اولویت های معادله قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۱
هوش مصنوعی(AI) به عنوان پارادایم و کالای قدرت در دهه چهارم قرن ۲۱ ظهور کرده و در حال بازتعریف چشم اندازهای اقتصادی و سیاسی جهانی است. سیاستگذاری هوش مصنوعی بر کنش های رفتاری، کنترل محیطی، دموکراسی و تولید اقتصادی تأثیر گذاشته و حوزه هایی مانند آموزش، حقوق بشر، مهاجرت و سرمایه گذاری را دستخوش تغییر می کند. این پژوهش به بررسی سیاستگذاری هوش مصنوعی و سیاست قدرت پرداخته و تأثیرات آن بر اقتصاد، صنعت و کنش های اجتماعی را تحلیل می کند. فرضیه اصلی بیان می کند که حکمرانی مبتنی بر هوش مصنوعی بر پایه دولت های قدرتمند، تغییرات دموکراتیک، کنترل افکار عمومی(دیپ فیک)، نظارت عمومی، ژئواکونومی بدون سرمایه و کالایی سازی نیروی کار انسانی است. با استفاده از رویکرد تخریب سازنده شومپیتر و روش تحلیل تحولات پارادایمیک، این پژوهش بررسی می کند که چگونه هوش مصنوعی موجب تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی راهبردی می شود. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی در حال بازتعریف توزیع قدرت، انقلاب های صنعتی و پویایی های اجتماعی است و سیاستگذاری های تطبیقی برای ایجاد تعادل میان نوآوری، ثبات اقتصادی و عدالت اجتماعی ضروری خواهند بود.
۱۵۵۵.

نقش چالش های ژئوپلیتیکی بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز بر توسعه اقتصادی ایران (مطالعه موردی: میادین مشترک انرژی ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۶
همواره ایران و عراق به عنوان دو بازیگر کلیدی در ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه، با چالش های سیاسی، نظامی و اقتصادی متعددی مواجه هستند. موقعیت استراتژیک ایران در خلیج فارس و ارتباط آن با بازارهای بزرگ مصرف انرژی، ضرورت بررسی بهره برداری بهینه از میادین مشترک نفت و گاز را افزایش می دهد. با وجود این مزیت ها، دولت مردان ایران نتوانسته اند به طور مؤثر از این ویژگی ها بهره برداری کنند و چالش های بهره برداری از میادین مشترک انرژی می تواند بر جنبه های مختلف توسعه اقتصادی تاثیرگذار باشد. در این راستا مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و کاربردی، نقش چالش های ژئوپلیتیکی بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز بر توسعه اقتصادی ایران را مورد مطالعه قرار می دهد. جامعه آماری پژوهش از کلیه کارشناسان و اساتید ژئوپلیتیک تشکیل شده که حجم نمونه آن تعداد 44 نفر تخمین زده شد. در راستای تحلیل یافته ها نیز از آزمون های میانگین در نرم افزارSPSS و از مدل تصمیم گیری چندشاخصه(تاپسیس) در نرم افزار MATLAB استفاده گردید. پرسش اصلی پژوهش حاضر این مساله است که چالش های ژئوپلیتیکی در راستای استفاده از منابع مشترک نفتی چه اثراتی بر توسعه اقتصادی ایران دارد؟ نتایج نشان می دهد که چالش های اقتصادی، عوامل داخلی و چالش های نفوذ قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در حوزه انرژی مهم ترین چالش های ژئوپلیتیکی میادین مشترک نفت و گاز ایران و عراق هستند و چالش های توسعه میادین مشترک انرژی بر مولفه ه ای حکمروایی سیاسی، کاهش رشد اشتغال، کاهش توسعه اجتماعی و مولفه های رفاه عمومی اثرگذار است.
۱۵۵۶.

سنجش اثرات قابلیت های پردیس های دانشگاهی بر محیط شهری در راستای شکل گیری دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی (مورد پژوهی: محدوده خیابان کارگر شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه در سال های اخیر، دانشگاه ها به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شهر، نقش بسزایی در رشد و توسعه شهری ایفا می کنند و تعامل آن ها با شهرها به یک رابطه متقابل و هم افزا بدل شده است. بسیاری از شهرها برای مقابله با چالش های اقتصادی و اجتماعی خود بر دانشگاه های خود تکیه می کنند و دانشگاه ها نیز در راستای تحقق اهداف و سیاست های دانشگاهی، به همکاری نزدیک با شهرها نیازمندند. از سوی دیگر، در روند سیر تکاملی نسل های دانشگاهی، دانشگاه های نسل چهارم که با تعابیر مختلفی از جمله دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی یاد می شوند، به دنبال پاسخ گویی به نیازهای جامعه و ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. در این میان، پردیس های دانشگاهی مجموعه فضاهای باز و بسته دانشگاهی ظرفیت های بسیاری در جهت اثرگذاری مثبت بر محیط پیرامون خود دارند. با این حال در ایران، اغلب این فضاها در فضایی محصور از بافت شهری مستقر شده اند و ارتباط محدودی با محیط پیرامون خود دارند و این قابلیت ها بالفعل نشده اند. محدوده محور کارگر شمالی در منطقه 6 تهران، میزبان چندین پردیس دانشگاهی است که با توجه به موقعیت و استقرار آن در یکی از هسته های مرکزی شهر تهران، واجد ظرفیت های بی نظیری در حوزه تعامل و پیوند شهر و دانشگاه است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شناسایی مؤلفه ها و شاخص های اثرگذاری قابلیت های پردیس های دانشگاهی در دو بعد اجتماعی و اقتصادی و اثرسنجی این قابلیت ها در محدوده محور کارگر شمالی، در صدد برداشتن گامی کوچک در حوزه مطالعات پیوند دانشگاه و شهر در راستا حرکت دانشگاه های ایران به سوی دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار دارد و برای دستیابی به هدف خود، از روش شناسی کمّی بهره می گیرد. در مرحله نخست، به کمک مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، قابلیت ها و مؤلفه های اثرگذار دانشگاه بر محیط شهری استخراج شد. سپس، بر اساس این مؤلفه ها، ظرفیت های بالقوه مرتبط با هر قابلیت در محدوده مطالعاتی مد نظر با بهره گیری از مشاهدات میدانی و انجام مصاحبه با دانشگاهیان و اعضای جامعه محلی صورت گرفت. در مرحله بعد، به منظور تحلیل و سنجش اثر قابلیت ها بر محیط پیرامونی، ابتدا برای هر قابلیت شاخص هایی متناسب با ماهیت آن تعیین شد و از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اولویت بندی شاخص ها استفاده شد. به این منظور، پرسشنامه ای شامل مقایسات زوجی میان شاخص ها طراحی شده و توسط پنل خبرگان تکمیل و داده های حاصل، با استفاده از نرم افزار Expert Choice تحلیل شدند. در ادامه، برای استانداردسازی مقادیر و یکسان سازی مقیاس شاخص ها، از روش نرمال سازی استفاده شد. در ادامه، شاخص ترکیبی برای تلفیق مقادیر چند شاخص به یک مقدار واحد محاسبه شد که این محاسبات برای ۳۶۹ (تعداد بلوک محدوده مورد مطالعه)، در محیط نرم افزار Excel انجام شد. در گام نهایی، داده های به دست آمده در محیط GIS پردازش شده و با بهره گیری از روش های تحلیل آمار فضایی نظیر تحلیل لکه های داغ (HotSpot Analysis) و چگالی کرنل (Kernel Density)، شدت و توزیع اثرگذاری هر قابلیت در فضا مشخص شده و به این ترتیب، هدف پژوهش محقق شده است. یافته ها یافته های حاصل از تحلیل های آمار فضایی نشان می دهد میزان اثرگذاری قابلیت های مورد بررسی در محدوده مطالعاتی، دارای پراکنش فضایی مشخص در هر قابلیت است. بیشترین میزان اثرگذاری قابلیت توسعه فرهنگ و هنر در سه هسته اصلی (محدوده پارک لاله، پردیس شمالی دانشگاه تهران و پردیس علوم اجتماعی)، قابلیت ارتقای سلامت عمومی در دو محدوده شاخص (تقاطع محور جلال آل احمد و کارگر شمالی و محدوده بیمارستان امام خمینی)، قابلیت ارتقای آموزش، مهارت افزایی و اشتغال زایی در هسته مرکزی محدوده (محدوده محور جلال آل احمد) و قابلیت افزایش نوآوری و کارآفرینی در امتداد محور کارگر شمالی و پیرامون هسته های نوآور آموزشی، پژوهشی و درمانی متمرکز شده است. این توزیع فضایی در هر قابلیت بیانگر آن است که هر یک از آن ها، متناسب با زیرساخت ها و فعالیت های موجود در محدوده، الگوی خاصی از اثرگذاری فضایی را شکل داده اند که می تواند در برنامه ریزی های آتی برای پیوند بهتر دانشگاه و محیط شهری مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری این پژوهش به بررسی ظرفیت ها و قابلیت های اجتماعی و اقتصادی پردیس های دانشگاهی و تأثیر آن ها بر محیط پیرامونی، محدوده امیرآباد فاطمی، پرداخته شد. نتایج نشان می دهد پردیس های دانشگاهی در بعد اجتماعی می توانند از طریق توسعه فعالیت های فرهنگی هنری، گسترش خدمات سلامت محور، ارتقای آموزش و یادگیری نقش مؤثری در بهبود کیفیت، سرزندگی و افزایش مشارکت اجتماعی محیط شهری ایفا کنند. همچنین، در بعد اقتصادی با فراهم سازی بسترهای اشتغال زایی، تقویت کسب وکارها، مهارت آموزی و کارآفرینی سبب پویایی اقتصادی در سطح محلی شوند. تحلیل یافته ها بیانگر آن است که محور کارگر شمالی، به واسطه موقعیت مکانی خاص خود، ظرفیت تبدیل شدن به محوری تعاملی میان دانشگاه و جامعه محلی را دارد که می تواند به عنوان حلقه اتصالی میان دانشگاه های مختلف واقع در محدوده و محیط شهری عمل کند. از سوی دیگر، هر پردیس دانشگاهی در محدوده، با توجه به ویژگی های منحصربه فرد خود، توان ایفای نقش در پاسخ به نیازهای محلی را دارد؛ از جمله پردیس شمالی دانشگاه تهران در زمینه توسعه فرهنگی ارتقای سلامت همگانی ارتقای نوآوری، پردیس های علوم پزشکی در توسعه سلامت و گسترش فعالیت های بهداشتی درمانی، پردیس علوم اجتماعی در توسعه فرهنگی اجتماعی و حل چالش های اجتماعی و پردیس دانشگاه تربیت مدرس در ترویج آموزش و مهارت افزایی می توانند اثرگذار باشند. بر این اساس، دانشگاه ها با بهره گیری از این ظرفیت ها و ایفای نقش فعال در حوزه های گوناگون، به تدریج با محیط شهری پیرامون خود پیوندی عمیق برقرار می کنند و از نهادهای صرفاً آموزشی پژوهشی به کنشگرانی اجتماعی بدل می شوند که متعهد و پاسخ گو به نیازها و چالش های محلی هستند. این روند، گامی مؤثر در جهت تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاه هاست و آن ها را به بازیگرانی کلیدی در توسعه پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی در مقیاس محله و شهر تبدیل می کند.
۱۵۵۷.

طراحی الگوی مداخلات اقتصادی و اجتماعی در حوزه توسعه منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۵
توسعه نامتوازن مناطق در ایران، چالشی جدی است که علاوه بر دامن زدن به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، باعث شده از فرصت ها و مزیت های موجود در مناطق راهبردی کشور نیز غفلت شود. این پژوهش با هدف ارائه یک الگوی نوآورانه و مشارکتی در حوزه توسعه منطقه ای با تمرکز بر حوزه های اقتصادی و اجتماعی انجام گرفته است. با استفاده از روش تحلیل مضمون و مطالعه موردی، الگویی مبتنی بر مشارکت فعالانه جامعه محلی، شبکه سازی و بهره گیری از ظرفیت های نهادی مانند پارک های علم و فناوری، ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با طراحی و اجرای یک الگوی شش مرحله ای، شامل تشکیل نهاد متولی، مطالعات و اعتمادسازی، ایجاد شبکه های همکاری، طراحی برنامه های عملیاتی، تأمین منابع و اجرا و در نهایت راهبری و نظارت مستمر، می توان توسعه اقتصادی و اجتماعی را در مناطق مبتنی بر اصولی عدالت محور، دانش بنیان و مردم پایه رقم زد. نوآوری این پژوهش در طراحی یک الگوی مداخله ای بومی سازی شده است که با توجه به شرایط خاص هر منطقه قابل تطبیق بوده و به طور همزمان بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی توسعه تمرکز دارد. همچنین، این پژوهش با بهره گیری از ظرفیت های نهادی موجود، راهکاری عملی برای تسریع روند توسعه در مناطق ارائه می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یک الگو برای توسعه مناطق راهبردی کشور مورد استفاده قرار گیرد و به سیاست گذاران و متولیان توسعه کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ نموده و از روش اجرای طرح ها و پروژه های توسعه ای استفاده نمایند.
۱۵۵۸.

نقدی بر ساختار نظام تقسیمات کشوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۹۴
تقسیمات کشوری مکانیسم اداره مطلوب و بهینه فضای جغرافیایی کشورها به وسیله نظام های سیاسی است. بین ساختار سلسله مراتب اداری و سطوح فضایی پیوند تنگاتنگی وجود دارد. به عنوان یک اصل در جغرافیای سیاسی باید بین نهادهای مدیریت سیاسی فضا و سطوح و چارچوب آن ارتباط متناسب برقرار شود. ملاحظه می شود که سازمان دهی، چارچوبی منطقی برای اداره قلمرو است. ازآنجاکه در ایران سازمان سیاسی فضا با چالش هایی مواجه شده، این پژوهش ساختار نظام تقسیمات کشوری را بررسی و نقد کرده است که به دلیل ویژگی های ساختاری و مدیریتی آن، ناکارآمدی هایی را در مدیریت سیاسی و اداری کشور به همراه دارد. ساختار نظام فعلی تقسیمات کشوری شامل چهار سطح استان، شهرستان، بخش و دهستان است که طی زمان، دچار چالش هایی همچون افزایش بوروکراسی، توزیع ناعادلانه منابع، تمرکزگرایی افراطی و عدم هماهنگی میان بخش های اداری شده است. این مشکلات پیامدهایی مانند افزایش هزینه های اجرایی، ناکارآمدی در ارائه خدمات و ایجاد شکاف های توسعه ای میان مناطق مختلف کشور را در پی داشته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با بررسی اسناد کتابخانه ای نظام تقسیمات کشوری را نقد می کند. یافته ها نشان می دهد که عدم وجود سطح منطقه در ساختار سلسله مراتب تقسیمات کشوری موجب ناکارآمدی نظام تقسیمات کشوری در انجام وظایف خود و اتخاذ رویکردهای بخشی در بین سایر نهادهای نظام اداری گشته که با ایجاد سطح منطقه و حذف سطح دهستان می توان به کارآمدتر شدن سازمان دهی و مدیریت سیاسی فضا و حتی کاهش حفره های دولت اقدام کرد. پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در این ساختار تأکید دارد و با ارائه مدلی پیشنهادی، حذف سطح دهستان و ایجاد سطح منطقه را به عنوان راهکاری برای بهبود کارایی نظام اداری پیشنهاد می دهد. این تغییر با ایجاد یکپارچگی میان دستگاه های اجرایی و سازمان های اداری و تطابق بیشتر تقسیمات کشوری با ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی می تواند گامی مؤثر در جهت کاهش تعارضات منطقه ای، افزایش عدالت فضایی و تقویت توسعه متداوم باشد.
۱۵۵۹.

تبیین وضعیت معیارهای شهر دوستدار سالمند از دیدگاه ساکنین (نمونه موردی: شهر میاندوآب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه : با توجه به روند صعودی تعداد جمعیت سالمندان در میاندوآب، اهمیت بررسی وضعیت معیار های شهر دوستدار سالمند را در این شهر نمایان می سازد به طوری که با تبیین وضعیت این معیار ها در این شهر می توان چشم اندازی از مسیر توسعه پایدار این شهر تدوین نمود. بنابراین هدف اصلی این پژوهش تبیین وضعیت معیار های شهر دوستدار سالمند از دیدگاه ساکنین سالمند در شهر میاندوآب می باشد. داده و روش : روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و دارای هدف کاربردی می باشد. جمع آوری داده ها در این پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش ساکنین بالای 65 سال شهر میاندوآب می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد حجم نمونه 364 نفر برآورد شده است که به صورت تصادفی ساده در محدوده موردمطالعه توزیع گردیده است. در این پژوهش، برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل واکر مایکل (1996) ماتریس رضایت اهمیت و برای ارزیابی ساختار جمعیتی از فرمول معیار سالخوردگی استفاده شده است. یافته ها : پردامنه ترین مقادیر IS برای زیرمعیارهای معرف وابسته به هشت معیار اصلی پژوهش عبارت اند از: 7144/0 (مسکن)، 5705/0 (مشارکت اجتماعی)، 5649/0 (احترام و پذیرش اجتماعی)، 7149/0 (مشارکت مدنی و اشتغال)، 4689/0 (ارتباطات و اطلاعات)، 4440/0 (حمایت اجتماعی و خدمات درمانی)، 6295/0 (فضاها و ساختمان های بیرونی) و 5104/0 (حمل ونقل). با توجه به میزان IS برای زیرمعیارهای شهر دوستدار سالمند در میاندوآب و نظر به درصد اهمیت و رضایت آن ها، دو استراتژی افزایش تأکید بر وضع موجود و تثبیت تأکید فعلی مناسب و توجیه پذیر است. نتیجه گیری : هرم جمعیتی میاندوآب در آینده به مسیری می رود که افراد بالای ۶۰ سال شمار زیاد و بالایی از جمعیت را دربر می گیرد. میانگین نهایی IS معیارهای پژوهش نشان می دهد که فضاها و ساختمان های بیرونی (5497/0)، مشارکت مدنی و اشتغال (5433/0)، مسکن (4961/0)، مشارکت اجتماعی (4469/0)، احترام و پذیرش اجتماعی (4354/0)، حمایت اجتماعی و خدمات درمانی (3993/0)، حمل ونقل (3732/0) و ارتباطات و اطلاعات (3683/0) به ترتیب در رتبه اول تا هشتم قرار دارند که به طورکلی نشانگر تطبیق سلسله مراتبی کمی با استراتژی های مدون هرکدام از زیرمعیارهای مرتبط است. ایجاد شهرِ دوستدارِ سالمندِ پویا به تأمین شرایط مبتنی بر سیاست ها، ساختارها، راهبردها، برنامه ها، امکانات و خدمات شهری بستگی دارد.
۱۵۶۰.

تأثیرکاربرد و قابلیت فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توسعه شهری دانش بنیان درکلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۰۷
در عصر دانش، پیشرفت سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات عنصر اصلی پاسخگویی به بحران های روزافزون محیطی و اجتماعی - اقتصادی شهری تلقی می شود و شهرهای دانش بنیان با استفاده از آن در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و کارایی خدمات در راستای توسعه پایدار شهری پیش می تازند. در این پژوهش، قابلیت و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توسعه شهری دانش بنیان هدف بررسی قرار گرفته است. داده-های مورد تحلیل به طریق پیمایشی و از نمونه خبرگان به تعداد 66 نفر بنا به اشباع نظری که متشکل از کارشناسان معاونت شهرسازی مناطق 22 گانه شهرداری تهران بوده اند، گردآوری شده است. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS3 استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان دادند که میانگین متغیرهای کاربرد و قابلیت فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه شهری دانش بنیان تهران، همراه با تمام مؤلفه های آن بر اساس طیف 5 سطحی لیکرت که در دامنه امتیازات از 1 تا 5 کمی سازی شده اند، در دامنه 51/2 تا 5/3 قرار داشته و بنابراین وضعیتی نیمه پایدار دارند. همچنین تأثیر کاربرد و قابلیت فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توسعه شهری دانش بنیان دارای ضریب معناداری بزرگ تر از 96/1 بوده و از این رو، مسیر برای مدل اصلی پژوهش مورد تأیید قرار دارد. نتیجه این که بهره گیری از کاربرد و قابلیت سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه بخش های فناوری اطلاعات و ارتباطات می تواند راه حلی برای رفع محدودیت های توسعه شهری دانش بنیان در کلان شهر تهران باشد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان