دکتر جنیفر لیس- مارشمنت استاد و محقق برجستهی بازاریابی سیاسی است. وی در دانشگاه اوکلند در نیوزلند به تدریس میپردازد و عمدهی فعالیت دانشگاهیاش حول محور یافتن بهترین روش برای ایجاد پیوند میان سیاستمداران، دولت و مردم از طریق بازاریابی سیاسی استوار است. این استاد برجستهی بازاریابی سیاسی، با شناخت بسیار خوبی که از احزاب سیاسی کشورهای مختلف و بویژه احزاب بریتانیا دارد، همواره سعی میکند پیشنهاداتی جذاب و البته عملی برای سیاستمداران ارائه دهد...
هدف پژوهش حاضر بررسی اثرگذاری تبلیغات مارک ورزشی آدیداس بر تغییرات الکتروآنسفالوگرافیک (فعالیت امواج مغزی) و تصمیم به خرید ورزشکاران (علاقه مند و غیرعلاقه مند) در مقایسه با غیرورزشکاران (علاقه مند و غیرعلاقه مند) است. در این پژوهش، ""تبلیغات برند ورزشی آدیداس"" به عنوان متغیر مستقل، ""فعالیت امواج مغزی"" و ""تصمیم به خرید"" به عنوان متغیر وابسته مطرح هستند. پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت نیمه تجربی و از نوع کور یک طرفه است. اجرای این تحقیق، از شش مرحله ی اصلی تشکیل شده است. جامعه ی آماری پژوهش شامل دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار علاقه مند و غیرعلاقه مند به مارک ورزشی آدیداس در دانشگاه تبریز بود، که حدود 40 نفر از دانشجویان با مشخصات فوق (و بر حسب ویژگی هایی که داشتند: همگی راست دست، در رده ی سنی 35-20 سال، بدون هیچ گونه سابقه ی بیماری و جراحی در نواحی سر و جمجمه و ورزشکاران فعال در حداقل دسته ی دو) انتخاب شدند. اطلاعات حاصل جهت تحلیل کمی با استفاده از نرم افزار BioGraph Infiniti و 16spss به داده های کمی تبدیل شدند و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به عمل آمد. از آزمون کلموگروف – اسمیرنوف جهت مشخص کردن نرمال بودن جامعه ی آماری استفاده شد؛ جهت آزمون فرضیه ها، از آزمون t زوجی، تحلیل واریانس با اندازه های مکرر (هم بسته) و از رویکرد لامبدای ویلکز استفاده شد. نتایج، تفاوت تأثیر تبلیغات بر تصمیم به خرید گروه های علاقه مند و غیرعلاقه مند را به طور واضح نشان داد. این که، تبلیغات بر تصمیم به خرید افراد علاقه مند (ورزشکار و غیرورزشکار) تأثیر داشته است؛ یافته ها هم چنین تفاوت فعالیت فرکانس های مغزی (در مجموع) در قبل، حین و بعد از مشاهده ی تبلیغات در افراد علاقه مند و غیرعلاقه مند را به-طور واضح نشان داد؛ این نتایج تأییدکننده ی مبانی نظری مربوطه و هم خوان با یافته های سایر پژوهش ها است. به نظر می رسد، بازاریابان برای دست یابی به اهداف خود، یعنی افزایش درآمد و میزان فروش کالاها و خدمات خود از طریق تبلیغات مارک مورد نظر، باید اندیشه ها و پیام های خودآگاه و ناخودآگاه مصرف کننده را تؤاماً درک و تبلیغات خود را با پیام های خاص و مورد نظر مخاطبان شان مناسب سازی کنند.
خرده فروشی در ایران به شدت در حال گسترش است. این را خبرهای جسته و گریخته ی روزنامه ها و جراید رسمی کشور می گویند.
کدام خرده فروشان می توانند سهم بیشتری از بازار را به سود خود جذب کنند، این پرسش مدیران و بنیانگذاران فروشگاههای خرده فروشی است که هم در آغاز و هم در تداوم فعالیتهای کسب و کار همواره از خود می پرسند تا بتوانند درکنار رقبا درآمدزایی داشته باشند.
متن حاضر به رغم سادگی، این پرسش را پاسخ می دهد. ویژگی این پاسخها در آن است که در قالبی کلیشه ای در 7 سی (7c) تدوین و برای فروشگاههای خرده فروشی همچنان ایده های مبتکرانه ای دارد.
مؤلف این اثر در جایی نیز به ابتکار شخصی اش سرواژه ای را با عنوان شارپ (Sharp) معرفی می کند که خود در انتقال و به خاطرماندن مفاهیم پایه ای سهم بسزایی دارد. شارپ دربرگیرنده ی عناصری نظیر آماده به خدمت بودن / لبخند بر لب داشتن، گوش دادن، توجه و مراقبت کردن، پاسخگویی و مسئولیت پذیری و درنهایت حل مسائل مشتری است. هر یک از این عنوانها در کوتاهترین توضیحات، راهکارهای عملی برای مدیران و فروشگاههای خرده فروشی دارد، افزون برآن وظایف کارکنان خرده فروشی را نیز مشخص می کند.
خانه تکانی"" سنت ما ایرانی هاست در روزهای پایانی سال. دیگران در این سنت با ما شریک اند اما روزهای آن متفاوت است.
آنچه در این 2 صفحه می خوانید؛ بخشی از تبلیغات ""شوینده ها"" است که با بهره مندی از نبوغ و خلاقیت، کوشیده اند تا ""فروش"" این محصولات را آسان کنند. شیوه این است که چگونه باید ""مشتری"" را به اوج شگفتی رساند. آگهی جاروبرقی، شوینده، دستمال حوله ای آشپزخانه، شیشه پاک کن، لکه بر، کف شوی را ببینید که چگونه با بهره گیری از نبوغ کارگزاران تبلیغات، مشتری را شگفت زده می کنند.
365 روز فرصت داریم برای آنکه برنامه ریزی کسب وکارمان را اجرا کنیم. این فرصت زیاد را چگونه خرج کنیم تا در پایان سال به آنچه می خواستیم، برسیم.
اثر حاضر به دور از رؤیاپردازی از یکسو، و از دیگر سو حذف هدفهای نزدیک و در دسترس، فهرستی از فعالیتها را معرفی می کند؛ تا به اهدافی دست یابید که به هنگام تحقق آن مباهات ورزید.
مدیران با بسیاری از این موضوعات آشنایند، اما شاید با دانستن فهرستی جمع وجور بتوانند بسیاری از کارها را برای سال 1394 سامان دهند نظیر: در سال جدید نیروهای کار خوب را حفظ و جذب کنم، در سال جدید به حرف کارمندانم گوش دهم، در سال جدید از عملکرد خوب کارمندانم تعریف کنم و...
داشتن این فهرست ضروری است، اما ضروری تر از آن، اجرای این نکته های طلایی است که در بسیاری از اوقات، به تمرین و ممارست زیاد نیاز دارد. مدیران جاه طلب، عرصه را برای نیروهای خوب کاری تنگ می کنند، چون گاه به ""رقابت"" یا ""حسادت"" با این نیروها کشیده می شوند. مدیران دانا، گاه برای اظهار نظرهای کارکنان، مجال وسیعی قائل نمی شوند؛ چون دیدگاهها و نظرات خود را برتر از دیگران می دانند. اما به گفته ی حکیم بوذرجمهر، ""همه چیز را همگان می دانند"".
تحقیق حاضر با هدف تحلیل سرمایه های اجتماعی بیرونی در دو دسته بندی روابط مدیر و سازمان بر مزیت رقابتی سازمانی انجام شده است. در این مسیر از میانجی گری ابعاد قابلیت های پویا و همچنین تعدیلگرهای محیطی استفاده گردید. این تحقیق از نوع ترکیبی و با رویکرد طرح اکتشافی - مدل ایجاد گونه شناسی- بوده و فرایند تحقیق در سه بخش کمی- کیفی- کمی شکل گرفته است. در مرحله کمی ابتدایی، از بررسی گسترده ادبیات برای استخراج مدل اولیه استفاده شد. مرحله کیفی با ابزار مصاحبه های عمیق انجام شده و با بررسی مجدد ادبیات تحقیق، مدل مفهومی نهایی ترسیم شد. ابعاد پرسشنامه تهیه شده با رویکردهای مختلف پایایی و روایی آن ها بررسی شد و با روش نمونه گیری تصادفی در سیزدهمین نمایشگاه بین المللی ساختمان توزیع و از 352 پرسشنامه مناسب برگشت داده شده برای تحلیل کمی استفاده گردید. سرمایه اجتماعی بیرونی مدیر محور تاثیرگذاری معناداری بر ابعاد میانجی، بجز یادگیری سازمانی نداشته است، در مقابل سرمایه اجتماعی بیرونی سازمان محور، بشدت بر تمام ابعاد میانجی تاثیر داشته است. از بین ابعاد قابلیت-های پویا، هوشمندی رقابتی نقش مهمی در تحقیق حاضر داشته است و تلاطم تکنولوژیکی بیشترین تاثیر معنادار را از بین تعدیلگرها در مدل داشته است. توجه به ایجاد اتحادیه های قوی و تاثیر گذار، محور قراردادن اهداف سازمانی در روابط و همچنین جذب مستمر نیروی های نخبه و ماهر از جمله پیشنهادات برای این صنعت می باشد.
کمتر بودن موانع تجاری و غیرتجاری در داخل یک کشور در مقایسه با سطح بین الملل، امکان برقراری قانون قیمت واحد و افزایش احتمال همگرایی قیمت را در بین مناطق مختلف کشور مطرح می کند. با این وجود، ممکن است تحت تاثیر شرایط آب و هوایی، جغرافیایی، اقتصادی و...، قیمت ها در مناطق مختلف یک کشور همبستگی نداشته و همگرایی سطح عمومی قیمت ها بین این مناطق به وجود نیاید. مطالعه حاضر به دنبال بررسی عوامل موثر بر همگرایی سطح عمومی قیمت ها بین استان های ایران طی دوره زمانی 1392:12-1386:1 می باشد. از جمله این عوامل می توان به اختلاف متوسط نرخ رشد درآمد سرانه دو استان، اختلاف متوسط نرخ رشد جمعیت دو استان و فاصله جغرافیایی میان دو استان اشاره کرد. برای دست یابی به هدف مطالعه، ابتدا همگرایی سطح عمومی قیمت ها بین استان های ایران با استفاده از رهیافت دو به دو پسران (2007) بررسی می شود. نتایج بیانگر آن است که فرضیه صفر، مبنی بر عدم وجود همگرایی سطح عمومی قیمت ها بین استان های ایران رد می شود. سپس به منظور بررسی عوامل موثر بر همگرایی سطح عمومی قیمت ها از مدل پروبیت استفاده می شود. نتایج حاکی از آن است که احتمال همگرایی صرفا تحت تاثیر اختلاف متوسط نرخ رشد درآمد سرانه بین استان ها قرار می گیرد، به نحوی که با نرخ رشد درآمد سرانه متفاوت بین استان ها، همگرایی سطح عمومی قیمت ها بین استان های ایران غیرمحتمل می باشد.
کارگزاران تبلیغات همچنان در شگفت اند که چرا تبلیغات ماندگار نیست. صاحبان کالاها و خدمات نیز متعجب اند چرا کسی از برند یا کالا و خدمات آنها چیزی نمیگوید، این در حالی است که تیزرهای تلویزیونی، بیلبوردها، بروشورها، آگهیهای مطبوعاتی، برپایی نمایشگاهها، تقدیم هدایای تبلیغاتی برای بازدیدکنندگان، عرضهی نمونه کالا و اجرای خدمات به وفور و کاملاًً در دسترس و معرض دید مخاطبان یا مشتریان بالقوه قرار گرفت.
جان وانامیکر (John Wanamaker) این توضیح را سالها پیش در عبارتی ساده و گویا بیان کرد که: من میدانم که نیمی از پولی را که برای تبلیغات خرج میکنم، تأثیری ندارد، اما هرگز نتوانستم آن نیمه را پیدا کنم! ظاهراً به رغم پیشرفتهایی که حاصل شده، کارگزاران تبلیغاتی گاه تمایلی ندارند به موضوعات پایه ای و اساسی تکیه کنند تا ماندگاری تبلیغات خود را تأمین کنند. از این رو ترجیح میدهند خود را با تکنیکهای دیداری و شنیداری، خلاقیتهای درخشان هنری، و موضوعاتی از این دست سرگرم سازند.
چاره چیست؟ آیا همچنان باید هزینه کرد بیآنکه سودی حاصل شود یا به سراغ موضوعات اساسی رفت؟ خرد حکم میکند که به سراغ موضوعات اساسی برویم. اما کدام موضوعات، پایه ای و اساسی است تا ماندگاری تبلیغات رخ دهد؟
حافظه، قواعد و قوانین حافظه، نقش و عملکرد حافظه، پاسخگوی بخشی از این ناکامی کارگزاران تبلیغاتی و صاحبان کالاها و خدمات است. این اثر که در پی میآید، تنها از منظر موضوعاتی که به اختلال در حافظه، یا کاستیهایی در حافظه مربوط میشود، پرداخته است. ویژگی برجستهی این اثر در آن است که مؤلف که از نظریه پردازان برجسته ی حافظه در جهان است، پس از برشماری هفت نقیصهی حافظه، توصیه های عملی برای کارگزاران تبلیغات دارد تا چگونه کمپین های تبلیغاتی را طراحی کنند.
جفری هیزلت، رئیس بخش بازاریابی و نایب رئیس کمپانی ایستمن کداک، شمار دفعاتی را از دست داده است که مردم به او گفته اند: « شرکت شما دیگر زمان زیادی در بازار دوام نخواهد آورد.» با این همه، بدون تردید در عصر جدید رسانه های دیجیتال، جایی برای یک مارک متعلق به دنیای قدیم وجود نخواهد داشت. اما هیزلت با بی اعتنائی به این حرفها اظهار می دارد: «بیشتر افرادی که به ما می گویند ما دوران طلایی مان را پشت سر گذارده ایم، مشاورین تبلیغاتی و رسانه ای هستند. آنها این خبر بد را به ما می دهند و توقع هم دارند که آنها را استخدام کنیم!»
بسیاری از شرکتهای تولید کننده ی دوربین عکاسی، مانند پولاروید معروف، در عصر دیجیتال ورشکست شدند. به نظر می رسید که همین سرنوشت نیز در انتظار کداک باشد.