طی چندسالی که از شکل گیری فن بازار در کشور می گذرد، ساختار مذکور به دلایل مختلف به عنوان بازار فناوری فعالیت نکرده و عملکرد خود را محدود به اطلاع رسانی در حوزه های مختلف کرده است. این در حالی است که وظیفه اصلی فن بازار و کارکردی که باعث ایجاد ارزش افزوده می شود، عملکرد آن به عنوان سامانه خرید و فروش فناوری است. در این مقاله بعضی از عوامل تأثیرگذار بر این مشکل، احصا شده اند. آنچه در مقاله حاضر مدنظر است، بررسی موانع و چالش های شکل گیری و توسعه فن بازار و یافتن میزان اهمیت آنهاست که از طریق ارزیابی مجدد و روزآمد کردن مطالعات انجام شده در مورد فن بازار و و احصاء موانع در حوزه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... انجام خواهد شد. همچنین از روش های آماری رگرسیون مرحله ای و نیز تحلیل همبستگی، میزان اهمیت هرکدام از موانع مذکور مشخص خواهد شد. با مشخص شدن موانع مذکور و نیز میزان اهمیت آنها، علاوه بر برنامه ریزی بهتر و دقیق تر برای ایجاد فن بازار ملی، مراکز متولی مانند پارک های علم و فناوری که وظیفه مدیریت تحقیق و توسعه را بر عهده دارند، تلاش خود را معطوف به داشتن ساختاری متمرکز، کارآمد و در خدمت توسعه فناوری کشور خواهند کرد. بنابراین، مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا ضمن احصاء کردن موانع مذکور، به منظور برنامه ریزی برای رفع موانع، میزان اهمیت و تأثیرگذاری هرکدام را نیز مشخص نماید.
هدف از اجرای تحقیق حاضر، طراحی مدل توسعه کارآفرینی در سازمانهای کوچک و متوسط سازمان فنی و حرفه¬ای با استفاده از یک مدل سه بعدی(پرورش ویژگیها، تحریک انگیزه ها و دانش و مهارتهای کارآفرینی است. نمونه آماری 260 نفر از شرکتهای کوچک و متوسط سازمان فنی و حرفه ای استان مازندران بوده و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه ای با اجزا استاندارد و ضریب پایایی 91% جمع آوری و سپس به آزمون فرضیه¬های تحقیق پرداخته شده است. یافته¬ها بر اساس آزمون ویلکاکسون و با استفاده از نرم افزار spss نشان داد که دوره¬های آموزشی فنی و حرفه¬ای بر توسعه کارآفرینی سازمانهای کوچک و متوسط سازمان فنی و حرفه ای مؤثر بوده است. آزمون تحلیل عاملی نیز متغیرهای تحقیق را در قالب هفت عامل ارائه کرده و در نهایت الگوی معادلات ساختاری، مدل را بصورت اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم مورد بررسی قرار داد و کلیت مدل مورد تأئید واقع شد.
در پایان مقاله، ضمن ارائه تفصیلی نتایج و یافته ها، موارد مذکور جمع بندی شده، بحث و مقایسه، پیشنهادات کاربردی و پیشنهادات مرتبط با ادامه و پیگیری تحقیقات مشابه در آینده ارائه شده است.
در محیط کسب وکار، ابزارهای جدیدی برای درک نیازهای بازار به وجود آمده اند که از جمله می توان به روش های قیمت گذاری پویا اشاره کرد. اما در روش های قیمت گذاری پویا اغلب ترجیحات انسانی در انجام یک معامله نادیده گرفته شده و ابزارهای خودکار بدون توجه به این امر که غالباً در معاملات، یک طرف معامله ترجیحات انسانی است، به کار گرفته می شوند. هدف این پژوهش شبیه-سازی مدل ها و روش های موجود برای قیمت گذاری پویا در کسب وکارهای نوپای کارآفرینانه اینترنتی با در نظر گرفتن تأثیر عامل انسانی بر عملیات خرید می باشد. روش تحقیق برای دستیابی به این هدف ترکیبی است. در مرحله اول با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیقات میدانی، مدل جدیدی که در آن، عامل تمایل مشتری نیز به عملیات خرید اضافه شده طراحی می شود و در مرحله بعد به شبیه سازی روش های قیمت گذاری پویا با در نظر گرفتن مدل جدید پرداخته می شود. نتایج شبیه سازی های حاصل می تواند در شرایطی که کسب وکارهای نوپا، ترجیحات نیروی انسانی را در عملیات فروش مؤثر بدانند به کار برده شود و به انتخاب روش مناسب تر برای قیمت گذاری کمک نماید.