۱.
مقدمه: زمین لرزه یکی از مخاطرات طبیعی است که به عنوان مهم ترین مبحث برنامه ریزی شهری در ایران و جهان شناخته می شود. تاب آوری به دلیل رویکرد و روشی مناسب در جهت کاهش خطرات حاصل از بحران ها و مخاطرات طبیعی، به عنوان رویکرد پژوهش حاضر انتخاب شده است. داده و روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی – تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی است. روش پژوهش بر اساس روش جدید علم آینده پژوهی تحلیلی - ساختاری با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی و کیفی است. در گام نخست مؤلفه های مؤثر در تاب آوری شهر خلخال شناسایی و در قالب پرسش نامه دلفی تهیه و تدوین شد. جامعه آماری 25 نفر از متخصصین حوزه شهری بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده و با استفاده از ماتریس تحلیل اثرات متقابل ساختاری و در قالب نرم افزار MICMAC پردازش شد و نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثر پذیری بر سایر متغیرها مشخص گردید. یافته ها: از میان 49 شاخص پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر در خروجی نرم افزار میک مک، 13 عامل کلیدی با بیشترین میزان تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر آینده تاب آوری شهر خلخال مشخص شد، که کیفیت بنا، نوع سازه بنا، شبکه حمل و نقل، دسترسی به معابر اصلی، جایگاه سوخت، ایستگاه گاز، ایستگاه انتقال برق، تأسیسات و منابع آب، مسیل، میزان شیب و جهات آن، کانون زلزله، فاصله از گسل، رانش زمین، بیشترین نقش را در وضعیت تاب آوری شهر خلخال ایفا می کنند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان دهنده آن است که الگوی پراکندگی پیشران های مورد مطالعه از نظر تحلیل اثرات متقابل در مجموع بیانگر وضعیت یک سیستم محیطی ناپایدار است که در آن پیشران های تاب آور شهر خلخال ازنظر اثرگذاری و اثر پذیری حالت پیچیده و بینابین دارد.
۲.
مقدمه: با ادامه افزایش جمعیت شهری، کلان شهرها، به طور فزاینده ای به استراتژی های حکمرانی هوشمند برای مقابله با چالش های چند وجهی مدیریت شهری مدرن روی می آورند. به همین علت این پژوهش سعی دارد با استفاده از نرم افزار VOS Viewer روندهای پیچیده و نوظهور در حکمرانی هوشمند را بررسی نماید. به عبارت دیگر هدف این مطالعه ارائه یک نمای کلی جامع از چشم انداز در حال تحول تحقیقات حکمرانی هوشمند، شناسایی مضامین کلیدی، نویسندگان تأثیرگذار و کلیدواژه های برجسته در ادبیات است. داده و روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از روش هم استنادی صورت گرفته است. داده های مورد نیاز از پایگاه های اطلاعاتی علمی مانند Scopus و Web of Science تهیه و با استفاده از نرم افزار VOS Viewer آنالیز و تحلیل شده اند. استراتژی جستجو، برای به تصویر کشیدن ادبیات مرتبط با پایداری شهری، شهرهای هوشمند و موضوعات مرتبط با حکمرانی در شهرهای هوشمند بوده است و کلمات کلیدی برای در بر گرفتن طیف وسیعی از موضوعات از جمله، شهر هوشمند، حکمرانی شهری، پایداری و شهرسازی انتخاب شده اند. پارامترهای جستجو به گونه ای اصلاح شدند که شامل انتشارات از سال 2021 تا 2024 باشد تا آخرین پیشرفت ها و روندها در این زمینه را به تصویر بکشند. تجزیه و تحلیل همزمانی کلمات کلیدی، خوشه بندی کلمات کلیدی، تجسم و تفسیر و تجسم چگالی/تراکم مراحل انجام کار جهت رسیدن به هدف تحقیق بوده اند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که تأکید روزافزون بر ادغام فناوری های پیشرفته مانند اینترنت اشیا (IoT)، هوش مصنوعی (AI)، و تجزیه و تحلیل داده های بزرگ در شیوه های مدیریت شهری از الزامات و روندهای رو به رشد در تحقیقات و مطالعات است. همچنین تغییرات قابل توجهی در تمرکز پژوهش ها بر روی چارچوب های در حال تحول حاکمیت که تصمیم گیری مبتنی بر داده و مشارکت شهروندان است دیده می شود. از طرفی ظهور راه حل های جدید با هدف افزایش پایداری، انعطاف پذیری و کارایی در محیط های شهری قابل مشاهده است که توجه بیشتر به پیامدهای اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی فناوری های هوشمند را مد نظر قرار می دهند. نتیجه گیری: نشان دهنده عدم رضایت شهروندان است که در این رابطه مسئولان شهری باید با به کارگیری نظرات افراد در عرصه مدیریتی و سیاست گذاری ها، زمینه را برای افزایش رضایت از زندگی در شهر فراهم نمایند.
۳.
مقدمه : بازاریابی ویدیوئی ابزاری برای تقویت خدمات آنلاین در حوزه کسب و کار به خصوص در بخش گردشگری است. با استفاده از استراتژی های این نوع از سبک بازاریابی می توان بازدیدکنندگان بیشتری را به سایت های گردشگری جذب کرد و باعث گسترش اعتماد و قصد خرید در بین مشتریان شد. با توجه به اهمیت موضوع اعتماد و قصد خرید مشتری، این تحقیق با هدف بررسی تأثیر بازاریابی ویدیوئی بر اعتماد به برند و قصد خرید مشتریان شرکت های خدمات گردشگری انجام شد. داده و روش : پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازاریابی ویدیویی شرکت های خدمات مسافرتی و جهانگردی شهر شیراز بر اعتماد به برند و قصد خرید مشتریان با رویکرد توصیفی - تحلیلی انجام شده است. بدین منظور، مدل مفهومی پژوهش براساس مبانی نظری و پیشینه پژوهش طراحی شد. از طریق پرسش نامه، گردآوری اطلاعات مربوط به شاخص های پژوهش (اطلاعات دهنده، سرگرم کننده و ترغیب کننده)، اعتماد به برند و قصد خرید انجام شد. جامعه آماری کلیه گردشگران داخلی هستند که در سال 1402 از شرکت های گردشگری شهر شیراز خرید کرده اند. حجم نمونه براساس رابطه کوکران 384 نفر انتخاب شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و Smart pls صورت گرفت. یافته ها : براساس یافته ها، بین عامل اطلاعات دهنده با ضریب مسیر 18/0 و ترغیب کننده با ضریب مسیر 14/0 بر ارزش بازاریابی ویدیوئی تأثیر مثبت وجود دارد (p<0.05). اما اثر سرگرم کننده بودن ویدیو بر ارزش بازاریابی ویدیوئی با ضریب مسیر 07/0 تأیید نشد (p>0.05). همچنین ضریب مسیر اثر بازاریابی ویدیوئی بر اعتماد به برند برابر با 16/0 و بر قصد خرید برابر با 15/0 محاسبه و تأیید شد (p<0.05). در نهایت، اثر اعتماد به برند با ضریب مسیر 13/0 بر قصد خرید نیز مثبت بود (p<0.05). نتیجه گیری : بازاریابی ویدیوئی یک ابزار مناسب برای تأثیرگذاری بر قصد خرید و افزایش اعتماد گردشگران است. با برنامه ریزی دقیق، استفاده از محتوای شفاف و جذاب، و بهره گیری ویدیوهای مناسب، کسب وکارهای گردشگری می توانند موفقیت بیشتری در جذب و حفظ مشتریان خود داشته باشند.
۴.
مقدمه : یکی از موضوعات مهم و اساسی که به طور مداوم باید در جستجوی آن بود، سطح شادی و نشاط شهروندان در محیط های شهری است. نیاز به شادی یکی از مسائل و موضوعات اساسی انسان است و فضاهای شهری نقش مهمی در جذابیت یک شهر و شادی شهروندان دارند. داده و روش : این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش بررسی، از نوع مطالعات توصیفی - تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات نیز به صورت اسنادی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل دو دسته شهروندان ساکن شهر اصفهان و کارشناسان است. حجم نمونه برای شهروندان با استفاده فرمول کوکران 384 نفر و برای کارشناسان 40 نفر تعیین شد. برای انتخاب شهروندان از روش نمونه گیری خوشه ای- تصادفی ساده و برای انتخاب کارشناسان از روش نمونه گیری هدفمند بهره گرفته شد. یافته ها : نتایج حاصل از مدل تحلیل عاملی تأییدی نشان داد از بین شاخص های بعد اجتماعی، دو عامل (افزایش امید به زندگی، افزایش ارتباط و تعامل بین همسایگان)، از بین شاخص های بعد اقتصادی دو عامل (بالا رفتن درآمد اقتصادی خانوارها و قیمت زمین و مسکن)، از بین شاخص های بعد کالبدی، دو عامل (ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی و حاشیه نشین و تنوع در مصالح مخصوص نمای ساختمان) و از بین شاخص های محیط زیستی، دو عامل (تقویت پیاده مداری و فضاهای بهینه، افزایش پارک ها و فضاهای سبز شهری با طراحی مناسب) به عنوان مهمترین عوامل مؤثر بر تحقق و دستیابی به شهر شاد در سطح شهر اصفهان شناسایی و معرفی شدند. بعلاوه نتایج نشان دهنده آن است که شهر اصفهان از نظر شاخص های اجتماعی، کالبدی و محیط زیستیِ شهر شاد، در وضعیت نسبتاً مطلوب و از نظر شاخص اقتصادی در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. همچنین بین مناطق 15 گانه شهر اصفهان از حیث برخورداری از شاخص های شهر شاد تفاوت معناداری وجود دارد. مقایسه میانگین های به دست آمده نشان داد بیشترین میانگین مربوط به مناطق شهری 1 و 6 و 5 و کمترین میانگین مربوط به مناطق شهری 14 و 8 و 11 است. نتیجه گیری : با توجه به شناسایی مهمترین عوامل اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیط زیستی مؤثر بر تحقق شهر شاد، مدیران شهری می بایست با به کارگیری نظرات کارشناسان و خبرگان در عرصه مدیریتی و تصمیم گیری، زمینه لازم را برای تحقق شاخص های شهر شاد فراهم نمایند.
۵.
مقدمه : شکل گیری شهر به عنوان ساختاری اجتماعی و کالبدی به طیف پیچیده ای از این عوامل بستگی دارد. از طرفی این عوامل می توانند دارای ارتباط با یکدیگر، عناصر شهری را ایجاد نمایند. نظریه ساخت یابی یکی از راهبردهایی است که می تواند رابطه بین عاملیت و ساختار را تبیین و نوع ارتباط، محدودیت ها و تا حدی چگونگی این رابطه را تبیین کند. مساله قابل بررسی در این مطالعه، چگونگی ارتباط شهروندان بر ساختار عناصر شهری به عنوان کنش و عاملیت است. این پژوهش باهدف پاسخ به این پرسش که چگونه ذهنیت عامه مردم به عنوان عامل و شکل گیری فضاها و بناهای شهر همدان به عنوان ساختار دارای ارتباط هستند، انجام شده است. داده و روش : تحقیق حاضر بنیادی با روش تحقیق آمیخته از شیوه ی کمی و کیفی است که در مرحله اول بر اساس شیوه کمی، با استفاده از شیوه ی چیدمان فضایی و تطبیق نتایج حاصل از دو نقشه قاجار و معاصر، به شناسایی و منطبق بودن مرکز شهر در هر دو نقشه در هم پیوندترین مسیرها منجر گردید. سپس به بررسی کیفی ساخت و عاملیت مبتنی بر متون، تصاویر و واکاوی میدانی به ارتباط کنش و ساختار بر اساس ذهنیت عامه پرداخته شد. یافته ها : مبتنی بر بخش اول تحلیل ساختار فضایی مسجد جامع و بازار سنتی همدان که در این محدوده قرار دارند برای مطالعه سیر ارتباط عاملیت و ساخت انتخاب شدند. نتایج نشان داد که عاملیت (شهروندان) و ساختار (کالبد عناصر شهر) دارای ارتباط دوطرفه با یکدیگرند. به عبارت دیگر هم عاملان شهر بر ساختار عناصر شهر تاثیر گذارند و هم ساختار بر ایجاد ذهنیت کنشگران که همان شهروندان هستند؛ گرچه میزان این اثرگذاری در این پژوهش قابل اندازه گیری نیست. نتیجه گیری : نتیجه ی حائز اهمیت حاکی از آن است که در مقیاس کلان، ساختار شهر بر عاملیت شهروندان و در مقیاس خرد، عاملیت بر ساختار اثرگذارند.
۶.
مقدمه : بازآفرینی شهری تأثیر اجتماعی جامعی دارد که تقریباً سرمایه اجتماعی و رضایت مسکونی ساکنان را تغییر می دهد. شهر همدان به دلیل بافت های فرسوده و نیاز به بهبود کیفیت زندگی شهروندان، در سال های اخیر با پروژه های بازآفرینی شهری مواجه شده است. در این پژوهش، تأثیر بازآفرینی شهری بر تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش رضایت مسکونی ساکنان محله های (کبابیان، حاجی، کلپا و جولان) شهرهمدان به عنوان یک مطالعه موردی، مورد بررسی قرار می گیرد. داده و روش : این پژوهش از نظر روش پیمایشی، به لحاظ هدف پژوهش کاربردی و بر اساس "مدل معادلات ساختاری" است. جامعه آماری، از ساکنان محلات مورد مطالعه شهر همدان، تشکیل شده است، تعداد نمونه 386 نفر محاسبه شد. از روش نمونه گیری تصادفی و از پرسشنامه برای جمع آوری و استخراج داده استفاده شد. از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری از رویکرد حداقل مربعات جزئی و از نرم افزار SmartPLS جهت بررسی داده ها و برازش مدل اندازه گیری استفاده شده است. یافته ها : نشان دهنده آن است همه متغیر ها به جز یک مورد فرضیه های پژوهش را پشتیبانی می کنند. متغیر "تخلیه و اعیان سازی پویا" در این پژوهش جدید است که در پژوهش حاضر توسعه یافته است. پویایی سرمایه اجتماعی با هدف بازآفرینی شهری با پویایی رضایت مسکونی همبستگی مثبت دارد و پویایی ارتباط اجتماعی، پویایی اعتماد اجتماعی و پویایی دوسویه بیشترین سهم را در پویایی سرمایه اجتماعی با هدف بازآفرینی شهری دارند. نتیجه گیری : نشان دهنده آن است که رضایت مسکونی تحت تأثیر ابعاد و پویایی سرمایه اجتماعی (به جز تخلیه و اعیان سازی) قرار می گیرد. نکته کلیدی این است که سرمایه اجتماعی از نظر ماهیت و پیامدهای اجتماعی-اقتصادی آن بسیار پویا است.
۷.
مقدمه : فعالیت های ورزشی نقش روزافزونی بر جنبه های گوناگون زندگی انسان ها دارد؛ بطوریکه علاوه بر ایجاد اشتغال و رونق جوامع، به جهت انگیزه های میهن پرستی و فرهنگ های بومی، سبب افزایش تعاملات اجتماعی بهتر و برقراری انسجام اجتماعی در میان مردم نیز می گردد. نمونه این رویدادها می توان به کشتی با چوخه در شهرستان اسفراین اشاره کرد که به عنوان یکی از نمادهای هویت محلی و ملی می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر؛ بررسی تحلیل نقش رویداد گردشگری ورزشی کشتی با چوخه بر انسجام اجتماعی شهر اسفراین می باشد. داده و روش : روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش را 195 نفر از سرپرستان خانوارها تشکیل می دهند که به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته می باشد که با استفاده از نظر کارشناسان روایی صوری آن تأیید شد و با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ پایایی 0.747 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی استفاده شد. یافته ها : نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد که با توجه به معناداری بدست آمده در سطح تمامی شاخص ها مقدار (0.001) و همچنین بالابودن میانگین واقعی نظر کل پاسخگویان (بزرگتر از میانگین عددی 3)، شاخص های مذکور در منطقه مورد مطالعه از وضعیت متوسط رو به بالایی برخوردار می باشند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد بیشترین امتیاز با میانگین رتبه (5.83) به مؤلفه احساس تعلق و هویت مکانی اختصاص دارد. نتیجه گیری : از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که میزبانی رویدادهای ورزشی منجر به ایجاد تصویر مثبت از جامعه، افزایش تبادل فرهنگی، تشویق مردم به انجام فعالیت های ورزشی، افزایش فرصت های معرفی شهرستان اسفراین به کشور و جهان می شود و به عنوان یکی از کانون های مهم همگرایی و انسجام اجتماعی و فرهنگی بشمار می آید
۸.
مقدمه : شهر اردبیل طی سال های اخیر شاهد افزایش قابل توجه میزان جمعیت بوده است. تحولات ناشی از افزایش جمعیت، موجب شده علی رغم برخورداری این شهر از قابلیت ها و ظرفیت های عظیم طبیعی، فرهنگی و اجتماعی و ویژگی هایی از جمله مرکزیت استان و اهمیت سیاسی و اقتصادی، هنوز نتوانسته به توسعه و شکوفایی شهری دست یابد. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی- تحلیلی است که با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی صورت گرفته است. روش جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی بوده است. جامعه آماری پژوهش 30 نفر از کارشناسان حوزه مدیریت شهری و خبرگان دانشگاهی است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. شاخص های استفاده شده در این پژوهش، 60 گویه در 6 بعد می باشد. به منظور سنجش داده ها از فنون آینده پژوهی مانند پیمایش محیطی، تکنیک دلفی و روش تحلیل اثرات متقابل در محیط نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته ها : بر اساس نتایج، الگوی کلی پراکندگی عوامل مورد مطالعه نشانگر وضعیت یک سیستم محیطی ناپایدار است. بیشترین میزان تأثیرگذاری در بین ابعاد پژوهش به ترتیب مربوط به زیرساخت ها، بهره وری و رشد اقتصادی، برابری و شمول، کیفیت زندگی، حکمرانی شهری و پایداری زیست محیطی است. از بین 60 پیشران اولیه مورد مطالعه، 9 پیشران کلیدی شناسایی شده است که این پیشران ها جزو عوامل استراتژیک هستند؛ یعنی از تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بالایی برخوردار هستند و در موقعیت ریسک و هدف قرار دارند. نتیجه گیری : بر اساس نتایج به دست آمده، متغیرهای میانگین درآمد خانوار، بیکاری جوانان، خانوارهای حاشیه نشین، سرانه تولید شهر و اشتغال و مشارکت زنان، اصلی ترین عوامل به شمار می روند که در صورت مدیریت مناسب می توانند به عنوان محرک توسعه شهر اردبیل عمل نمایند. نتایج تحقیق نشان می دهد که پیشران های کلیدی شکوفایی شهر اردبیل مربوط به دو بعد بهره وری و برابری و شمول اجتماعی هستند و لازم است که متولیان شهر به این ابعاد توجه ویژه ای داشته باشند.
۹.
مقدمه : بر اساس اعلام انیستیتو جهانی منابع، ایران یکی از ده کشوری است که شدیداً در معرض تنش آبی قرار دارد و استان خوزستان با توجه به مختصات خاص اقلیمی، یکی از چهار استان با درجه بسیار بالای تنش آبی است. با توجه نرخ 65 درصدی شهرنشینی در این استان، پایداری منابع آب یکی از راهبردهای پایداری توسعه و ماندگاری جمعیت در این استان می باشد. هدف از این پژوهش آینده نگاری مخاطرات اجتماعی ناشی از تنش آبی در شهر اهواز است. داده و روش : در این راستا، پس از بررسی سوابق مطالعاتی و نظر سنجی و کسب آراء خبرگان، چهارده مخاطره اجتماعی محتمل ناشی از تنش آبی در شهر اهواز و در قالب مدل ISM شناسایی شدند. در ادامه ماتریس تحلیل اثرات متقابل CIB در نرم افزار MIC MAC ترسیم و روابط بین این متغیر ها ترسیم شد. در ادامه سناریوهای مخاطرات اجتماعی با بهره گیری از نرم افزار Senario Wizard طراحی شدند. یافته ها : خروجی گراف در نرم افزار میک مک نشان داده است که جمعیت گریزی به عنوان متغییر مستقل با درجه بالای اثر گذاری در سایر شاخص ها شناسایی شده است. نتیجه گیری : همچنین خروجی تحلیلی نرم افزار سناریو ویزارد حاصل از سناریوهای محتمل نشان داده است که تحرکات جمعیتی با محوریت جمعیت گریزی، بیکاری و اضطراب محیطی مهم ترین سناریوهای محتمل ناشی از تنش آبی در شهر اهواز می باشند.
۱۰.
مقدمه : شرایط فیزیکی محیط دانشگاه بر وضعیت یادگیری و روانی دانشجویان تأثیر دارد. ایجاد محیط هایی که بتواند این نیازها را برآورده کند ضروری است. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های مؤثر بر زمینه سازی نقش ستاد رفتاری در بهبود شکل کالبدی و دلبستگی مکانی فضاهای آموزشی دانشگاه ها در شهر تهران است. داده و روش : روش پژوهش ترکیبی از تحلیلی- توصیفی و تحلیل مضمون است؛ به طوری که نقش مؤلفه های قرارگاه رفتاری در بهبود شکل کالبدی و دلبستگی مکانی فضاهای آموزشی دانشگاه از طریق ادبیات و سپس مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان شناسایی و بررسی شد. یافته ها : مصاحبه ها با سه روش باز و انتخابی کدگذاری شد و در نهایت 29 مقوله و 5 شاخص بر اساس کدگذاری شناسایی شدند. در بخش کمّی، یک مدل ساختاری-تفسیری برای ارائه الگوی زمینه ای از نقش قرارگاه رفتاری در اصلاح فرم کالبدی و پیوست مکانی فضاهای آموزشی دانشگاه با نظر 15 نفر از اساتید و کارشناسان معماری در حوزه فضاهای آموزشی در نظر گرفته شد. پس از آن، موقعیت اجزای شناسایی شده با استفاده از MICMAC بر اساس قدرت نفوذ و وابستگی تعیین گردید. نتیجه گیری : نتایج به دست آمده نشان داد که طراحی فضایی مناسب، محیط اجتماعی مثبت، احساس تعلق و هویت، انعطاف پذیری و تأثیرات روانشناختی، به طور هم زمان و پویا بر دلبستگی به مکان فضاهای آموزشی تأثیر دارند و می توانند تجربه های آموزشی و ارتباطات فردی را در محیط های دانشگاهی بهبود بخشند. این شاخص ها به ارتقای فضای کالبدی، کیفیت فضاهای آموزشی و ایجاد محیط های انگیزشی و حمایت گر کمک می کنند.
۱۱.
مقدمه : طرح تجاری خیابان واصف در شهر آران وبیدگل با هدف بهره برداری از پتانسیل ها و بهبود زیرساخت های گردشگری بافت تاریخی اجرا شده که با چالش حفظ تعادل بین توسعه اقتصادی و حفظ میراث فرهنگی همراه بوده و نیازمند ارزیابی اثرات آن بر کالبد بافت تاریخی و هویت جامعه محلی است. داده و روش : پژوهش پیش رو از نوع کاربردی است و با روش های تحلیل آمایشی و نظرسنجی مبنی بر پایش های میدانی انجام شد. در این راستا اثرات طرح تجاری خیابان واصف بر توسعه گردشگری بافت تاریخی محله حاج عبدالصمد و توی ده بر اساس شاخص های اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-معماری و محیط زیستی ارزیابی شد. تحلیل داده ها از طریق پایش تصاویر گوگل ارث و آزمون های آماری شامل آمار توصیفی و استنباطی نظیر کلموگروف-اسمیرنوف، tمستقل و مدل سازی ساختاری انجام شد. یافته ها : نتایج نشان داد طی سال های 1390 و 1391 با اجرای محور تجاری خیابان واصف، مساحت 23500 مترمربع از بافت تاریخی طی دومرحله تبدیل به خیابان شده است. به تبع آن نیز تا سال 1402 ظهور خیابان جدید به طول 150 و عرض 8.5 متر و تعریض کوچه ی 6متری به خیابان 18.5متری کاملا مشهود است. متغیرهای مرمت و بازسازی بافت تاریخی با میانگین 4.446 و آماره t 81.8 ، اثرگذاری این طرح بر تغییر کالبدی بافت تاریخی با میانگین 4.348 و آمارهt 67.37، زنده سازی فرهنگی، آیین ها و مراسمات مذهبی و سنتی با میانگین 293.3 و آمارهt 31.577، افزایش تعداد گردشگران بافت تاریخی با میانگین 3.315 و آماره t 28.941، تأثیر منفی تخریب بافت تاریخی بر توسعه گردشگری با میانگین 3.283 و آمارهt 32.645، و افزایش مظاهر زندگی مدرن با میانگین 3.217 و آمارهt 25.657 بیشترین اثر معنی داری را بر توسعه گردشگری بافت تاریخی دارند. نتیجه گیری : اجرای طرح تجاری خیابان واصف در شهر آران وبیدگل، از یک سو منجر به تخریب بافت تاریخی و ازسوی دیگر سبب توسعه شده که در این خصوص اثرگذاری شاخص های کالبدی-معماری (مقدارt 2.5) و اجتماعی-فرهنگی (مقدارt 2.26) بیش از سایر مولفه ها است. بنابراین نیازمند مدیریت برقراری تعادل بین حفاظت از میراث و توسعه گردشگری به صورت دو جریان مکمل و همسو است.
۱۲.
مقدمه : با وجود تلاش های دولت ها از دهه 20 شمسی تاکنون، مشکل کمبود مسکن ارزان قیمت همچنان وجود دارد. این مشکل نه تنها کمی بلکه کیفی راهم شامل می شود. مشکل نامناسب بودن مسکن در نیشابور نه فقط کمی است بلکه شامل عوامل کیفیت و دسترسی نیز می باشد. شاخص های اجتماعی-جمعیت شناختی نقش مهمی در تعیین مقرون به صرفه بودن و مناسب بودن مسکن دارند. بدون تجزیه و تحلیل جامع این شاخص ها، برنامه های مسکن در معرض خطر ناهماهنگی با نیازهای واقعی جمعیت است. هدف نهایی کشف الگوها و بینش هایی است که به توسعه استراتژی های مؤثرتر در مسکن حمایتی کمک کند و درک بهتری از تعامل ویژگی های اجتماعی-جمعیت شناختی و ثبات مسکن ارائه دهد. روش شناسی: این پژوهش به تحلیل عمیق شاخص های جمعیتی و اجتماعی می پردازد. داده ها از منابع کتابخانه ای، اسنادی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از مسئولان حوزه مسکن حمایتی جمع آوری شده است. روش کیفی اصلی در پژوهش حاضر از روش تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی استفاده شده است. کدگذاری به عنوان ابزاری در چارچوب تحلیل مضمون و برای استخراج مضامین پایه از داده های مصاحبه ها به کار رفته است. شیوه استخراج و کدگذاری داده ها با استفاده از روش کدگذاری ترکیبی در نرم افزار Maxqda انجام شده و شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی است. یافته ها : کدها و فراوانی آن ها از 16 مصاحبه کننده نشان می دهد که شاخص «ازدواج» با 69 فراوانی، بالاترین تأکید را به خود اختصاص داده و پس از آن «مهاجرت» و «نیازمندان و فقرای شهری» با 55 و 53 تکرار قرار دارند. این نتایج بیانگر اولویت دهی مصاحبه شوندگان به این موضوعات در بررسی مسائل اجتماعی است، در حالی که شاخص هایی مانند «بی خانمانی» و «بعد خانوار» کمترین فراوانی را داشته اند. نتیجه گیری : سیاست های مسکن حمایتی در نیشابور به نیازهای واقعی جمعیت پاسخ نمی دهند. برنامه ها عمدتاً بر مبنای نیازهای عمومی طراحی شده اند و ویژگی های خاص گروه های آسیب پذیر مانند زنان سرپرست خانوار و سالمندان نادیده گرفته شده است. عدم توجه به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی موجب شده که این سیاست ها نتوانند مشکلات اقتصادی این گروه ها را به طور کامل حل کنند و برخی اوقات حتی مشکلات مسکن و فقر را تشدید نمایند.
۱۳.
مقدمه : هدف این پژوهش، گونه شناسی ساختاری مساجد تاریخی شهر کرمان با تأکید بر تعامل میان عوامل اقلیمی و فرهنگی- اجتماعی در شکل گیری سازمان فضایی آن هاست. با توجه به جایگاه مساجد در ساختار کالبدی و اجتماعی شهرهای ایرانی-اسلامی، تحلیل فرم این بناها می تواند راهی برای شناخت بسترهای شکل دهنده معماری بومی باشد. در این راستا، پژوهش حاضر تلاش دارد تا با رویکردی زمینه گرا و تفسیرمحور، الگوهای فضایی مساجد تاریخی کرمان را طبقه بندی کرده و نسبت آن ها را با شرایط اقلیمی و مؤلفه های فرهنگی- محله ای تبیین کند. داده و روش : روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و با راهبرد کیفی انجام شده است. گردآوری داده ها به صورت ترکیبی از مطالعات اسنادی، تحلیل نقشه ها و تصاویر هوایی سال ۱۳۳۵، و بررسی های میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری شامل کلیه مساجد تاریخی واقع در محدوده حصار قاجاری شهر کرمان است که تا پایان دوره قاجار بنا شده اند. یافته ها : یافته ها نشان داد که الگوی غالب در میان مساجد محله ای کرمان، شبستان ستون دار فاقد میانسرا و گنبدخانه است؛ فرمی ساده، عملکردی و مردمی که بیش از آنکه از اقلیم گرم و خشک منطقه تأثیر پذیرفته باشد، از ساختار اجتماعی محله ها، شیوه های نذر و وقف، و اقتصاد بومی نشأت گرفته است. در مقابل، مساجد شهری مانند مسجد جامع مظفری و مسجد ملک، دارای ساختار چهارایوانی و گنبدخانه اند که با معماری رسمی تطبیق دارند. جهت بررسی اثرات اقلیمی و جغرافیایی و مقایسه با اثرات فرهنگی- اجتماعی، مساجد حوزه اقلیمی همجوار را نیز در مطالعه ای اجمالی از نظر گذراندیم. نتیجه گیری : نشان می دهد که عوامل فرهنگی- اجتماعی، در شکل گیری فرم فضایی مساجد کرمان بر عوامل اقلیمی تقدم داشته اند و معماری این شهر، به ویژه در مقیاس محله ای، نمونه ای شاخص از معماری بومی و مردمی در بافت های تاریخی ایران است.
۱۴.
مقدمه : در بافت های فرسوده شهری به دلیل فقر ساکنان و بی انگیزگی سرمایه گذاران، امکان نوسازی خود به خودی آن وجود نداشته و مستلزم برنامه ریزی خاص است. مشکلات و مسایلی که بافت فرسوده منطقه چهار شهر ساری به عنوان بافت کهن با آن مواجه هست، رویکرد جامعه محور را برای بازآفرینی شهری مطرح می نماید. رکن اصلی این رویکرد مشارکت ساکنین در طرح های بهسازی و نوسازی هست. هدف تحقیق، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با مشارکت شهروندان در بهسازی بافت های فرسوده شهر ساری در سال 1403 می باشد. داده و روش : روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری شامل ساکنین منطقه چهار شهر ساری به عنوان بافت کهن بوده و به منظور آزمون فرضیه ها از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به مدل سازی با نرم افزار spss اقدام شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که بین شاخص های سرمایه اجتماعی و مشارکت شهروندان ساری رابطه معنی دار و مثبت وجود دارد و سه مؤلفه احساس تعلق ، آگاهی و هویت محله ای و اعتماد به گروه های اجتماعی؛ سرمایه اجتماعی 38 درصد از واریانس تغییرات مشارکت شهروندان ساری در بهسازی بافت های فرسوده شهری را تببین می نماید. نتیجه گیری : منطقه چهار شهر ساری به دلیل غلبه تمایلات اقتصادی و مالکان از یک طرف و پایین بودن اعتماد اجتماعی مردم منطقه به نهادهای دولتی موجب شده که برای شهرداری هزینه های بهسازی و نوسازی بسیار بالا و غیرقابل دسترس بشود و نهادهای مذهبی نیز نتوانسته اند رابطه اثرگذاری را بر بهسازی منطقه بگذارند. از طرفی دست زدن به بهسازی و نوسازی برای شهرداری بسیار گران و بدون مشارکت مردم منطقه امکان پذیر نیست. پس به ناچار ورود سرمایه اجتماعی و بالا بردن چهار مؤلفه آن می تواند کارگشا باشد.