صدرا فیلسوفی است که به اصول و مبانی شیعه، اعتقاد راسخ دارد و در مواضع متعددی به تبیین و توجیه آنها می پردازد. عقیده به وجود ولی و امام، به عنوان حجت دائم خدا در روی زمین، از جمله اینهاست. از نظر او امامت و ولایت ـ برخلاف نبوت ـ برای همیشه جاری است و سیاس
در این گفتوگو ضمن نفی عقلانیت مدرن یا ثنویت دکارتی (جدایی ذهن و عین) در باب معرفتشناسی و اثبات حقانیت «عقلانیت وحیانی» که درک حقایق هستی از طریق یگانه شدن فاعل شناسا با موضوع شناسایی است، چنین ادعا شده که مشکلات جهان مدرن در اثر همین «دوگانهبینی ذهن و عین» بوده است و برای رهایی از این مشکلات و رسیدن به حقائق جهان هستی باید به عقلانیت وحیانی رو آورد.
جنبش مشروطه هر چند ریشه غربی داشت ولی تعدادی از بزرگترین مجتهدان دوران مشروطیت ، تفسیری متناسب با آموزه های دینی و بومی عصر خود را از مشروطه ارائه دادند و کوشیدند آن را به کرسی بنشانند . آخوند ملامحمد کاظم خراسانی (1329-1255 ق) ، حاج میرزا حسین تهرانی (متوفی 1326 ق) ، آقا شیخ ملاعبداله مازندرانی (1331-1259 ق) در نجف ، حاج آقا نورالله اصفهانی و آقا نجفی اصفهانی در اصفهان ، و عبدالحسین لاری در فارس و شیخ ذبیح الله مجتهد قوچانی و میرزا محمدآقا زاده در خراسان ، از مشروطه حمایت کردند ...
در این مقاله به طور ضمنى به وجوه مختلف دموکراسى اشاره مىشود و از قول اندیشمندان بزرگ، محدودیتهاى آن برشمرده مىشود و بر این نکته تأکید مىگردد که دموکراسى با نابرابرىهاى اجتماعى کاملاً سازگار مىافتد.
شاید در سال های اخیر کمتر پدیده ی سیاسی به اندازه ی ناسیونالیسم توجه همگان را به خود جلب کرده است و در همان حال از کمتر پدیده ای بدین اندازه چشم پوشی شده است. تا اواسط قرن بیستم در ادبیات علوم سیاسی و علوم اجتماعی ناسیونالیزم به زباله دان تاریخ پیوسته و دوران ناسیونالیسم به سر آمده بود. ناسیونالیسم در قرن 19 وارد قالب دولت های نو شد و در قرن بیستم در ناقص ترین نمود خود به صورت فاشیسم ظاهر شد. به نظر می رسید که هدف نهایی آن از میان برداشتن امپراطوری ها باشد چرا که رژیم های استعماری با استفاده از ناسیونالیسم به عنوان ابزاری برای ملت سازی استفاده کردند. به نظر می رسد که مشاهدات دوبلی سیرس بر اساس دانش رایج درست باشد. وی می گوید: