ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۱۳۴۱.

ادراک اجتماع محلی ناحیه شرقی استان گلستان از روستای خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
روستای « خوب» سکونتگاهی است که با توجه به نگرش ها، آرمان ها، هنجارها، معیارها، نیازها، خواسته های مشترک و دلخواه بیشتر ساکنان آن با صفت «خوب» شناخته می شود. بنابراین، مفهوم کیفی «خوب بودن» در بستر تجربه ها و آگاهی های اجتماع محلی شکل می گیرد که در محیط روستا زندگی می کنند و در تعامل تنگاتنگ با فضای اجتماعی- جغرافیایی این گونه نواحی قرار دارند. بر این مبنا، این پژوهش با هدف بازشناسی خصایص (در قالب اصول توسعه) یک سکونتگاه روستایی خوب، در روستاهای شرق استان گلستان( شهرستان های کلاله، مینودشت و گالیکش ) است. پژوهش انجام گرفته از جنبه معرفتی؛ ذهنیت گرا، از جنبه روش شناسی؛ تفسیرگرا و از جنبه روش تحقیق؛ کیفی است. مشارکت کنندگان، روستاییان ساکن در روستا ها ی قلمرو جغرافیایی مورد مطالعه هستند. بر اساس نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیارهایی چون توپوگرافی، دما، ارتفاع،کاربری زمین ، فاصله تا مراکز شهری، نحوه دسترسی (امکانات ارتباطی و شبکه های ارتباطی)، داشتن طرح هادی روستایی و با مشورت خبرگان محلی و کارشناسان بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ، 15 روستا انتخاب شدند. در این روستاها، با نمونه گیری هدفمند و نظری با 87 نفر اشباع نظری اتفاق افتاد. در کنار روش  کتابخانه ای، مبتنی بر روش میدانی، فن مصاحبه نیمه ساختار یافته و ابزار چک لیست مصاحبه (که حاوی پرسش های محوری بود) نگرش اجتماع محلی از روستای خوب تفهم شد. در چارچوب رویکرد گراندد تئوری ( GTM ) بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. بر اساس تحلیل انجام گرفته، 349 مفهوم،81 مقوله فرعی، 29مقوله  اصلی و 13 مقوله گزینشی استخراج شد. مبتنی بر تفهم انجام گرفته؛ از دیدگاه اجتماع محلی ناحیه شرق گلستان، روستای خوب، روستایی با محیط زیست پایدار، سرمایه اجتماعی بالا، ظرفیت های توسعه اشتغال و نظام فعالیت اقتصادی پررونق، امکانات رفاهی- زیربنایی مناسب، مدیریت محلی توانمند، کنش پیوسته با مدیریت دولتی، چشم انداز کالبدی با هویت، فناوری اطلاعات، روحیه مطالبه گر، روحیه جمع گرا و همگرا، پیوند قوی روستایی-شهری، روحیه مشارکت جو و تعلق مکانی است.
۱۳۴۲.

الگوی پارادایمی ارتقاء تاب آوری اقتصادی کوچ نشینان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه: در دهه های اخیر، زندگی کوچ نشینی و عشایری، به دلیل نوع معیشت و سطح پایین تاب آوری در قیاس با یکجانشینان، روز به روز تمایل به این سبک از زندگی، کاهش می یابد؛ به طوری که در اثر دخالت عوامل متعددی در سطوح محلی، ملی، بین المللی با مولفه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی، ابعاد مختلف جامعه کوچ نشینان دچار از هم گسیختگی شده است و این شرایط باعث شده تا کوچ نشینان از ادامه وضعیت ناراضی باشند و برای توسعه و بهبود معیشت و زندگی، گرایش شدیدی به اسکان دائمی جهت برخورداری از امکانات نوین دارند. هدف پژوهش: این پژوهش باهدف بررسی وشناسایی عوامل مؤثر بر تاب آوری اقتصادی کوچ نشینان ایران انجام پذیرفته است. پژوهش حاضر ازنظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی محسوب می شود و با توجه به ماهیت و شیوه اجرای پژوهش به صورت اکتشافی با رویکرد کیفی داده بنیاد صورت پذیرفته است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کیفی است که با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تاب آوری اقتصادی کوچ نشینان ایران با روش گرندد تئوری (نظریه داده بنیاد) و شیوه اکتشافی انجام شد. پس از طراحی و اعتبارسنجی سوالات مصاحبه، تعداد 12 نفر از اساتید متخصص با حداقل 5 سال سابقه در حوزه کوچ نشینی به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و با پیش شرط تعهد اخلاقی پژوهشگران، فرایند مصاحبه آغاز شد و پاسخ دهندگان ضمن پاسخ به سوالات در خصوص تایید مولفه ها و شاخص های گردآوری شده نیز، نظرات خود را ارائه کردند. در نهایت بر اساس تحلیل های انجام شده، مدل پارادایمی عوامل موثر به تفکیک مقوله ها و نمودار ارتباطی بین کدها با استفاده از نرم افزار MAXQDA-20 ترسیم شدند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: این پژوهش درعرصه زیستی کوچ نشینان ایران انجام پذیرفته است. یافته ها و بحث: برپایه تحلیل های این پژوهش، مدل پارادایمی عوامل موثر به تفکیک مقوله ها و نمودار ارتباطی بین کدها،که در فاز اول پایایی بین کدگذاری محققان این پژوهش، 96/82 درصد تعیین و قابلیت اعتماد کدگذاری ها تایید شد. در فاز بعدی، کدگذاری متون مصاحبه ها انجام شد. بر اساس تحلیل های انجام شده در نهایت تعداد 254 کدمفهومی (659 تکرار) و 20 مقوله اصلی استخراج شدند. نتایج: نتایچ این پژوهش ضمن ارائه یک الگوی پارادایمی، چهار علت اصلی، چهار عامل زمینه ساز و دو عامل مداخله گر را مشخص کرد که با کنترل آن ها در اثر اجرای هفت راهبرد ارائه شده می توان به سه پیامد انگیزه بخشی و بهبود عملکرد، کیفیت زندگی و رضایت شخصی، امنیت اقتصادی و معیشت پایدار درتاثیر گذاری بر تاب آوری اقتصادی کوچ نشینان ایران دست یافت.
۱۳۴۳.

بهینه سازی توزیع مکانی بازاریاب ها با استفاده از تحلیل های GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
بازاریابی یکی از عوامل مهم در موفقیت کسب وکارهای شهری به شمار می رود و می تواند منجر به رشد تجاری و برتری نسبت به رقبا شود. شرکت های تولید و پخش (مانند مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی، شوینده ها، دارویی و غیره) به دنبال کاهش هزینه های نیروی انسانی و رفت وآمد بازاریابان خود در سطح شهر هستند. توزیع مکانی بهینه بازاریاب ها نقش مهمی را در کاهش هدر رفت نیروی انسانی، زمان و هزینه و همچنین بهبود فعالیت های بازاریابی می نماید. هدف از پژوهش حاضر بهینه سازی توزیع مکانی بازاریاب ها با استفاده از تحلیل های شبکه سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. بدین منظور، با استفاده از تحلیل های شبکه GIS روشی برای تقسیم بندی (خوشه بندی) محدوده های تحت پوشش بازاریابان بر اساس تعداد و موقعیت جغرافیایی خرده فروشی ها ارائه شده است. روش پیشنهادی، خرده فروشی ها را در یکسری محدوده های جغرافیایی (خوشه ها) قرار می دهد به طوری که تعداد خرده فروشی ها در این محدوده ها حتی الامکان برابر می باشند. هر یک از این خوشه ها به یک بازاریاب تخصیص می باید. نتایج اجرای روش مذکور در منطقه 6 شهر تهران نشان می دهد که خوشه ها و مسیرهای ویزیت بازاریابان در داخل هر خوشه بهینه بوده و خوشه ها دارای کمترین شکستگی در مرزها هستند که باعث تشخیص آسان تر و درنتیجه خطای کمتر بازاریاب ها می شود. به عبارت دیگر، روش پیشنهادی امکان تعیین خوشه های بازاریابی با تعداد خرده فروشی های یکسان و ویزیت بازاریابی با کوتاه ترین مسافت در داخل هر خوشه را فراهم می نماید
۱۳۴۴.

بازنمایی قابلیت های محیطی براساس فرایند ادراک با تاکید بر فرهنگ ( نمونه های موردی: محله دوچی و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۳
محله ها همواره به عنوان یکی از ارکان سازمان فضایی بافت های شهری و واحدی کالبدی- اجتماعی ایفای نقش داشته اند. بدون تردید محله به عنوان یک مکان تحت تأثیر ابعاد مختلف فرهنگی قابلیت تولید بستر مناسب برای زندگی مردم بوده است که در سایه مداخلات مبتنی بر الگوهای مدرن از مفهوم و قابلیت واقعی خود فاصله گرفته و از پاسخدهی متناسب با هنجارهای جامعه دور گشته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد مختلف فرهنگی محله بر ابعاد قابلیت های محله و بازتاب آن در محلات تاریخی و جدید برای ساخت یک مکان مطلوب و مناسب می باشد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای – اسنادی و بررسی های میدانی، ابزار پرسشنامه هست. به منظور تحلیل اطلاعات تکنیک سلسله مراتبی با استفاده از نرم افزار export choice بکار برده شده است. طبق یافته های تحقیق بعد فرهنگی در محله دو چی با میانگین (0.667) بیشترین امتیاز و در مقایسه با محله یاغچیان با میانگین (0.333) کسب کرده است. قابلیت های محیطی در دو محله، قابلیت فیزیکی در محله دوچی امتیاز (0.471) و در محله یاغچیان امتیاز (0.529)، قابلیت اجتماعی در محله دوچی امتیاز (0.612) و در محله یاغچیان امتیاز (0.389)، قابلیت معنایی در محله دوچی امتیاز (0.774) و در محله یاغچیان امتیاز (0.226) کسب کرده اند. یافته های تحقیق نشانگر اختلاف قابل ملاحظه در قابلیت معنایی محله دوچی نسبت به محله یاغچیان است. که با توجه به ارتباطی متناظر بین ابعاد مختلف فرهنگی با ابعاد قابلیت های محیطی در محلات تاریخی بعد معنایی فرهنگ بیشترین تأثیر را در قابلیت معنایی محله داشته است. با توجه به تأثیر بیشتر بعد معنایی در محلات تاریخی بر فرهنگ محله می توان بیان کرد فرهنگ، به عنوان مجموعه دستاوردهای معنوی یک جامعه بر معماری و فضای محله تأثیر گذاشته و در ارتقای قابلیت معنایی محله بیشترین تأثیر را داشته است.
۱۳۴۵.

بررسی و ارزیابی رابطه کاربری اراضی با تغییرات دمایی در داخل محیط شهری با استفاده از داده های حرارتی شبانه سنجنده استر، مطالعه موردی: شهر مشگین شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
رشد جمعیت و نیاز به فضای شهری بیشتر برای سکونت، اراضی بیشتری را به زیر ساخت وساز برده و شهر با تغییر کاربری اراضی مواجه می شود. تغییر کاربری با اثرگذاری بر روی اقلیم شهری باعث تغییر در توازن انرژی، افزایش دمای سطح زمین و دمای هوا در مناطق شهری می شود. بنابراین نحوه اثرگذاری کاربری های مختلف بر دمای سطح زمین مسئله مهمی است که بررسی دقیق آن منجر به مدیریت بهتر جهت کاهش اثرات نامطلوب جزایر حرارتی در شهرها می شود؛ در پژوهش حاضر با استفاده از سنجش ازدور به عنوان روشی نوین، رابطه تغییر کاربری اراضی با دمای شبانه سطح زمین جهت شناسایی لکه های داغ که مقدمه ای برای تشکیل جزایر حرارتی در داخل محیط شهری هستند در شهر مشگین شهر با استفاده از داده های حرارتی شبانه سنجنده استر و ماهواره سنتینل 3 مطالعه شد. در ارتباط با مسئله پژوهش ابتدا دمای سطح زمین با استفاده از الگوریتم پنجره مجزا برای تصاویر شبانه سنجنده استر برآورد شد، سپس دمای سطح برآورد شده با استفاده از پروداکت حرارتی سنتینل 3 اعتبارسنجی گردید. سپس کاربری اراضی با تصویر لندست 9 و الگوریتم SVM استخراج شد. در ادامه ارتباط دمای سطح زمین با عوامل توپوگرافی (شیب و جهت شیب) و کاربری اراضی بررسی و تحلیل شد. در نهایت عواملی از قبیل ترکیب نامتقارن پدیده های با خصوصیات و ظرفیت حرارتی متفاوت، پراکندگی نامنظم پوشش گیاهی و زمین های بایر در نتیجه گسترش شهر در شناسایی و نحوه توزیع لکه های داغ توسط الگوریتم گتیس - اورد در منطقه موردمطالعه استنتاج گردید.
۱۳۴۶.

واکاوی مزیت های استراتژیک مؤثر در کارآفرینی گردشگری روستایی (مورد مطالعه: روستاهای گردشگری استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
کارآفرینی گردشگری روستایی رویکردی راهبردی برای گذار به جامعه پایدار در نظر گرفته شده است. تمایل به کارآفرینی گردشگری روستایی از طریق ویژگی ها و توانایی های منحصر به فرد هر روستا منعکس می شود. این مقاله با هدف تعیین جنبه های ضروری کارآفرینی گردشگری روستایی بر اساس مزیت های استراتژیک در ارتباط با روستاهای گردشگری استان اردبیل از طریق ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 363 نفر از ساکنین روستاهای گردشگری استان اردبیل می باشد که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده است. برای جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای در دو بخش در اختیار پاسخگویان قرار گرفت که بخش اول اطلاعاتی در مورد ویژگی های دموگرافیکی و اجتماعی ساکنین جمع آوری می کند و بخش دوم پرسشنامه، شامل سؤالاتی در مورد بررسی مزیت های استراتژیک مؤثر در کارآفرینی گردشگری روستایی با 40 سؤال می باشد. برای بررسی مزیت های استراتژیک مؤثر در کارآفرینی گردشگری روستایی، نتایج حاصل از استناد نظری به عنوان شاخص های عملیاتی مزیت های استراتژیک به صورت پرسشنامه محقق ساخته درآمده و اقدام به گردآوری داده ها شده است. این تحقیق بر اساس هدف کاربردی و ماهیت آن به صورت توصیفی و تحلیلی می باشد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) طراحی شده با نرم افزار LISREL انجام شده است. نتایج نشان می دهد تمامی ابعاد (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، کالبدی، انسانی و طبیعی) مزیت های استراتژیک معنی دار می باشد. در این مطالعه متغیر « پذیرش عقاید و ارزش های جدید » در شاخص « انعطاف پذیری »، متغیر « دسترسی به امکانات رفاهی (آب، برق، گاز و...) » در شاخص « انرژی » و متغیر « توانایی انتقال تخصص و مهارت خود به دیگران نظیر فرزندان، دوستان یا آشنایان » در شاخص « تخصص و مهارت » رتبه های اول تا سوم را از دیدگاه پاسخگویان به خود اختصاص داده اند.
۱۳۴۷.

ارزیابی شیوه های خاک ورزی و کوددهی گیاه کنجد با تاثیرپذیری از شرایط تنش کم آبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف پژوهش حاضر ارزیابی شیوه های خاک ورزی و کوددهی گیاه کنجد با تاثیرپذیری شرایط تنش کم آبی در سال های (1401-1402) انجام شده است. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتورها اصلی شامل سه روش خاک ورزی (بدون خاک ورزی، کم خاک ورزی و خاک ورزی مرسوم)، فاکتور فرعی دو سطح آبیاری (نرمال و کم آبیاری) و فاکتور فرعی چهار روش کوددهی (بدون کود، کود نیتروژن، ورمی کمپوست و تلفیق نیتروژن و ورمی کمپوست) بود. نتایج نشان داد که واکنش صفات به تنش کم آبی در ترکیب های مختلف کود و خاک ورزی متفاوت بود. در سال 1401، کاهش عملکرد دانه در تیمارهای مختلف بین 14.3% (کم خاک ورزی با کود تلفیقی نیتروژن و ورمی کمپوست) تا 23% (خاک ورزی مرسوم بدون کود) متغیر بود. در سال 1402، کاهش عملکرد دانه بین 9.8% (کم خاک ورزی با کود تلفیقی) تا 20% (خاک ورزی مرسوم بدون کود) بود. تعرق در تیمارهای مختلف بین 17.0% (کم خاک ورزی با کود تلفیقی) تا 29% (خاک ورزی مرسوم بدون کود) کاهش نشان داد. در هر دو سال، کمترین تأثیر منفی در تیمار کم خاک ورزی با کود تلفیقی نیتروژن و ورمی کمپوست و بیشترین تأثیر منفی در تیمار خاک ورزی مرسوم بدون کود مشاهده شد. تیمارهای بدون خاک ورزی و تیمارهای با کاربرد جداگانه کود نیتروژن یا ورمی کمپوست، نتایج متوسطی را نشان دادند. بر اساس نتایج این مطالعه دو ساله، استفاده از روش کم خاک ورزی همراه با کاربرد تلفیقی کود نیتروژن و ورمی کمپوست برای مدیریت مزارع کنجد در شرایط محدودیت آب توصیه می شود.
۱۳۴۸.

ارائه مدلی جهت توسعه گردشگری مذهبی استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه و هدف: گردشگری مذهبی یکی از قدیمی ترین و پویاترین بخش های صنعت گردشگری است که در سال های اخیر شاهد رشد چشم گیری بوده است. گردشگری مذهبی، پدیده ای پیچیده و چندوجهی است که از مجرای ترکیب سه عامل اثرگذار مذهب، زیارت و گردشگری فرصت های بسیاری را برای توسعه گردشگری فراهم می کند. روش شناسی: روش پژوهش حاضر، استقرایی و رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. مشارکت کنندگان در فرآیند پژوهش شامل متخصصان، اساتید دانشگاه و کارمندان باتجربه در زمینه گردشگری هستند. همچنین از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده و برای رسیدن به حد اشباع نظری و تکامل، با 12 نفر مصاحبه شد. یافته ها: با توجه به محتویات به دست آمده در بخش مصاحبه، تعداد 238 کد اولیه، تعداد 208 کد ثانویه و تعداد 14 مقوله و 31 مفهوم، یعنی مقوله های علّی، شرایط مداخله گر، یسترحاکم، پدیده محوری، راهبردها و پیامدها شناسایی و به کمک نرم افزار MAXQDA2020 کدگذاری و دسته بندی شده است. درنهایت، مدل عوامل فرهنگی مؤثر بر پذیرش تبلیغات توسط مخاطبان هدف در تجارت اجتماعی استخراج شد. نتیجه گیری و پیشنهادات: براساس یافته ها، عوامل علّی جهت توسعه گردشگری مذهبی استان اردبیل عبارت اند از: جذب سرمایه گذاران و عوامل ساختاری؛ شرایط مداخله گر عبارت اند از: فرهنگ، ویژگی های گردشگر مذهبی، فضاسازی و تجهیز تسهیلات رفاهی؛ بستر حاکم عبارت اند از: موقعیت جغرافیایی استان اردبیل، فرهنگ عاشورایی منحصربه فرد و سهل الوصول بودن عناصر تاریخی و مذهبی، راهبردهای این پژوهش عبارت اند از: بازاریابی گردشگری مذهبی و عوامل تکنولوژیک و درنهایت، پیامدهای حاصل از این پژوهش شامل: تقویت انسجام اجتماعی، توسعه گردشگری پایدار، بهبود اقتصادی و اثرات زیست محیطی می باشند. نوآوری و اصالت: صنعت گردشگری علی رغم مزایا با چالش ها و مسائل مختلفی همچون فشار جمعیتی، مشکلات زیست محیطی و حفظ فرهنگ و تاریخ مواجه است که در پژوهش حاضر در استان اردبیل به تصویر کشیده شده و پیشنهادهایی نیز جهت توسعه این صنعت پربازده در استان  اردبیل که دارای ظرفیت های بالای گردشگری می باشد، مطرح شده است.
۱۳۴۹.

تحلیل الگوی فضایی توزیع و پوشش خدماتی واحدهای صنفی با بهره گیری از تحلیل ها و شاخص های آمار فضایی در محیط GIS (مطالعه موردی: عینک فروشی های طبی شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات شهری، عاملی مؤثر در کیفیت زندگی و تحقق عدالت فضایی است. مراکز عرضه کالاها و خدمات مرتبط با سلامت بینایی نیز علاوه بر نقش اقتصادی، از منظر بهداشتی حائز اهمیت اند. رشد جمعیت و توسعه کالبدی شهر اردبیل، نیاز به ساماندهی این خدمات را افزایش داده است. هدف این پژوهش بررسی الگوی فضایی توزیع و پوشش خدماتی واحدهای صنفی عینک فروشی در سطح شهر اردبیل با بهره گیری از قابلیت ها و ابزارهای مربوطه در محیط ArcGIS می باشد.    روش شناسی: روش پژوهش توصیفی–تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعات اسنادی و میدانی گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل کلیه مراکز فروش خدمات بینایی در سطح شهر اردبیل است. تحلیل داده ها با ابزارهای مکانی در محیط ArcGIS انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: از مجموع ۳۸ واحد شناسایی شده، ۳۴ واحد در منطقه ۱ قرار دارند، درحالی که مناطق ۴ و ۵ فاقد این خدمات اند. نواحی ۱-۱ و ۲-۱ دارای بیشترین تراکم اند. تحلیل خوشه ای نشان داد که ناحیه ۱-۱ و به ویژه محله ۰۸-۱ به عنوان لکه های داغ با سطح اطمینان ۹۹٪ شناخته شده اند؛ یعنی نواحی ای که تراکم خدمات در آن ها به مراتب بیشتر از حد میانگین شهر است. این تمرکز بالا می تواند به ازدحام و دسترسی نامتوازن منجر شود. در مقابل، در حلقه های چهارم تا هفتم فاصله از مرکز شهر، هیچ واحدی در این نواحی مستقر نشده است. شاخص میانگین نزدیک ترین همسایگی (۰.۲۱۵۶۰۲) نیز وجود الگوی خوشه ای در توزیع را تأیید می کند. بنابراین، گسترش هدفمند این مراکز در نواحی کم برخوردار برای افزایش عدالت فضایی و بهبود دسترسی، ضروری به نظر می رسد.
۱۳۵۰.

ارزیابی مدل های جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان در تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش (مطالعه موردی: حوضه تجن، استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش با استفاده از یادگیری ماشین ابزاری مفید برای مدیریت زمین در مناطق مستعد به این پدیده است. هدف این مطالعه، تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش در حوضه تجن با یادگیری ماشین است. بدین منظور 21 عامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در چهار طبقه عوامل زمین شناسی، اقلیمی و محیطی، توپوگرافی و هیدرولوژیکی شناسایی و رستر آنها در نرم افزارهای ENVI 5.6، SAGA GIS و ArcGIS تهیه شد. با بازدیدهای میدانی موقعیت 155 زمین لغزش ثبت و در ArcGIS به لایه نقطه ای تبدیل شدند. کلیه عوامل با فرمت ASCII و لایه نقطه ای (لایه آموزشی) وارد نرم افزار R شدند. برای آموزش مدل های ماشین بردار پشتیبان (SVM) و جنگل تصادفی (RF)، 70 درصد از داده ها (109 واقعه) و برای آزمون 30 درصد (46 واقعه) استفاده شد. ارزیابی مدل RF با منحنی ROC نشان داد که نمره های 972/0 و 949/0 در مراحل آموزش و آزمون را کسب کرده است. اطلاعات مدل RF نشان می دهد که مؤثرترین عوامل شامل جهت شیب، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده، درجه شیب و شاخص موقعیت توپوگرافی هستند. نتایج مدل SVM نشان داد که پتانسیل طبقه حساسیت زیاد در حوضه بیشتر از RF است و نمرات AUC به ترتیب 906/0 و 831/0 به دست آمد. نتایج مدل SVM نشان داد که پتانسیل طبقه حساسیت زیاد در حوضه نسبت به پیش بینی مدل RF بیشتر شده است. مؤثرترین عوامل در مدل SVM شامل طبقات ارتفاعی، بارندگی، جهت شیب، فاصله از آبراهه و فاصله از جاده می باشند. مدل SVM در مقایسه با مدل RF عملکردی ضعیفی در پیش بینی نقشه حساسیت زمین لغزش دارد. نتایج دسته بندی سطح خطر در مدل RF، بترتیب خیلی زیاد (19/10%)، زیاد (17/4%)، متوسط (76/10%)، کم (62/15%) و خیلی کم (26/59%) از مساحت حوضه است. در مدل SVM نیز بترتیب سهم طبقات خیلی زیاد 51/5%، زیاد 58/15%، متوسط 33/5%، کم 47/4% و خیلی کم 09/69% محاسبه شده است.
۱۳۵۱.

تحلیل مکانی فرسایش خاک و کیفیت زیستگاه ها بر مبنای الگوی کاربری اراضی در منطقه سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۸
فرسایش خاک یکی از جدی ترین مشکلات محیط زیستی در اکوسیستم های خشکی است که می تواند کیفیت زیستگاه های یک منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف ارزیابی فرسایش خاک و کیفیت زیستگاه های سیستان بر مبنای الگوی کاربری ارضی انجام گردید. پس از تهیه داده های مورد نیاز، مدلسازی فرسایش خاک و کیفیت زیستگاه ها با استفاده از مدل اینوست(InVEST) و ارتباط میان آنها بر اساس آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون وزنی مکانی (GWR) صورت پذیرفت. نتایج نشان داد فرسایش سالانه خاک در منطقه در مجموع 41/3 میلیون تن (بطور میانگین معادل 07/2 تن در هکتار) بود. زیستگاه های بخش غربی منطقه با وجود داشتن کیفیت بیشتر از پتانسیل فرسایش خاک بالاتری نیز برخوردار بودند. بیشترین و کمترین میزان فرسایش به ترتیب در مراتع (6/3 تن در هکتار) و تالاب (0 تن در هکتار) و بالاترین و کمترین میزان کیفیت زیستگاه ها به ترتیب در مراتع و ساخته شده ها مشاهده گردید. آزمون اسپیرمن رابطه مثبت و معنادار کیفیت زیستگاه ها با فرسایش خاک را نشان داد (R=0.71, P-value<0.01). نتایج GWR نیز همبستگی مکانی معنادار بین آنها را تأیید کرد (R2=0.91, P-value<0.01). الگوی مکانی کیفیت زیستگاه ها و فرسایش خاک در منطقه مطالعاتی تقریباً مشابه است بطوریکه زیستگاه های با کیفیت بالاتر در بخش غربی منطقه واقع شده اند، ضمن آنکه همین بخش ها بطور طبیعی از پتانسیل فرسایش بیشتری برخوردار هستند. نتایج این مطالعه علاوه بر ارائه اطلاعات مفید در مورد کیفیت زیستگاه ها و فرسایش خاک، ضرورت توجه مدیران و برنامه ریزان را برای اتخاذ راهبردهای مناسب به منظور کاهش فرسایش خاک بخصوص در زیستگاه های با کیفیت مطلوبتر در منطقه مشخص می سازد.
۱۳۵۲.

بررسی کاربرد اصول نوشهرگرایی در احیای بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: بندر ماهشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی کاربرد اصول نوشهرگرایی در احیای بافت های فرسوده 8 گانه شهر بندرماهشهر تدوین گردید که از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش کار توصیفی- پیمایشی و استنباطی است. جامعه آماری پژوهش تمامی ساکنین واقع در محلات 8 گانه بافت فرسوده و قدیمی شهر بندر ماهشهر هستند که طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس مسکن 45235 نفر می باشد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران برابر با 380 پرسشنامه محاسبه شد. نتایج یافته ها نشان داده که هرچند میان تمامی شاخص های نوشهرگرایی با تحقق بازآفرینی شهری رابطه مستقیمی وجود دارد اما اصل پیاده روی با ضریب استاندارد 321/0 بیشترین اثر را به خود اختصاص داده، از سوی دیگر میزان وضعیت اصول نوشهرگرایی در سطح محلات فرسوده شهر بندرماهشهر حاکی از مقادیر متفاوتی می باشد. اما این تفاوت معنادار نبوده و اختلاف معناداری بین محلات 8 گانه خیلی زیاد نمی باشد. بگونه ای که در مقایسه میانگین در بین محلات بالاترین میزان تأثیرپذیری اصول نوشهرگرایی مربوط به محله های 18، 19، 16 به ترتیب با میانگین های 94/4، 70/4 و 64/4 و پایین ترین میزان مختص محله های 17و 10 به ترتیب با میانگین های08/4 و 10/4 بوده است.
۱۳۵۳.

راهکارهای نهادی برای مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی کشور با تاکید بر عدالت؛ مورد پژوهش: کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
پژوهش حاضر به دنبال ارائه راهکارهای نهادی برای مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی در شهر تهران می باشد. در ابتدا درباره مسئله سکونتگاه های غیررسمی و رشد روزافزون آن ها در جهان، ایران و مشخصا کلانشهر تهران صحبت شده است و طرح مسئله بر مبنای نحوه مواجهه و ساماندهی اینگونه سکونتگاه ها بوده است. با توجه به رویکرد متاخر بازآفرینی شهری، دیدگاه نهادگرایی، برای ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی شهر تهران همراه با رهیافت بازآفرینی شهری در این پژوهش درنظر گرفته شده است. نهادگرایی نیز به معنای ایجاد قواعد بازی میان بخش های رسمی و غیررسمی برای دستیابی به هدف است. در این میان علت درنظرگرفتن این رویکرد ایجاد قواعدی برای درگیری سازنده بخش های مختلف دولتی، خصوصی، عمومی و مردمی در راستای بهره گیری از ظرفیت نهادی هریک علی الخصوص بخش مردمی می باشد. همچنین این قواعد خود بستر ارائه ترتیبات بهینه نهادی میان تصمیم گیران را برای ارتباط موثر بین بازیگران مختلف فراهم می کند. معیار عدالت نیز با توجه به عنوان، در نقش پذیری عادلانه میان نهادهای مختلف در این پژوهش ضروری تلقی شده است. با توجه به مطالعات مفصل نظری در مورد بازآفرینی، نهادگرایی، اسکان غیررسمی و عدالت به تدوین چارچوب نظری پرداخته شده است. باتوجه به پیچیدگی و چندوجهی بودن موضوع و بنابر ضرورت، روش کیفی تحلیل گفتمان، مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از گزینش این روش بررسی اسناد مختلف توسعه از سطح کلان تا خرد، مقالات، نشریات و مصاحبه ها برای دستیابی به گفتمان مسلط هر دولت در مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی، قبل و بعد از انقلاب اسلامی بوده است. در این روش با نرم افزار MAXQDA کدگذاری های مربوطه صورت گرفته و نتایج در قالب سیر تغییرات گفتمان مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی کشور با تاکید بر شهر تهران استخراج شده است. هدف از این تحلیل دریافت کاستی ها و ارائه پیشنهادات می باشد. برای دستیابی عملیاتی به مدل مفهومی پژوهش، رفع بخشی از کاستی های بررسی شده در منابع و اسناد دولت ها و برای نهادینه سازی رویکرد نهادگرایی برای مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی، نهادسازی مجازی پیشنهاد شده است که بوسیله شبکه ی اجتماعی طراحی شده ، بستر بهره گیری از ظرفیت نهادی را فراهم کرده است و با ارائه ترتیبات نهادی مطلوب میان تصمیم گیران، زمینه تحقق معیارهای رویکرد نهادگرایی برای مواجه مطلوب با سکونتگاه های غیررسمی را فراهم کرده است.
۱۳۵۴.

ارزیابی اثرات دلبستگی به مکان در ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۸
پیشینه و هدف: مطالعات متعددی دلبستگی به مکان را به عنوان عاملی مؤثر بر تجربه زیسته و کیفیت زندگی در محیط های شهری بررسی کرده اند. این مطالعات بیشتر بر شناسایی مؤلفه های دلبستگی (مانند هویت، وابستگی و تعهد مکانی) و عوامل مؤثر بر آن (نظیر تعاملات اجتماعی و ویژگی های محیطی) تمرکز داشته اند. با این حال، اغلب این پژوهش ها به صورت نظری یا در مقیاس های کلی انجام شده اند و بررسی های تجربی که به صورت مشخص رابطه دلبستگی مکانی با کیفیت زندگی را در بافت های شهری خاص تحلیل کرده باشند، محدودند. به ویژه در شهرهای کوچک و متوسط با زمینه های فرهنگی خاص مانند مهاباد، این ارتباط کمتر به صورت داده محور مطالعه شده است. از این رو، خلأ پژوهشی مشخصی در تحلیل تأثیر دلبستگی به مکان بر کیفیت زندگی در چنین بافت هایی وجود دارد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین نحوه اثرگذاری دلبستگی مکانی بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی در شهر مهاباد است. هدف این تحقیق، ارزیابی تجربی این رابطه و شناسایی مؤلفه هایی از دلبستگی است که بیشترین نقش را در ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان ایفا می کنند. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی و مبتنی بر پیمایش است و هدف آن کاربردی است؛ زیرا یافته های آن می تواند برای حل مسائل واقعی مورد استفاده قرار گیرد. جامعه آماری شامل ساکنان شهر مهاباد با جمعیتی بالغ بر 393/168 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 383 نفر تعیین شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و پرسش نامه گردآوری شدند. پرسش نامه بر اساس طیف لیکرت 5 درجه ای طراحی شده و روایی آن از طریق نظرات خبرگان تأیید شده است. پایایی پرسش نامه نیز با استفاده از ضریب پایایی ترکیبی سنجیده شد که مقدار آن بالاتر از 0.7 بوده و نشان دهنده پایایی بالا است. برای تحلیل داده ها، ابتدا نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنوف بررسی شد و پس از تأیید نرمال بودن، از همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم استفاده شد. تمامی تحلیل ها با نرم افزارهای SPSS و Amos انجام گرفت. یافته ها و بحث: تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان داد که تمامی عوامل مرتبط با دلبستگی به مکان دارای بار عاملی بالاتر از 4/0 هستند و در سطح اطمینان 95 درصد معنادارند. در میان ابعاد مختلف، بعد اجتماعی-فرهنگی بیشترین تأثیر را بر دلبستگی به مکان در ارتباط با کیفیت زندگی شهری در مهاباد دارد. پس از آن، بعد محیطی-فضایی و سپس بعد ادراکی-شناختی در رتبه های بعدی قرار دارند. در میان زیرشاخص های عوامل اجتماعی-فرهنگی، تعاملات اجتماعی بیشترین تأثیر را داشته و مشارکت کمترین تأثیر را نشان داده است؛ بنابراین لازم است برای بهبود کیفیت زندگی شهری توجه بیشتری به شاخص مشارکت شود. در بُعد محیطی-فضایی، دسترسی پذیری بیشترین و فرم کالبدی کمترین تأثیر را داشته است. در بُعد ادراکی-شناختی نیز، هویت بیشترین و خوانایی کمترین تأثیر را داشته اند. بنابراین، شاخص های خوانایی و مشارکت نیازمند توجه بیشتر برای ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. مدل ساختاری نهایی نشان داد که بعد اجتماعی-فرهنگی بیشترین نقش را در دلبستگی به مکان و کیفیت زندگی شهری در مهاباد ایفا می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که ابعاد اجتماعی-فرهنگی بیشترین تأثیر را در ایجاد دلبستگی به مکان در ارتباط با بهبود کیفیت زندگی شهری در شهر مهاباد دارند. کمترین تأثیر مربوط به بعد ادراکی-شناختی است. در مجموع، همه ابعاد بررسی شده بر شکل گیری دلبستگی به مکان در راستای بهبود کیفیت زندگی شهری ساکنان مهاباد تأثیرگذارند. بنابراین، ایجاد دلبستگی به مکان در این شهر با چالش هایی در حوزه های اجتماعی-فرهنگی، امنیتی، معنایی، زیبایی شناسی بصری، هویت، فضایی، محیطی و عملکردی مواجه است. توجه ویژه به تعامل انسان با محیط و اولویت بندی تمامی مؤلفه ها می تواند زمینه ساز تقویت دلبستگی به مکان و در نتیجه ارتقای کیفیت زندگی فردی و شهری باشد.  
۱۳۵۵.

ارزیابی حس تعلق به مکان مهاجرین ایرانی با تاکید بر عوامل کالبدی و محیطی در فضاهای عمومی شهر ( با تمرکز بر ایرانیان ساکن تورنتو کانادا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
امروزه حل بحران روانشناختی و دو سویه عدم حس تعلق مهاجرین به جامعه مقصد در فرآیند مهاجرت؛ بعنوان پدیده ای اجتماعی ضروری می باشد. پژوهش حاضر به بررسی ابعاد کالبدی حس تعلق به فضاهای شهری و شاخص های مؤثر آن در مناطق ایرانی نشین شهر تورنتو کانادا پرداخته است. نوع تحقیق تحلیلی_ توصیفی و روش انجام آن پیمایشی می باشد، جامعه مورد بررسی 100 نفر از مهاجرین ایرانی ساکن مناطق ریچموند هیل، وان، مارکهام، و تورن هیل شهر تورنتو کانادا که با روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. تحلیل اطلاعات در نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که از بین عوامل کالبدی تاثیرگذار بر حس تعلق مولفه ایمنی و امنیت با 32 درصد تاثیرگذاری مهمترین مولفه در ایجاد حس تعلق بوده و بعد از آن مولفه محیطی و مولفه دسترسی نیز از عوامل مهم تاثیرگذار بودند و مولفه مقیاس انسانی کمترین درصد تاثیرگذاری بر ایجاد حس تعلق به فضاهای شهری را برای مهاجرین دارد.
۱۳۵۶.

بررسی چالش های اقلیمی و زیست محیطی حاصل از ریزگردهای نمکی بر ساختمان های حوزه دریاچه ارومیه و راهکارهای کاهش آسیب آن بر سلامت انسان به کمک معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
ایران به دلیل موقعیت های طبیعی خاص و گاه اثرات ناشی از عملکرد نادرست در حفظ محیط زیست، با بحران های زیست محیطی متعددی نظیر آلودگی هوا، زلزله، سیل، بارش های سنگین برف، طوفان و پدیده ریزگردها مواجه است. اقلیم نقش قابل توجهی در تولید گرد و غبار ایفا می کند و شناسایی عوامل اقلیمی مؤثر در بروز این پدیده امری ضروری به شمار می آید. هدف اصلی این پژوهش بررسی مؤلفه های اقلیمی و زیست محیطی برای مقابله با ریزگردهای نمکی بر ساختمان های منطقه و ارائه راهکارهایی جهت کاهش آسیب های ناشی از آن بر سلامت انسان از طریق معماری است. این پژوهش با ارائه شیوه ای ساده در برخورد با اقلیم منطقه باتوجه به اطلاعات مربوطه و بررسی راهکارهای پیشنهادی سعی دارد مرحله کیفی سؤالات در تحقیق باتوجه به تعاریف و مفاهیم به تعداد بیشتری تقسیم شوند و نتایج وارد نرم افزار Atlasti می شود با استعانت از گراند نظریه مورد کدگذاری باز و محوری قرار می گیرد. سپس براساس شاخص های استخراج شده برای بررسی سهم عاملی و پاسخ ها به آماره های استنباطی پرسش نامه با طیف لیکرت تدوین و در اختیار کاربران فضائی قرار می گیرد و نتایج وارد نرم افزار spss می شود و مورد تحلیل قرار می گیرد. در واقع اقلیم و زیست، محیط و سلامت با یکدیگر از لحاظ همبستگی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و ریزگردهای ناشی از خشکسالی دریاچه ارومیه باعث تغییر شکل و جهت گیری بناها در جهت مخالف وزش باد انجام گیرد. بررسی متغیرهای معماری همساز با اقلیم در مقابله با ریزگردها و همچنین هم زمانی این دو به چه میزان تحت تأثیر هریک از مؤلفه های خود خواهد بود. با توجه به یافته های آماره های استنباطی مشخص گردید که بیشترین سهم عاملی مربوط به پوشش گیاهی با مقدار(958/0) است و کمترین مربوط به منابع طبیعی با مقدار (004/0) است. در مرحله بعد هم در بخش همبستگی بین مؤلفه های به دست آمده مشخص گردید که مؤلفه جهت گیری بناها با مقدار(00/1) بیشترین همبستگی و کمترین همبستگی با دیگر مؤلفه ها را مؤلفه رطوبت کافی با مقدار (032/0) دارد. موضوعی مهم و اساسی که با توجه به اقلیم منطقه و طراحی هماهنگ با محیط در سایت اهمیتی دوچندان پیدا می کند، این است که علی رغم وجود سازمان ها و نهادهای مرتبط با امور ساخت وساز، اغلب این مسئله نادیده گرفته می شود. معیارهای ایجاد یک فضای زندگی مناسب باید بر اساس نیازهای انسانی و شرایط اقلیمی منطقه باشد تا از ورود ریزگردها به داخل ساختمان جلوگیری شود. در نظر گرفتن عوامل اقلیمی و توجه به آسایش انسان از الزامات اصلی در فرایند ساخت وساز است که می تواند پیامدهای مثبتی به همراه داشته باشد. از جمله این پیامدها می توان به کاهش مصرف انرژی، کاهش هزینه های مرتبط و رفع برخی دغدغه های انسانی نظیر ریزگردها به ویژه در مناطق آذربایجان شرقی و غربی اشاره کرد. با توجه به این موارد، اهمیت پرداختن به بحران های زیست محیطی و لزوم احیای دریاچه ارومیه نه تنها به دلیل حفظ اکوسیستم ارزشمند آن در سطح جهانی است، بلکه به دلیل تاثیر مستقیم آن بر سلامت انسان ها نیز باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. همچنین، جهت مقابله با ریزگردها، طراحی ساختمان ها باید به نحوی باشد که زاویه ی آن ها متناسب با جهت وزش باد و مانع نفوذ ریزگردها به فضای داخلی باشد.
۱۳۵۷.

مسیریابی بهینه امدادرسانی در بافت های کالبدی آسیب پذیر به منظور تخلیه اضطراری جمعیت به هنگام حوادث ناگهانی (مطالعه موردی: شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۹۱
مقدمه: تخلیه ی اضطراری افراد آسیب دیده، نجات یافتگان از آسیب یا در معرض آسیب به مناطق امن از فعالیت های اصلی و مهم، بعد از وقوع حوادث غیرمترقبه به شمار می رود هدف: پژوهشی حاضر سعی بر تحلیل و بررسی مسیر بهینه امدادرسانی به منظور تخلیه اضطراری آسیب دیدگان به مناطق امن، از بافت های آسیب پذیر شهر سقز به هنگام حوادث ناگهانی داشته است. روش شناسی: پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و اطلاعات موردنیاز از طریق کتابخانه ای (طرح های تفصیلی، جامع شهری، آمارنامه ها) و برداشت میدانی اخذ گردیده است. بدین منظور آسیب پذیری کالبدی محلات با استفاده از مدل Saw اولویت بندی شده و در وهله بعدی با استفاده از مدل تحلیل شبکه مسیرهای بهینه جهت امداد رسانی و تخلیه اضطراری جمعیت به نقاط امن تعیین شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش شهر سقز دومین شهر بزرگ استان کردستان است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان داده است که با توجه به رتبه بندی تکنیک Saw محلات 1، 6، 18، 19، 16 و 17 که در قسمت مرکز، شمال شرقی و جنوب غربی شهر قرارگرفته اند با آسیب پذیری کالبدی بالا و از نقاط ناامن در برابر حوادث ناگهانی می باشند و با استفاده از مدل تحلیل شبکه مسیرهای بهینه در محلات با آسیب پذیری کالبدی بالا به جهت رسیدن به ایستگاه های آتش نشانی، مراکز درمانی، بیمارستان و پارک ها در دو مسیر 1 و 2 به عنوان مسیرهای اصلی و فرعی منتخب، به لحاظ عریض بودن و فاصله از جایگاه های سوخت و رودخانه مشخص شده اند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این تحقیق مسیرهای واقع شده در مسیر اصلی به لحاظ دسترسی و پهنای مسیرها و همچنین سرعت و زمان امدادرسانی بهترین گزینه جهت امداد رسانی بوده اند.
۱۳۵۸.

سنخ شناسی مسافران اماکن مذهبی ؛ زائر یا گردشگرمذهبی (مطالعه موردی استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۷۳
زمینه و هدف: امروزه زیارت و گردشگری مذهبی ریشه در باورها و اعتقادات دینی و مذهبی دارد و به دلیل ویژگی های ساختاری و کارکردی توانسته است در متن گردشگری جهانی قرار گیرد و سهم قابل توجهی از گردشگری جهانی را به خود اختصاص دهد. استان مازندران نیز سالانه پذیرای گردشگران متعدد از اقصی نقاط کشور و جهان است. مازندران شامل 1312 بقعه متبرکه و 33 امام زاده معروف می باشد که به صنعت گردشگری مذهبی آن رونق خاصی بخشیده است و می تواند نقش مهمی در توسعه آن ایفا کند. روش شناسی: در تحقیق حاضر به سنخ شناسی مسافران مراجعه کننده به اماکن مذهبی براساس تئوری انگیزه های سفر بروک و هانر (1996) پرداخته شد. در ابتدا دو مفهوم زائر و گردشگر را با رویکردهای مختلف بررسی نمودیم و در ادامه با روش پیمایش، ابزار پرسش نامه، حجم نمونه 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای، انگیزه های سفر مراجعه کنندگان را به اماکن مذهبی استان مازندران بررسی کردیم و داده های به دست آمده از طریق تکنیک آماری آزمون دوجمله ای تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که اکثریت پاسخ گویان یعنی به میزان 65 درصد آن ها از سنخ گردشگر مذهبی و 35 درصد نیز از سنخ زائر می باشند. نتیجه گیری: نتایج به طور کلی حاکی از آن است که اکثریت مسافران اماکن مذهبی از سنخ گردشگر مذهبی بوده و هدف اصلی سفرشان انگیزه های مذهبی، احساسی، امکانات و شرایط می باشد. نوآوری و اصالت: تحقیق حاضر بستر گردشگری مذهبی را به عنوان ظرفیتی برای توسعه استان مطرح کرده است.
۱۳۵۹.

آینده پژوهی اثر انصاف و پیچیدگی مالیاتی بر رفاه اقتصادی استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۸
امروزه مالیات یکی از منابع مهم درآمدی دولت ها محسوب می شود. در کشورهای درحال توسعه ازجمله ایران به دلیل وابسته بودن دولت به درآمدهای نفتی، درآمدهای مالیاتی سهم کمی در تأمین منابع درآمدی دارد. یکی از موانع مهم سر راه دولت ها فرار مالیاتی است که تحت تأثیر عوامل مختلف ازجمله پیچیدگی و انصاف مالیاتی و تورم است. تحقیق حاضر به بررسی آینده پژوهی تأثیر انصاف و پیچیدگی مالیاتی بر رفاه اقتصادی در استان های ایران طی سال های 1390 الی 1399 با استفاده از روش حداقل مربعات کاملاً اصلاح شده انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد انصاف مالیاتی تأثیر معنی دار و مثبت بر رفاه اقتصادی استان های ایران دارد. به نحوی که با یک درصد افزایش در انصاف مالیاتی 0.026 درصد رفاه اقتصادی در آینده افزایش خواهد یافت؛ اما پیچیدگی مالیاتی با رفاه اقتصادی در استان های ایران رابطه منفی و معنی دار دارد. به نحوی که با یک درصد افزایش پیچیدگی مالیاتی ۰.۰۲۴- درصد رفاه اقتصادی در آینده کاهش خواهد یافت. همچنین نتایج نشان می دهد تورم رابطه منفی و اندازه دولت و تولید سرانه رابطه مثبت و معنی دار بر رفاه اقتصادی استان های ایران در آینده دارند. با توجه به نتایج تحقیق برای بهبود وضعیت رفاهی استان های ایران در آینده پیشنهاد می شود دولت سیاست های نظیر ساده سازی قوانین مالیاتی، کاهش هزینه جمع آوری مالیاتی، ایجاد نظام مالیاتی جامع و اصلاح نظام مالیاتی را در دستور کار قرار دهد.
۱۳۶۰.

ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۴
گردشگری هوشمند، نقش اساسی در مدیریت کارآمد منابع و ارتقای کیفیت تجربه گردشگران ایفا می کند. در مناطق روستایی که معمولاً با چالش هایی نظیر کمبود زیرساخت های فنی، ضعف در استفاده از فناوری های نوین و نبود آگاهی اجتماعات محلی مواجه هستند، هوشمند سازی گردشگری می تواند پلی مؤثر برای بهره گیری از ظرفیت های بالقوه این مناطق باشد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در انجام شده است. روش شناسی این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است که در آن از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 خبره حوزه گردشگری و برنامه ریزی روستایی به صورت هدفمند استفاده شده است. کدگذاری و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته تا مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند طراحی شود. در این پژوهش، شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای گردشگری هوشمند شناسایی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرهنگی، زیرساختی و قانونی تأثیر زیادی بر موفقیت این رویکرد دارند. علاوه بر این، استفاده از راهبردهایی نظیر آموزش و توانمندسازی جامعه محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و توسعه محتوای دیجیتال، به تحقق گردشگری هوشمند کمک می کند. نوآوری پژوهش در ارائه یک مدل پارادایمی برای توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی است که از طریق تحلیل شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها صورت گرفته است. راهکارهای حاصل از نتایج این مقاله شامل آموزش و توانمندسازی جوامع محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، توسعه محتوای دیجیتال برای ارتقای تجربه گردشگران، و تقویت نهادهای محلی جهت مدیریت کارآمد گردشگری هوشمند است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان