قواعد زبان عربی تا قرن دوم هجری از یک انسجام و انضباط بهره نمی برد و از نضج و بلوغ کاملی برخوردار نبود تا اینکه دانشمندانی چون ابن جنّی‘حمّادبن سلمه‘خلیل بن احمد فراهیدی وسیبویه آمدند و به آن سرو سامان بخشیدند.به جرآت می توان گفت که تا از پیش سیبویه کسی نبود که قواعد زبان عربی را مورد بررسی قرار داده و آن را در چهارچوب معینی به شکل جامع و کامل بیان کند و درآن دسته بندی و ترتیب منظمی ایجاد نماید.در واقع تا عصر سیبویه زبان عربی خام بود و پس از سیبویه و با دانش او بود که به نضج و بلوغ کاملی رسید.مادر این مقاله می خواهیم از دریچه های گوناگون سیبویه و کتابش را با توجه به نظرات ادیبان گذشته وحاضر در جهان ادبیات عرب مورد بحث و کنکاش قرار دهیم.
با توجه به اهمیتی که استقبال از نظر کمی و کیفی دارد برآن شدیم تا به اختصار این موضوع را در شعر فارسی بررسی کنیم . پس ازاشاره به معانی لغوی استقبال با نگاهی گذرا به تعریف اهمیت و تقسیمات به بیان لوازم و عوامل آن پرداخته ایم . سبک شناسی در قوالب شعر را نیز در نظر داشته ایم.سپس به شعر یکی از غزلسرایان خوب و معروف فارسی ‘ بابافغانی شیرازی(925ه.ق) نظرانداخته ایم‘بدان سبب که غزل هایش بیش از دیگران مورد توجه و استقبال واقع شده است .
هاتف اصفهانی از شاعرانی است که سه قصیده به زبان عربی سروده است در دو قصیده که موضوع آنها غزل است از شاعران جاهلی و اسلامی وغزل عذری متأثر شده است و با زندگی در محیط ذهنی از شاعرانی مانند عروة بن حزام عذری و جمیل بن معمر عذری و عمر بن ابی ربیعه مخزومی تقلید کرده است ودر قصیده سوم که در مدح پیامبر گرامی اسلام(ص) سروده شده است از شاعران دوره انحطاط تأثیر پذیرفته و تا حدودی از قصیده امام بوصیری در مدح پیامبر گرامی(ص) متأثر گردیده است .
والت ویتمن و سهراب سپهری از نظر نوآوری و ایجاد سبک ویژه‘رهایی از قید و بند وزن و ردیف و قافیه و بکارگیری کلام آهنگین و خلق زبان شعری ویژه‘نکات مشترک فراوانی دارند. هردوشاعر از جریان سیال ذهن تبعیت می کنند و با هم نهشتی تصاویر و مفاهیم نه تنها شاعران تصویرگرا و امپرسیونیست محسوب می شوند بلکه با این شیوه آنچه که درما فی الضمیر دارند بیان می کنند. وجود انرژی و حرکت و تغییر سریع صحنه ها در اشعارشان سبب می شود که عناوین برگزیده برای شعرهایشان نارسا جلوه کنند.هر دوی آنان تحت تأثیر فلسفه شرق قرار گرفته اند لذا شعر آنان آکنده از جلوه های عرفانی‘انسان کیهانی و مذهب کیهانی است آنان نه تنها به انسان عشق می ورزند ‘بلکه نبات‘حیوان و حتی جماد را به دیده تقدیس می نگرند زیرا قدرت خلاقه الهی را درهمه موجودات حتی موجودات بظاهر پست مشاهده می کنند از این رو از آوردن مفاهیم غیرشاعرانه و زبان غیر فاخر و ساده و روزمره ابایی ندارند.
نویسنده در این مقاله اشارهای به آثار تصوف سعدی دارد و پیوندی بین سعدی و احمد غزالی می بیند. وی ارتباط و تاثیر سعدی از احمد غزالی را با بررسی تشابهات آثار سعدی (گلستان، بوستان و غزلیات) با سوانح احمد غزالی اثبات میکند.
رنگ و بویی تازه داده و ادبیات فارسی بعد از سعدی رویکرد دیگری از شعر و ادب ایرانی را در پیش گرفته که تجربیات و ارمغانهایی از مرکز و غرب دنیای اسلام آن را سرشار و اعتقادی و آسمانی کرده است. این مقاله به بررسی خراسان و واژههای مرتبط با آن در اشعار سعدی پرداخته و تاثیر آن و افراد برخاسته از آن سرزمین را در اشعار سعدی بررسی نموده است.