ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۱۲۸۱.

توان سنجی پتانسیل های مقاصد ژئومورفولوژیکی و ژئوتوریسمی شهر خلخال با استفاده از مدل های ژئوتوریسمی (مطالعه موردی: بخش شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
صنعت گردشگری بر پایه ژئو توریسم و مقاصد ژئومورفولوژیک در سال های اخیر تبدیل به یکی از کانون های توریسمی و مسافرتی شده است. بنابراین با توجه به توسعه صنعت گردشگری، ارزیابی کانون های ژئوتوریسمی به لحاظ کارایی و رقابت پذیری امری ضروری است. هدف از پژوهش حاضر توان سنجی پتانسیل های مقاصد ژئومورفولوژیکی و ژئوتوریسم شهر خلخال بخش شاهرود است. در این پژوهش از دو مدل کوبالیکوا و پاوولوا و هم چنین برای تبدیل نتایج به نقشه از نرم افزار GIS استفاده شده است. نتایج به دست آمده در مدل کوبالیکوا نشان دهنده این است که دهستان شال با کسب 11 امتیاز به دلیل تنوع بالای پدیده های ژئومورفیک و زمین شناسی دارای پتانسیل بالا در بخش ژئوتوریسمی و مقاصد ژئومورفیک دارد و هم چنین دهستان های شاهرود و پلنگا نیز به ترتیب با کسب 8 و 7 امتیاز در رده های پایین تر قرار دارند. نتایج مبتنی بر ماتریس مثبت و منفی در مدل پاوولوا نیز نشان می دهد که دهستان شال با کسب امتیاز 71/1 به خاطر داشتن سایت های چینه ای، غارها و سایت های هیدرولوژیکی متنوع بیش ترین رقابت پذیری را دارد و در رتبه عالی به لحاظ رقابت پذیری قرارگرفته است. دهستان های شاهرود و پلنگا نیز به ترتیب با امتیاز 61/1 و 53/1 به علت تنوع پایین پدیده ها و امکانات خدماتی در رتبه های خیلی خوب قرار دارند اما هر سه از دهستان های بخش شاهرود در معیار کسری بودجه دارای مقادیر پایینی هستند که نشان از عدم برنامه ریزی راهبردی در بخش گردشگری در این منطقه است. هم چنین تحلیل نقشه های توان سنجی نیز نشان دهنده این است که مدل پاوولوا به خاطر پارامترهای زیاد در ارزیابی نسبت به مدل کوبالیکوا دارای دقت و اعتبار بالایی است.
۱۲۸۲.

توسعه مناطق روستایی در گرو واکاوی اثرات بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی بر بازآفرینی روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف: در چند سال اخیر از مهمترین مسائل در توسعه مناطق روستایی کاهش قابل توجه جمعیت و چالش های اقتصادی را می توان برشمرد. بازآفرینی روستایی می تواند با ترویج مشاغل محلی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد شغل باعث رشد اقتصادی شده و مشارکت جامعه و انسجام اجتماعی را افزایش دهد. بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی می تواند به عنوان دو متغیر عمده تأثیرگذار این امر را تسهیل نماید. روش پژوهش: در این پژوهش که به عنوان پژوهش های کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دهیاران و شورای روستاها و کارشناسان کارآفرینی روستایی باسابقه فعالیت در زمینه کارآفرینی اجتماعی از 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند که تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS23 و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های بقای اقتصادی (عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی) با بازآفرینی روستایی با 0/586=B و کارآفرینی اجتماعی با بازآفرینی روستایی با 0/397=B در سطح معناداری 0/001 وجود دارد. نتیجه گیری: به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی جهت رشد و توسعه بازآفرینی روستایی تأکید دارد و تأثیر کارآفرینی اجتماعی و بقای اقتصادی بر نواحی روستایی را می توان از ابعاد مختلف ازجمله اشتغال زایی، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار مشاهده کرد. با آموزش و حمایت مناسب خانوارهای روستایی می توان درآمد روستاییان را از چنین سرمایه گذاری هایی به میزان قابل توجهی افزایش داد و درنتیجه منجر به رشد شاخص های بازآفرینی روستا شد.
۱۲۸۳.

بررسی و سنجش میزان پایداری اجتماعی مسکن شهری در سکونتگاه های غیر رسمی؛ مطالعه موردی: شهر لوشان، استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف: مسکن، بخش بسیار بزرگی از کاربری های شهری را به خود اختصاص داده و نقش مهمی را در محیط شهری ایفا می کند. ازاین رو با توجه به آثار گسترده مسکن بر محیط شهری، بخش مسکن نقش بسیار مهمی در زمینه تحقق اهداف توسعه پایدار و پایداری اجتماعی شهری دارد. هدف این پژوهش بررسی و سنجش میزان پایداری اجتماعی مسکن شهری در سکونتگاه های غیررسمی شهر لوشان در استان گیلان است. روش پژوهش: این پژوهش باتوجه به هدف ارائه شده از نوع پژوهش های کاربردی و نیز با توجه به ماهیت و روش آن، از نوع توصیفی تحلیلی است. جهت جمع آوری اطلاعات، از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی شهروندان ساکن در محدوده موردمطالعه (افراد ساکن در سکونتگاه های غیررسمی محله زورآباد) شهر لوشان است؛ لذا حجم نمونه بر اساس جدول استاندارد کرجسی و مورگان، تعداد ۴۴ نفر است که به صورت تمام شماری انجام شده است. در ادامه، اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد همبستگی پایداری اجتماعی با کلیه مؤلفه هایش در سطح اطمینان ۹۵ درصد و میزان خطای ۰۵/۰، همگی دارای همبستگی مثبت هستند. در بین ۶ مؤلفه پایداری اجتماعی؛ مؤلفه های اقتصادی، زیست محیطی و حرکت و دسترسی، رابطه مستقیم و معناداری با پایداری اجتماعی داشته است و می توان گفت این سه مؤلفه بر پایداری اجتماعی اثرگذارند. دراین بین، میان مؤلفه های پایداری اجتماعی، قوی ترین رابطه را مؤلفه حرکت و دسترسی با همبستگی ۶۴۶/۰ و ضعیف ترین همبستگی را مؤلفه کالبدی با همبستگی ۱۵۴/۰ داشته است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سکونتگاه های غیررسمی شهر لوشان فاقد پایداری اجتماعی است؛ به عبارت دیگر، سطح پایداری اجتماعی آن در کمترین حالت قرار دارد.
۱۲۸۴.

نقش هوش مصنوعی و حقوق بین الملل در مقابله با تغییرات آب وهوایی: چالش های جهانی تا سال ۲۰۳۰میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
بعد از 152 سال تلاش های سازمان یافته بین المللی غیردولتی و دولتی و نیز اقدامات چند جانبه دولت ها تا کنون با بیش از 1000 معاهده ب ین الملل ی، منطق ه ای، دوجانب ه و چن د جانب ه مح یط زیستی؛ چشم انداز روشنی از افق 2030 میلادی پیش روی جامعه بین المللی برای حفظ محیط زیست و کاهش گازهای گلخانه ای نیست و اگر دولت ها در ایفای تعهدات بین المللی خود مسئولانه و هماهنگ اقدام ننمایند؛ در این صورت هدف ۵/۱ درجه سانتی گراد توافق پاریس در عرض چند سال از بین خواهد رفت و جهان را در مسیر افزایش دما در طول این قرن قرار خواهد داد که اثرات منفی بر امنیت جهانی خواهد داشت. مسئله اصلی این پژوهش، چگونگی بهره گیری از سیستم های هوش مصنوعی برای مقابله جهانی هدفمند با تغییرات آب و هوایی در چارچوب حقوق بین الملل تا سال 2030 میلادی است. سوالات اصلی عبارتند از اینکه چگونه این سیستم ها می توانند نقش های متنوع خود را برای مقابله مؤثر با تغییرات آب و هوایی ایفا کنند؟ و چه چالش هایی در این نقش آفرینی ها و بطور خاص در ادغام با حقوق بین الملل تا سال 2030 میلادی متصور است؟ روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و بر تحلیل تقاطع حقوق بین الملل، هوش مصنوعی و تغییرات آب و هوایی تمرکز دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علی رغم نقش آفرینی متنوع هوش مصنوعی در مقابله با تغییرات آب و هوایی، دچار چالش های فنی و زیست محیطی است و نیز دیدگاه ها و سیاست های مختلف قدرت های جهانی منجر به  افزایش اختلافات گردیده است که می بایست برای آن یک راهکار سیاسی و حقوقی یافت.
۱۲۸۵.

بررسی نقاط تماس شهروندان تهرانی در انتخاب مقصد گردشگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۷
مهمترین مقوله در گردشگری از دیدگاه مدیریت تقاضای آن، انتخاب مقصد است. این موضوع برای سازمان های مدیریت مقصد در قرار گرفتن در نقاط تماس گردشگران به هنگام جمع آوری اطلاعات حائز اهمیت است. از این دیدگاه شناسایی نقاط تماس یکی از مهترین حوزه های پژوهشی مقاصد می تواند باشد که پس از شناسایی، چگونگی حضور در آن نقاط و وارد شدن در ذهن و قلب گردشگران به منظور انتخاب نهایی اهمیت خواهد یافت. هدف از پژوهش شناسایی نقاط تماس شهروندان تهرانی در انتخاب مقصد سفر است. روش تحقیق کاربردی بوده که به صورت کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شهروندان تهرانی بودند و نمونه گیری به صورت نمونه اتفاقی انجام شد. اطلاعات بر اساس منابع کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختار یافته با بازدیدکنندگان تهرانی از نمایشگاه بین المللی گردشگری و صنایع وابسته تهران در سال 1401 گردآوری شد. به منظور تحلیل مصاحبه های انجام شده، نرم افزار Atlas ti7 مورد استفاده قرار گرفت. پس از کدگذاری اطلاعات به دست آمده، نقاط تماس شهروندان تهرانی در14مفهوم، 4 مقوله و 2 طبقه تبیین شدند. براساس یافته ها، بیشترین نقاط تماس گردشگران تهرانی در آنچه که اطلاعات به دهان نامیده می شود نهفته است که خود این مقوله به دو بخش آفلاین و آنلاین تقسیم بندی شده است.
۱۲۸۶.

تحلیل تأثیر توسعه منطقه ای بر بهبود مدیریت یکپارچه شهری با رویکرد پایداری، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۲
توسعه منطقه ای به عنوان یکی از رویکردهای کلان برنامه ریزی فضایی می تواند نقش مؤثری در بهبود مدیریت یکپارچه شهری ایفا کرده و زمینه ساز تحقق توسعه متوازن و پایدار در کلان شهرها باشد. این نگرش به مدیریت، به دنبال ادغام منابع، بهره وری بالاتر، و توزیع عادلانه تر منافع از توسعه است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر تحلیل نقش توسعه پایدار با تمرکز بر توسعه منطقه ای به عنوان زیربنای تقویت مدیریت یکپارچه شهری در کلان شهر تهران است. Top of Formروش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و همبستگی است. جهت گردآوری مبانی نظری اطلاعات در خصوص تبیین ادبیات موضوع تحقیق از روش کتابخانه ای و مطالعات اسنادی استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها در تحقیق حاضر پرسش نامه بود. جامعه آماری پژوهش، ساکنین مناطق مختلف شهر تهران بود. همچنین از فرمول کوکران برای محاسبه نمونه آماری پژوهش استفاده شد. حجم نمونه 384 نفر تعیین شد که به روش نمونه گیری تصادفی ساده تکمیل گردید. در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای Spss و Smart-Pls استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که افزایش در توسعه پایدار و ابعاد آن با ارتقاء معناداری در مدیریت یکپارچه شهری و بهبود محسوس در عملکرد و کارایی نهادهای مرتبط همراه خواهد بود. همچنین، تمرکز بر توسعه منطقه ای و تقویت ابعاد آن، ظرفیت مدیریت یکپارچه را افزایش داده و موجب رشد و توانمندسازی سازمان های شهری می شود. در مجموع، نتایج پژوهش بر وجود همبستگی مثبت و معنی دار میان توسعه پایدار و مدیریت یکپارچه تأکید دارد. این همبستگی می تواند به بهبود چشمگیری در عملکرد و اداره سازمان ها در شهر تهران منجر شود.
۱۲۸۷.

تحلیل شاخص های توسعه ورزش بر توسعه شهری با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۸
توسعه ورزش نقش کلیدی در پیشرفت شهرها ایفا می کند، چرا که با ایجاد فضاهای عمومی فعال و تقویت ارتباطات اجتماعی، به بهبود کیفیت زندگی شهری کمک می نماید. سرمایه گذاری در زیرساخت های ورزشی نه تنها فرصت های جدیدی برای جذب گردشگران و افزایش درآمدهای اقتصادی فراهم می آورد، بلکه نقش مهمی در پویایی و توسعه پایدار شهرها ایفا می کند. در همین راستا پژوهش حاضر، با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با هدف کاربردی و توصیفی-تحلیلی، به بررسی شاخص های توسعه ورزش بر توسعه شهری در شهر اهواز می پردازد. داده های مورد نیاز از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری شده و جامعه آماری آن شامل 50 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان فعال در زمینه های شهر، توسعه شهری و ورزش در شهر اهواز است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که از میان 23 زیرشاخص، 14 عامل به عنوان محرک های کلیدی برای آینده توسعه ورزش بر توسعه شهری شناسایی شده اند که دارای بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری هستند. در این میان، سه زیرشاخص درآمدهای مالیاتی از فعالیت های ورزشی و رویدادها، افزایش آگاهی زیست محیطی از طریق رویدادها و فعالیت های ورزشی در طبیعت و افزایش فعالیت های تجاری و گردشگری ورزشی به ترتیب بالاترین تأثیر توسعه ورزش را بر توسعه شهری اعمال می کنند. به طور کلی، توسعه زیرساختی و محیطی، با قرار گرفتن در ناحیه اول(عوامل تاثیرگذار) بیشترین پتانسیل را برای افزایش توسعه ورزشی بر توسعه شهری ایفا می کنند و نیازمند مدیریت هوشمندانه برای تقویت جنبه های مثبتشان هستند. این در حالی است که عوامل توسعه اجتماعی و فرهنگی کمترین تأثیر را نشان می دهند. که لزوماً به معنای بی اهمیتی آن ها نیست، بلکه نشان دهنده نیاز به رویکردهای مکمل و هماهنگ برای فعال سازی این بخش ها است.
۱۲۸۸.

شناسایی و اولویت بندی فرآیندهای تأثیرگذار طرح های بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بر ساختار نظام شهری و منطقه ای در استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
نقش سیاست های ملی و منطقه ای در تعدیل و یا تعمیق الگوی نظام شهری و منطقه ای حائز اهمیت است. از مهم ترین سیاست های دولتی و طرح های اجرایی می توان به طرح هایی که توسط ارگان ها و نهادهای متولی در سطوح مختلف اجرا شده است اشاره نمود؛ از جمله این ارگان ها، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بوده است که در سالیان پس از انقلاب در سطح شهرها اقدام به تهیه طرح مجتمع های زیستی و اجرای آن ها از قبیل: طرح مسکن مهر، طرح انبوه سازی مسکن، طرح نهضت ملی مسکن و ... نموده است. در این تحقیق شناسایی و اولویت بندی پیشران های تأثیرگذار طرح های بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بر ساختار نظام شهری و منطقه ای در استان یزد  مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این تحقیق از منظر هدف، کاربردی و از نظ ر میزان کنترل متغیرها و روش گ ردآوری داده ها، ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ– توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جمع آوری داده ها در این پژوهش ترکیبی از روش های کتابخانه ای و میدانی است و حجم زیادی از اطلاعات با استفاده از پرسش نامه به دست آمده است. ﺟﺎﻣﻌه آﻣﺎری ایﻦ ﺗﺤﻘیﻖ از خبرگان و متخصصین تشکیل شده است و حجم نمونه با استفاده از روش کوکران به میزان 96 به دست آمد. محقق به دلیل بالابردن کیفیت داده ها، 110 پرسش نامه توزیع نمود که پس از جمع آوری، 103 مورد به محقق برگردانده شد و تجزیه وتحلیل براساس همین تعداد صورت گرفت. داده ها در ای ن پژوه ش با استفاده از روش «SWARA» کرسولین، زاوادسکاس و تورکسیس مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد استفاده طرح های بنیاد از فرآیندهای جهانی شدن مانند: اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و داده های بزرگ و ... بر تقویت شهرهای متوسط و کوچک تأثیر داشته و بهره گیری طرح ها از فرآیندهای کالبدی- محیطی باعث تعیین کاربری های مختلف زمین و مشخص کردن مناطق مناسب برای توسعه مسکونی، تجاری و صنعتی در سطح شهرها شده است. از سوی دیگر تهیه و تصویب ضوابط و مقررات در طرح های بنیاد مسکن معمولا بر پایه حقوق شهروندی صورت گرفته و فرآیندهای نهادی و قوانین و مقررات باعث افزایش مشارکت ساکنان یک شهر و محله شده و بهبود کارایی، تخصیص هزینه ها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان را به دنبال داشته است. تأکید بر مؤلفه هایی همچون: تقویت بنیان های اقتصادی شهرهای می انی و کوچ ک، ارتقای نقش قطب های متوسط و کوچ ک صنعتی، تجاری و کانون هایی برای حمل ونقل غیر متمرکز، بازاری ابی و ارائ ه خ دمات م درن اجتماعی و ... در طرح های بنیاد مسکن نیز کمک شایانی به توسعه و گسترش شهرهای متوسط و کوچک در نظام شهری و منطقه ای کرده است.
۱۲۸۹.

تحولات معاصر نظام شهری ایران :تحلیلی شبکه مبنا از پویایی های روابط بین شهری در بستر جریان های هوایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
مقدمه شهرهای معاصر بیش از هر زمان دیگر به طور فزاینده ای در شبکه های پیچیده ای از روابط چندسطحی اقتصادی، اجتماعی و فناورانه به هم پیوند خورده اند. در این چشم انداز، موقعیت شهرها دیگر امری ایستا نیست، بلکه برآمده از هم تکاملی مداوم لایه های متکثر شبکه ها و الگوهای اتصال بین شهری است. این فرایندهای چندبعدی، نظام های شهری معاصر را به سامانه ای پویا و پیچیده تبدیل کرده که ساختار آن به طور مداوم بازآرایی می شود و الگوهای جدیدی از تمرکز/عدم تمرکز و نقش آفرینی شهرها پدیدار می سازد. از منظر شبکه ای، دو مفهوم مرکزیت و قدرت شبکه ای برای تبیین جایگاه شهری به کار می روند. مرکزیت، جایگاه یک گره بر اساس تعداد، شدت و موقعیت پیوندها است و تصویری از میزان اتصال پذیری و موقعیت نسبی شهرها ارائه می دهد، در حالی که قدرت به توانایی یک شهر در هدایت و کنترل جریان ها وابسته است. این نوع قدرت، ماهیتی افقی و توزیع شده دارد و هر شهر بسته به جایگاه خود، سهمی از آن داراست. با تقسیم بندی کانون های شبکه شهری بر اساس تمایز جایگاه قدرت و مرکزیت، هم شهرهای پراتصال ولی فاقد نفوذ راهبردی و هم شهرهای با مرکزیت پایین و دارای نقش کنترلی یا دروازه ای، قابل شناسایی هستند. این پویایی های نظام های شهری به شدت تحت تأثیر وابستگی تاریخی پیوندها، قیود نهادی و زمینه ای اندازه مبنا و شبکه مبنا هستند. پژوهش حاضر در تلاش است مبتنی بر رویکرد تعاملی جریان مسافران هوایی در بازه زمانی 1355 تا 1395 و با اتکا به شاخص های مرکزیت و قدرت بازگشتی در سطح خرد، و تحلیل ساختار کلی شبکه بر اساس ویژگی الگوهای مقیاس آزاد و جهان کوچک در سطح کلان، و با استفاده از مدل ERGM، این پویایی های نوین شبکه شهری ایران را تحلیل و تبیین کند. نوآوری پژوهش، تحلیل توأمان روندهای بلندمدت و بررسی  اثرات وابستگی های نهادی و زمینه ای است. شناسایی کانون های مرکزی و قدرتمند در شبکه شهری معاصر ایران و بازنمایی الگوهای فضایی حاکم بر تحولات آن ها، در پیوند با عوامل درونی، بیرونی و وابستگی های تاریخی شبکه، محورهای پرسش های این پژوهش است. مواد و روش ها این پژوهش در سه سطح طراحی و اجرا شد: (۱) شناسایی کانون ها، با سنجه های استاندارد مرکزیت/قدرت؛ (۲) بازنمایی تحول ساختاری شبکه با شاخص های شبکه های پیچیده؛ و (۳) برآورد جهت و شدت اثر عوامل جمعیتی، نهادی و زمینه ای. روش به کار رفته، توصیفی تحلیلی است. برای بازنمایی شبکه جریان هوایی، از داده های آماری پروازهای داخلی استفاده شد و تلاش شد با تمرکز بر روندهای پایدار، اعتبار تحلیلی حفظ شود و نتایج در چارچوب ظرفیت واقعی داده ها تفسیر شود. برای سنجش جایگاه عملکردی شهرها، از دو شاخص مرکزیت بازگشتی (RC) و قدرت بازگشتی (RP) استفاده شد. با رویکرد چهاربخشی، شهرها در چهار دسته عملکردی شامل کانون های کنترلی، مراکز پیونددهنده، شهرهای دروازه ای و پیرامونی طبقه بندی شدند. برای تحلیل ساختار شبکه، از تحلیل ویژگی های دو الگوی جهان کوچک و مقیاس آزاد با کمک نرم افزار Gephi استفاده شد. برای تحلیل علل مؤثر بر شکل گیری پیوندهای شبکه از مدل نمایی تصادفی شبکه ای (ERGM) استفاده شد. این مدل با در نظر گرفتن هم زمان عوامل ساختاری درونی (چگالی و تمرکز روابط)، متغیرهای بیرونی (جمعیت و جایگاه نهادی شهرها)، و وابستگی های تاریخی، امکان شناسایی الگوهای پنهان در ایجاد یا عدم ایجاد روابط شبکه ای را فراهم می سازد. تخمین پارامترهای مدل با استفاده از نرم افزار MPNet انجام گرفت. این چارچوب، امکان تحلیل دقیق تر و چندلایه از نقش آفرینی شهرها در شبکه شهری را فراهم کرد. یافته ها یافته های پژوهش نشان می دهد آرایش کانونی شبکه جریان هوایی کشور، از ساختار سلسله مراتبی هسته پیرامون به شدت تهران محور، به الگویی تک هسته ای در بعد قدرت و چندمرکزی نسبی در بعد مرکزیت گذار کرده است: طی این دوره، تهران یگانه هسته ملی پایدار باقی مانده، در حالی که مشهد و تا حدی شیراز، اصفهان، کیش و اهواز به هاب های پراتصال ارتقا یافته اند، بی آنکه جهش متناظری در نفوذ/ قدرت کنترلی به دست آورند. در مقابل، و با بقای بخش بزرگی از شهرها در نقش پیرامونی، بازتولید الگوی هاب و اسپوک تهران محور تقویت شده؛ الگویی که مانع شکل گیری تعادل در نقش آفرینی شهری شده و ویژگی های یک شبکه تلفیقی جهان کوچک/مقیاس آزاد را در سطح کل شبکه جریان هوایی پدیدار ساخته است. برآوردهای حاصل از اجرای مدل ERGM نشان می دهد شبکه پروازهای داخلی ایران طی این دوره، عوامل ساختاری مانند گرایش به تمرکز در اطراف هاب های ترافیکی، عوامل نهادی سیاسی مانند جایگاه پایتخت و مراکز استانی، و وابستگی تاریخی شبکه به مسیرهای گذشته، همگی نقش پایدار و معناداری در شکل گیری پیوندهای پروازی داشته اند. همچنین، عامل جمعیت نیز به عنوان نیروی محرک کلیدی در جذب مسیرها، اهمیت فزاینده ای یافته است. در مجموع، تکامل شبکه نتیجه تعامل هم زمان نیروهای ساختاری، نهادی، زمینه ای و جمعیتی است. نتیجه گیری در پاسخ به تحولات نظری و نیازهای عملی در مطالعات روابط بین شهری، این پژوهش با تکیه بر چارچوبی شبکه مبنا طراحی شد تا تمایز مفهومی میان «اتصال پذیری» و «قدرت کنترلی» شهرها را برجسته سازد. با تحلیل هم زمان جایگاه شهرها و ساختار کلی شبکه پروازهای داخلی، تصویری چندبعدی از پویایی ها و بازآرایی های فضایی در نظام شهری ایران در بستر جریان های هوایی ارائه کرد. نتایج حاصل از تحلیل سنجش نقش و جایگاه شهری، الگوی روشنی از پویایی های کانون های اصلی شبکه جریان هوایی کشور را پدیدار کرد: طی پنج دهه گذشته، مرکزیت شبکه از تمرکز مطلق فاصله گرفته و در چند هاب توزیع شده است، در حالی که این پراکنش مرکزیت به انتقال قدرت کنترلی منجر نشده است. به این ترتیب، استمرار تک هسته ای بودن قدرت در کنار چندمرکزی بودن نسبی مرکزیت شبکه جریان هوایی نه یک ناسازگاری، بلکه پیامد مستقیم دو فرایند متمایز بازتولید مرکزیت و بازتولید قدرت در شبکه است. بر این اساس، گذار از ساختار متمرکز شبکه جریان هوایی ایران، مستلزم بازاندیشی در سیاست گذاری فضایی و ارتقای کارکردی هاب های ثانویه و میانجی است. دستیابی به شبکه ای متوازن تر و تاب آورتر، در گرو تقویت پیوندهای افقی میان خوشه های منطقه ای، کاهش وابستگی به هاب مرکزی و توسعه شهرهای دروازه ای با نقش کنترلی است. این امر نیازمند طراحی مداخلاتی است که به طور هم زمان سه عامل کلیدی را مد نظر قرار دهند: مزیت های نهادی (همچون مرکزیت سیاسی و استانی)، الگوهای جمعیتی و تقاضای سفر، و اینرسی تاریخی شبکه. تنها با لحاظ این متغیرهای پایدار و زمینه ای، می توان به تخصیص هوشمند ظرفیت های پروازی، تنوع بخشی مسیرها و تقویت پیوندهای کم بدیل دست یافت. تحقق چنین ساختاری، مستلزم تلفیق برنامه ریزی نهادی با سازوکارهای انگیزشی مبتنی بر داده و آینده نگرانه، در چارچوبی سازگار با حافظه تاریخی شبکه است؛ روندی که می تواند پراکنش مرکزیت را به بازتوزیع واقعی قدرت و بهبود کارایی و پایداری فضایی نظام شهری ایران پیوند دهد.
۱۲۹۰.

تغییرات فضایی-زمانی دمای میانگین در سراسر ایران : مقایسه تطبیقی گذشته دور و نزدیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۵۶
تغییر اقلیم به عنوان یکی از چالش های اساسی جهان، به دگرگونی های پایدار در الگوهای آب وهوایی اشاره دارد که تأثیرات عمیقی بر محیط زیست، اقتصاد و جوامع انسانی برجای می گذارد. هدف از مطالعه حاضر، تحلیل و مقایسه میانگین دمای ایران در دو دوره زمانی متمایز، یعنی گذشته دور (1965 تا 1994) و گذشته نزدیک (1995 تا 2024) و همچنین تحلیل روند این تغییرات به صورت ماه به ماه و سالانه در سراسر ایران می باشد. در این تحقیق از داده های شبکه بندی بازکاوی ERA5-Land استفاده گردید. نتایج نشان داد، در گذشته نزدیک نسبت به گذشته دور، میانگین دما در ایران افزایش یافته و این افزایش در ماه های مختلف بین 5/0 تا ۱ درجه سلسیوس متغیر بوده است. در گذشته دور (1965-1994)، دمای برخی ماه ها مانند فوریه، مارس، مه و اکتبر روندی ثابت یا کاهشی داشته، اما در گذشته نزدیک، تمام ماه های سال، عمدتاً افزایش دما را نشان می دهند. یافته ها نشان داد که تقریبا از سال ۲۰۰۰ به بعد، ناهنجاری دمایی ماهانه و سالانه به طور پیوسته روندی مثبت و افزایشی داشته است که ماه های گرم سال به ویژه جولای و آگوست، بیشترین مقدار ناهنجاری مثبت را نشان می دهند اما در سال های پیش از آن، ناهنجاری ها نوسانی و شامل مقادیر مثبت و منفی بوده است. روند تغییرات سالانه دما نیز از حدود صفر درجه سلسیوس در دوره گذشته دور، به 35/0 درجه سلسیوس در هر دهه در دوره اخیر رسیده است که نشان دهنده گرمایش چشمگیر و پایدار است. این روند رو به رشد، اهمیت اتخاذ سیاست های موثر برای کاهش اثرات منفی گرمایش جهانی و برنامه ریزی های دقیق در بخش های زیست محیطی و اقتصادی کشور را دوچندان می کند.
۱۲۹۱.

تحلیل علم سنجی رابطه میان استرس و ویژگی های محیط ساخته شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۲۵۴
زندگی در محیط های شهری به طور فزاینده ای با چالش های مختلفی مواجه است که استرس و خطرات مرتبط با سلامت روان را به همراه دارد. استرس به عنوان یکی از رایج ترین مشکلات انسانی، لزوم شناسایی عوامل مؤثر بر آن را به شدت ضروری می سازد. باوجود پژوهش های متعددی که در این زمینه انجام شده، فقدان یک بررسی جامع و نقشه ای که نشان دهنده گستره این مطالعات باشد، به وضوح احساس می شود. هدف این مطالعه، تحلیل علم سنجی مطالعات مرتبط با شناسایی و بررسی استرسورهای محیطی است تا بتواند مسائل و موضوعات اصلی و نوظهور، الگوهای همکاری و ساختارهای فکری در این حوزه را شناسایی کند. در این راستا، مؤلفه های مؤثر بر ایجاد استرس با توجه به ادبیات جهانی شناسایی و استخراج شدند. سپس با استفاده از نرم افزار Vos Viewer و تحلیل علم سنجی، به بررسی هم استنادی، هم نویسندگی، هم رخدادی واژگان و همچنین تحلیل واژگان براساس زمان وقوع پرداخته شد. یافته ها نشان می دهند که کلمات "استرس"، "سلامت روان" و "سلامت" به ترتیب بالاترین مجموع قدرت پیوند و تعداد دفعات هم رخدادی را دارا بوده اند. همچنین، واژگان "کووید-19" و "تاب آوری" به عنوان کلمات نوظهور در این زمینه و مورد توجه پژوهشگران جدید شناسایی شدند.تحلیل هم نویسندگی نشان می دهد که نویسندگان کشورهای آمریکا و انگلستان به ترتیب بیشترین تولید استنادات و میزان همکاری را با سایر کشورها داشته اند. این پژوهش به عنوان یک مرجع سیستماتیک و جامع، می تواند به عنوان پایه ای برای پژوهش های آتی درزمینهٔ استرس و سلامت روان در محیط های شهری به شمار آید. با توجه به تنوع موضوعات و حجم بالای پژوهش ها در این حوزه، انتظار می رود که این مطالعه راه گشای پژوهش های آینده و ایجاد چارچوب های نظری جدید در این زمینه باشد.
۱۲۹۲.

ارزیابی الگوریتم های یادگیری ماشین برای نقشه برداری از حساسیت منابع گردوغبار با تلفیق سنجش از دور و پارامترهای محیطی (مطالعه موردی: حوضه خلیج قره بغاز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۹
طوفان های گردوغبار به دلیل قابلیت انتقال طولانی مدت رسوبات بادی به مناطق دور از منشأ آن ها، خطرات متعددی را برای جوامع انسانی به همراه دارند و با اثرات منفی زیادی بر سلامت انسان، محیط زیست و اقتصاد جوامع همراه هستند. با توجه به ماهیت پخش و پراکنش سریع ذرات گردوغبار و جابه جایی به وسیله باد، بسیاری از رخدادهای گردوغباری به راحتی قابل تشخیص و پایش نیستند و به همین جهت نیاز به شناسایی و توصیف رفتار مکانی کانون های آن ها وجود دارد. محدوده خلیج قره بغاز علاوه بر صحرای قره قوم یکی از کانون های بحران برداشت گردوغبار ورودی به استان گلستان در سال های اخیر بوده است، این پژوهش به ارزیابی کارایی الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین در شناسایی کانون های تولید گردوغبار در حوضه خلیج قره بغاز می پردازد. در این پژوهش، از یک چارچوب تحلیلی جامع مبتنی بر تلفیق داده های سنجش از دور و روش های یادگیری ماشین استفاده شده است. مجموعه داده های محیطی شامل 9 پارامتر روزهای گردوغباری، رطوبت خاک، بافت خاک، بارش، سرعت باد، شاخص نرمال شده تفاوت پوشش گیاهی، توپوگرافی، دمای هوا و پوشش زمین با استفاده از پلتفرم گوگل ارث انجین برای بازه زمانی (۲۰03-۲۰23) استخراج و پردازش شدند. تعداد 340 کانون مولد گردوغبار از طریق رویکرد تفسیر چشمی تصاویر ماهواره ای مادیس شناسایی شده، به عنوان نقاط آموزشی الگوریتم های یادگیری ماشین مورداستفاده و ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد مدل جنگل تصادفی با 8/91 درصد، شبکه عصبی مصنوعی با 9/70 درصد، تقویت گرادیانی پیشرفته با 9/89 درصد، تقویت گرادیانی با 9/87 درصد، الگوریتم درختان طبقه بندی و رگرسیون Bagged CART با 9/89 درصد و ماشین تقویت گرادیانی LightGBMبا 8/91 درصد مناطق با پتانسیل بالای گردوغبار را تشخیص داده اند که مدل های جنگل تصادفی و ماشین تقویت گرادیانی LightGBM با بهترین عملکرد را در شناسایی کانون های گردوغبار داشته اند. بررسی روش های توضیح پذیری نشان داد که سه متغیر شاخص نرمال شده تفاوت پوشش گیاهی با سهم (27%)، رطوبت خاک (%23) و ارتفاع از سطح دریا (%19) بیشترین تأثیر را در پیش بینی مناطق مستعد گردوغبار دارند.
۱۲۹۳.

تحلیل اثر تغییر اقلیم بر پیشرفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۳۴
پیشرفت ایران تحت تأثیر عوامل مختلفی است که برخی از آن ها بسترساز ارتقا و برخی نیز به عنوان عوامل بازدارنده محسوب می شوند. ازجمله عواملی که می تواند تأثیر منفی بر پیشرفت جوامع بگذارد وقوع انواع مخاطرات طبیعی و انسانی است که تغییر اقلیم جزو آن ها تلقی می شود. تغییر اقلیم به عنوان تغییر یا افزایش معنی دار عناصر جوی مانند بارش، دما، باد و... است که به دلیل افزایش قطعی دما از آن به عنوان گرمایش جهانی یاد می شود که طی دهه های اخیر از شدت بیشتری برخوردار شده است. تغییر اقلیم می تواند پیامدهای منفی مختلفی برای حوزه های سلامت، کشاورزی، صنعت، گردشگری، زیرساخت ها و... داشته باشند که همگی می توانند پیشرفت جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. در این مقاله به بررسی ارتباط پیشرفت با پیامدهای تغییر اقلیم در کشور پرداخته شده و با تبیین چالش های موجود، راهکارهای ممکن برای کاهش و یا مهار آن ها ارائه شده است. روش این پژوهش کیفی بوده که جمع آوری اطلاعات اسنادی به روش کتابخانه ای صورت گرفته است. بعد از جمع آوری اسناد مربوطه با روش توصیفی کلیدواژگان توسعه و تغییر اقلیم در آن ها بررسی و گزاره های مربوطه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. عمده ترین تأثیر پیامدهای منفی تغییر اقلیم روی جنبه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، محیط کالبدی و زیرساخت ها و همچنین روی محیط زیست است که فراخور تأثیر می تواند شکل های مختلفی از عوامل بازدارنده را به خود بگیرند. راهکارهای مطرح در این زمینه به طور کلی در دو گروه راهکارهای کاهش و سازگاری طبقه بندی و ارائه می شود. در عین حال تأکید می شود تأثیر تغییر اقلیم بر پیشرفت کشور مؤثر بوده و نیازمند چاره اندیشی خاص خود است.
۱۲۹۴.

گونه شناسی ساختاری مساجد تاریخی در بسترهای جغرافیایی و اجتماعی (مطالعه موردی: شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه : هدف این پژوهش، گونه شناسی ساختاری مساجد تاریخی شهر کرمان با تأکید بر تعامل میان عوامل اقلیمی و فرهنگی- اجتماعی در شکل گیری سازمان فضایی آن هاست. با توجه به جایگاه مساجد در ساختار کالبدی و اجتماعی شهرهای ایرانی-اسلامی، تحلیل فرم این بناها می تواند راهی برای شناخت بسترهای شکل دهنده معماری بومی باشد. در این راستا، پژوهش حاضر تلاش دارد تا با رویکردی زمینه گرا و تفسیرمحور، الگوهای فضایی مساجد تاریخی کرمان را طبقه بندی کرده و نسبت آن ها را با شرایط اقلیمی و مؤلفه های فرهنگی- محله ای تبیین کند. داده و روش : روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و با راهبرد کیفی انجام شده است. گردآوری داده ها به صورت ترکیبی از مطالعات اسنادی، تحلیل نقشه ها و تصاویر هوایی سال ۱۳۳۵، و بررسی های میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری شامل کلیه مساجد تاریخی واقع در محدوده حصار قاجاری شهر کرمان است که تا پایان دوره قاجار بنا شده اند. یافته ها : یافته ها نشان داد که الگوی غالب در میان مساجد محله ای کرمان، شبستان ستون دار فاقد میانسرا و گنبدخانه است؛ فرمی ساده، عملکردی و مردمی که بیش از آنکه از اقلیم گرم و خشک منطقه تأثیر پذیرفته باشد، از ساختار اجتماعی محله ها، شیوه های نذر و وقف، و اقتصاد بومی نشأت گرفته است. در مقابل، مساجد شهری مانند مسجد جامع مظفری و مسجد ملک، دارای ساختار چهارایوانی و گنبدخانه اند که با معماری رسمی تطبیق دارند. جهت بررسی اثرات اقلیمی و جغرافیایی و مقایسه با اثرات فرهنگی- اجتماعی، مساجد حوزه اقلیمی همجوار را نیز در مطالعه ای اجمالی از نظر گذراندیم. نتیجه گیری : نشان می دهد که عوامل فرهنگی- اجتماعی، در شکل گیری فرم فضایی مساجد کرمان بر عوامل اقلیمی تقدم داشته اند و معماری این شهر، به ویژه در مقیاس محله ای، نمونه ای شاخص از معماری بومی و مردمی در بافت های تاریخی ایران است.
۱۲۹۵.

تحلیل فضایی- زمانی پویایی بستر و تغییرات نیم رخ طولی هلیل رود با استفاده سنجش از دور و برهم کنش عوامل طبیعی و بشرساخت (1984-2020 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
دینامیک و تغییرات بستر رودخانه و مشخصات هندسی آن تابع عوامل طبیعی و انسانی به شکل محلی است و نه تنها از منطقه ای به منطقه دیگر، که در بخش های گوناگون یک رودخانه نیز تفاوت های چشمگیری دارد. به ویژه در چند دهه گذشته فعالیت ها و عملکردهای انسانی اثر چشمگیری بر ویژگی های هندسی بستر رودخانه بر جای گذاشته است؛ ازاین رو، این مطالعه تغییرات نیم رخ طولی و مورفولوژی رودخانه هلیل رود طی دوره زمانی 35 ساله (1984 تا 2020 م) و تأثیر عوامل گوناگون بر آن را با استفاده از تحلیل داده ها و تصاویر ماهواره لندست (5، 7 و 8) ارزیابی و تغییرات نیم رخ طولی آن را در GIS محاسبه کرده است. به دلیل طویل بودن و عبور از واحدهای ژئومورفولوژیکی گوناگون، رودخانه به 8 پاره تقسیم شده است. تحلیل داده ها از افزایش طول رودخانه در پاره های هشت گانه حکایت دارد. به طور خاص برخی پاره ها با افزایش طول  بین 2 تا 4 کیلومتر روبرو شده اند؛ درحالی که برخی پاره ها (به ویژه در بخش های میانی) به دلیل تعادل دینامیکی و تأثیرات زمین ساختی تغییرات کمتری در نیم رخ طولی خود داشته اند. مقاومت سنگ های آذرین در پاره های بالادست سبب پایداری نسبی و رسوبات آبرفتی در پاره های پایین دست سبب دینامیک بالای رودخانه و تغییرات گسترده در الگوی پیچان رودها شده است. فعالیت های زمین ساختی اغلب در بخش های میانی با ایجاد گسل ها و بالاآمدگی های زمین شناختی، انحرافات قابل توجهی در مسیر رودخانه ایجاد کرده است. فعالیت های انسانی همچون ساخت سد، تغییرات چشمگیر در دبی آب و رسوب گذاری در پایین دست سد (پاره های ۵ و ۶) به افزایش طول رودخانه و پیچان رودهای آن و همچنین تغییر الگوی جریان منجر شده و تغییر کاربری اراضی به شکل تخریب پوشش گیاهی و گسترش کشاورزی در پاره های پایانی باعث افزایش فرسایش و تغییرات مورفولوژیکی شده است. ازنظر الگوی زمانی نیز بستر رودخانه در بیشتر پاره های هشت گانه طی سال های 1996 تا 2008 تغییرات نسبتاً کمی داشته است؛ اما پس از آن با تشدید فعالیت های انسانی همچون ساخت سد این تغییرات افزایش یافته است.
۱۲۹۶.

ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی مناطق کارستی جنوب غرب استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۱
منطقه جنوب غربی لرستان در پهنه ناهمواری زاگرس چین خورده واقع شده است و بخش زیادی از واحدهای سنگ شناسی این محدوده مطالعاتی دارای ساختار آهکی و انحلال پذیر است. به همین دلیل ژئومورفوسایت های کارستی متنوعی در جنوب غربی لرستان در دو حوضه آبریز کشکان (شهرستان های پلدختر و معمولان) و حوضه آبریز سیمره (شهرستان های کوهدشت و رومشکان) شکل گرفته است که تعداد زیادی از آنها می توانند مقصدهای گردشگری قلمداد شوند. هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی سازندهای کارستیک در جنوب غربی استان لرستان با پیمایش و تحلیل نقشه ها و روابط فضایی آن ها با قلمروهای کارستی از طریق مدل کوبالیکوا و کیرچنر (2016) است. برای اجرای مدل، جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و 7 نفر از اساتید دانشگاه لرستان می باشد. بر اساس نتایج بدست آمده به ترتیب سه سازند آسماری- شهبازان (27) درصد، کواترنر (25) درصد، گچساران (20) درصد بیشترین لندفرم های کارست را دارند. کمترین محدوده با لندفرم های کارستی متعلق به سه سازند بختیاری (5/0) درصد، گورپی (2) درصد و آغاجاری (3) درصد است. شهرستان پلدختر که در حوضه رودخانه کشکان واقع شده است اشکال کارستی آن توسعه یافته و تنوع اشکال آن فراوان است. نتایج مدل کوبالیکوا و کیرچنر نشان داد سراب تنگ سیاب با 11/5 امتیاز بالاترین امتیاز را به دلائل ارزش علمی، آموزشی، اقتصادی و وضعیت دسترسی و زیرساخت های اولیه گردشگری، وجود ارزش های فرهنگی و زیست محیطی بدست آورد. بعد از آن نیز ژئوسایت های تنگه شیرز، تنگه هلت، چشمه شیرین ملاوی و غار پل خدا شیرز هر کدام با 10/5 امتیاز رتبه دوم، ژئوسایت-های غار کلماکره، چشمه سید سهل الدین، آبشار افرینه و دره خزینه هر کدام با 10 امتیاز رتبه سوم را به دلائل ارزش های علمی، آموزشی، اقتصادی و تنوع چشم انداز، نادر بودن در سطح منطقه، ملی، فراملی و وضعیت دسترسی و ارزش زیست-محیطی به خود اختصاص دادند.
۱۲۹۷.

ارزیابی نقش اقتصاد چرخشی در تاب آوری اقلیمی سکونتگاه های غیررسمی با میانجی گری عوامل نهادی، اجتماعی و زیرساختی، مطالعه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۹
گسترش سکونتگاه های غیررسمی در مشهد و آسیب پذیری آن ها در برابر مخاطرات اقلیمی، بازاندیشی در الگوهای تاب آوری را ضروری ساخته است. اقتصاد چرخشی با تأکید بر بهینه سازی منابع و کاهش ضایعات، ظرفیت بالقوه ای برای تقویت این تاب آوری دارد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش مؤلفه های اقتصاد چرخشی در تاب آوری اقلیمی سکونتگاه های غیررسمی و بررسی میانجی گری عوامل نهادی، اجتماعی و زیرساختی انجام شد. داده های کمی از طریق پرسشنامه محقق ساخته از ۳۹۸ خانوار در سکونتگاه های غیررسمی مشهد (نمونه گیری خوشه ای-تصادفی چندمرحله ای) گردآوری و با SmartPLS تحلیل شدند. داده های کیفی نیز از ۱۸ مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان محلی و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. اقتصاد چرخشی هم به صورت مستقیم (β=0.31، p<0.001) و هم با میانجی گری عوامل نهادی، اجتماعی و زیرساختی بر تاب آوری اقلیمی تأثیر مثبت و معنادار داشت. اقتصاد چرخشی تأثیر مستقیم و معناداری بر ظرفیت نهادی (0.47)، آگاهی زیست محیطی (0.52) و زیرساخت های محلی (0.44) داشت (p<0.001). این سه متغیر میانجی به ترتیب با ضرایب 0.21، 0.29 و 0.26 بر تاب آوری اقلیمی اثر گذاشتند. اثر کل اقتصاد چرخشی بر تاب آوری اقلیمی 0.674 و مجموع اثرات غیرمستقیم (0.364) از اثر مستقیم بزرگ تر بود. شبکه های اجتماعی غیررسمی، استفاده مجدد از مصالح و سازوکارهای خودسازمان ده محلی نقش کلیدی در تقویت این رابطه ایفا کردند. اقتصاد چرخشی در بافت غیررسمی به عنوان سازوکاری انطباقی و خودجوش عمل کرده و می تواند تاب آوری اقلیمی را حتی در شرایط ضعف حمایت رسمی ارتقا دهد. این امر ضرورت توجه سیاست گذاران به ظرفیت های درونی و الگوهای بومی در مدیریت شهری و برنامه ریزی اقلیمی را نشان می دهد.
۱۲۹۸.

صورت بندی چارچوب مفهومی برنامه ریزی شهری دموکراتیک مبتنی بر عدالت جنسیتی: با تأملی بر بستر برنامه ریزی شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۱
هدف پژوهش حاضر صورت بندی چارچوبی مفهومی برای «برنامه ریزی شهری دموکراتیک مبتنی بر عدالت جنسیتی» از طریق گفت وگوی انتقادی میان نظریه های برنامه ریزی انتقادی و رویکردهای فمینیستی فضا و تأمل در مسئله مندی آن در بستر برنامه ریزی شهری ایران است. روش پژوهش نظری تحلیلی و مبتنی بر سنتز مفهومی ادبیات است. در این راستا، با بهره گیری از الگوی سنتز مفهومی جابرین (2009)، مفاهیم کلیدی از ادبیات برنامه ریزی انتقادی و مطالعات فمینیستی فضا استخراج، مقوله بندی و در قالب یک چارچوب مفهومی تلفیقی سامان دهی شده اند. یافته های پژوهش با تلفیق نظریه های برنامه ریزی انتقادی (چون هاروی، هیلی و یانگ) و فمینیسم فضایی (ماس ی، مک داول و کرن) به ارائه چارچوب مفهومی «برنامه ریزی دموکراتیک مبتنی بر عدالت جنسیتی» انجامیده است. این چارچوب در قالب مدلی سه سطحی شامل سطح ساختاری، فرآیندی و فضایی صورت بندی شده است: در سطح ساختاری، شهر محصول تعامل نیروهای اقتصادی و روابط قدرت جنسیتی تلقی می شود؛ در سطح فرآیندی، برنامه ریزی شهری به عنوان فرآیندی مشارکتی و گفت وگومحور مبتنی بر به رسمیت شناختن تفاوت ها تعریف می شود؛ و در سطح فضایی بر بازآرایی فضاهای شهری برای تقویت حضور زنان، توزیع عادلانه امکانات و دسترسی برابر تأکید دارد. این مدل تحقق عدالت جنسیتی را در گرو دگرگونی هم زمان ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و نهادی و مشارکت دموکراتیک در تولید فضا می داند. چارچوب مفهومی پیشنهادی، با در نظر گرفتن زمینه خاص برنامه ریزی شهری در ایران، می تواند به عنوان ابزاری تحلیلی برای تبیین و تحلیل درهم تنیدگی جنسیت، فضا و قدرت در فرایندهای برنامه ریزی شهری به کار گرفته شود. برای کاربردی شدن این چارچوب در ایران لازم است مفاهیمی مانند دموکراسی شهری، مشارکت و بازپس گیری فضا در نسبت با ساختار نهادی و حقوقی مدیریت شهری کشور بازتعریف شوند.
۱۲۹۹.

ارزیابی ایمنی جاده ای با تأکید بر پارامترهای محیطی: مسیر دهگلان به سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۹
محور دهگلان به سنندج یکی از مواصلات مهم ارتباطی بین شهرستان دهگلان و سنندج و یکی از جاده های اصلی ارتباطی سنندج به تهران می باشد. عوامل طبیعی مختلفی در رخداد مخاطرات جاده ای تأثیر دارند که می توان به بارش، شیب، ارتفاع، حرکات دامنه ای، یخبندان و ... اشاره کرد. محور دهگلان به سنندج به دلیل عبور از مناطق کوهستانی، پرشیب، دامنه های با شرایط طبیعی و اقلیمی متفاوت، پتانسیل وقوع مخاطراتی همچون سیل، زمین لغزش، بهمن را دارد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن خصوصیات منطقه در صدد شناسایی و پهنه بندی مناطق حساس این محور می باشد. در این راستا ابتدا معیارهای محیطی مؤثر بر ایمنی جاده اعم از ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، بارش و یخبندان آماده و استانداردسازی شدند. در مرحله بعد وزن هر یک از معیارها با نظر کارشناسان خبره و با به کارگیری روش تحلیل سلسله مراتبی به صورت زوجی مقایسه و در نرم افزار Expert Choice موردبررسی قرار گرفت. در نهایت اقدام به تهیه نقشه ارزیابی ایمنی جاده ای گردید. بر اساس نتایج به دست آمده از پهنه بندی در محور موردمطالعه، میزان خطرپذیری این محور به ترتیب 43/56 درصد در کلاس خطر بسیار کم، 17/2 درصد در خطر کم، 41/5 درصد در خطر متوسط، 74/10 درصد در کلاس خطر زیاد و 23/25 درصد در کلاس خطر بسیار زیاد استخراج و شناسایی شدند. همچنین نتایج نشان می دهد که کلاس خطر کم بیشتر در کلاس شیب 0 تا 10 درصد قرار دارد که 76 درصد از محور را در برگرفته است. اما پهنه های با خطر خیلی زیاد در ارتفاع بالای 2000 متر که دارای گردنه ها و شیب تند می باشد 21 و 3 درصد در کلاس ارتفاعی زیاد و خیلی زیاد قرارگرفته اند که حدود 1 درصد سطح محور را در برمی گیرد.  
۱۳۰۰.

برنامه ریزی شهری استعماری و عدالت فضایی در شهرهای پسااستعماری: مطالعه تطبیقی الجزیره، تونس و بمبئی از قرن نوزدهم تا امروز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۴
بررسی میراث های فضایی پایدار برنامه ریزی شهری در شهرهای الجزیره، تونس و بمبئی نشان می دهد که شهرهای پسااستعماری همچنان بر پایه منطق های به ارث مانده از سلطه استعماری سازمان یافته اند. این پژوهش به بررسی تداوم و دگرگونی منطق های فضایی استعمار در شهرهای پسااستعماری الجزیره، تونس و بمبئی در بازه زمانی ۱۸۳۰ تا ۲۰۲۰ می پردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که چگونه برنامه ریزی شهری، که در دوران استعمار ابزاری برای تفکیک، کنترل و نظم فضایی بود، پس از استقلال نیز در قالب سیاست های توسعه، حفاظت میراث و نوسازی شهری بازتولید شده است. این مطالعه با به کارگیری رویکرد تطبیقی–تاریخی و تحلیل گفتمان فضاییِ نقشه ها، اسناد برنامه ریزی و داده های بصری تاریخی، سازوکارهای تداوم قدرت استعماری را در زیرساخت ها، منطقه بندی و بازنمایی شهری شناسایی می کند. یافته ها نشان می دهد که علی رغم استقلال سیاسی، ساختارهای فضایی و معرفتیِ به جامانده از استعمار همچنان در منطق حکمرانی شهری تداوم دارند: در الجزیره، زیبایی شناسی هوسمانیِ فرانسوی در قالب برنامه های حفاظت میراث بازتولید شده است؛ در تونس، تمرکزگرایی اداری دوگانگی تاریخی میان «مدینه» و «شهر جدید» را حفظ کرده است؛ و در بمبئی، گفتمان های بهداشتیِ استعماری مبنای طرد حقوقی و کالبدی سکونتگاه های غیررسمی قرارگرفته اند. مقاله با طرح مفهوم «استعمار زیرساخت ها»، توضیح می دهد که چگونه نابرابری فضایی در این شهرها نه ناشی از کمبود منابع، بلکه حاصل استمرار منطق های قدرت در نهادهای برنامه ریزی است. بر این اساس، دستیابی به عدالت فضایی مستلزم استعمارزدایی از ساختارهای نهادی و بازنگری در دانش های مسلط شهرسازی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان