ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۰۲۱.

ارتقای حس محلّه در فضاهای همگانی مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر؛ مطالعه موردی: مسکن مهر شهر جدید صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۲
هدف: در روند شهرنشینی معاصر، مجتمع های مسکونی نقش غیرقابل انکاری در رفع نیاز سکونتی شهروندان ایفا می کنند. از این میان، بسیاری از مجموعه های مسکونی استطاعت پذیر به دلیل صرفه جویی در هزینه های ساخت، فاقد امکانات تفریحی و اجتماعی مناسب هستند که تأثیر منفی بر سرزندگی اجتماعی ساکنان خواهد داشت. کاهش چشم گیر روابط اجتماعی در دهه های اخیر درون جامعه و به طور ویژه میان همسایگان در مجتمع های مسکونی موجب کاهش تعاملات سازنده میان شهروندان شده است؛ ازاین رو حس محلّه جایگاه ویژه ای در بررسی های مرتبط با کیفیت زندگی شهری پیدا کرده است. با توجه به اینکه حس محلّه مفاهیمی همچون احساس رضایت از زندگی، احساس عضویت در یک گروه، پویایی اجتماعی، و نیز احساس مشترک بودن دغدغه های میان اعضای یک جامعه را در خود دارد، ارتقای حس محلّه در مجموعه های مسکونی جز از طریق طراحی و ارتقای کیفیت فضای همگانی جهت افزایش میزان تعاملات سازنده میان استفاده کنندگان از آن ها میسر نخواهد بود. روش پژوهش: این پژوهش که به روش طراحی شهری شواهد محور صورت پذیرفته است و در آن مبانی نظری به روش مطالعه کتابخانه ای و نیز اطلاعات موردنیاز از طریق فن تحلیل انگاشت رفتاری و نیز پرسش نامه گردآوری شده اند، به دنبال شناسایی شاخص های طراحی مؤثر بر حس محلّه در مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر است تا با توجه به نظرات و رفتار ساکنین در فضای همگانی مجتمع از طریق شاخص های تبیین شده به ارتقای حس محلّه بپردازد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که ارتقای کیفیت فضاهای باز همگانی در مجتمع های مسکونی به تقویت حس محلّه و افزایش تعاملات اجتماعی و حضورپذیری منجر می شود. ساکنان این مجتمع ها رضایتی نسبی از فضاهای همگانی دارند، اما کمبودهای قابل توجهی نیز در محیط فیزیکی مشاهده می شود که در بسیاری از موارد، نظرات مشترک میان ساکنان به وضوح بیان شده است. نتیجه گیری: تقویت حس محلّه، متأثر از شرایط محیطی و طراحی شهری فضای همگانی، موجب افزایش تعامل اجتماعی و درنهایت کیفیت زندگی در مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر می شود.
۱۰۲۲.

تحلیل فضایی و زمانی توزیع آلاینده متان در مناطق کلان شهری با استفاده از سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: کلان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
سابقه و هدف: آلودگی هوا یکی از چالش های مهم زیست محیطی و بهداشتی است که با رشد صنعتی و افزایش فعالیت های انسانی به ویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی تشدید شده است. گاز متان به عنوان یکی از قوی ترین گازهای گلخانه ای نقش چشمگیری در گرمایش جهانی، تغییرات اقلیمی، و کاهش کیفیت هوا ایفا می کند. منابع انتشار این گاز شامل تالاب ها، دامداری ها، کشاورزی، و دفن زباله است که فعالیت های انسانی سهم قابل توجهی در افزایش آن دارند. اندازه گیری و پایش آلودگی هوا اغلب با محدودیت های مکانی و زمانی ایستگاه های سنجش زمینی مواجه است. در این راستا، داده های ماهواره ای به دلیل پوشش گسترده، هزینه بهینه و توانایی ارائه داده های با وضوح مکانی و زمانی بالا، به عنوان یکی از مهم ترین منابع اطلاعاتی برای مطالعه آلودگی هوا مورد استفاده قرار می گیرند. در این پژوهش، از داده های سنجنده TROPOMI بر روی ماهواره Sentinel-5P، که امکان اندازه گیری غلظت گاز متان در جو را فراهم می کند، به عنوان منبع اصلی داده استفاده شده است. این داده ها مبنای تحلیل فضایی و زمانی توزیع متان در محدوده کلان شهر اصفهان بوده و امکان بررسی دقیق الگوهای مکانی و زمانی این آلاینده را در سطح گسترده فراهم کرده اند. باوجود اهمیت بالای آلودگی متان، تاکنون مطالعه ای جامع در خصوص تحلیل توزیع مکانی و زمانی این آلاینده در کلان شهر اصفهان انجام نشده است. هدف این پژوهش، تحلیل جامع و سیستماتیک توزیع متان در شهر اصفهان با استفاده از داده های ماهواره ای و شناسایی ارتباط میان تغییرات عوامل جوی و تغییرات گاز متان است تا راهکارهایی موثر برای مدیریت آلودگی هوا و بهبود کیفیت زیست محیطی ارائه شود. مواد و روش ها: این پژوهش با هدف تحلیل مکانی و زمانی توزیع غلظت متان در کلان شهر اصفهان، از داده های سنجنده TROPOMI مستقر بر ماهواره Sentinel-5P در بازه زمانی 1398 تا 1402 استفاده کرده است. داده های ماهواره ای با بهره گیری از سامانه گوگل ارث انجین فراخوانی، پردازش و تحلیل شدند. برای بررسی الگوی توزیع مکانی غلظت متان، شاخص موران جهانی و آماره G به منظور تحلیل خوشه ها و تعیین نحوه پراکنش داده ها به کار رفت. علاوه بر این، از آماره Gi برای شناسایی مناطق دارای بیشترین (نقاط داغ) و کمترین (نقاط سرد) غلظت متان استفاده شد. همچنین، ارتباط میان غلظت متان و عوامل اقلیمی مانند دما، فشار هوا، میزان بارش و سرعت باد از طریق محاسبه ضریب همبستگی پیرسون ارزیابی گردید. در نهایت، روند تغییرات زمانی غلظت متان در مقیاس های ماهانه، فصلی و سالانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده نشان دهنده روند افزایشی غلظت گاز متان در کلان شهر اصفهان طی دوره زمانی مورد مطالعه بوده است. این گاز در فصول سرد سال به ویژه در نواحی صنعتی و کشاورزی بیشترین غلظت را تجربه کرده است. بررسی های مکانی نشان دهنده تشکیل خوشه های قابل توجهی از غلظت های بالا در مناطق شمالی، به ویژه مناطق 4 و 7، و همچنین مناطق شرقی، به ویژه مناطق 12 و 15، می باشد که به دلیل فعالیت های مرتبط با دامداری، کشاورزی و دفن زباله، غلظت های بالای متان را در این مناطق به دنبال داشته است. در مقابل، نواحی جنوبی، به ویژه مناطق 2 و 6، و همچنین بخش هایی از نواحی غربی به عنوان نقاط سرد با غلظت های پایین تر شناخته شدند. علاوه بر این، ارزیابی ارتباط پارامترهای اقلیمی نشان داد که دما و سرعت باد به طور معکوس با تغییرات غلظت متان در ارتباط بوده اند، در حالی که فشار هوا نشان دهنده رابطه ی مثبت و معناداری با تغییرات غلظت این گاز بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، که مبتنی بر تحلیل داده های ماهواره ای با دقت بالا و روش های پیشرفته سنجش مکانی است، اطلاعات ارزشمندی را در زمینه مدیریت آلودگی هوا و برنامه ریزی شهری فراهم می آورد. بر این اساس، پیشنهاد می شود پایش و کنترل انتشار متان با اولویت بندی فصول سرد سال و تمرکز بر مناطق شناسایی شده به عنوان نقاط داغ انجام گیرد. در این راستا، بهینه سازی فرآیندهای صنعتی، مدیریت کارآمد پسماندها در نواحی شرقی اصفهان و کنترل انتشار متان از دامداری های شمالی با بهره گیری از فناوری های نوین، ازجمله روش های تصفیه زیستی، می تواند به طور مؤثری در کاهش این آلاینده نقش ایفا کند. علاوه بر این، استفاده از داده های سنجش از دور و مدل های پیش بینی پیشرفته برای پایش مداوم غلظت متان و اجرای راهکارهای کنترل آلودگی به صورت هدفمند، به عنوان یک راهبرد مؤثر توصیه می شود.
۱۰۲۳.

زمینه ها و بسترهای ارتکاب جرم سرقت در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه و هدف: سرقت از جمله جرائم مهم و شایع در جوامع امروزی است که آثار و پیامدهای گسترده ای بر امنیت اجتماعی و احساس آرامش شهروندان دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی زمینه ها و بسترهای ارتکاب سرقت در شهر تهران انجام شده و در پی پاسخ به این پرسش است که چه عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بروز این جرم مؤثرند. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل کلیه سارقان دستگیرشده توسط پلیس آگاهی تهران و تعدادی از کارآگاهان پایگاه های آگاهی فاتب است. نمونه تحقیق ۲۲ نفر از سارقان و ۱۰ نفر از کارآگاهان را دربر می گیرد که از طریق روش نمونه گیری نظری و در دسترس انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری و تحلیل شده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد مهم ترین عوامل اقتصادی مؤثر بر سرقت شامل فقر، بیکاری، افزایش هزینه های زندگی و تمایل به درآمد آسان است. عوامل اجتماعی چون طلاق والدین، دوستی های ناباب، اعتیاد، نابرابری اجتماعی، تحصیلات پایین و گسست خانوادگی نیز در این زمینه تأثیرگذارند. علاوه بر این، ضعف باورهای فرهنگی، تغییر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی از عوامل فرهنگی تقویت کننده سرقت محسوب می شوند. همچنین، در میان قومیت های مختلف، الگوهای خاصی از سرقت شناسایی شد که بیانگر تأثیر تفاوت های فرهنگی است. نتیجه گیری: افزایش سرقت در تهران طی سال های اخیر ارتباط مستقیمی با شرایط اقتصادی نامناسب و آثار تحریم ها دارد. با وجود اهمیت عوامل اقتصادی، این پدیده در تعامل تنگاتنگ با عوامل اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرد. بنابراین، کاهش مؤثر میزان سرقت نیازمند سیاست گذاری های جامع اقتصادی همراه با تقویت بنیان های فرهنگی و اجتماعی جامعه است
۱۰۲۴.

تبیین چارچوب طراحی فضای شهری دوستدار بانوی ایرانی (مطالعه موردی: خیابان های شهری کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۲
مقدمه : زنان به عنوان نیمی از بهره برداران فضاهای شهری، حق دارند همانند مردان از فضاهای شهری استفاده کنند. اما از آنجایی که نوع نیازها، نحوه ادراک محیط و در نتیجه الگوهای رفتاری زنان و مردان در فضاهای شهری، تفاوت های معناداری دارند، لذا نادیده انگاشتن تفاوت ها می تواند حضور زنان را در فضاهای عمو می محدود نماید. داده و روش : هدف این مقاله تبیین چارچوب طراحی فضاهای شهری دوستدار بانوان با تأکید بر خیابان های شهری در شهر کرمان است. بدین منظور، با روش توصیفی- تحلیلی و با مصاحبه میدانی و ابزار پرسش نامه در روش دلفی به دنبال بررسی موضوع پرداخته است. جامعه آماری تحقیق 16 نفر از اساتید دانشگاه، برنامه ریزان و مدیران شهرداری هستند که با روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که پیامدهای طراحی خیابان دوستدار بانوان بر اساس شرایط علی و تعاملی و همچنین تحولات مداخله گر و زمینه ای باعث گسترش حضور بانوان در خیابان و تعامل بیشتر آن ها در یک بستر اجتماعی با سایر شهروندان خواهد شد. این تعاملات به حس آرامش و احساس رضایت بانوان منجر می شود. نتیجه گیری : بر همین اساس، در طراحی شهری امنیت و ایمنی و حذف فضاهای بی دفاع و مخروبه شهری از الزامات اصلی طراحی یک خیابان دوستدار بانوان محسوب می شود که در اولویت اول چارچوب طراحی های شهری قرار می گیرد.بر همین اساس مؤلفه های طراحی شهر در سه بعد قانون گذاری، بعد ساختارسازی و بعد کارکردگرایی دسته بندی شده اند.
۱۰۲۵.

ارتقاء الگوی سنجش کیفیت زندگی برپایه ظرفیت های رودخانه شهری (نمونه موردی: رودخانه زاینده رود و شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۷۲
از دیدگاه توسعه پایدار، انگاشت کیفیت زندگی رابطه مستقیمی با پایداری شهری دارد و در قرن اخیر با توجه به رشد سریع شهرها، این انگاشت تحت تأثیر ابعاد مختلفی قرار دارد به گونه ای که برنامه ریزی مناسب و مدیریت مؤثر برای بهبود کیفیت زندگی شهری ضروری است و ازآنجایی که کارکرد اصلی شهرها فراهم کردن مکان هایی برای افراد برای تجارت، تولید، ارتباط و زندگی است، سنجش کیفیت زندگی از دیدگاه ساکنان در برنامه ریزی شهرها برای پایداری شهر حائز اهمیت است. رودخانه های شهری به عنوان یکی از عناصر طبیعی محیط شهری هستند که نقش مهمی در شکل گیری تحولات ساختاری و عملکردی شهرها دارند و مستقیم و غیرمستقیم زندگی ساکنان پیرامون خود را تحت تأثیر قرار می دهند. رودخانه زاینده رود شهر اصفهان به عنوان یکی از رودخانه های طبیعی و میراثی شهر در چند قرن گذشته تا حال تأثیر بسزایی بر تحولات شهر و سطح کیفیت زندگی ساکنان پیرامون خود داشته و امروزه با مشکل خشکسالی مواجه است و این مسئله باعث کاستی در سطح کیفیت زندگی ساکنان پیرامون آن داشته و نیازمند توجه سطح کیفیت زندگی ساکنان به عنوان یک سیستم گزارش دهی در برنامه ریزی شهری زاینده رود است؛ بنابراین هدف این مقاله شناسایی و سنجش ابعاد کیفیت زندگی ساکنان پیرامون رودخانه زاینده رود است. این پژوهش کاربردی و شیوه ترکیبی است و گردآوری داده ها بر اساس مطالعات اسنادی و میدانی و پیمایش و از ابزارهای مشاهده و پرسشنامه ساختاریافته و نیز تحلیل داده ها از تحلیل متون و تحلیل تاریخی در کنار تحلیل های کمّی چون تحلیل عاملی تأییدی بهره گرفته است. نتایج نشان داد که رودخانه زاینده رود به واسطه عملکرد و ویژگی های آن بر ابعاد کیفیت زندگی ساکنان پیرامونش تأثیر مستقیم دارد که ابعاد کیفیت زندگی ساکنان پیرامون زاینده رود شامل شش بعد "سیاسی و مدیریتی"، "اقتصادی"، "تاریخی"، "اجتماعی"، "کالبدی" و زیست محیطی" هستند که هر یک شامل چند مؤلفه و نشانگر است. "بعد اجتماعی" بر تغییرات دیگر ابعاد کیفیت زندگی ساکنان تعیین کننده است؛ بنابراین می توان اهداف برنامه شهری رودخانه زاینده رود را همسو با توقعات و انتظارات و سطح کیفیت زندگی ساکنان پیرامونش قرار داد تا از طریق راهبردهای این برنامه به ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان کمک شایانی کرد.
۱۰۲۶.

ارزیابی تطبیقی شاخص های توسعه پایدار در قلمروهای کوهستانی و غیرکوهستانی (مطالعه موردی: استان اصفهان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۱
نابرابری در توسعه مناطق مختلف جغرافیایی از جمله مسائل عمده پیش روی برنامه ریزان منطقه ای و ناحیه ای است. از این رو، یکی از شاخصه های متداول در برنامه ریزی منطقه ای، سطح بندی نواحی مختلف جغرافیایی بر اساس برخورداری از نماگرهای توسعه پایدار است. در پژوهش حاضر تلاش شده با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی، نماگرهای توسعه پایدار در شهرستان های قلمرو کوهستانی و غیرکوهستانی استان اصفهان بررسی شود. رویکرد پژوهش از نوع کمی تحلیلی و شاخص های بررسی شده ۵۳ مورد بوده است. نتیجه حاصل از به کارگیری تحلیل عاملی، کاهش ۵۳ شاخص پژوهش به ۶ عامل نهایی بود. با توجه به امتیازهای استخراج شده، شاخص ترکیبی هر شهرستان محاسبه شد و بر اساس آن، شهرستان های استان اصفهان در چهار سطح رتبه بندی شدند: شهرستان های اصفهان، کاشان و فلاورجان در سطح بسیار برخوردار؛ شهرستان های شاهین شهر و میمه، اردستان، شهرضا، خمینی شهر، سمیرم، نجف آباد، لنجان، فریدن، مبارکه، آران و بیدگل، فریدون شهر و چادگان در سطح برخوردار؛ شهرستان های گلپایگان، تیران و کرون و خوانسار در سطح تاحدودی برخوردار و در نهایت شهرستان های نطنز، دهاقان، برخوار، نایین و خور و بیابانک در سطح محروم قرار دارند. همچنین، تقسیم بندی شهرستان های قلمروهای کوهستانی و غیرکوهستانی از لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه پایدار نشان داد که شهرستان های کوهستانی استان اصفهان، از جمله فریدن، فریدون شهر، سمیرم و چادگان در سطح برخوردار؛ شهرستان های تیران و کرون، خوانسار و گلپایگان در سطح تاحدودی برخوردار و شهرستان دهاقان در سطح محروم قرار دارد.
۱۰۲۷.

مکان یابی مناطق مستعد احداث میادین عرضه دام عشایری در استان فارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۹
اقتصاد جامعه عشایر به پرورش و فروش دام ها و دامپروی وابسته است در نتیجه ایجاد میادین عرضه دام به جهت خرید و فروش دام های سبک عشایری با در نظرگیری معیارهای مؤثر اکولوژیکی، اقتصادی – اجتماعی بسیار حائز اهمیت است. جامعه ی عشایری در استان فارس نیز 3 ایل و 8 طایفه مستقل هستند که از طریق همین پرورش دام های سبک امرار معاش می کنند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف اصلی این پژوهش مکان یابی مناطق بهینه و مستعد به جهت ایجاد میادین عرضه دام در سطح استان فارس بود و از روش های تصمیم گیری چند معیاره تحلیل سلسله مراتبی و ترکیب خطی وزنی برای فرآیند مکان یابی (تحلیل اکولوژیکی و اقتصادی-اجتماعی) استفاده شد. با توجه به اهمیت این موضوع در ابتدا تحلیل بخش اکولوژیکی با استفاده از معیارهای اصلی و در بخش اقتصادی-اجتماعی نیز با استفاده از پرسشنامه و تحلیل سلسله مراتبی صورت گرفت و در آخر نیز با توجه به شرایط استان و با درنظرگیری صرفه اقتصادی تعدادی از شهرستان ها در این بخش از فرآیند مکانیابی حذف شدند. در انتها نیز طبق نتایج مشخص شده در هر دو بخش اکولوژیکی و اقتصادی- اجتماعی شش منطقه از استان فارس به عنوان قطب شش گانه میادین عرصه دام انتخاب شدند که این شش ناحیه در شهرستان های فیروزآباد، داراب، ارسنجان، خنج، شیراز و اقلید قرار داشتند.
۱۰۲۸.

آسیب شناسی ژئوپلیتیکی مناطق آزاد تجاری-صنعتی ایران (موردپژوهی: کیش، قشم و چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
بیش از چهار دهه از سیاست های جایگزینی واردات به عنوان راهبرد بازرگانی خارجی در ایران سپری شده است. این راهبرد اگرچه در آغاز، مقیاس هایی از صنعتی شدن را در کشور پدید آورد، اما به دلیل تاخیر در اجرا، فقدان سیاست گذاری اقتصادی با رویکردهای تکاملی و نیز تغییر جهت نیافتن به سوی سیاست های برونگرایی، نتوانسته توسعه صنعتی و تجاری قابل قبولی در کشور ایجاد نماید. در این زمینه، به نظر می رسد مناطق آزاد اقتصادی و تجاری ایران از الزامات فضایی که پیش شرط کسب سود و ارزش افزوده به شمار می رود، محروم است و این مسأله می تواند به ناتوانی و ناکارآمدی فزاینده در مناطق آزاد تجاری-صنعتی منتهی شود. با توجه به اهمیت فزاینده-ی مناطق آزاد تجاری-صنعتی در فرایندهای اقتصاد سیاسی ایران، تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به سنجش کارکردهای مناطق آزاد تجاری-صنعتی جنوب و جنوب شرق ایران (شامل کیش، قشم و چابهار) پرداخته و میزان هم راستایی و انطباق این مناطق با نظام تولید جهانی را بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که منطق حاکم بر مناطق آزاد تجاری-صنعتی ایران با منطق تولید در عرصه جهانی شدن منطبق نیست؛ چراکه تولید در آینده ی باز جهانی به شدت وابسته به تکنولوژی است. از این رو و با توجه به فرایندهای اقتصادی و سیاسی 20 ساله ی طی شده در این مناطق، به نظر می رسد دست کم در افق زمانی 2025، این مناطق در محرومیت نسبی ناشی از عدم برخورداری از رویه ها و دستاوردهای تولید تکنولوژیک محور، باقی خواهند ماند.
۱۰۲۹.

تبیین پارامترهای پایداری اجتماعی- محیطی در طراحی پارک های کوهستانی شهری (نمونه موردی: پارک فردوسی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۳
رشد بی رویه جمعیت ، افزایش آلودگی های زیست محیطی و کمبود فضاهای سبز از بزرگترین چالش ها در کلان شهر تهران محسوب می شود. از این رو ایجاد فضاهای سبز مانند پارک می تواند به منزله مکانی برای تفرج و تعاملات اجتماعی شهروندان در بهبود شرایط محیطی موثر واقع شود. همچنین طراحی فضای سبز بر پایه اصول پایداری اجتماعی و محیطی به عنوان مولفه های اصلی توسعه پایدار می تواند گامی در جهت دستیابی به اهداف آن باشد. موقعیت جغرافیایی تهران در دامنه جنوبی رشته کوههای البرز می تواند بستری مناسب برای ایجاد پارک ها و تفرج گاههای کوهستانی بر پایه ملاحظات اجتماعی و زیست محیطی فراهم آورد. این پژوهش با هدفی کاربردی به منظور دستیابی به ضوابط پایداری اجتماعی و محیطی در طراحی پارک های کوهستانی، به بررسی این ضوابط در پارک فردوسی به عنوان نمونه ای موفق از یک پارک کوهستانیدر کلان شهر تهران می پردازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بر اساس تحلیل محتوا می باشد که ضمن آگاهی از معیارهای پایداری اجتماعی- محیطی، ویژگی های آنها با پارک فردوسی مورد مقایسه تطبیقی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهند طراحی این پارک بر اساس معیارهای پایداری اجتماعی- محیطی با تأکید بر تعاملات اجتماعی، مشارکت شهروندان، ارتباط با طبیعت و هماهنگی با بستر کوهستانی، استفاده از مصالح والگوهای معماری بومی، کاشت گیاهان بومی و کم آب و جلوگیری از اتلاف آب می باشد. شناخت ویژگی های مذکور در پارک فردوسی می تواند به مثابه راهبردی در طراحی فضاهای سبز کوهستانی به منظور دستیابی به اهداف توسعه پایدارباشد.
۱۰۳۰.

مقیاس کاهی داده های دمایی مدل گردش کلی CMIP6 به کمک داده های دمای سطح زمین (LST) سنجنده MODIS مطالعه موردی: استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۶
در مطالعات تغییر اقلیم، مقیاس کاهی و تبدیل داده های مدل های گردش کلی (GCMs) از سلول های بزرگ مقیاس به واحدهای کوچک تر و یا نقطه ای بسیار حائز اهمیت است. در این پژوهش روشی برای مقیاس کاهی داده های بزرگ مقیاس دمای ماهانه مدل های گردش کلی CMIP6 ارائه گردیده است که در آن، از رابطه بین دمای هوای استان یزد با دمای سطح زمین (LST) به عنوان یکی از محصولات تصاویر سنجنده مودیس استفاده گردید تا داده های دمایی سه مدل گردش کلی TaiESM1، ACCESS-CM2 و CanESM5 با دقت های مکانی 105*118 کیلومترمربع، 138*175 کیلومترمربع و 310*270 کیلومترمربع را به نقشه های دمای ماهانه استان یزد با دقت مکانی 1*1 کیلومترمربع بهبود دهد. نتایج حاصله نشان داد که روش پیشنهادی برای مقیاس کاهی دما، کارآیی مناسب تری نسبت به روش های پیشین نظیر روش دلتا داشته و در مدل های مختلف گردش کلی با دقت های مکانی مختلف دارای کارایی های متفاوتی بوده است؛ به طوری که دقت این روش در مدل Can-ESM5 نسبت به مدل های Access-CM2 و Tai-ESM2 بیشتر بود. در ادامه، اقدام به شبیه سازی میانگین دمای ماهانه و سالانه استان یزد به کمک مدل های TaiESM1، ACCESS-CM2 و CanESM5 تحت سه سناریوی SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در دهه های آتی (2100-2015 میلادی) شد. بر اساس نتایج به دست آمده از محدوده مطالعاتی استان یزد، میانگین دمای سالانه دهه های آتی استان یزد دارای روند افزایشی بوده و این مدل ها افزایش دمای 15 تا 35 درصد (میانگین 22 درصد) نسبت به دوره پایه را پیش نگری می کند. در بین سه مدل گردش کلی مذکور، بیشترین افزایش دما توسط CanESM5 پیش نگری شده و در بین سه سناریوی SSP بیشترین افزایش دما توسط سناریوی SSP5-8.5 پیش نگری شده است.
۱۰۳۱.

واکاوی عناصر و ویژگی های کاروانسراهای عصر قاجار و ابعاد ژئوپلیتیک آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
کشور پهناور ایران به دلیل اهمیت سوق الجیشی و قرار گرفتن آن در مسیر جاده ابریشم به عنوان شاهراهی حیاتی و اقتصادی، همواره مورد توجه کاروان های تجاری بوده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی ویژگی های کاروانسراهای دوره قاجار است. روش تحقیق در این پژوهش میدانی- تاریخی، تحلیلی است. بدین ترتیب ابتدا مطالعات تاریخی، به ویژه در سفرنامه ها به منظور دستیابی به راه های ارتباطی و خانه های میانی آن عصر انجام شده است. سپس بررسی میدانی با اطلاعات به دست آمده از منابع مکتوب تطبیق داده شده و سکونت گاه ها و مطالعات تاریخی مذکور عوامل معماری و ساختاری آثار را مورد تحلیل قرار داده اند. کاروانسرا به عنوان محل استقرار تجار و بازرگانان در ایجاد روابط تجاری نقش بسزایی داشت. کاروانسراها در بیشتر دوره های تاریخی ایران ساخته شده اند. در دوره قاجار اگرچه روابط تجاری با کشورهای مختلف از سر گرفته شد، اما هرگز به سطح روابط تجاری سابق نرسید. در این دوره، تعدادی کاروانسرا ساخته شد که به دلیل عجله در ساخت آنها و استفاده از مصالح بی کیفیت، به ویژه خشت، امروزه بیشتر این بناها تا حد زیادی تخریب شده یا به کلی ویران شده است. این پژوهش بر آن است تا با بررسی کاروانسراهای دوره قاجاریه و ویژگی های معماری و ساختاری آنها، ویژگی های مشترک این کاروانسراها را بررسی کند.
۱۰۳۲.

سنجش تبیینی جنبه های شهر هوشمند (حکمروایی و کیفیت زندگی) در منطقه 9 کلانشهر مشهد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۵
شهر هوشمند یکی از دستاوردهای انقلاب انفورماتیک می باشد که به عنوان راهبردی در زمینه پایداری شهرها برای مقابله با چالش های ناشی از روند فزاینده شهرنشینی، در شش بعد حکمروایی هوشمند، اقتصاد هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، محیط هوشمند و زندگی هوشمند مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ویژگی های ابعاد حکمروایی و زندگی هوشمند در منطقه 9 کلانشهر مشهد انجام شده که از حیث نوع، کاربردی – توسعه ای و از حیث روش، توصیفی – تحلیلی می باشد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند و سپس از طریق تکنیک های آماری در نرم افزار SPSS و مدل کوپراس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و شهروندان منطقه 9 مشهد می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 15 نفر کارشناس و 360 نفر شهروند برآورد گردید. نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن حاکی از وجود تفاوت های آشکاری میان سطح برخورداری نواحی سه گانه از شاخص های مورد بررسی می باشد. ناحیه یک با مجموع میانگین، 501/4 رتبه اول را در میان سایرین به خود اختصاص داده است. شایان ذکر می باشد که شاخص شفافیت در هر سه ناحیه به صورت ضعیف ارزیابی شده است. همچنین یافته ها نشان می دهند که میزان مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ها، تا حد قابل قبولی می تواند از طریق بهبود وضعیت شاخص های شفافیت (با ضریب بتای 533/0) و خدمات عمومی و اجتماعی (با ضریب بتای 311/0)، افزایش یابد. خروجی مدل کوپراس از رتبه بندی شاخص ها، حاکی از اهمیت شاخص آموزش به عنوان موثرترین عنصر در راستای بهبود استانداردهای هوشمندسازی در سطح منطقه می باشد.
۱۰۳۳.

تحلیل فضایی آسیب های اجتماعی در بافت جدید و غیر رسمی شهر مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۶
آسیب های اجتماعی یکی از محورها و مباحث اصلی مطالعات آسیب شناسی شهری در اغلب شهرهاست. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی آسیب های اجتماعی بافت های شهری (مطالعه موردی: بافت های جدید(گلشهر) و غیررسمی(میکائیل آباد) شهر مراغه) بود. نوع تحقیق کاربردی و روش پژوهش توصیفی از نوع علی – مقایسه ای بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل افرادی که در بافت های شهر جدید گلشهر و بافت غیررسمی میکاییل آباد زندگی می کنند. نمونه آماری با توجه به روش تحقیق و نظر متخصصان، تعداد ۱۰۰ نفر برای هر گروه و در کل ۲۰۰ نفر از طریق روش نمونه گیری خوشه ای احتمالی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه آسیب های اجتماعی محقق ساخته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون خی دو و تحلیل واریانس چند متغیره استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ که نوع آسیب های اجتماعی در بافت های جدید و غیررسمی شهر مراغه متفاوت است. ولی در مؤلفه های ۵ گانه (اجتماعی، خشونت، خانواده، محیط عمومی و اموال) تفاوتی وجود نداشت. همچنین میزان آسیب های اجتماعی در بافت های جدید و غیررسمی شهر مراغه متفاوت است و میزان مؤلفه های ۵ گانه آسیب های اجتماعی (اجتماعی، خشونت، خانواده، محیط عمومی و اموال) تفاوت معنی داری را در بین بافت های غیررسمی و بافت شهری جدید نشان داد. در نهایت می توان گفت که در هر دو بافت شهری جدید و بافت های غیررسمی آسیب های اجتماعی وجود دارد و میزان آسیب های اجتماعی در بافت های غیررسمی بیشتر از بافت های شهری جدید می باشد.
۱۰۳۴.

سنجش عوامل موثر در توسعه شهرهوشمند پایدار تبریز از منظر روح مکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
دستور کار شهرهای هوشمند پایدار بر بهبود کیفیت زندگی شهروندان با تقویت زیرساخت های شهر با استفاده از فناوری های جدید متمرکز است. از این رو تحقیق حاضر به سنجش عوامل موثر در توسعه شهرهوشمند پایدار تبریز از منظر روح مکان می پردازد. این مطالعه یک رویکرد سیستماتیک را با استفاده از یک چارچوب تحلیلی دنبال کرد که شامل بررسی ادبیات گسترده و نظرات کارشناسان شهری برای شناسایی مجموعه ای از شاخص ها و ارزیابی آن برای اعتبار، راست آزمایی و اجرای پرسشنامه برای یک نمونه جمعیت بود. این مطالعه از نمونه ای متشکل از 169 شرکت کننده استفاده کرد که شاهد تغییراتی در شهر تبریز در طول 10 سال اخیر بوده اند. برای تحلیل اطلاعات از روش ترکیبی مدل ساختاری-تفسیری (ISM) و فرایند سلسه مراتبی (AHP)استفاده شد. این تحقیق نشان داد که هر مکانی هویت خاص خود را دارد که به عنوان "روح مکان" شناخته می شود که به ارزیابی ویژگی های پایدار می پردازد و استفاده از آن در مسیر برنامه ریزی و توسعه برای دستیابی به توسعه پایدار کمک شهر می کند. همچنین نشان داد که مدیران شهری باید دیدگاه های جمعیت محلی را به همراه جنبه های مهم طراحی و برنامه ریزی پروژه های توسعه برای دستیابی به توسعه پایدار با زیرساخت های تاب آور در نظر بگیرند. در نهایت این مطالعه می تواند به ایجاد پایداری در سطح محلی برای مدیران شهری، برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان در حین ایجاد شبکه های استراتژیک کمک کند.
۱۰۳۵.

تحلیل وضعیت مؤلفه های مؤثر بر اجتماع پذیری فضاهای شهری (مطالعه موردی: کوچه حاج رئیس، بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه : حضور یا عدم حضور انسان ها در فضاها و قلمرو های عمومی به عنوان بازنمای رفتار انسان منجر به ظهور نشانه هایی از مشارکت خواهد بود. لذا هدف از پژوهش حاضر، استخراج و شناسایی مؤلفه های مؤث ر ب ر اجتماع پذیری فضاهای عمومی؛ تحلی ل و تبیی ن همبس تگی روابط میان آن ها، تأیید مدل پیشنهادی و در نهایت نیز ارزیابی عملکرد اجتماع پذیری مورد مطالعه به تفکیک مؤلفه های تایید شده توسط خبرگان است. داده و روش : پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی تحلیلی و از روش کمی جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. به منظور گردآوری ادبیات نظری، شناسایی و استخراج مؤلفه های مؤثر بر اجتماع پذیری فضاهای شهری از مرور منابع دست اول استفاده شده است. بخش میدانی با استفاده از پرسش نامه و آزمون مدل به روش آزمون دو جمله ای در نرم افزار SPSS و تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار Lisrel انجام شده است.جامعه آماری این پژوهش کل جمعیت شهر بوشهر؛ 252 هزار نفر و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران برابر با 150 نفر است. روش نمونه گیری هدفمند بوده است و شهروندانی انتخاب شده اند که تجربه ادراک کوچه حاج رئیس را در طول زمان داشته اند. یافته ها : شاخص های آماری به وضوح نشان می دهد که مدل پیشنهادی به خوبی با داده ها هماهنگ شده است و همان طور که پیش بینی می شد مؤلفه های کالبدی، فعالیتی_اجتماعی و ادراکی_معنایی، تبیین کننده مفهوم اجتماع پذیری هستند و همچنین هر یک از شاخص های نامبرده قادر به سنجش این مؤلفه ها هستند. نتیجه گیری : از میان مجموع مؤلفه های مؤثر بر اجتماع پذیری کوچه حاج رئیس، مؤلفه های دسترسی و ارتباطات، روئیت پذیری، مبلمان اجتماع پذیر، کاربری های فعال، عملکرد فضا در جذب گروه های مختلف سنی و در نهایت انعطاف پذیری، از دیدگاه مراجعه کنندگان در وضعیت نامطلوبی قرار دارند. در انتها نیز به منظور تغییر وضعیت مؤلفه های نامطلوب پیشنهاداتی ارائه شده است.
۱۰۳۶.

شناسایی و پهنه بندی حرکات پیوسته مواد دامنه ای با استفاده از تصاویر راداری سنتینل-1 و ارتباط آن با کاربری اراضی ، مطالعه موردی: گردنه صلوات آباد استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۱
لغزش های دامنه ای تحت تأثیر عوامل درونی، بیرونی (اقلیم) و فعالیت های انسانی قرار دارند. گردنه صلوات آباد، در شرق سنندج و مسیر ارتباطی سنندج–همدان، یکی از مناطق آسیب پذیر با لغزش های مکرر سالانه است که به دلیل عبور محور اصلی، ساخت وساز، باغداری و جاده سازی، این مخاطرات تشدید شده اند. این پژوهش با هدف شناسایی، اندازه گیری و پهنه بندی حرکات دامنه ای، از تداخل سنجی راداری و تحلیل کاربری اراضی بهره برده است. برای بررسی پوشش گیاهی، شاخص NDVI از 8 تصویر سنتینل-2 استخراج و تاریخ مناسب تصاویر راداری انتخاب شد. همچنین، با پردازش 4 تصویر سنتینل-1 طی دوره 2020 تا 2023 در نرم افزار SNAP، جابه جایی های سطحی بررسی شد. نقشه کاربری اراضی با استفاده از تصویر لندست-8 (2023) و روش طبقه بندی نظارت شده در ArcGIS به شش کلاس تقسیم شد. نتایج نشان داد که منطقه سالانه 2.4 سانتی متر جابه جایی و در مجموع 9.5 سانتی متر تغییرات دامنه ای را تجربه کرده است. در تحلیل پهنه بندی، 14.45 درصد مساحت منطقه در طبقه خطر زیاد و 29.33 درصد در طبقه متوسط قرار گرفت. کاربری جاده به سه قطعه تفکیک شد که قطعات اول (6.59 کیلومتر) و دوم (6.6 کیلومتر) به ترتیب در طبقات زیاد و متوسط جای گرفتند. در نهایت، 18 پهنه ناپایدار در امتداد جاده شناسایی شد که 16 مورد عمدتاً در کاربری مرتع و بایر قرار داشتند. بیشترین جابه جایی در دامنه های با جهات شمال، شمال غربی، جنوب و غرب مشاهده شد.
۱۰۳۷.

سنجش توانایی بالقوه جذب عبور بار از کریدورهای حمل ونقل بین المللی با تمرکز ویژه بر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۳
ایران از جمله کشورهایی به شمار می رود که به دلیل قرارگیری در موقعیت جغرافیایی مناسب و تقاطع مسیرهای بین المللی همچنین دسترسی به آب های آزاد از مزیت عبور بار و ترانزیت برخوردار بوده است. ایران با منابع سرشار از انرژی، در منطقه خاورمیانه دارای جایگاه ژئوپلیتیکی، ژئواکونومی و ژئواستراتژی خاص است. در قلمروهای جدید ژئواکونومیک، ایران در مرکز بیضی استراتژی انرژی قرار گرفته که در میان سه حوزه مهم مصرف کننده انرژی یعنی اروپا، چین و هند واقع شده است اتخاذ سیاست های درست جهت استفاده از این موقعیت ژئواستراتژیک، موجب تنوع و افزایش منابع درآمدی و کاهش وابستگی اقتصادی به فروش نفت، افزایش امنیت، ارتقاء روابط سیاسی و اجتماعی می گردد. به همین علت، مطالعه ی کریدورهای حمل ونقل به عنوان یکی از موضوعات مهم برای استفاده از این موقعیت، ضروری است. این پژوهش، با توسعه ی مدل جذابیت کریدورهای حمل ونقل که شامل فاکتورهای هزینه، زمان، قابلیت اطمینان، امنیت، انتشار دی اکسیدکربن، شاخص عملکرد لجستیک و شاخص جهانی شدن است، جذابیت کریدورهای حمل ونقل عبوری از ایران را نسبت به کریدورهای حمل ونقل رقیب، برای ده گروه کالا و یکصد و دوازده مبدأ - مقصد، محاسبه نموده و در نهایت، با تدوین سناریوها، تأثیر  بهبود در معیارهای مدل سنجش جذابیت کریدورهای حمل ونقل را ارزیابی می نماید. نتایج نشانمی دهد که ضعف مسیرهای عبوری از ایران، نسبت به سایر مسیرها در هزینه و زمان عبور از مرز است. همچنین، بهبود شاخص عملکرد لجستیک و افزایش سهم گونه ی ریلی در کریدورهای حمل ونقل ، بیشترین تأثیر را بر افزایش جذابیت مسیرها دارد.
۱۰۳۸.

تبیین و تحلیل اثر مؤلفههای ارزش ویژه برند بر توسعه گردشگری پزشکی (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۶
از آنجایی که مقصدها مکان هایی است که مردم آنها را برای تجربه ای خاص و بر اساس درکی که از خصیصه خاصی از جاذبه حاصل شده است، برای اقامت و سفر انتخاب می کنند، می توان با استفاده از روش های برنامه ریزی برای آنها یک برند ایجاد کرد. بدین ترتیب، گردشگران در هنگام انتخاب بین مقصدی که به برند تبدیل شده است و رقبای آن به دلیل جایگاه بهتری که برند در ذهن ها دارد، مقصد دارای برند را ترجیح دهند. اینگونه است که امروز توجه صرف به زیرساخت های سخت از بین رفته و تمرکزی چشمگیر به زیرساخت های نرم، طرح ریزی شهری نظیر طرح ریزی یک تصویر ذهنی خوب یا ساخت یک برند برای شهر در حال شکل گیری است. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل اثر مؤلفه های ارزش ویژه برند بر توسعه گردشگری پزشکی در کلانشهر اهواز تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. طبق یافته های پژوهش در راستای بررسی برازش مدل از شاخص های کای دو بر درجه آزادی، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد، ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده و شاخص برازش تطبیقی استفاده شد. در این مطالعه تمامی شاخص های 964/2CMIN/DF =، 072/0 RMSEA =، 074/0 SRMR = و 927/0 CFI = تأیید شد. همچنین، بین میانگین مشاهده شده متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی از برند با میانگین فرضی (عدد 3) تفاوت معناداری وجود دارد (001/0sig = ). همچنین، میانگین مشاهده شده متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی از برند از میانگین فرضی بیشتر است؛ درنتیجه می توان گفت که متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی برند وضعیت مطلوبی دارد.
۱۰۳۹.

بازیابی بخارآب نزدیک به سطح جَو با دقت و توان تفکیک مکانی ارتقایافته ازطریق تلفیق داده های چندسنجنده ای و مشاهدات زمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
سابقه و هدف: بخارآب موجود در جَو پارامتری محوری در مدل سازی تعادل انرژی در سطح زمین است و در متعادل نگاه داشتن دمای جَوّ کره زمین نقش مهمی دارد. بازیابی این پارامتر، به منزله تأثیرگذارترین عامل جَوّی در رادیانس دریافتی سنجنده، از اهمیت بسزایی برخوردار است. ازآنجاکه محتوای بخارآب جَو در لایه نزدیک به سطح بیشتر و تغییرات زمانی و مکانی آن شدیدتر است، اندازه گیری ایستگاه های هواشناسی زمینی به رغم دقت بالا، به دلیل محدودیت های زمانی و مکانی و اندازه گیری نقطه ای، قابلیت تعمیم پذیری ندارند. ازاین رو ارائه روش های ماهواره محور کاربردی به منظور بازیابی دقیق و مداوم آن، با توزیع مکانی مناسب ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق بیان چهار روش نوآورانه و دقیق برای برآورد نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح جَوّ استان اصفهان در سال 1399، با توان تفکیک 1 کیلومتر، ازطریق تلفیق داده های ایستگاه های هواشناسی، داده های سنجنده و درنَهایت، اعتبارسنجی و مقایسه عملکرد آنهاست. بدین منظور تصحیح خطای اریبی داده های بخارآب سنجنده طی مرحله هم مقیاس سازی و تصحیح خطای درون یابی مشاهدات ایستگاه های زمینی در دستورکار قرار گرفت. مواد و روش ها: سنجنده های گوناگون قابلیت اندازه گیری بخارآب، با توان تفکیک های مکانی و حساسیت های متفاوت به این پارامتر را دارند. ازاین رو مطرح کردن روش هایی، مبتنی بر استفاده و تلفیق هم زمان داده های سنجنده ها و مشاهدات ایستگاه های زمینی، به منظور ارتقای هم زمان توان تفکیک مکانی (یک کیلومتر) و دقت بازیابی بخارآب نزدیک به سطح جَو ضروری است. در نخستین روش به کاررفته در این تحقیق، با استفاده از باندهای جذب و غیرجذب بخارآب سنجنده مادیس (MODIS) طی روش نسبت باندی و با استفاده از مشاهدات زمینی، بخارآب نزدیک به سطح بازیابی می شود. در روش دوم، ابتدا مشاهدات بخارآب نزدیک به سطح ایستگاه های زمینی، با روش درون یابی معکوس فاصله، به داده های بخارآب سطحی یک کیلومتری تبدیل می شود. سپس طی مراحل روش پیشنهادی و با استفاده از مقادیر نسبت اختلاط بخارآب برآوردشده با روش اول، خطای درون یابی در هر پیکسل حذف می شود. در روش سوم، با تلفیق داده های مادیس طی عملیاتی شبیه مراحل روش دوم، توان تفکیک محصول بخارآب سنجنده AIRS به یک کیلومتر ارتقا داده می شود؛ با این تفاوت که به جای مشاهدات ایستگاه های هواشناسی زمینی، از محصول سنجنده AIRS استفاده می شود. ازآنجاکه محصول نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح سنجنده AIRS دارای خطا و اریبی است، ابتدا باید با اعتبارسنجی محصولات این سنجنده، خطای اریبی محصول بخارآب نزدیک به سطح سنجنده AIRS، طی مرحله هم مقیاس سازی، حذف شود. برآورد بخارآب نزدیک به سطح جَو با استفاده از محصول بخارآب جَوّ ستونی سنجنده مادیس آخرین روش به کار رفته است. البته به دلیل تفاوت محتوایی، لازم است دو مجموعه داده هم واحد شوند و با روشی معادل سازی شوند. نتایج و بحث: به منظور مدل سازی و اعتبارسنجی برآورد بخارآب نزدیک به سطح جَو در توان تفکیک یک کیلومتر با استفاده از چهار روش اشاره شده، 3/66% داده ها به صورت تصادفی برای آموزش و 33% مابقی برای ارزیابی دقت و اعتبارسنجی نتایج به کار رفته است. درنَهایت نیز، نتایج اجرای روش ها با یکدیگر مقایسه شد. در این تحقیق، ضریب تعیین (R2) و جذر میانگین مربعات خطاها (RMSE) ملاک ارزیابی دقت و عملکرد مدل سازی قرار گرفته اند. نتایج اعتبارسنجی نشان می دهد روش دوم که مبتنی بر استفاده از تعمیم مشاهدات دقیق بخارآب نزدیک به سطح ایستگاه های زمینی و حذف خطای درون یابی آنها، طی تلفیق با مقادیر بخارآب بازیابی شده از سنجنده مادیس ازطریق روش نسبت باندی است، بهترین عملکرد (R2=0.55، RMSE=1.05 Gr/Kr) را در تخمین بخارآب نزدیک به سطح جو را دارد. نتیجه گیری: روش دوم، با توجه به عملکرد بهتر در بازیابی نسبت اختلاط بخارآب نزدیک به سطح جَو با دقت بالا و توان تفکیک یک کیلومتر و با هدف استفاده از قابلیت محصولات و داده های ماهواره محور، تلفیق آنها با یکدیگر و همچنین با مشاهدات زمینی، توصیه می شود.
۱۰۴۰.

شناسایی و اولویت بندی چالش های صادرات صنایع دستی ایران (مورد مطالعه: محصولات معرق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
صنایع دستی بخش مهمی از گردشگری فرهنگی و تجربه گردشگران را شامل می شود. با وجود توانمندی های ایران در تولید صنایع دستی، جایگاه خوبی از نظر صادرات ندارد. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی چالش های موجود در صادرات محصولات معرق ایران است. در این پژوهش، که از نوع آمیخته است، در ابتدا با مرور ادبیات و سپس مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان صنعت صنایع دستی ایران تعداد 36 مانع صادراتی شناسایی شد. این عوامل در هفت دسته کلی براساس ماهیتشان دسته بندی شدند و در قالب پرسش نامه در اختیار جامعه آماری پژوهش قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش شامل تولیدکنندگان، صادرکنندگان و فعالان میراث فرهنگی و صنایع دستی بود که درنهایت به 158 پرسش نامه پاسخ داده شد. روایی پرسش نامه ازطریق خبرگان تأیید شد و پایایی از آزمون کرونباخ با ضریب آزمون 0.853 تأیید شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و آزمون فریدمن تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که چالش های صادرات صنایع دستی ایران به ترتیب عبارت اند از: عوامل مالی و اقتصادی، عوامل سیاسی، عوامل قانونی، عواملی بازاریابی و فروش، عوامل فرهنگی اجتماعی، عوامل مربوط به محصول و عوامل حمل ونقل.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان