فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۳٬۳۲۶ مورد.
آیا سیاستمداران باید موجوداتی اخلاقی باشند؟
حوزههای تخصصی:
تحرک و پویایی در ایده نظام سیاسی و اندیشه صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در رویکرد صدرایی به حوزه اجتماعی و سیاسی، ضمن پافشاری بر ضرورت آزاد اندیشی و وجود امنیت برای عالمان و اندیشوران که حیات جامعه، مرهون نظریه پردازی و نوآوری های آنان است، با مفروض انگاشتن توان ذهن انسان در پیوند دو مؤلفه وجود و ماهیت اعیان، سیری کلی به سوی
نگاهی دوباره به اندیشه های امام خمینی (قدس سره)
حوزههای تخصصی:
روح بورژوازی
حوزههای تخصصی:
بررسی مقایسهای حکومت و مصلحت - در اندیشه امام خمینی و علامه طباطبایی
حوزههای تخصصی:
دموکراسی و استقلال
حوزههای تخصصی:
به پیش با قرآن
بیگانگی سیاسی
حاکمیتی یک پارچه با مشروعیتی دوگانه
حوزههای تخصصی:
عدم ثبات و فقدان حاکمیت تفکر فلسفی در ایران معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فلسفه سیاسی، هرگونه تامل عقلی از چیستی زندگی و نظم سیاسی، تعیین جهت و هدف و غایت آن و بیان اصول سامان دهی جامعه و حکومت و تحقق آنها می باشد.
دوره معاصر ایران از آغاز تاکنون از عدم حاکمیت یک تفکر فلسفی بر ارکان، اجزاء و مبانی زندگی سیاسی خود رنج برده و فقدان آن، جامعه سیاسی ایران را دچار تشتتات فکری و ذهنی عمیق و گاه با بحران های جدی روبه رو ساخته است. پرسش، آن است که ریشه بی ثباتی در ایران معاصر چیست؟
ادعا آن است که آشفتگی های فکری و بی ثباتی های ذهنی و علمی زندگی سیاسی دوره معاصر ایران ناشی از عدم توانایی بخش هایی از سنت فلسفی سیاسی به پرسش های اساسی مطرح شده در جامعه سیاسی و عدم کارآمدی آن در تنظیم و جهت دهی زندگی سیاسیِ این دوره می باشد. در این مقاله ضمن بیان شاخصه های بی ثباتی در زندگی سیاسی ایران معاصر، وجوه مختلف کاستی های سنت فلسفی سیاسی در زندگی سیاسی این دوره بررسی می شود.
ایمان مسیحی، سر رشته تفکرات جدید
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به معرفى کوتاهى از تاریخ بلند ایمان در تفکر مسیحى اختصاص دارد. نویسنده ضمن بیان ماهیت ایمان در متون اولیه مسیحیت و تحول معنایى آن در دورههاى بعد، نشان داده است که این مفهوم از ایمان، تأثیرى ژرف در مکاتب و اندیشههاى جدید غرب داشته است.
بسط فلسفه سیاسی متعالیه
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده است دیدگاهها و تلقی ها درباره حکمت سیاسی متعالیه بررسی و بازخوانی شود. در این زمینه دو تلقی از یکدیگر بازشناخته شده است: امتناع حکمت سیاسی متعالیه و امکان حکمت سیاسی متعالیه. این هر دو نظر، بیش از آنکه مستند به آثار صدرالدین شیرازی باشند، در ادعاهایی اند که صاحبان آنها باید برای اثبات آنها مستنداتی را از فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه ارائه کنند. شاید بهترین روش، رجوع مبسوط به آثار مکتوب صدرالمتالهین و شارحان و پیروان این فلسفه و کشف الزامات و اقتضائات منظومه فکری صدرالدین شیرازی و حکمت متعالیه باشد. مقاله با بسط دیدگاههای مذکور و ارائه پیشنهادهایی ادامه یافته است.