ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۶۶۱.

تحلیل وضعیت زیست پذیری شهری با تأکید بر شاخص های مسکن (مطالعه موردی: محلات شانزده گانه شهر جیرفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه: رشد سریع جمعیت جهانی و افزایش تقاضا برای خدمات اساسی در حوزه هایی مانند سلامت، آموزش و اشتغال، مسکن را به یکی از چالش های مهم در سطح بین المللی تبدیل کرده است. امروزه مسکن صرفاً به عنوان یک سرپناه فیزیکی تلقی نمی شود، بلکه به عنوان مفهومی چندبُعدی شناخته می شود که کل محیط سکونتی را در بر می گیرد و شامل دسترسی به خدمات و زیرساخت های حیاتی برای رفاه خانوار و پایداری شهری است. عواملی نظیر امنیت، نوع کاربری زمین، کیفیت محیط زیست، حس تعلق و هویت مکانی، نقش مهمی در شکل گیری زیست پذیری شهری ایفا می کنند. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت زیست پذیری شهری در شهر جیرفت، با تمرکز ویژه بر شاخص های مرتبط با مسکن در شانزده محله این شهر انجام شده است. مواد و روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی است. با بهره گیری از منابع نظری گسترده، مدلی جامع تدوین شد که زیست پذیری مسکن را در چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی-فضایی و زیست محیطی تعریف می کند. برای جمع آوری داده های اولیه، با استفاده از فرمول کوکران، تعداد ۳۹۰ پرسش نامه ساختاریافته در میان خانوارهای ساکن در شانزده محله شهر جیرفت توزیع شد. برای تحلیل داده ها، از روش تصمیم گیری چندمعیاره COCOSO استفاده شد که توانایی تلفیق شاخص های متعدد در تحلیل های پیچیده شهری را دارد. همچنین، روش آنتروپی شانون برای وزن دهی عینی به هر معیار بر اساس اهمیت اطلاعاتی آن به کار گرفته شد. به منظور ترسیم و تحلیل الگوهای فضایی زیست پذیری، از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شد که امکان شناسایی دقیق تفاوت های فضایی در شرایط مسکن و سطح زیست پذیری در سطح شهر را فراهم ساخت. نتایج و بحث: نتایج تحلیلی پژوهش نشان دهنده تفاوت های قابل توجه در زیست پذیری مسکن میان محلات مختلف شهر جیرفت است. در راهبرد اولیه (Ka)، محله ۱۱ با امتیاز ۵٫۹۲ در رتبه نخست، محله ۴ با امتیاز ۴٫۵۴ در رتبه دوم و محله ۱۳ با امتیاز ۴٫۴۴ در رتبه سوم قرار گرفتند. در مقابل، در راهبرد نهایی (K)، محله های ۱۵، ۱۶ و ۸ به ترتیب با امتیازات ۰٫۸۷-، ۱٫۰۳- و ۱٫۱۱-، به عنوان کم برخوردارترین محلات از نظر زیست پذیری مسکن شناسایی شدند. این یافته ها بیانگر وجود نابرابری های فضایی چشمگیر هستند که در صورت عدم رسیدگی، می توانند مانعی جدی در مسیر توسعه فراگیر شهری باشند. نتیجه گیری: این پژوهش نقش حیاتی ابزارهای تشخیصی فضایی و روش های ارزیابی چندمعیاره را در برنامه ریزی شهری برجسته می سازد. با شناسایی محلاتی که از نظر زیست پذیری مسکن در وضعیت نامطلوبی قرار دارند، سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری می توانند مداخلات هدفمند طراحی کنند که به کاهش نابرابری ها و ارتقای زیست پذیری برای همه ساکنان منجر شود. این تحقیق نه تنها چارچوبی قابل تکرار برای شهرهای مشابه ارائه می دهد، بلکه بر اهمیت تصمیم گیری مبتنی بر شواهد در تحقق عدالت فضایی و توسعه پایدار شهری تأکید دارد.
۶۶۲.

ارزیابی شاخص ترکیبی خشکسالی «MCDI» بر اساس توزیع مشترک چند متغیره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۲۸۴
خشکسالی، مشکلی چالش برانگیز است اما با دیدگاه های چندمتغیره و ترکیبی می توان آن را ارزیابی کرد. تاکنون مطالعات کمی درخصوص مکانیسم و عملکرد شاخص ها به صورت ترکیبی انجام پذیرفته است؛ بنابراین پژوهش حاضر برای ایجاد شاخصی جامع که دربر گیرنده همه جنبه های هواشناسی، هیدرولوژیکی و کشاورزی باشد، از سه شاخص: «SPI»، « PDSI» و «SRI» با هدف تحلیل سه متغیره خشکسالی(شدت، مدت، فراوانی) برای 10 ایستگاه هواشناسی ایران برای بازه آماری 2021-1990 انجام شد. ابتدا با آنالیز مؤلفه های اصلی «PCA» و مدل غیر خطی توزیع احتمال توأم مبتنی بر کاپولا برای ساخت شاخص ترکیبی «MCDI» پرداخته شد. سپس با قابلیت توابع مفصل کلایتون، فرانک و گامبل جهت ایجاد توزیع توام سه متغیره مورد آزمون قرار گرفت. بهترین تابع کاپولا برای هر ایستگاه از طریق آزمون « کلموگرف- اسمیرنوف» (K_S) تعیین گردید. نتایج نشان دهنده  برتری تابع گامبل در بیشتر ایستگاه ها بود. منحنی های دوره بازگشت به ازای . نشان از فرکانس طولانی مدت خشکسالی با شدت بیشتر برای دوره های 50 و 100 ساله بود. کمترین مدت دوره بازگشت 50 ساله با برتری تابع کلایتون مربوط به تبریز و با برتری تابع گامبل مربوط به تهران با مدت 10 ماه و بیشترین مدت، مربوط به مشهد با برتری تابع گامبل، 30 ماه بود که به ترتیب با شدت 53/6، 95/8 و 26/34 همراه بود. برای دوره بازگشت 100 ساله کمترین مدت با برتری کلایتون مربوط به تبریز با 13 ماه و شدت 75/13 و بیشترین مدت با برتری تابع گامبل متعلق به کرمان با مدت 48 ماه و شدت 56/42 بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که استفاده از شاخص ترکیبی چندمتغیره «MCDI»  با بهره گیری از توابع مفصل، امکان ارزیابی جامع تر و دقیق تر از خشکسالی را فراهم می آورد. این رویکرد با در نظر گرفتن همزمان همه جانبه خشکسالی، ابزاری کارآمد برای مدیریت منابع آب و برنامه ریزی استراتژیک در مواجهه با خشکسالی در مناطق مختلف ایران ارائه می دهد. 
۶۶۳.

امنیت ادراک شده و راهکارهای افزایش احساس امنیت در فضاهای شهری (مورد مطالعه: پارک آبیدر شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۵۷
تأمین امنیت در پارک های شهری جهت تشویق استفاده عمومی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان و بازدیدکنندگان ضروری است. یکی از راه های تأمین امنیت در فضاهای شهری ترکیب استراتژی های طراحی با کمک راهکارهای برنامه ریزی شده معماری و شهرسازی برای بهبود امنیت و فعال سازی این فضاها است. در پارک آبیدر سنندج، به دلیل وسعت بالا و داشتن نقاط کور و مخفی زیاد، احتمال دارد جوانان احساس کنند که پلیس امکان حضور در تمامی نقاط را ندارد. این موضوع ممکن است منجر به کاهش احساس امنیت در این پارک شود. ازاین رو این مطالعه باهدف مشخص کردن میزان جرم پذیری پارک کوهستانی آبیدر سنندج به کمک اصول شهرسازی و معماری سعی در ارائه راهکارهایی جهت افزایش احساس امنیت در پارک های شهری دارد. پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی است، رویکرد روش شناسی پژوهش به صورت کمی و به شیوه ی تحلیلی - پیمایشی است. باتوجه به اهداف پژوهش پرسش نامه ای ساختاریافته در بخش های مختلف وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ذاتی پارک، طراحی و مدیریت پارک و نگرانی های بازدیدکنندگان، در آذر ۱۴۰۲ بین جامعه هدف (بازدیدکنندگان پارک آبیدر) توزیع و نتایج آن به کمک آزمون های آماری در نرم افزار ® SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. یافته ها نشان داد عواملی چون رخ دادن موارد اخیر جرم، وجود مسیرهای پرپیچ وخم و حضور افراد مست مؤثرترین عوامل نگرانی افراد از وقوع جرم بود. در مقابل، حضور مردان و زنان بومی، شلوغ بودن پارک، حضور خانم های غیربومی یا حضور افراد در حال عکاسی از طبیعت ترس بازدیدکنندگان از وقوع جرم را بیش از همه کاهش می داد. بر اساس نتایج حضور پلیس، نصب دوربین های نظارتی، و اجازه ورود خودروهای شخصی به پارک مواردی بود که می توانست احساس امنیت بازدیدکنندگان را افزایش دهد. نتایج همچنین حاکی از آن بود که احساس ناامنی در افراد تحصیل کرده بیشتر بود و عوامل اجتماعی در احساس امنیت زنان (Mean Rank= 58.68) نقش بیشتری داشت. یافته ها بینش های فرهنگی را ارائه کردند و عوامل خاص اما نسبتاً التقاطی را برای اطلاع از بهبود و افزایش امنیت پارک با اصلاح برنامه ریزی مدیریت و نظارت شناسایی کردند.
۶۶۴.

کاربست تئوری نردبان مشارکت آرنشتاین، در آسیب شناسی سبد آراء انتخابات شورای شهر، نمونه پژوهشی: شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۴۸
این پژوهش با هدف آسیب شناسی سازوکارهای مدیریت شهری، بر پایه تئوری نردبان مشارکت آرنشتاین  و تبیین پراکش محله ای سبد رای گروه های برنده و بازنده انتخابات شورای شهر انجام شده. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی و گردآوری داده ها به روش پیمایشی و پرسشنامه محقق ساخته؛ با حجم نمونه 385 واحد و روش نمونه برداری تصادفی دو مرحله ای بوده است. لذا از انواع مدل های استنباط آماری Phi-Coefficient، Cramer's V، Lambda، cross tab، اسپیرمن، کای دو و ... بهره گیری شد یافته ها نشان داد؛ سبد آراء لیست برنده و بازنده انتخابات با چهار شاخص نسبتا کلیدی  یعنی سواد، محله سکونت، بعد خانوار و قومیت رای دهندگان، ارتباطی معنی دار و تبیین کننده دارد. به این اعتبار که سبد رای پیروز انتخابات نتوانسته دربرگیرنده اقشار متوسط و بالای شهر باشد و در همراه ساختن قشرهای  کارآفرین، خلاق و فرهیخه جامعه ناکام بوده است. وانگهی وام دار شدن منتخبین به رای دهندگان سبد رای شان و متعاقبا اولویت یافتن تمایلات این رای دهندگان، در برنامه ریزی ها و مدیریت شهر از یکسو و همچنین تمایل طبیعی منتخبین هر دوره به انتخاب مجدد در دوره بعدی (یعنی بازتولید جایگاه خویش در مدیریت شهری)، سبب تداوم و تشدید سیکل معیوب فوق می گردد و رخنمون یافتن آسیب هایی را در پی دارد. آشکار است، پیامد این سیکل، سرخوردگی طبقه کارآفرین، کنار ه گیری طبقه خلاق، نگرانی فرهیختگان، به حاشیه رانده شدن اقشار متوسط و بالاتر و از پس آن، کاهش احساس تعلق به مکان و سرانجام سستی و ضعف شالوده های اقتصادی واجتماعی شهر بوده است. لذا بازنده نهایی، کلیت شهر و همه شهروندان (صرف نظر از هرگونه قشربندی) بوده و خواهند بود. این پژوهش اساسا، نمی باید و نمی تواند به نقد منتخبین و ارزیابی صلاحیت فردی، تخصصی و عملکردی منتخبین شورای شهر بپردازد. بلکه به آسیب شناسی سازوکار های انتخابات، گونه شناسی سبد رای برنده و بازنده انتخابات و پیامدهای خواسته وناخواسته حاصل از این فرایندها، پرداخته است.
۶۶۵.

بررسی اثرات سیاست گذاری های عمومی بر فرآیند احیاء و بازآفرینی بافت فرسوده در شهر شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
یکی از محدوده های مهم شهرها، بافت تاریخی و فرسوده آن شناخته می شود. در راستای حفظ و توسعه این بافت، عواملی گوناگونی دخیل هستند که سیاستگذاری های عمومی در زمینه احیاء و بازآفرینی آنها نقش مهمی دارند. شهر شیراز به عنوان یک شهر تاریخی و گردشگری، دارای پهنه قابل توجه ای با عنوان بافت فرسوده است. در این پژوهش هدف آن است که ابتدا وضعیت سیاستگذاری های عمومی بازآفرینی بافت فرسوده در شهر شیراز شناخته شود و سپس تاثیر این سیاست ها در وضعیت موجود نیز تحلیل و تبیین گردد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق ابزار پرسش نامه است. روایی تحقیق از طریق جامعه نخبگان تایید و پایایی آن نیز با ضریب کرونباخ بیشتر از 70/0 تایید شد. جامعه آماری تحقیق را شهروندان شهر شیراز تشکیل داده اند که در مجموع 10 محله از بافت فرسوده شهر شیراز انتخاب و پرسشگری در سطح 380 نفر انجام شد. نتیجه آزمون نشان داد که 5 نوع سیاستگذاری در سطح کمتر از 05/0 و برابر با 000/0 معنادار شده اند. بررسی جهت معناداری نشانگر، ضعیف بودن سیاست گذاری های عمومی احیاء و بازآفرینی در بافت فرسوده است. بهترین وضعیت در میان 5 نوع سیاستگذاری، مربوط به سیاستگذاری های نهادی-مدیریتی با میانگین 879/02 و بدترین شرایط برای سیاستگذاری های اجتماعی-فرهنگی با میانگین 766/2 بوده است.بنابراین هیچکدام از سیاستگذاری های عمومی در بازآفرینی بافت فرسوده به طور جدی مورد تاکید قرار نگرفته و آنچه که اعمال شده است، بسیار ضعیف می باشد. همچنین نتیجه مدلسازی معادلات ساختاری تایید نمود که سیاستگذاری های عمومی بازآفرینی شهری می توانند در بهبود وضعیت بافت فرسوده شهر شیراز موثر باشند؛ بگونه ای که مقدار اثر کل سیاستگذاری های اجتماعی-اقتصادی در بهبود وضعیت بافت فرسوده برابر با 70/0 بوده است. همچنین میزان تاثیر سیاستگذاری های اقتصادی برابر با 39/0، سیاستگذاری های زیست محیطی برابر با 77/0، سیاستگذاری های نهادی-مدیریتی برابر با 79/0 و سیاستگذاری های کالبدی برابر با 82/0 بوده است. آزمون کروسکال والیس نشان داد که سیاستگذاری های عمومی بازآفرینی در سطح بیشتر از 05/0 ، تفاوتی معناداری را در میان 10 محله مطالعه شده در شهر شیراز نشان نمی دهد و همه محلات شرایط یکسانی داشته اند. بنابراین سیاستگذاری های عمومی می توانند در بافت فرسوده تاثیرگذار باشند اما اثربخشی آنها منوط را اجرا و نظارت درست بر آنها دارد.
۶۶۶.

ارزیابی عملکرد تابش و باد در خانه های تاریخی چهارطرف ساخت اقلیم سرد و خشک شهرکرد با هدف دستیابی به فرم بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: طراحی معماری غیرفعال گرایشی با تأکید بر کاهش مصرف انرژی های فسیلی و استفاده از الگوهای معماری بومی و منطقه ای، امروزه به عنوان یک رویکرد مهم در معماری معاصر مطرح است. استان چهارمحال وبختیاری جزء مناطق سردسیر کشور و مرکز آن شهرکرد، به علت موقعیت جغرافیایی خود، در اصطلاح عامیانه «بام ایران»، قابلیت بالایی برای جذب تابش حرارتی خورشید دارد. این شهرستان دارای 4 خانه تاریخی درون گرا است که نمونه بهینه آن می تواند الهام بخش، معماران معاصر در جهت طراحی غیرفعال باشد. از اهداف ویژه نیز می توان به ارائه تناسبات بهینه حیاط مرکزی، جهت گیری مناسب و نسبت های ارتفاعی مناسب اشاره نمود. روش پژوهش: روش تحقیق به شیوه آمیخته کمی و کیفی است. برای تحلیل ها از نرم افزار انسیس فلوئنت استفاده شده، که در آن بر مبنای میانگین دمای دیوارهای داخلی حیاط های مرکزی، نمونه ها مورد تطبیق قرار گرفته اند. بر اساس آمار ده ساله سازمان هواشناسی این استان، دو ماه دی و تیر، به عنوان بحرانی ترین ماه های سال شناخته شده، بنابراین تحلیل نمونه ها در این دو ماه صورت گرفته است. یافته ها: جهت گیری های متفاوت حیاط های مرکزی می تواند تأثیر زیادی بر دریافت تابش خورشید و بالا بردن مقدار میانگین دمای دیوارهای داخلی داشته باشد. نتیجه گیری: بنابراین در بین نمونه ها خانه مرتضوی ها ازنظر جهت گیری و تناسبات در زمستان با دمای میانگین دیوارهای 74/16 درجه سانتی گراد با تناسبات حیاط 30/1 و جهت گیری 50 درجه نسبت به جنوب، دارای بیشترین دما و نمونه بهینه است. همچنین خانه آزاده در تابستان با دمای میانگین دیوارهای 00/29 درجه سانتی گراد و تناسبات حیاط 33/1 و جهت گیری 8 درجه نسبت به جنوب دارای کمترین دما و نمونه بهینه در تابستان است. بنابراین در طراحی های جدید به عنوان نمونه اقامتگاه های محلی یا بومی، می توان نوع بهینه معرفی شده، ترجیحاً در این اقلیم (خانه مرتضوی ها) انتخاب و اجرا نمود. در بررسی های آتی، پیشنهاد می شود، نمونه بهینه با مصالح مختلف روز در محیط نرم افزار شبیه سازی و مقایسه شود و مصالح مناسب معرفی گردد.
۶۶۷.

شناسایی و بررسی تغییرات تپه ماسه ها و مرز ماسه زار ریگ شتران در شمال غرب ژئوپارک طبس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
ریگ شتران به عنوان یکی از پهنه های ماسه ای وسیع در ایران، تحت تأثیر مجموعه ای از فرایندهای طبیعی و اقلیمی، دستخوش تغییرات ژئومورفولوژیکی شده است. به منظور شناسایی و پایش تغییرات مکانی تپه های ماسه ای، از تصاویر ماهواره ای لندست با قدرت تفکیک مکانی بین 15 تا 30 متر استفاده شد تا پوشش سطح زمین با دقت مناسبی مورد ارزیابی قرار گیرد.فرایند طبقه بندی اراضی ماسه زار با بهره گیری از الگوریتم های یادگیری و الگوریتم جنگل تصادفی (Random Forest)، در بستر سامانه ی Google Earth Engine صورت پذیرفت. تصاویر ماهواره ای مربوط به سنجنده های TM، +ETM و OLI طی بازه ای 30 ساله با مقاطع 10 ساله (از سال 1994 تا 2024) به کار گرفته شدند تا روند تغییرات مکانی تپه های ماسه ای و مرزهای ریگ شتران در شمال غرب ژئوپارک طبس تحلیل گردد.نتایج حاصل از تحلیل های مکانی نشان داد که در طول سه دهه ی گذشته، عمدتاً تغییرات موقتی در مرزهای این پهنه ماسه ای رخ داده که بیشتر ناشی از نوسانات اقلیمی بوده است. با این حال، به دلیل محصور بودن منطقه از سمت جنوب و شرق توسط ارتفاعات، از سمت غرب توسط دق، و نیز وجود جهت غالب باد از شمال به جنوب، امکان گسترش پایدار یا جابه جایی دائمی مرزهای ریگ شتران بسیار محدود است. با این وجود، در داخل این پهنه، جابه جایی های محدودی در موقعیت تپه های ماسه ای مشاهده می شود که بیانگر پویایی موضعی درون منطقه است. تحلیل روند زمانی مساحت تجمعی تپه های ماسه ای نشان داد که این مقدار در دوره ی 1994–2004 حدود ۲۳۰۰ کیلومتر مربع بوده است. در بازه ی 2004–2014 افزایش اندکی به میزان ۷۰ کیلومتر مربع رخ داده و مساحت به حدود ۲۳۷۰ کیلومتر مربع رسیده است. با این حال، در دهه ی پایانی (2014–2024) کاهش حدود ۶۰ کیلومتر مربعی مشاهده می شود و مساحت به ۲۳۱۰ کیلومتر مربع کاهش یافته است. این نوسانات اندک نشان دهنده ی پویایی محدود و نسبتاً پایدار تپه های ماسه ای در منطقه طی سه دهه ی گذشته است.
۶۶۸.

چالش های زنان در جامعه روستایی شهرستان دماوند در دستیابی به معیشت پایدار: دهستان ابرشیوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
علی رغم نقش های حیاتی اقتصادی و اجتماعی که زنان روستایی در شهرستان دماوند ایفا می کنند، با موانع قابل توجهی مواجه هستند. بنابراین هدف اصلی این تحقیق، شناسایی چالش های معیشت پایدار زنان روستایی در این شهرستان است. این تحقیق با جامعه آماری 976 نفر از زنان روستایی دهستان ابرشیوه در شهرستان دماوند انجام شد. با استفاده از جدول مورگان 201 نفر از زنان بر طبق روش نمونه گیری طبقه ای برای شرکت در تحقیق انتخاب شدند. داده ها به روش ترکیبی (کمی و کیفی) جمع آوری شدند. مصاحبه های نیمه ساختارمند با 15 نفر از زنان روستایی در بخش کیفی انجام شد و در بخش کمی، پرسش نامه ای بر اساس تحلیل محتوای داده های کیفی تنظیم شد. روایی پرسش نامه ها توسط صاحب نظران تأیید و پایایی آن با آزمون مقدماتی و با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که محدودیت های معیشت پایدار زنان روستایی در پنج عامل (موانع اجتماعی- فرهنگی، مالی، جنسیتی، شخصیتی و خانوادگی) خلاصه می شود که در مجموع 71 درصد واریانس کل را تبیین کردند. مهمترین عامل، موانع اجتماعی- فرهنگی بود که شامل متغیرهایی مانند بافت مردسالاری، تعصبات خانوادگی و ناامنی اجتماعی بود. برای بهبود وضعیت زنان روستایی، اجرای برنامه های آموزشی، سازمان دهی زنان روستایی در قالب گروه ها و شبکه ها، ارائه اعتبارات خرد و وام های کوچک و بهبود دسترسی به مراقبت های بهداشتی و خدمات اجتماعی و تشویق مشارکت آن ها در فرایندهای تصمیم گیری پیشنهاد شده است.
۶۶۹.

تأثیر حس تعلق به مکان بر رفتار مسئولانه محیط زیستی، مطالعه موردی شهر جدید هشتگرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۰
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل تأثیرگذار حس تعلق مکان بر رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان شهر جدید هشتگرد است. پژوهش توصیفی – تحلیلی است جهت گردآوری داده ها از روش اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۴۵۳ تعیین شد. انتخاب نمونه به شیوه تصادفی انجام گرفت. روایی پرسشنامه توسط اساتید دانشگاه و پایایی آن از طریق آماره آلفای کرونباخ (789/0) تائید شد. به منظور تحلیل سؤال های پرسش نامه از آزمون های نا پارامتری و جهت استخراج روابط میان متغیرها از آزمون همبستگی و تحلیل مسیر، نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین همه متغیرهای حس تعلق مکانی (متغیر ثابت)و رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان(متغیر وابسته) رابطه معناداری وجود دارد. متغیر ادراکی-شناختی دارای بالاترین ضرایب است. این متغیر به ازای یک واحد تغییر 37/0 واحد بر سطح متغیر وابسته (رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان) تأثیر دارد و تمام شاخص های این متغیر در سطح آلفا 05/0 و در سطح اطمینان ۹۹ در صد معنی دار هستند. نتایج تحلیل مسیر نیز بیانگر آن است که متغیر ادراکی - شناختی (β=0/173) بالاترین اثر مستقیم و غیرمستقیم را بر رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان دارد وشاخص عملکردی در رتبه دوم قراردارد
۶۷۰.

Ruralization, Agricultural Production Structures and Food Security in Islamic Countries(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
Purpose- Islamic countries are generally characterized by rural lifestyles and relatively young populations. Despite the global trends of accelerated urbanization and population aging, the traditional structure of rural settlement in these countries has remained largely unchanged. The present study aims to examine the structural factors influencing food security in Islamic countries by analyzing the extent and distribution of rural populations as the key contributors to food security, as well as the demographic composition and environmental structures that shape agricultural production. Materials, Methods, and Approach- The development strategies of many countries worldwide are based on the quality, efficiency, and spatial distribution of rural populations. The proportion of the rural population in relation to employment distribution across economic sectors and its contribution to gross domestic product (GDP) are of critical importance to policymakers in both developed and developing nations. The research employs a descriptive–analytical method, utilizing reliable international data sources and global organizational statistics. The statistical population includes 51 Islamic countries , and the data are classified according to the characteristics and attributes of the study population within the research topic. Findings- First, Islamic countries generally possess rural structures and youthful populations. Second, significant disparities exist in settlement and rural habitation patterns across Islamic countries. Approximately 60% of the rural population of Islamic countries reside in just six nations -Pakistan, Indonesia, Bangladesh, Nigeria, Ethiopia, and Egypt- whereas in six others- Kuwait, Bahrain, Qatar, Djibouti, the Maldives, and Brunei Darussalam- the total rural population does not exceed one million people. Finally, the capacity for agricultural production and food security across Islamic countries is generally fragile. Twenty-six countries have less than 5% of arable land, and twenty-seven countries exhibit an average agricultural value-added of less than USD 5,000 per farmer, rendering them effectively food-insecure and dependent on imports.
۶۷۱.

طراحی و تبیین مدل پارادایمیِ هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی، مطالعه موردی: شهرستان دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
هم آفرینی شکل جدیدی از استراتژی کسب وکار است که حاصل تعامل مؤثر بین سازمان ها و مشتریانشان است. این رویکرد با اثرگذاری بر تولید خدمات گردشگری مطابق با ایده گردشگران، شرکت ها را به سوی تولید محصولات رقابتی نوآورانه هدایت می کند تا با ارائه محصولاتی سازگارتر با ترجیحات گردشگران، ریسک شکست محصولات جدید را کاهش دهند. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیینِ مدل پارادایمی هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی شهرستان دامغان انجام گرفته است. روش پژوهش، ماهیت اکتشافی دارد و از نظر هدف، بنیادین است. نمونه آماری، 15 نفر از کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری روستایی بوده است. مشارکت کنندگان این پژوهش به صورت غیر احتمالی و به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تئوری داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شده است. نتایج این پژوهش که شناسایی مقوله ها است عبارت اند از: در زمینه شرایط علی، عوامل آموزشی، عوامل ساختاری، عوامل ارتباطی؛ در زمینه پدیده اصلی، هم آفرینی گرایی؛ در رابطه با شرایط مداخله گر، رسمیت گرایی، هزینه گرایی؛ در بخش شرایط زمینه ای، برند گرایی و در رابطه با راهبرد اصلی، مقوله های بازارگرایی، نوآوری گرایی، آینده گرایی و تجزیه وتحلیل رقبا شناسایی شد. لازم به ذکر است که تاب آوری، توسعه بازار گردشگری، رضایت مندی گردشگران و توسعه پایدار گردشگری، پیامد اصلی این مدل بود. پیاده سازی فرایند هم آفرینی ارزش با گردشگران در صنعت گردشگری روستایی می تواند به بهره برداری مؤثر از ظرفیت ها و توانمندی های گردشگران به منظور دستیابی به مزیت رقابتی و پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی یاری رساند که نتیجه آن می تواند توسعه پایدار گردشگری باشد که مهم ترین پیامد در این پژوهش است.
۶۷۲.

بررسی تاثیرات ارزش اقتصادی زمین بر مصوبات تغییرات کاربری کمسیون ماده 5 در مناطق ده گانه کلانشهر تبریز ( 1403- 1374)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۲
تغییرات کاربری زمین یکی از مسائل اساسی در مدیریت و برنامه ریزی شهری است که تحت تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاستی قرار دارد. بر پایه ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، کمیسیون ماده ۵ مرجع اصلی تصویب طرح های تفصیلی و تغییرات آن است و کلیه تغییرات کاربری شهری از طریق مصوبات این کمیسیون انجام می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تغییرات کاربری زمین شهری بر اساس مصوبات کمیسیون ماده ۵ در مناطق 10 گانه کلان شهر تبریز و تحلیل نقش ارزش اقتصادی زمین در این تغییرات طی سال های ۱۳۷۴ تا ۱۴۰۳ (به استثنای سال های ۱۳۹۲، ۱۳۹۳، ۱۳۹۴ و ۱۳۹۶) است. داده ها از پرونده های مصوبات کمیسیون استخراج و تحلیل فضایی شدت تغییرات با استفاده از نرم افزار Arc GIS و بررسی روابط میان متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون در SPSS انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد اقتصاد فضا در تبریز به طور جدی وابسته به تغییرات کاربری و ارزش زمین است. بیشترین تغییرات در منطقه ۵ رخ داده و کاربری های مسکونی و تجاری به دلیل بازده اقتصادی بالاتر بیشترین افزایش را داشته اند، در حالی که کاربری های خدمات عمومی همچون فضای سبز و آموزشی کاهش یافته اند. نتایج همچنین حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار میان افزایش قیمت زمین و توسعه کاربری مسکونی و رابطه منفی میان قیمت زمین و سرانه فضای سبز است. این امر بیانگر تأثیر اقتصاد سیاسی فضا، رانت و انگیزه های سودمحور در تغییر کاربری اراضی عمومی به مسکونی و تجاری است.
۶۷۳.

تحلیل سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت(مطالعه موردی: خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
رشد پایین جمعیت ایران در سال های اخیر، کشور را با خطرات زیادی در آینده روبرو کرده است. کشور ایران در چنددهه اخیر تحولات جمعیت شناختی چشمگیر را تجربه کرده است. این امر مسئولین و خط مشی گذاران کشور را به تکاپو واداشته که در راستای ایده های افزایش جمعیت سیاست هایی را اتخاذ نمایند. در این راستا هدف تحقیق حاضر تحلیل سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت در خراسان رضوی بود. روش تحقیق از نوع کاربردی و کیفی است. جامعه اماری تحقیق شامل خبرگان آشنا به موضوع هستند که با روش اشباع نظری حجم نمونه 50 نفر تعیین شد. جهت گرداوری داده ها از مصاحبه و پرسشنامه استفاده گردید. روایی با نظرات خبرگان و پایایی با آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوای کیفی و رگرسیون و نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها نشان داد بین سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت رابطه وجود دارد و تمامی فرضیه های تحقیق مورد تایید قرار گرفتند.
۶۷۴.

سنجش میزان توسعه یافتگی بنادر دریای کاسپین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۴
  در زنجیره تأمین جهانی، یک بندر دریایی به عنوان بخش مهمی از شبکه بین وجهی، نقشی محوری در پیوند میان؛ صادرکنندگان و واردکنندگان، تسهیل تجارت و توسعه شهر و مناطق پس کرانه ای ایفا می کند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی سطح توسعه یافتگی بنادر در نوار ساحلی دریای خزر و بررسی جایگاه کشورها در این منطقه از جهت تسهیل تجارت و توسعه مناطق پس کرانه ای می باشد. پس از بررسی های کلی و مقایسه عوامل و معیارها، از میان بنادر دریای خزر؛ ۱۲ بندر ( امیرآباد، انزلی، نوشهر، اکتائو، کوریک، ترکمن باشی، باکو، آلات، دوبندی، آستراخان، ماخاچ قلعه و علیا) به عنوان مهمترین بنادر برای تحلیل انتخاب شدند. در مرحله اول با طراحی پرسش نامه ای از نظرات ۸ خبره برای درک میزان اهمیت هر عامل و معیارهای آن در ارزیابی میزان توسعه یافتگی بندر بهره گرفته شد. سپس با کمک روش «فوکام » وزن هر عامل و معیارهای آن محاسبه شد. طبق نظرسنجی صورت گرفته، عوامل برون زای خشکی با وزن ۰.۴۰۴ در انتخاب بندر بیشترین تأثیر را داشت؛ به این معنا که کاربران بندر ممکن است جذابیت بندر را تنها با ویژگی های سنتی مانند زیرساخت بندر و خدمات اندازه گیری نکنند بلکه برای توسعه شبکه های حمل و نقل داخلی و افزایش امکانات پشتیبانی مانند بنادر خشک ارزش قائل شوند. در مرحله دوم ، با استفاده از نتایج پرسش نامه، وزن معیارها محاسبه شد و براساس روش تصمیم گیری چندمعیاره (مارکوس) به رتبه بندی بنادر دریای خزر براساس سطح توسعه یافتگی آن ها اقدام گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بندر آستراخان روسیه با امتیاز ( 0.739) در رتبه اول، بندر باکو آذربایجان با امتیاز (0.705) در رتبه دوم و بندر ماخاچ قلعه روسیه و ترکمن باشی ترکمنستان به ترتیب با امتیاز (0.531 و 0.522) در رتبه های سوم و چهارم قرار دارند. از میان بنادر ایرانی امیرآباد با امتیاز (0.503) به عنوان توسعه یافته ترین بندر ایران در شمال، بندر انزلی با امتیاز (۰.۳00) و بندر نوشهر با امتیاز (۰.۲73) در رتبه های پنجم، هشتم و دهم شناخته شدند .
۶۷۵.

بازخوانش مؤلفه های تأثیرگذار بر هویت اجتماعی در بازارهای تاریخی (نمونه موردی: بازار تاریخی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۱
هویت اجتماعی معماری به مفهوم بیان ملموسی از حافظه ی جمعی و هویت فرهنگی اطلاق می گردد که نحوه ی تجربه و تعامل مردم با محیط خود را نمایش می دهد. در این راستا، بازخوانش مؤلفه های تأثیرگذار بر هویت اجتماعی معماری در بناهای ماندگار می تواند نقش محوری در ارائه ی طرح های مطلوب معماری داشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بازخوانش مؤلفه های تأثیرگذار بر هویت اجتماعی در بازار تاریخی تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد که در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Warp-pls استفاده شده است. همچنین جامعه ی آماری پژوهش شامل متخصصان و نخبگان معماری می باشد که با توجه به مشخص نبودن تعداد حجم جامعه ی آماری با استفاده از فرمول کوهن در سطح اطمینان 95 درصد، حجم نمونه 200 نفر برآورد شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشترین تأثیرگذاری بر هویت اجتماعی بازار تاریخی تبریز مربوط به مؤلفه های ادراکی-معنایی، خاطره انگیزی، رویدادپذیری و فضایی-عملکردی با ضرایب 691/0، 651/0، 603/0 و 564/0 می باشد. در بین متغیرهای فرعی نیز بیشترین تأثیرگذاری مربوط به انعکاس عناصر روحانی، ارزش ها و باورها، ایجاد احساس آشنایی و خاطره انگیزی فضا، تأکید بر رویدادهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، بهره مندی از تاریخ و سنت در طراحی و توجه به بعد اجتماعی انسان و وجود فضاهایی برای تعاملات اجتماعی بوده است. همچنین بازخوانش این مؤلفه ها بایستی بر مبنای رویکرد زمینه گرایی (تداوم/تحول و وحدت/کثرت) و منطقه گرایی (تمایز/تشابه) باشد.
۶۷۶.

بررسی روند فرونشست جاذبه های تاریخی و گردشگری شهر اصفهان با تصاویر سنتیل-سری 1(سال2016 تا 2024) و میزان آن به تفکیک آثار سلسله های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۴
شهر اصفهان، یکی از مهم ترین مراکز فرهنگی، معماری، تاریخی و گردشگری ایران است که پدیده فرونشست زمین تهدیدی جدی برای پایداری بناهای تاریخی و گردشگری آن محسوب می شود. هدف این پژوهش، تحلیل روند فرونشست زمین در شهر اصفهان طی سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ و بررسی میزان فرونشست به تفکیک آثار گردشگری مربوط به سلسله های مختلف تاریخی است. پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی با استفاده از تصاویر سنجش از دور و داده های مکانی آثار تاریخی و گردشگری است. داده ها شامل تصاویر ماهواره ای سنتینل-۱ بوده که از وب سایت آلاسکا دانلود و برای هر سال دو تصویر (ابتدای سال و انتهای سال) انتخاب شد. تحلیل فرونشست با استفاده از نرم افزار SNAP انجام شد تا تغییرات زمین و الگوهای فرونشست در بازه زمانی ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، به دقت شناسایی شود. نتایج نشان می دهند که میزان فرونشست نوسانی بوده و بیشترین شدت آن در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۱ به ترتیب با ۲/۱۴ و ۶/۱۳ سانتی متر مشاهده شده است، در حالی که کمترین مقادیر در سال های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ به ترتیب با ۶/۷ و ۵/۸ سانتی متر ثبت شده است. مناطق ۹، ۱۱ و ۱۵ بیشترین تأثیر را از فرونشست تجربه کرده اند که با کاهش سطح آب های زیرزمینی و فشارهای شهری مرتبط است. بیشترین میزان فرونشست مربوط به حمام رهنان با ۷۵/۲، منارجنبان با ۵۰/۲ و آتشکده با ۰۳/۲ سانتی متر بوده است و میانگین فرونشست سایر آثار بین ۵/۰ تا ۱ سانتی متر قرار داشته است. همچنین بیشترین میزان فرونشست مربوط به آثار دوره صفویه با مجموع ۴۹/۲۵ سانتی متر و میانگین ۴۷/۴سانتی متر بوده و آثار قاجاریه کمترین آسیب را با میانگین ۵۹/۳ سانتی متر تجربه کرده اند. نتیجه آنکه، فرونشست در اصفهان روندی مستمر است که زیرساخت ها و میراث فرهنگی شهر را تهدید می کند. مدیریت هدفمند و پایش مستمر با همکاری بین رشته ای متخصصان برای کاهش خطرات بناهای تاریخی و گردشگری ضروری است.
۶۷۷.

بررسی نگرش ایرانی ها نسبت به حضور مهاجرهای هم زبان شرقی: افغان ها در آیینه کامنت های اینستاگرامی ایرانی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
مهاجرت گسترده افغانستانی ها به ایران به عنوان یک پدیده اجتماعی برجسته، نگرش های متنوعی را در جامعه ایرانی ایجاد کرده است. اهمیت این پدیده ریشه در پیوستگی فرهنگی و تاریخی دو ملت دارد، اما همواره با چالش هایی مانند تراکم جمعیت، رقابت بر سر منابع و تنش های اجتماعی همراه بوده است. لذا این مطالعه با هدف بررسی نگرش ها و الگوهای فکری کاربران ایرانی اینستاگرام نسبت به مهاجران افغانستانی، به چگونگی بازنمایی این نگرش ها در کامنت ها می پردازد. پژوهش با رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام شد و نمونه شامل ۵۱۲ کامنت که به طور هدفمند از صفحات خبری، اجتماعی و آموزشی اینستاگرام (تیر تا آذر ۱۴۰۳) بود که بر اساس معیارهایی مانند ارتباط موضوعی، تعامل و تنوع برگزیده شدند. متون بر اساس چهارچوب مفهومی الو و کینگاس تحلیل گردیدند. پنج مضمون اصلی شناسایی شد: تهدید ادراک شده (تحدید منابع و تهدید امنیتی)، برتری جویی ملی گرایانه، اضطرار دولت-ملت، تصورات قالبی و حمایتگری (عاطفی و عقلانی). یافته ها نشان می دهد که تهدید ادراک شده، برتری جویی ملی گرایانه، اضطرار دولت- ملت و تصورات قالبی، گفتمان طرد مهاجران را تقویت می کند، در حالی که حمایتگری به شمولیت اجتماعی کمک می کند. این پژوهش به درک فضای پارادوکسیکال فرهنگی-اجتماعی مهاجرت افغانستانی ها در ایران کمک کرده و پیشنهاد می دهد سیاست های مهاجرتی بازنگری شوند، گفتمان های انسانی ترویج یابند و پژوهش های آینده بر بسترهای متنوع تر تمرکز کنند تا تنش ها در فضای جغرافیای انسانی موجود کاهش یابد.
۶۷۸.

طراحی کسب و کار سازگار با محیط در مسیر رشد همه جانبه و پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۷
کارآفرینی سبز را می توان به عنوان عملیاتی کردن نوآوری های مربوط به فن آوری های جایگزین و پایدار با هدف اولیه ی ترویج و کمک به اقتصاد سبز در نظر گرفت. از سوی دیگر شهرک های صنعتی همواره در هر جامعه ای به عنوان یکی از مهم ترین ارکان بافت اقتصادی آن جامعه به شمار می آیند. اشتغالزایی اما با رویکرد کمترین آسیب به محیط زیست است. بر این اساس هدف از پژوهشحاضر طراحی الگوی طراحی کسب و کار سازگار با محیط در مسیر رشد همه جانبه و پایدار می باشد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی می باشد. جامعه آماری از شرکت های کوچک و متوسط فعال با ظرفیت کامل در شهرک های صنعتی استان تهران تشکیل شده است که تعداد آن ها حدود 3000 واحد فعال می باشد. ابتدا با مصاحبه با 10 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد صنایع مختلف حاضر در شهرک های صنعتی و به روش گرندد تئوری و با استفاده از نرم افزار MaxQDA مدلسازی صورت گرفت. این پژوهش بر اساس رویکرد نظام مند نظریه ای استراوس و کوربین در سه گام اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی می باشد. مبحث مهم و مفهوم جدیدی که از کارآفرینی تحت عنوان پیشگیری از آلودگی امروزه مطرح شده است نوعی از کارآفرینی سبز است که در نتیجه آن ضمن واکنش به فرصت بازار آثار منفی بر محیط طبیعی در حالت کمینه خود قرار دارد. اساس این نوع کارآفرینی، توجه خاص به مسائل اساسی در پایداری محیط زیستی از طریق شناسایی و بهره برداری از فرصت هایی است که کارآفرینی و محیط زیست را به هم پیوند می دهد. نتایج نشان داد شرایط علّی شامل تلاطم بازار و شوک های مالی، شرایط زمینه ای شامل نوآوری سبز، فرهنگ سازمانی، شرایط مداخله گر شامل مزیت رقابتی، مقرررات دولتی، مسئولیت اجتماعی، راهکار تعاملی شامل عملکرد سازمان و پیامدها شامل توسعه پایدار می باشد.
۶۷۹.

نقش حکمروایی همکارانه در توسعه متعادل منطقه ای استان مرزی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۷
پیشینه و هدف : مناطق مرزی به دلیل انزوای جغرافیایی و توسعه نیافتگی تاریخی، در فرآیند توسعه از مناطق مرکزی عقب مانده اند. این نابرابری با رویکردهای توسعه از بالا به پایین که رشد اقتصادی را بدون توجه به پایداری دنبال می کنند، بیشتر تشدید شده است. چارچوب های معاصر به طور فزاینده ای بر رویکردهای نهادی تأکید دارند که ابعاد فرهنگی و اجتماعی را نیز در بر می گیرند. این پژوهش به بررسی نقش حکمروایی همکارانه در تحقق توسعه متعادل منطقه ای در استان کردستان، به عنوان یکی از مناطق مرزی راهبردی ایران، می پردازد. با تحلیل مفاهیم کلیدی همچون پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم ، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و چرخه های پویای همکاری، این تحقیق چارچوبی عملیاتی برای رفع کاستی های ساختاری و ترویج توسعه عادلانه ارائه می دهد. روش شناسی : این مطالعه از رویکردی ترکیبی بهره گرفته و از روش های کیفی و کمی به صورت توأمان استفاده می کند. روش تحقیق از نوع توسعه ای-کاربردی بوده و چارچوب آن توصیفی-تحلیلی است. داده ها از طریق مرور گسترده متون، تحلیل اسناد، و مطالعات میدانی با استفاده از پرسشنامه های ساختاریافته گردآوری شده اند. این پرسشنامه ها میان ۴۰ نفر از کارشناسان محلی و سیاست گذاران توزیع شده است. چارچوب تحقیق شامل چهار مؤلفه اصلی حکمروایی است: پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و پویایی همکاری. هر یک از این مؤلفه ها با شاخص های خاصی اندازه گیری شده اند. تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و تمرکز بر آزمون T تک نمونه ای برای سنجش میزان تأثیر مؤلفه های حکمروایی در تحقق توسعه متعادل منطقه ای انجام شده است. همچنین نظریه های برنامه ریزی نهادی و فضایی به منظور تبیین یافته ها به کار رفته اند. در این مطالعه ضعف های ساختاری در سازوکارهای حکمروایی و فرآیندهای مشارکتی شناسایی شده اند که مانع همکاری مؤثر می شوند. با تحلیل داده های تجربی، شکاف های موجود در نظام حکمروایی مورد ارزیابی قرار گرفته و بر ضرورت بازسازی نهادی تأکید شده است. یافته های پژوهش به طراحی مدلی منجر شده اند که با تقویت هماهنگی بین سازمانی، مشارکت ذی نفعان، و هم راستایی سیاست ها، مسیر توسعه پایدار منطقه ای را هموار می سازد. یافته ها و بحث : یافته های این پژوهش نشان می دهد که سطح حکمروایی همکارانه در استان کردستان به طور معناداری از استاندارد مطلوب برای دستیابی به توسعه متعادل منطقه ای فاصله دارد. تحلیل های آماری، از جمله آزمون T، بیانگر آن است که اگرچه هر یک از ابعاد حکمروایی همکارانه— پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم ، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و چرخه های پویای همکاری—نقشی حیاتی ایفا می کنند، اما هیچ کدام به تنهایی قادر به تحقق توسعه متعادل نیستند. در عوض، این تعامل هم افزا و چرخه ای میان مؤلفه هاست که پیشرفت مؤثر و پایدار منطقه ای را امکان پذیر می سازد. تحلیل های کیفی و مقایسه ای نیز ضعف های ساختاری اساسی در چارچوب نهادی استان، از جمله ضعف هماهنگی بین سازمانی، نبود شفافیت در تصمیم گیری و فقدان اعتماد میان ذی نفعان را برجسته کرده اند. چالش های اساسی نظیر تمرکزگرایی سیاسی بیش از حد، مشارکت محدود جامعه مدنی، و فقدان سازوکارهای ساختاریافته همکاری، اثربخشی سیاست های توسعه ای را کاهش داده و نابرابری های منطقه ای را تشدید کرده اند. برای پاسخ به این چالش ها، پژوهش حاضر مدلی یکپارچه و راهبردی از حکمروایی همکارانه را پیشنهاد می کند که با توجه به زمینه منطقه ای طراحی شده است. این مدل با بهره گیری از ظرفیت های نهادی شورای برنامه ریزی و توسعه استان، شورای اداری، استانداری و نهادهای کلیدی بخش خصوصی و مدنی، بستری ساختاریافته برای سیاست گذاری فراگیر و مشارکتی فراهم می سازد. در این مدل، تأکید ویژه ای بر نقش رهبری تسهیل گر، تعریف روشن نقش ذی نفعان، و تقویت سرمایه نهادی به منظور ایجاد چرخه پویای همکاری بین سازمانی شده است. از منظر کاربردی، مدل پیشنهادی از طریق پنج مؤلفه اصلی عملیاتی می شود: توانمندسازی نهادی، تجهیز مالی و قانونی، شبکه سازی بین سازمانی، آگاه سازی عمومی و بسیج اجتماعی، و پایش و ارزیابی مشارکتی. این چارچوب، تدوین چشم انداز راهبردی مشترک را به عنوان سنگ بنای برنامه ریزی متعادل منطقه ای در نظر می گیرد و تحلیل محدودیت های موجود، بسیج منابع و فرصت ها، و طراحی چارچوب های قانونی شفاف را در بر می گیرد. در نهایت، این فرآیند به تدوین سند راهبردی حکمروایی همکارانه منتهی می شود که به مثابه نقشه راهی عملی برای توسعه عادلانه و پایدار در مناطق مرزی استان کردستان عمل می کند. نتیجه گیری : این مطالعه بر نقش حیاتی حکمروایی همکارانه در کاهش نابرابری های منطقه ای و تقویت توسعه متعادل در استان کردستان—به عنوان یکی از مناطق مرزی کلیدی ایران—تأکید می کند. مدل حکمروایی پیشنهادی، اصلاحات نهادی، مشارکت ذی نفعان، و هم راستایی سیاست ها را برای تضمین توسعه پایدار در اولویت قرار می دهد. با یکپارچه سازی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ساختارهای حکمروایی، سیاست گذاران می توانند به توسعه نیافتگی تاریخی مناطق مرزی پایان داده و تاب آوری منطقه ای را تقویت کنند. این تحقیق به عنوان نخستین مطالعه در حوزه حکمروایی همکارانه برای استان کردستان، نقشه راهی راهبردی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان ارائه می دهد. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، مدل پیشنهادی در سایر مناطق مرزی نیز مورد آزمون قرار گیرد تا قابلیت تعمیم و کارآمدی آن سنجیده شود.
۶۸۰.

نقش محرک های مکانی در نوسازی شهری: تحلیلی فضایی در خرم آباد با استفاده از مدل های رگرسیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
  ش هر به مثابه موجودی زنده در طول زمان دچار فرسودگی می شود و عناصر آن از جمله ساختمان ها به منظور حفظ پایداری محیطی و اجتماعی نیازمند نوسازی است؛ از این رو تاکنون مطالعات قابل توجهی در زمینه نوسازی شهری صورت پذیرفته است اما  همچنان شناخت و درک بهتر عوامل و سازوکارهای مؤثر بر نوسازی به منظور طراحی و تدوین یک سیستم سیاست گذاری و برنامه ریزی فضایی مؤثر نیازمند پژوهش بیشتر است. در شهر خرم آباد به دلیل موقعیت جغرافیایی و محدودیت های طبیعی و فرسودگی بخش قابل توجهی از بافت موجود، روند نوسازی در شهر قابل توجه بوده به طوری که در شش سال گذشته 1359 پروانه تخریب و نوسازی توسط شهرداری صادر شده است. در این راستا، هدف مقاله پیش رو، تدوین یک چهارچوب علمی برای تبیین عوامل مکانی (خرد مقیاس) مؤثر بر نوسازی شهری و تحلیل تأثیرگذاری موضعی آن ها در مقیاس شهر خرم آباد می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش در دسته مطالعات کمّی قرار داشته و برای تحلیل داده ها از روش های آماری-توصیفی و استنباطی (رگرسیون پایه) استفاده شده است. داده های پژوهش از جمله عوامل و متغیرهای مکانی مؤثر بر نوسازی شهری، نشأت گرفته از سه رویکرد: تولیدمحور، مصرف محور و دولت محور است و میزان زیربنای نوسازی شده، طی شش سال گذشته (به عنوان متغیر وابسته) با استفاده از نرم افزار « ArcGIS Pro » از سطح 4180 بلوک شهری واقع در شهر خرم آباد استخراج شده اند. برای تحلیل ارتباط بین متغیرها، دو مدل رگرسیون خطی تعمیم یافته (در مقیاس جهانی) و رگرسیون وزنی جغرافیایی (در مقیاس محلی) به کار گرفته شد. مقایسه مدل ها نشان می دهد که مدل محلی به مراتب عملکرد بهتری نسبت به مدل جهانی در تحلیل روابط بین متغیرها دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که روابط بین متغیرهای مکانی و نوسازی شهری در پهنه جغرافیایی شهر متغیّر و  غیرایستا بوده و دو متغیر مرتبط با سطح تراکمی بلوک ها (مرتبط با دیدگاه دولت محور) و عرض معابر پیرامون آن ها (مرتبط با دیدگاه تولیدمحور) مهمترین عامل های تشویق کنند ه نوسازی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان