فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۸۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این نوشتار در صدد آن است تا با بررسی و تحلیل وبلاگهای گروه های تکفیری معاند شیعه، به بازنمایی شیعیان از منظر این گروه ها بپردازد. دراین راستا، تحلیل محتوای وبلاگها نشان می دهد؛ اختلافات ابراز شده در فضای مجازی از طریق وبلاگها دارای وجوه مشترکی همچون اتهام شرک به شیعه، تعمیم برخی رفتارهای ناصحیح شیعیان به مذهب تشیع و مخالفت با وحدت شیعه و سنی می باشد، که تحلیل گفتمان انتقادی این مطالب، حاکی از رسوخ تفکرات وهابی در این موضوعات دارد.
اسپانیا و امپریالیسم
کارکرد مکتب پساگرامشی در تشریح رفتار نرم افزاری بازیگر چیره طلب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه چیره طلبی (هژمونیسم) یکی از نافذترین نظریه های روابط بین الملل است که برای آشنایی با ابعاد گوناگون کارکرد قدرت های چیره طلب (هژمونیک) راهگشاست. در چهارچوب دیدگاه هایی که از زوایای نظامی، اقتصادی و سیاسی به این مقوله پرداخته، مکتب گرامشی به ویژه آنچه که در آرای مفسرین متاخر آن (پساگرامشی ها) انعکاس یافته، با نوآوری خاصی همراه است؛ ابتکاری که در تاکید بر نقش منابع غیر مادی یا نرم افزاری قدرت در جریان ظهور ، قدرت یابی و تداوم بقای این قبیل بازیگران ریشه داشته و الگوی رفتاری آنان را در چهره ای از آرمان ها و اهداف روشنفکرانه به تصویر می کشد. در این نوشتار سعی شده که بر مبنای تشریح زوایای گوناگون مکتب پساگرامشی بر محور نظریه چیره طلبی(هژمونیسم) ، چگونگی کاربرد منابع غیر مادی قدرت در رفتار چیره جوی مهم ترین مصادیق قدرت های امپراطوری به ویژه بریتانیا و امریکا تبیین شود، آنچه که به شکل گیری تصویری پذیرفتنی از «برتری طلبی روشنفکرانه» آنان در نزد دیگر دولت ها منجر شده است.
فرهنگ یابربریت
الزامات راهبردی و شرایط برتری در جنگ های ناهمطراز
حوزههای تخصصی:
بررسی قدرت نرم در سیاست بین الملل با تکیه بر سیاست نرمافزارانه ی آمریکا در افغانستان
حوزههای تخصصی:
قدرتِ سخت به عنوان یکی از اشکال اصلی و اساسی در تقویت وگسترش قدرت کشورها مطرح بوده است؛ اما در دروان جدید به مرور توجه بیشتری به ابعادِ نرم قدرت جلب شده است و دولت ها را بر آن داشته است تا در این جهت، مساعی خود را به کار برند؛ چراکه تقویت این بٌعد از قدرت در واقع رابطه ی لاینفکی با سایر ابعاد قدرت داشته و دارد. از این رو ما در این پژوهش به دنبال واکاوی و تبین چیستی و چرایی قدرت نرم هستیم که در نهایت با نگاهی به مورد آمریکا، از جمله سیاست های این کشور در افغانستان نشان دهیم، قدرت نرم و در پی آن سیاست های نرم افزارانه در کنار سایر سیاست های یک کشور به کار رفته و می رود؛ که این عمل با کمک روش توصیفی و تحلیلی انجام خواهد گرفت.
بازبینیِ طرح سپر دفاع موشکی و افق آن در روابط روسیه – امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح سپر دفاع موشکی امریکا، یکی از راهبردی ترین مباحث در حوزه امنیت بین المللی است. تحولات مربوط به آن و کشیده شدن دامنه این طرح به مرزهای غربی روسیه پس از سال 2007، بیش از پیش بر مناسبات مسکو - واشنگتن سایه انداخته است. بر این اساس، مقاله حاضر در پی پاسخ به چند پرسش کلیدی است؛ نخست اینکه محرک ها و دلایل استقرار این سامانه در شرق اروپا چیست؛ چه تحولاتی را ظرف یک دهه اخیر پشت سر گذاشته؛ دیدگاه ها و رفتارهای امریکا و روسیه در این خصوص چگونه قابل ارزیابی است؛ و در نهایت، تلاش ها و تحرک های متقابل دو کشور در این چارچوب ناظر به چه سیاست ها و اقداماتی در شرایط فعلی و آتی است؟ در پاسخی کلی نیز اشاره می شود که حساسیت نسبت به این موضوع در پرتو نگاه کلان به بحران مزبور، از زاویه مسائل و نگرانی های استراتژیک و مناسبات امنیت بین الملل قابل تحلیل است. با عنایت به این فرض که استقرار سامانه دفاع موشکی در اروپا، در راستای کاهش قابلیت استراتژیک روسیه و کنترل و محدود کردن قدرت مانور این کشور پیگیری می شود، مجموعه اقدامات و رقابت های امریکا و روسیه در منطقه ژئواستراتژیک شرق و مرکز اروپا در فضای جدیدی قرار گرفته است که بر اساس فعال سازی الگوهای معطوف به موازنه قدرت و انگاره دفع تهدید از هر طرف پیگیری می شود. بنابراین نظر به انگیزه های تازه همچون بحران اوکراین و تشدید اختلافات دو کشور، این مقاله بر آن است تا ضمن تأمل تاریخی در موضوع و تشریح و تبیین ابعاد این طرح، و همچنین بررسی اقدامات تقابلی و توانمندی های موشکی و دفاعی روسیه، با رویکرد و روشی توصیفی – تحلیلی، عوامل و دلایل نگرانی میان دو کشور و افق آن را نیز مورد واکاوی و کنکاش قرار دهد
همکاری های بین المللی اینترپل و امنیت بین المللی
حوزههای تخصصی:
جنایتهای سازمان یافته بین المللی، تهدیدی برای امنیت جامعه جهانی و به خصوص بشریت به شمار میآید. این نوع جنایت ها و عوامل آن در خارج از محدوده مرز یک کشور این نوع جنایات را دارای خصیصه ی فراملی بروز نموده و این مساله به عنوان یکی از معضلات اصلی، دولت ها و سازمان های بینالمللی ذی ربط را در جهت حفظ و تأمین امنیت بین المللی به فعالیت واداشته است؛ در پاسخ به این مساله یکی از مهم ترین اقدامات در جهت مبارزه با این گونه جنایات، همکاری و تصویب «کنوانسیون بین المللی مبارزه با جنایات سازمان یافته فرامرزی» معروف به کنوانسیون پالرمو توسط سازمان ملل متحد در دسامبر سال 2000 میلادی می باشد که نمود تعامل بین المللی در این حوزه است. در این بین نقش اینترپل در راستای حفظ امنیت و مبارزه با شکل گیری و توسعه این نوع جنایت ها، اهمیت بسزایی دارد. این مقاله به صورت تحلیلی-توصیفی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ایی می باشد.
تروریسم نوین و پارادایم مبارزه فرهنگی
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر تروریسم مهمترین پدیده ی سیاسی است که ناامنی و خشونت عریان را رغم زده است، خشونتی که رسانه های عصر جهانی در پخش و به نمایش گذاشتن آن از هم پیشی گرفته اند. در این سپهر، حملات یازده سپتامبر سال 2001 را می توان نقطه عطف مطالعات تروریسم دانست. این عملیات که ظاهرا توسط القاعده برنامه ریزی و اجرایی شد و توسط رسانه های جهانی به نمایش درآمد نشان از تحولی عمیق در مطالعات مربوط به تروریسم بود. در نوشتار حاضر تلاش خواهد شد با محوریت این پرسش که چه شاخصه هایی را می توان برای تروریسم نوین برشمرد و راهکارهای مقابله با آن چیست؟ به مطالعه ابعاد جدید تروریسم پرداخته شود. جواب ابتدایی به این پرسش چنین طراحی شده است که «پدیده تروریسم در نتیجه تحولات ناشی از جهانی شدن با تحولی بنیادن مواجه شده که شاخصه ی اساسی آن را می توان دگرگونی تروریسم از یک پدیده محلی ملی به یک پدیده بین المللی جهانی دانست که سعی دارد با بهره گیری از امکانات مادی و معنوی ناشی از فرایند جهانی شدن به اهداف سیاسی خود دست یابد و به همین جهات مبارزه با آن مبتنی بر پاردایم فرهنگی و درمان ریشه ای آن می باشد».