امروزه، تعدد معیارهای دخیل در امر تصمیم گیری باعث شده است که استفاده از فنون تحلیل چندمعیاری، اجتناب ناپذیر تلقی شود. با وجود این، هنگام به کارگیری فنون تحلیل چندمعیاری، لازم است استفاده اصولی از آنها در زمینه های کاربردی مختلف، ارزیابی شود. بر همین اساس در این نوشتار قابلیت های استفاده عملیاتی از فنون TOPSIS و WLC، در یک زمینه تجربی (مکان یابی محل دفن زباله های شهر شیراز) به آزمون گذاشته شده و در ادامه، الگویی در اولویت بندی استفاده از این روش ها در زمینه تجربی ارائه شده است. در الگوی ارائه شده، فرض بر این است که بالارفتن میزان غربال زنی پیکسل ها در نقشه خروجی حاصل از هر یک از مدل های معرفی شده که در سطوح مختلف از آستانه های مطلوبیت قابل رهگیری است، می تواند نقطه مثبتی در به کارگیری مدل مربوطه تلقی شود. برای مثال با توجه به نمایه آماری مربوط به خروجی WLC، تعداد پیکسل هایی که تا آستانه مطلوبیت فرضی 214 غربال می شوند، 2262355 پیکسل است، ولی در همان سطح آستانه مطلوبیت فرضی، تعداد پیکسل های غربال شده در خروجی حاصل از TOPSIS، بیش از 2443499 پیکسل است. بنابراین در سطح مطلوبیت بیان شده، کاربرد روش TOPSISاز ارجحیت برخوردار است. بررسی موردی چند نمونه از پیکسل های اولویت دار در خروجی حاصل از روش TOPSIS نیز نشان می دهد که این پیکسل ها به لحاظ معیارهای تعیین شده در مکان یابی محل دفن زباله ها شرایط مطلوبی دارند. این امر می تواند اعتبار نتایج حاصل از به کارگیری مدل را تأیید کند.
قسمت های مرکزی و جنوب شرقی کشور ایران به دلیل واقع شدن در منطقه خشک و نیمه خشک و همچنین وجود پهنه های وسیع ماسه ای، همواره تحت تأثیر مخاطرات ناشی از فرآیندهای ماسه ای قرار دارد. این فرآیندها همه ساله خساراتی را به سکونتگاه های انسانی این مناطق وارد می کنند. این پژوهش سعی دارد به بررسی و رتبه بندی میزان آسیب پذیری روستاهای واقع در حاشیه غربی دشت لوت، در برابر ماسه های روان بپردازد. پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی مبتنی بر روش های میدانی، آماری و مدل سازی می باشد؛ بدین صورت که با سفر میدانی به منطقه مورد مطالعه به شناسایی بررسی روستاهای آسیب پذیر در برابر ماسه های روان پرداخته شد، در مرحله بعد تعداد ۸ پارامتر محیطی مؤثر بر مخاطرات ماسه های روان در منطقه مورد مطالعه شناسایی و با استفاده از منطق فازی وزن دهی شدند و سپس با استفاده از مدل Fuller triangle سلسله مراتبی وزن دهی شده اند، در مرحله بعد با استفاده از مدل Oreste به رتبه بندی میزان تأثیرپذیری روستاها با توجه به پارامترهای انتخاب شده پرداخته شد. رتبه بندی میزان آسیب پذیری روستاهای منطقه مشخص گردید. نتایج نشان می دهد که حدود۲۲ روستا در منطقه وجود دارند که خسارات بسیار شدید از ماسه های روان را متحمل می شوند و در این میان، روستای هاشم آباد بیشترین آسیب پذیری را دارد و رتبه یک را به خود اختصاص داده است و روستاهای زمان آباد و قاضی آباد در رتبه های بعدی آسیب پذیری قرار دارند و این روستاها در بخش جنوب شرقی منطقه مورد مطالعه واقع شده اند.
هدف ازاین پژوهش تحلیل احساس امنیت گردشگران در شهر گرگان و ارایه راهکارهایی برای ارتقای احساس امنیت گردشگران میباشد. این پژوهش از نظر ماهیت و هدف کاربردی است و روش تحقیق آن توصیفی– تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش گردشگران مراجعهکننده به شهر گرگان در بهار سال 1395میباشد که با بهرهگیری از فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 384 نمونه انتخاب و اطلاعات توسط پرسشنامه محققساخته جمعآوری و از نرمافزار spss برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شده است. آلفای کرونباخ برای بخشهای مختلف پرسشنامه 891/0 به دست آمد که نشان دهنده قابلیت بالایی از اعتماد ابزار مورد تحقیق است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان میدهد که رابطه معناداری بین عملکرد نیروی انتظامی و عملکرد سازمانهای مرتبط با گردشگری با احساس امنیت گردشگران وجود دارد. نتایج آزمونt نشان داد که عملکرد رسانهها در تقویت احساس امنیت گردشگران تأثیر مثبت دارد. همچنین بین متغیرهایی مانند: جنسیت، تأهل، سن، تحصیلات و پایگاه اقتصادی– اجتماعی با احساس امنیت گردشگران تفاوت معناداری وجود دارد.
در این تحقیق از فرایند سلسله مراتبی برای اولویت بندی گزیدارها و معیارهای موانع مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی، بهره گرفته شده است. بدین منظور در ابتدا با توجه به معیارها و نیز گزیدارهای شناسایی شده، داده های موردنیاز از طریق 29 پرسشنامه از سوی نمونه ای برگزیده از کارشناسان تعاونی های آب بران واقع در حوزه سد در استان کردستان بر مبنای مقایسه های زوجی گردآوری و داده های گردآوری شده، تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که گزینه قانونی و سیاست گذاری بالاترین رتبه را در بین هشت گزینه مطرح شده داشت، درواقع به عنوان مهم ترین مانع مدیریت پایدار مصرف آب کشاورزی شناخته شد و پس ازآن به ترتیب گزینه های اقتصادی - حمایتی، آموزشی- ترویجی، نظام های بهره برداری، اجتماعی، نهادی و سازمانی، برنامه ریزی و طبیعی قرار دارد. علاوه بر این، نتایج پژوهش در خصوص اهمیت نسبی معیارها برای بررسی وزن گزینه های موانع مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی، بیانگر آن بود که اثربخشی آب در سطح مزرعه بیشترین اهمیت را دارد و بعدازآن به ترتیب معیارهای افزایش بهره وری آب کشاورزی، انتقال بهینه آب کشاورزی، حفظ منبع، بهینه سازی آب، بهبود کارایی آب، نظام آبیاری و مشارکت کشاورزان قرار دارند.
معماری مقوله ایی است که اگر آن را یکی از مولفه های فرهنگ به شمار نیاوریم، باید دست کم تعامل دوسویه آن را با فرهنگ مهم بر شماریم. تعامل معماری با فرهنگ به معنای تاثیر گذاری دو سویه این دو مقوله در یکدیگر است. از طرفی امروزه نوآوریهای فناورانه عامل مهمی در توسعه و طراحی معماری اند، اما تاثیر آن بر معماری کلانشهرها در جهان یکسان نبوده و راهکارهای ارائه شده در مواردی پایدار و در مواردی انفعالی بوده است. در بسیاری موارد نوآوریهای فناورانه در معماری نتیجه انتقال فناوری بدون در نظر گرفتن ماهیت تکنولوژی است. هدف نوشتار حاضر نیل به تصویری از رابطه فرهنگ و فناوری در معماری معاصر در بستر جهانی شدن است. این مقاله با به کار گیری اسناد و مدارک و شیوه توصیفی- تحلیلی، به بررسی نظریه های فرهنگ و فناوری در مقوله معماری در بستر جهانی شدن و همچنین شناسایی و اولویت بندی ساختمان های های اداری شاخص در شهر تهران پرداخته است. به منظور رتبه بندی و اولویت بندی گزینه ها و معیارها از تاپسیس و آنتروپی شانون استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین ساختمان های مورد مطالعه ساختمان وزارت کشاورزی در رتبه اول و ساختمان آلومینیوم در رتبه دوم قرار گرفته است.
پوزیتیویسم یکی از مکاتب فلسفی است که در ادبیات جغرافیایی در مکاتبِ محیط گرایی، علم فضایی، جغرافیای رفتاری، و نگرش سیستمی تأثیرگذار بوده است. این رویکرد در پیِ معرفت به فضای جغرافیایی از راه بنیان های تجربی و منطقِ ریاضی است. بر این اساس، جغرافیا دانشی عینی، مشاهده ای، کمّی، و استقرایی است و حاوی مشاهداتِ فارغ از نظریه و قضاوت های ارزشی است. بنابراین، جغرافی دانان؛ در پیِ کشف روابط علّیِ میان پدیده ها و ارائه آن در قالب «قوانینِ عام و فراگیرِ جغرافیایی» هستند. بر این اساس، جغرافی دانانِ پوزیتیویست، ضمن وداع با مباحث متافیزیکی و رو آوردن به «تجربه آزمون پذیر»، تجربه و آزمونِ تجربی را معیارِ معنی داری می دانند. بنابراین،به نفی فرضیه ها، مقولات، و پیش فرض ها می پردازند و شروع علم را با مشاهده می دانند و به نقش مسئله، فرضیه، و نقش فعال و خلاق محقق در روند تحقیق بی توجه اند. سپس، براساس مشاهدات انجام شده بر پایه استدلالِ استقرایی، برای دست یابی به قوانین به تعمیم(تعمیم های ناروا/ مسئله استقرا) می پردازند که موجب خلط «روندوقانون» در جغرافیای تحصل گرا شده است. در این راستا، در مقاله حاضر، گزاره های متعدد جغرافیایی بررسی شد. بنابراین، بکارگیری رویکرد پوزیتیویسم به دلیل اشکالات فوق، به عنوان رهیافتی علمی، با مشکلات جدّی مواجه است. بنابراین، فاقد قابلیت هایِ لازم برای بکارگیری آن در حوزه مطالعات جغرافیایی در مرحله «داوری» به عنوان یک رویکرد و روش «علمی» است. هدف اصلی از مقاله حاضر، که با رویکردی رئالیستی و نگرش عقلانیت انتقادی نوشته شده، بررسی و واکاوی این مطلب از منظر تحلیل های منطقی و معرفت شناختی است.
توسعه و امنیت برای مناطق مرزی ایران، یکی از مسایل اصلی و مهم است که باید مورد توجه جدی مسئولان قرار بگیرد. این مناطق همواره با معضلات و چالشهای توسعه و امنیت مواجه هستند. این مسأله، نگرانی های امنیتی در مناطق شرقی را به یکی از معضلات اصلی برای ایران مبدل ساخته است. چرا که مرزهای شرقی ایران که بسیار طولانی هستند با موضوعاتی از قبیل قاچاق مواد مخدر، ژئوپولیتیک آب، مسائل قومی و مذهبی و حضور کشورهای بیگانه در کشورهای همسایه دست به گریبانند. ایران از سمت شرق با دو کشور افغانستان و پاکستان هم مرز است؛ کشورهایی که به دلیل دوره های طولانی تنش و بی ثباتی، نقش زیادی در ایجاد ناامنی در مناطق همجوار خود از جمله ایران دارند. نوشتار حاضر کوشیده به روش توصیفی– تحلیلی، ریشه های ناامنی و تهدیدات خارجی تأثیرگذار بر توسعه و امنیت منطقه مرزی خراسان جنوبی را مورد تحلیل قرار دهد. سوال اصلی مطرح شده این است که آمایش سرزمین استان خراسان جنوبی به عنوان منطقه مرزی در شرق کشور با چه تهدیدات خارجی برای توسعه و ایجاد امنیت مواجه است؟ نتایج یافته های تحقیق حاکسیت که قاچاق مواد مخدر، شرارات و ناامنی، تروریسم، مسائل قومی و مذهبی و بی ثباتی سیاسی افغانستان از مهمترین تهدیدات خارجی فراروی توسعه و امنیت در مناطق مرزی ایران و افغانستان به ویژه در استان خراسان جنوبی محسوب می گردد. لاجرم، آمایش سرزمین در استان خراسان جنوبی با مسایل و چالشهای عدیده ای مواجه است و توسعه و امنیت در این استان، به نگاه و توجه ویژه دولت و مسئولان محلی نیاز دارد
میان بافت شهری با لرزه خیزی و آسیب شناسی لرزه ای، پیوندهای تنگاتنگی وجود دارد. بافت، نه تنها به واسطه خصوصیات کالبدی، بلکه از طریق مولفه های غیرکالبدی (کارکردی)، در کنشی مکان مند، از قابلیت لرزه خیزی زمین متأثر شده و بر آن تأثیر می گذارد. این مقاله می کوشد، با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از داده های اسنادی و هشت شاخص (فاصله از گسل،کیفیت بنا، تراکم ساختمانی، تراکم جمعیت، درجه محصوریت، کاربری زمین، سطح سرویس ترافیک و فاصله از مراکز درمانی) که در مدل تحلیل سلسله مراتبی معکوس (IHWP) تحلیل شده اند، سطوح و پهنه های آسیب پذیری لرزه ای را در بافت شهرک ولیعصر تبریز شناسایی نماید. یافته ها نشان می دهد 54 درصد بافت شهرک در پهنه آسیب پذیری لرزه ای قرار دارد. تراکم ساختمانی بالا، کمبود فضای سبز و باز، درجه محصوریت بالا و وجود کاربری تجاری، مشخصه های اصلی بافت، در پهنه آسیب پذیر و ریزپهنه های آن است. الگوی توزیع بافت و پهنه های آسیب پذیر، با موقعیت شریان های اصلی (مخابرات، ولیعصر، شریعتی، اوحدی، معلم، فروغی، تختی، پروین اعتصامی، عارف، زند و جوانمهر)، به ویژه معابر فرعی (8-10متری) منتهی به این شریان ها و کاربری غالب تجاری در بخش مرکزی (فلکه بزرگ و فلکه بازار) منطبق است. الگوی فضایی پهنه بندی لرزه ای، جهتی شرقی غربی و مرکز پیرامون دارد. این الگو ضمن شکل دادن به جهت و شدت تغییرات آسیب پذیری، الگوی کلان آسیب شناسی و پهنه بندی لرزه ای شهرک را در دو بخش به وجود آورده است. نیمه شرقی، پهنه ای است با ضریب خطر و آسیب پذیری پایین که پایدارترین بافت های شهرک را در خود دارد. اما، نیمه غربی بیانگر ناپایداری لرزه ای و آسیب پذیری زیاد و خیلی زیاد است. بخش مرکزی شهرک،کانون فضایی شدت لرزه ای این پهنه ها است.
گردوغبار اتمسفر و تعاملات آن با بارش؛ در آب وهوای مناطقی که سرزمین های خشک و نیمه ]شک وسیعی در آن وجود دارد؛ تأثیرات زیادی برجای می گذارد. ابهامات بسیاری درمورد علت تفاوت مقدار بارندگی از محلی به محل دیگر و از زمانی به زمان دیگر وجود دارد؛ به طوری که حتی با گسترش دانش و فناوری، هنوز علت این نوسان ها کاملاَ مشخص نشده است. امروزه به منظور پایش تأثیر رخدادهای گردوغبار بر تغییرات بارندگی، از تصاویر ماهواره ای استفادة گسترده ای می شود. هدف از اجرای این تحقیق بررسی روند تغییرات بارندگی، با درنظرگرفتن فراوانی رخدادهای گردوغبار، با استفاده از روش های آماری خوشه بندی، سنجش از دور و پهنه بندی در محیط GIS، در منطقة جنوب غرب ایران است. این پژوهش تلاشی است برای بارزسازی ارتباط بین فراوانی روزهای همراه با گردوغبار و تغییرات مقادیر بارندگی در ایستگاه های منطقة جنوب غرب ایران. در این تحقیق، مجموعة داده های روزانة رخدادهای گردوغبار و مقادیر بارندگی روزانة 45 ایستگاه هواشناسی طی سی سال گذشته (2016- 1986) تحلیل شد. دو دسته اطلاعات شامل مجموعه داده های روزانه، ماهانه ، فصلی و سالیانة وقایع گردوغبار و بارش و محصول ضخامت طیف نوری AOD ذرات گردوغبار سنجندة MODISپردازش شدند. درمورد دستة نخست، اطلاعات با استفاده از روش تحلیل خوشه ای از ب ین وق ایع گ ردوغبار، م وارد گ ردوغبار همراه با بارش، در یک روز مشخص شده، پردازش و محاسبه و سپس تحلیل شد. سپس نقشه های بارندگی و فراوانی روزهای گردوغبار، در جنوب غرب ایران، با استفاده از روش میان یابی فاصلة وزنی (IDW) تهیه شد. در گام بعدی، به منظور بارزسازی و مشاهدة شدت غلظت گردوغبار، خروجی محصول AOD با استفاده از تصاویر سنجندة MODIS الگوریتم ترکیبیDeep Blue وDark Target، کد 064 در تاریخ های استخراج شده در محیط ArcGIS تبدیل به نقشه شد و مورد تحلیل قرارگرفت. نتایج نشان داد که روش مورد نظر به خوبی قادر به شناسایی پدیدة گردوغبار در منطقة مورد مطالعه است و می تواند تغییرات غلظت گردوغبار را با داده های زمینی مورد سنجش قرار داده و مقایسه کند. همچنین، بین پارامتر ضخامت نوری هواویزه ها و اطلاعات تاریخی مربوط به فراوانی رخدادهای گردوغبار در گزارش های سازمان هواشناسی، انطباق بسیار منطقی و روشنی وجود دارد.
جهان امروز شاهد پیشرفت ها و تغییرات در عرصه های مختلفی بوده است. این تغییرات در عرصه فناوری ها، علم و غیره اگر چه با هدف رفاه و آسایش انسان ها به انجام رسیده است اما در کنار خود، به نوعی زمینه شکل گیری بحران های جدید در حوزه های مختلف را فراهم آورده است. به بیانی دیگر، تحولات ناشی از پیشرفت در حوزه های مختلف جهت رفاه و آسایش انسان ها، زمینه شکل دهی به اشکال جدیدی از بحران ها را فراهم آورده است. تحقیق حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر یافته های کتابخانه ای تلاش کرده است که مهمترین بحران ها در عصر حاضر را مورد شناسایی قرار بدهد. نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان دهنده آن است که با وجود تعدد بحران ها در عصر حاضر شش بحران پایه ای در قرن 21 به صورت غالب، جهان را تحت سیطره خود درآورده و سرچشمه سایر بحران ها خواهد بود. این بحران ها عبارتند از تغییرات اقلیمی، انرژی، غذا، آب، جنگل ها و ناپایداری شهرها. شناخت این بحران های پایه ای در قرن حاضر کمک خواهد کرد که ریشه سایر بحران ها شناسایی شده و به صورت اساسی با بحران های پیش رو جوامع انسانی برخورد شود.
امروزه گردشگری به یکی از عوامل مؤثر بر توسعه ی اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی جوامع تبدیل شده است. همچنین یکی از بخش هایی است که در صورت برنامه ریزی و توجه به آن، می تواند ارزآوری قابل توجهی داشته باشد و آورده اقتصادی حاصل از آن می تواند اشتغال بخش وسیعی از بیکاران جامعه را تضمین کند. گردشگری شهری نیز که یکی از زیر بخش های گردشگری بوده، اخیراً موردتوجه برنامه ریزان و متولیان امر قرار گرفته است. در این بین، شهر اردبیل با توجه به سابقه تاریخی و پتانسیل های بالقوه و بالفعل آن، همه ساله پذیرای شمار زیادی از گردشگران داخلی و خارجی بوده و هست. از این رو انجام مطالعات گسترده و پژوهش های به روز در راستای سنجش وضعیت گردشگری شهر اردبیل و شناسایی فضاهای گردشگری آن در راستای مدیریت بهینه امور گردشگری این شهر، مساله ای مهم و ضروری است. بنابراین در تحقیق حاضر با بهره بردن از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و ابزارهایی چون GPS و نرم افزار ARCGIS و مدل های Vikor، AHP و Fuzzy، اقدام به پهنه بندی و شناسایی فضاهای گردشگری شهر اردبیل شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل های صورت گرفته در تحقیق حاضر حاکی از آن است که هسته ی مرکزی شهر اردبیل با محوریت رودخانه ی بالغلی چای و دریاچه شورابیل و در جهت شمال شرقی- جنوب غربی، قابلیت بالایی در جذب گردشگر دارد. در واقع این نواحی را می توان به عنوان فضای غالب (مرکز ثقل) گردشگری شهر اردبیل نام گذاری کرد. فضایی که با تمرکز فوق العاده ی جاذبه های تاریخی، گردشگری و تفریحی مشخص شده است. در واقع اینچنین می توان گفت که فضای گردشگری شهر اردبیل و مناطق با قابلیت بالای جذب گردشگری تابعی از هسته ی مرکزی و تاریخی شهر اردبیل و رودخانه ی بالغلی چای و دریاچه ی شورابیل بوده است. به طوریکه این مسئله باعث تمرکز بیش از حد عناصر گردشگری در مجاورت این عناصر شده است.
هدف کلی این پژوهش ارزیابی شاخص های توسعه گردشگری شهر کاشان بر اساس 4 شاخص: آسایش،رقابتی بودن ،فن آوری اطلاعات و ارتباطات و مدیریت خوب گردشگری می باشد . روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری شامل کلیه گردشگرانی است که در سال 1394 به شهر کاشان مسافرت نموده اند، که تعداد کل آن ها برابر 124430 نفر می باشد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران تعداد382 نفر تعیین گردید. روش جمع آوری داده ها متکی بر برداشت میدانی با استفاده از پرسشنامه بوده است..نتایج تحقیق نشان می دهد که براساس نظر گردشگران میانگین های توسعه گردشگری به این ترتیب می باشند: میانگین اصل آسایش (13/3)، میانگین اصل رقابت پذیری(18/3)، اصل مدیریت گردشگری( 18/3)، میانگین اصل فن آوری اطلاعات و ارتباطات(87/2) می باشد و میانگین کلی شاخص توسعه گردشگری از دیدگاه گردشگران برابر با 43/12 بود که بالاتر از حد میانگین فرضی 12 می باشد، در مجموع فقط اصل فن آوری اطلاعات و ارتباطات کمتر از حد مطلوب بوده است.
در این نوشتار کوشش بر این بوده است تا به تحلیل و بررسی دو گفتمان امنیّتی موجود در جمهوری اسلامی از ابتدا تا کنون، سیر تکوینی و علل شکل گیری آن در جمهوری اسلامی ایران بپردازد. گفتمان نخست، به نام گفتمان انقلابی، مایه های نظریه ای خود را از اندیشه ی سیاسی اسلام، قانون اساسی و دیدگاه های تصمیم سازان دریافت می دارد که تفسیری فراملّی و امّت محور و از دیدگاهی گسترده تر و مستضعف نگر از امنیّت ملّی جمهوری اسلامی ایران ارائه می کند. مشکلات درونی کشور، الزامات جغرافیایی و بین المللی، به معنای آغاز دوره ای نوین در ملاحظات امنیّت ملّی کشور بود. در این دوره، تلاش حاکمان جمهوری اسلامی کاهش سطح ایستارهای ایدئولوژیک تأثیرگذار در ملاحظات امنیّت ملّی کشور بود، البّته نباید از تغییرات در سطح کلان و بین المللی و تأثیر آن بر ایران در این دوره بی توجّه بود. این دوره را می توان گفتمان ملّی امنیّت جمهوری اسلامی معرّفی کرد. گفتمان دوم، یک دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با دوره ی ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی آغاز شد که با توجّه به شرایط داخلی و بین المللی حاکم بر کشور و ظهور تنگناهای داخلی و تهدیدهای خارجی، همچنین فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد و از سوی دیگر ضرورت بازسازی کشور ناشی از ویرانی های جنگ تحمیلی ایران، خود را با قوانین مستحکم جغرافیای حاکم بر این سرزمین هماهنگ ساخت و گفتمان امنیّتی حفظ محور مبتنی بر حفظ نظام، کشور و توجّه به داخل و تأمین نیازهای آن را مدّ نظر قرار داد. پس از گذشت چندین سال به مرور زمان، ضعف و ناتوانی این رویکرد امنیّتی نیز آشکار شد و امنیّت سخت افزاری و نگاه به بیرون، به عنوان بنیاد تهدیدهای داخلی ایران، مورد چالش و نقد اساسی قرار گرفت و ناکارآمدی امنیّتی این رویکرد نیز آشکار شد.
فرود مدیترانه یکی از مهم ترین سیستم های کنترل کننده اقلیم ایران در فصل سرد است. در این مطالعه از داده های روزانه ساعت 12 گرینویچ در محدوده زمانی 1980-2010 و در محدوده مکانی 5/12 تا 70 درجه شرقی و 5/12 تا 70 درجه شمالی با قدرت تفکیک مکانی 5/2×5/2 درجه استفاده شد. این داده ها از سایت داده های محیطی آمریکا NCEP-NCER تهیه شد. در این مطالعه، هر سال از اکتبر تا مارس سال بعد به عنوان فصل سرد انتخاب شد. همچنین، از حالت T روش تحلیل مؤلفه های اصلی استفاده شد. ماتریس حاصل در تحلیل مؤلفه های اصلی دارای 576 سطر، نماینده نقاط و 186 ستون، نماینده روزهای هر سال هستند. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی نشان داد هر سال بین 6 تا 9 مؤلفه را در خود جای داده است و در این مطالعه فقط مولفه اول انتخاب و محور فرود مشخص شد. نتایج نشان داد محور فرود مدیترانه در 30 سال دردستِ مطالعه، 9 درجه به سمت غرب حرکت کرده و این مقدار از استوا به سمت قطب افزایش داشته است. همچنین، مشخص شد تغییرات فرود مدیترانه به علت رخداد تغییرات طولی، عرضی و ارتفاعی در پرفشار جنب حاره است.
رشد روزافزون جمعیت شهرها، مسائل و مشکلات بسیاری ازجمله آلودگی هوا، بیکاری، توسعه ناموزون و ... را برای شهرها به وجود آورده است. اگرچه برنامه ریزان امور شهری، ایجاد شهرهای جدید را یکی از راه های حل مسائل و مشکلات شهرها دانسته اند، تاکنون شهرهای جدید انتظارهای مورد نیاز را برآورده نکرده اند و یکی از دلایل برآورده نکردن نیازها، عدم وجودنداشتن زمینه اشتغال برای ساکنان این شهرها است. عمدتاً شهرهای جدید در ایران به مادرشهرها وابسته هستند و بیشتر نقش خوابگاهی دارند. ساکنان این شهرها معمولاً در مادرشهرها و شهرهای اطراف مشغول به فعالیت هستند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل وضعیت اشتغال در شهر جدید بهارستان است. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر داده های کتابخانه ای و میدانی است. برای سنجش متغیرهای پژوهش از ابزار پرسش نامه، و اطلاعات طرح جامع و تفصیلی شهر بهارستان و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های مجذور اتا، رگرسیون خطی و... استفاده شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهند که بین اشتغال در بخش های کشاورزی، صنعت و اندازه شهر بهارستان رابطه معناداری وجود ندارد ولی بین اندازه شهر با اشتغال در بخش خدمات رابطه معناداری وجود دارد. از طرفی ساکنان شاغل شهرجدید بهارستان نسبت به کسانی که بیرون از شهر بهارستان اشتغال دارند، رضایت شغلی بیشتری دارند. همچنین نتایج نشان می دهند که شهر جدید بهارستان در ایجاد اشتغال موفق نبوده است.
در نگرش سیستمی، شهر بصورت نظامی یکپارچه ازسطوح فضایی مختلف، که نشان دهنده نوعی پیوستگی متقابل میان خرده سیستم های یک سیستم شهری است، مطالعه می شود. به بیان دیگر، یک سیستم شهری درچارچوب رویکرد سیستمی، نه تنها از مجموعه سکونتگاههای شهری تشکیل شده است، بلکه جریان ها و روابط فضایی میان شهرها را نیز دربرمی گیرد؛ بطوری که به دلیل ساختار و کارکردش در مقیاس های گوناگون توسعه به ایفای نقش می پردازد. این مقاله، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، به تبیین دیدگاه های دو تن ازجغرافیدانان سیاسی بزرگ یعنی سائول برنارد کوهن و ادوارد سوجا در باره چگونگی مطالعه شهر به مثابه یک سیستم می پردازد. نتایج این تحقیق نشان می دهند، از نظر کوهن، «سیستم سیاسی» نقطه شروع تحلیل فرایندهای سیاسی است زیرا فرایندها در درون آن عمل می کنند؛ ازاین رو، اولاً، مفاهیم «فرایند» و «سیستم»، جدایی ناپذیرند. ثانیاً، «نیروهای اجتماعی» اساس سیستم سیاسی شهر هستند زیرا با ایجاد تبادلات سیاسی ، نهادها از طریق آنها عمل می کنند و به محیط مربوط شکل می دهند. درحالی که، سوجا، ضمن توجه به دو سیستم فضایی و سیاسی شهر براین باوراست، «سیستم فضایی شهر»، بخشی از فضاست که به طور رسمی و کارکردی، از طریق الگودهی به ویژگی ها و ساختاربندی جریان ها و اهداف سازماندهی شده است. اما در عین حال، یک نظم جغرافیایی ذاتی در جامعه انسانی وجود دارد؛ یک «آناتومی فضایی» از «رفتار انسان» و «سازمان اجتماعی» که مشخصه های قابل کشف و منظمی دارد. به همین جهت از نظر وی، نوعی نظم و ترتیب در سیستم های فضایی بویژه «سیستم سیاسی شهر» متمرکز است.
بازآفرینی فرهنگ مبنا با تاکید برتوسعه اجتماع محلی پایدار(موردپژوهی : بافت تاریخی محله راه ری قزوین) مهرانوش مفیدی تقی قاسم شریفی شهرتاریخی قزوین با برخورداری از بافتی تاریخی واجد ارزش مرمت، حفاظت و نگهداری وبا دارا بودن پتانسیل های بسیار مناسب تاریخی وجاذبه های گردشگری، امکانات توسعه فراوانی دارد؛ با این حال، در اثر برخی سهل انگاری ها و اقدامات بی ملاحظه و نیز عدم توجه به روند فرسودگی، علی رغم وجود طرح های متعدد، مشکلات بافت درسالهای اخیرافزایش یافته است ونیازبه احیای فعالانه بافت را ضروری نشان می دهد. پژوهش حاضرضمن بررسی وتدقیق ادبیات توسعه اجتماع محلی به دنبال تبیین جایگاه آن دربازآفرینی فرهنگ مبنا است ، بدین منظور با توجه بررسی مبانی وادبیات موضوع وقرارگیری درپارادایم ساختارگرا برای راهبرد تحقیق ازروش تحقیق کیفی بهره مندشدیم وتدابیرمورد استفاده دراین روش پرسش عمیق وتحلیل محتوا می باشد که با استدلال منطقی سعی کردیم که ارتباط خوبی درمراحل تحقیق بوجود آوریم. در ادامه همچنین سازوکارچنین ارتباطی رادرقالب یک مدل مفهومی ارائه کردیم ؛ این مدل مفهومی می تواندراهبردهایی برای عملیاتی کردن رویکرد بازآفرینی فرهنگ مبنا با توسعه براجتماع محلی به عنوان رویکرد مداخله دربافت های تاریخی محله راه ری شهر قزوین (بافتهای که رهایی آن موجب مساله شده) شهری ارائه دهد. لذا هدف اصلی این مقاله بازآفرینی فرهنگ مبنا با تاکید برتوسعه اجتماع محلی بافت تاریخی محله راه ری شهر قزوین جهت ایجاد پیوند بین جاذبه های فرهنگی ازطریق توسعه اجتماع محلی و ارتقاء تعاملات فرهنگی بر مبنای ایده بازآفرینی فرهنگ مبنا است. واژگان کلیدی: بازآفرینی شهری- بازآفرینی فرهنگ مبنا- توسعه اجتماع محلی