پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 انتظار می رفت که اسلام نقش خود را در حیات سیاسی ـ اجتماعی کشورهای استقلال یافته آسیای مرکزی باز یابد . بر همین مبنا نظریه های متفاوت در خصوص نقش و کارکرد اسلام در منطقه مطرح بود که هر کدام برگرفته از برداشت ها ، احتمالات و ویژگی های جوامع آسیای مرکزی بود . اما شرایط سیاسی ـ اجتماعی و تمایلات سکولاریستی رهبران این کشورها و نفوذ برخی کشورها مانع از ظهور اسلام به عنوان یک نیروی فعال در روند شکل گیری دولت ـ ملت و حیات اجتماعی آنها شد . ...
این مقاله به دنبال تبیین پیوند ملاحظات امنیت ملی با سیاست خارجی غرب گرایانه ترکیه است. بررسی تحولات سیاسی و روابط خارجی ترکیه و سلف آن امپراطوری عثمانی طی سده های اخیر نشان می دهد دو دغدغه امنیت ملی در جهت دهی به سیاست خارجی این کشور نقش اساسی داشته است: سلطه خارجی و واگرایی داخلی. این دو موضوع که وابستگی نزدیکی به یکدیگر دارند، عمدتاً ریشه در ژئوپولیتیک خاص عثمانی/ ترکیه داشته اند. آنها باعث شده اند گرایش و اتکا به غرب به یک ویژگی غالب و دائمی سیاست خارجی جمهوری ترکیه طی سده اخیر تبدیل شود. برای غرب نیز حفظ ترکیه به مثابه یک متحد استراتژیک به منظور مهار قدرت های رقیب اهمیت اساسی داشته است.