فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۶۱ تا ۲٬۰۸۰ مورد از کل ۴٬۳۲۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
تبلیغات در خلأ شکل نمیگیرد. نمیتوان از کارگزاران تبلیغات درخواست کرد که برای ""رستوران"" تبلیغی بسازند آن هم با معیارهای هنرمندانه تا مشتریان بیشتری برای رستورانها جذب کنند، بیآنکه به اصلیترین موضوع یعنی روایت ""خوردن"" نپردازند.
اکنون تبلیغات نیز نیازمند آن است تا در پرتو چهارراه علم، جلوهی تازه ای به ابعاد و اضلاعش بدهد. یکی از این ابعاد و اضلاع، درک دقیق از مفهوم خوردن است؛ نخست باید ""خوردن"" را برای انسان این عصر تحلیل کرد. بدون این تحلیل، نگاه تبلیغات بیشتر حالت بزک کرده ای است که عمدتاً در تیزرهای تلویزیونی یا کاتالوگها و بروشورها از رستورانها دیده میشود.
اثر پیش رو در باب ""خوردن"" و مفهوم دقیق آن برای انسان امروزی، کوششی است قابل تأمل. بر این پایه میتوان نمونه های تبلیغاتی را سراغ گرفت. برای ساخت تبلیغات در این باره، ضروری و الزامی است ""روایت خوردن"" گفته شود و سپس معنای تبلیغات در این باره کشف شود.
تکنیکهای بازاریابی: تکنیکهای بازیگری در بازاریابی
حوزههای تخصصی:
بازاریابی"" در پرتو رشته های متنوع علوم، فربه تر میشود.
""بازیگری"" یکی از این رشته های علوم است که میتواند خدمات متنوعی را در اختیار بازاریابی و بازاریابان قرار دهد و آنانکه خود را به این رشته و تکنیکهای آن مجهز سازند، به احتمال قدرت بیشتری در بازاریابی خواهند داشت و در مواقع لزوم، با بهره گیری از آن میتوانند نتیجهی مطلوبتری به دست آورند.
اثر حاضر با نگاهی متفاوت، تکنیکهای بازیگری را معرفی کرده است تا به مدد بازاریابی بویژه بازاریابان آید.
این تکنیکها کدامند؟ و چگونه و چه مواقعی بازاریابان میتوانند از آنها بهره مند شوند؟ اینها پرسشهایی است که اثر حاضر با ظرافت به آنها پاسخ داده است.
سرمقاله: سال 1391؛ کدام استراتژی برای کدام شرکت سودمند است؟
حوزههای تخصصی:
تبلیغات: کارکرد درگیری ذهنی مصرف کننده در تبلیغات تجاری شرکتها
حوزههای تخصصی:
تبلیغات تجاری"" چه زمانی اثربخش است؟ این پرسش اساسی کارگزاران تبلیغات است که هر بار باید از خود بپرسند.
برخی بر این باورند که اگر تبلیغات سرگرمکننده باشد، میتواند اثربخش باشد، و برخی دیگر بر این باورند که تبلیغات باید هنرمندانه و خلاق باشد. این هر دو هم صحیح و هم غیرکارآمد است.
تبلیغات تجاری باید در جستجوی راهی باشد برای انتقال اطلاعات یا پیامهای کسب وکارکنندگان به مخاطبان. در این صورت است که تبلیغات اثربخش خواهد بود.
تبلیغاتی که بتواند ذهن مخاطبان را درگیر سازد، اثربخشی آن بیشتر است. بسته به میزان درگیر ساختن مخاطب، آن تبلیغات اثربخش تر خواهد بود.
مقاله ای که پیش رو دارید، ملاک مشخصی را برای اثربخشی تبلیغات معرفی میکند با عنوان ""درگیری ذهنی مصرفکننده.""
پس از تعریف ""درگیری ذهنی مصرفکننده""، انواع درگیری ذهنی مصرفکننده، و عوامل مؤثر بر درگیری ذهنی مصرفکننده را معرفی و مورد بحث قرار میدهد.
نتیجه گیری پایانی این مقاله نیز خواندنی است، آنجا که مینویسد: همان طور که در ساخت محصولات در حال حرکت به سوی مشتریمداری هستیم و نیازهای مصرفکننده را در ساخت محصولات در نظر میگیریم، در طراحی و ساخت تبلیغات نیز مصرفکننده را در صدر قرار دهیم و در تمام مراحل تولید یک آگهی نیازهای او را مد نظر قرار دهیم.
خودروهای ژاپنی باز هم صدرنشین شدند
حوزههای تخصصی:
سرمقاله: نقشه ی ذهن مشتری با رویکر وسیله – هدف
حوزههای تخصصی:
بانکها و خدمات مالی: تأثیر عوامل روانشناختی بر بازارهای مالی
حوزههای تخصصی:
آدمی تنها در پرتو عقل و خردورزی است که در بازارهای مالی اقدام به سرمایه گذاری میکند. این تصور غلط، سالها حاکم و جاری در بازارهای مالی بود. پژوهشگران، زمانی که خط بطلان بر این تصور کشیدند توانستند فهم بهتری از رفتار آدمی را در بازارهای مالی تبیین و پیش بینی کنند.
""مطالعات بین رشته ای"" پرده از قفل اسرارآمیز رفتار آدمی در بازارهای مالی بازگشود و نشان داد که آدمی معیارها و پارامترهای دیگری بجز عقل را سرلوحهی تصمیم گیریهای خود قرار میدهد تا بتواند در بازارهای مالی سرمایه گذاری کند. جالب آنکه این معیارها با خردورزی، عقل و شناخت در تضاد است ولی آدمی همچنان از این معیارها پیروی میکند و در نهایت با سلاح دوآتشهی عقل، از این تصمیم گیریهای غیرمنطبق با عقل به دفاع برمیخیزد.
""مالیهی رفتاری"" عنوان مطالعاتی است که رفتار آدمی را در بازارهای مالی و فرایندهای تصمیم گیری برای سرمایه گذاری تبیین میکند. در این نوشتار به اجمال پرده از روی برخی از این معیارها برداشته شده که به وضوح آشکار سازد تا چه حد آدمی معیارهای غیر عقلانی را در تصمیم گیریهای کاملاً اقتصادی دخالت میدهد.
ویژگی این اثر در آن است که گاه با داستان یا شاهد مثالهایی نشان داده است که چرا بسیاری از مردم به یکباره به سرمایه گذاری روی میآورند، یا چرا در برخی از روزهای آغاز ماه تمایل بیشتری به سرمایه گذاری دارند، و چگونه تصور میکنند که میتوانند بر روی اوضاع کنترل داشته باشند و به همین دلیل سرمایه گذاری آغاز میشود، این در حالی است که از اساس این تصور نیز یک توهم بیش نیست.
قدرت این اثر در مهیاسازی پیش بینیهایی است که به خواننده میدهد تا دریابد چرا در مواردی سرمایه گذاری رخ میدهد در حالی که بهتر بود متوقف میشد، و یا چرا در مواردی سرمایه گذاری متوقف مانده در حالی که تمام دلائل و قرائن نشان میدهد که سرمایه گذاری به سود شخص است.
ارائه الگویی برای تعیین عوامل مؤثر بر عملکرد صادراتی براساس راهبرد رقابتی تمایز در صنعت کانی غیر فلزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق طراحی و تبیین الگویی به منظور تعیین عوامل مؤثر بر عملکرد صادراتی براساس راهبرد تمایز درصنعت کانی غیر فلزی(با رویکرد مبتنی بر منابع)کشور است. در این راستا رویکردهای موجود در حوزه تعیین کننده های عملکرد صادراتی که شامل رویکرد اقتضایی، رویکرد شبکه تعاملات کسب و کار و رویکرد مبتنی بر منابع است، شناسایی شد. در این مطالعه، محقق با استفاده از رویکرد منابع، روابط بین اجزای رویکرد منابع سازمان، راهبرد های رقابتی(تمایز) و عملکرد صادراتی را که سازه های اصل تحقیق هستند، بررسی میکند. این تحقیق در پی این هدف است که چگونه منابع به طور مستقیم و غیرمستقیم (با استفاده از راهبرد رقابتی تمایز) منجر به سطوح بالای عملکرد میشود. الگوی مفهومی تحقیق حاضر در واقع سه عنصر عمده در مدیریت راهبردی، یعنی محیط داخلی (منابع، قابلیت ها و سیستم های رقابتی سازمان)، راهبرد رقابتی و عملکرد را با هم ادغام میکند. تعداد 300 پرسشنامه توزیع شد که از این تعداد 285 پرسشنامه قابلیت تجزیه و تحلیل داشتند. از این تعداد براساس روش تحلیل خوشه ای و روش میانگین سؤالات راهبرد موردنظر تعداد124 پرسشنامه در سطح راهبرد تمایز، 91 پرسشنامه در سطح راهبرد تمرکز و 70 تا نیز در سطح راهبرد حداقل هزینه قرار گرفتند. در این تحقیق فقط الگوی به دست آمده براساس راهبرد تمایز بررسی می شود. تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه تحقیق نیز با استفاده از تکنیکهای تحلیل عاملی و الگوسازی معادلات ساختاریافته اصلاح و پس از تعدیل به تأیید رسید. براساس نتایج حاصل، تمامی فرضیه های تأیید شده و از میان اجزای رویکرد مبتنی بر منابع، منابع رقابتی دارای بیشترین تأثیر(40%) بر عملکرد صادراتی است
بررسی تأثیر آمیخته بازاریابی(4p) بر افزایش فروش آبگرمکن های تولیدی شرکت قاینار خزر
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی تأثیر آمیخته بازار یابی بر افزایش فروش آبگرمکن های تولیدی قاینار خزر می باشد. در این راستا ضمن مروری بر مفاهیم آمیخته بازاریابی() و آمیخته های محصول، قیمت، ترفیع و توزیع، یک فرضیه اصلی در باب تأثیر آمیخته بازاریابی بر افزایش فروش آبگرمکن های تولیدی قاینار خزر و چهار فرضیه فرعی در باب تأثیر هر یک از آمیخته ها بر افزایش فروش آبگرمکن های تولیدی قاینار خزر در شهر تبریز مطرح شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل مشتریان آبگرمکن های تولیدی قاینار خزر در شهر تبریز می باشد. نمونه آماری با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه در جامعه های محدود 160 نفر تعیین گردیده است که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای این نفرات انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها در این تحقیق از پرسشنامه استفاده شده است که روایی آن به صورت صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از آزمون های کلموگروف- اسمیرنوف، آزمون tو آزمون یک جامعه مستقل استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که آمیخته بازار یابی و هر چهار آمیخته تشکیل دهنده آن بر افزایش فروش آبگرمکن های تولیدی قاینار خزر تأثیر دارد. همچنین اولویت تأثیر متغیرهای بر میزان فروش به ترتیب محصول، ترفیع، توزیع و قیمت می باشد.
شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تصویرسازمانی با رویکرد تحقیق آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت راهبردی برند دربرگیرنده مجموعه ای از فعالیت ها به منظور ایجاد، حفظ و گسترش ارزش ویژه برند است. در این میان، پیاده سازی راهبرد های برندینگ، جهت حفظ و گسترش این ارزش از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. از اینرو تحقیق مزبور درصدد است تا عناصر اصلی پیاده سازی راهبرد های برندینگ (با تمرکز بر تقویت تصویر برند) در صنعت بانکداری را شناسایی کند و آنها را در قالب الگوی مفهومی بازنمایی و سنجش نماید. به این منظور از روش تحقیق آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) برای شناسایی ذهنیت های اصلی حاکم بر برندهای بانکها استفاده شده است. در این رابطه یافته ها نشان دادند که چهار متغیر تصویر سازمانی، تصور از کارکنان، تصور از خدمات و تصور از شعب، اصلی ترین ابعاد ذهنی برند بانکها بوده و تصویر سازمانی، به عنوان یکی از منابع ایجادکننده ارزش ویژه برند، تحت تأثیر سه عامل دیگر قرار می گیرد. بنابراین تصور از کارکنان، تصور از خدمات و تصور از شعب، اصلی ترین عناصر پیاده سازی راهبرد برند در صنعت بانکداری محسوب می شوند.
مذاکره : مذاکرهی استراتژیک برای فیلم ارباب حلقه ها
حوزههای تخصصی:
اصول، فنون، و هنر مذاکره کاربردهای فراوانی دارد؛ از سیاست و دنیای تجارت، تا صنعت فیلمسازی که بخشی از دنیای تجاری عصر کنونی است.
یادگیری اصول، فنون و هنر مذاکره در صنعت فیلمسازی، مستلزم مثالهای عینی و برآمده از این صنعت پرسود، پرهیجان، و پرطرفدار است.
اثر حاضر چنین مثال عینی را از فیلم ارباب حلقه ها بازگو میکند.
امتیاز برجستهی این مقاله در بخش پایانی آن حضور دارد، آنجا که سه پرسش اساسی تقدیم خواننده شده تا با پاسخگویی و تفکر دربارهی آن همچنان بر قدرت یادگیری خود برای اصول، فنون، و هنر مذاکره بیفزاید.
گفتگوی رودررو با هنری مینتزبرگ (مخالف پیتر دراکر)
حوزههای تخصصی:
هنری مینتزبرگ، مخالف پیتر دراکر، در زمرهی نام آورترین چهره های منتقد مدیریت در جهان است. مینتزبرگ بر این باور است که هر سازمانی مانند یک ارگانیسم یکتا بوده و خصوصیات، محیط، نیازها و منابع خاص خودش را دارد؛ او مدیریت را بیشتر شبیه به هنر میبیند تا علم.
گفتگوی صریح و انتقادی او، خواب مدیران اجرایی ارشد 500 شرکت موفق را آشفته کرد؛ چرا که بیواهمه آنها را فاسد خواند، از آن رو که پاداشهای کلانی را نصیب خود میسازند.
مینتزبرگ، شرکتهای امریکایی را مریض میداند. بیپروا میگوید:""از مدل امریکایی مدیریت استفاده نکنید. بیشتر شیوه های امریکایی از رده خارج اند و بسیاری از شرکتهای امریکایی در خطرند. شرکتهای تجاری معروف، به طور وحشتناکی بد مدیریت میشوند.""
وی دربارهی بحران نیز اظهار نظرش فراتر از بخش بانکداری و مالی امریکا است و میگوید: این یک بحران مدیریتی است. کوشش پل کروگمن، نویسندهی ستون اقتصادی نیویورک تایمز و دیگر نوسیندگانی را که به دنبال راه حلهای اقتصادیاند، به سخره گرفته و میگوید: این مسأله ای اقتصادی نیست بلکه، مسأله ای مدیریتی است که نمیتوان آن را با اصلاح سیاستهای مالی و پولی درست کرد. لیکن هیچکس نمیخواهد این پیام را بشنود!
مینتزبرگ، صرفاً انتقاد نمیکند بلکه، راه حلهای عملیاتی و اجرایی دقیقی نیز دارد. جالبتر آنکه در کمال متانت و شکیبایی، راه حلهایش را عرضه میکند: ""درمان آرام را میتوان از رأس شرکتهای بزرگ شروع کرد. خودشیفته ها و پاداشهای شرم آورشان، باید از آپارتمانهای مدیران اجرایی بیرون رانده شوند. و به جای آنها باید رهبرانی واقعی قرار گیرند، افرادی که شخصاً و عمقاً در مسائل بنگاه اقتصادی درگیر شوند و حس جمعی آن را از نو بسازند.
مینتزبرگ را باید ستود از آن رو که بحران فعلی را به بحران مدیریت منتسب میکند و برای آموزش و پرورش مدیران، رویکرد آموزشی جدیدی را در دانشگاه مکگیل کانادا پایه گذاری و اجرا میکند، ویژگی مدیران و رهبران را در 50 شرط طبقه بندی میکند، از نمونه های نادر مدیران و رهبران برجسته نام میبرد، از مدیران شرکتهایی میگوید که با ویژگیهای او سازگارند.
مینتزبرگ را میتوان در خلال همین مصاحبهی کوتاه اما پرمغز شناخت و به ارزیابی راه حلهای او با جدیت پرداخت؛ بویژه آنکه در شرایطی هستیم که با بحرانی در سطح جهانی روبه روئیم، با شرکتهایی رو به روئیم که تنها به سود خود میاندیشند و مسئولیتهای اجتماعی برایشان کم معنا است....
نبوغ بازاریابی: پیتر فیسک و پرورش نبوغ بازاریابی
حوزههای تخصصی:
پیتر فیسک، فیزیکدان هسته ای است، اما صاحب آثار و کتابهای پرفروشی نظیر ""پرورش نبوغ بازاریابی"" است.
""پرورش نبوغ بازاریابی"" از سوی انتشارات بازاریابی با ترجمهی استاد سینا قربانلو آمادهی انتشار است که پس از آن توزیع خواهد شد.
پیتر فیسک با ابتکاری مثال زدنی از واژگان فیزیک بهره جسته تا بتواند مفاهیم و قضایای بازاریابی را هر چه بهتر معرفی کند. از دیگر سو، استعاره های تازه ای به کار برده که میتواند فضای رقابت، وفاداری مشتری، نارضایتی مشتری، و... را ملموس تر ترسیم کند.
فیسک از آنجا که از فیزیک به بازاریابی راه جسته، بازاریابی را از منظر بیرونی مینگرد. همین نگاه بیرونی است که به آثارش غنا بخشیده و برای صاحبنظران تازگی دارد. او همچنین رویکردی را در بازاریابی تجویز میکند. به باور وی، بهترین فرصتها و بزرگترین چالشها در بیرون سازمان وجود دارند و نه در داخل آن.
فیسک از همین منظر، توصیهی دیگری نیز دارد نظیر تفکر توجه به بازار باید در رأس تصمیم گیریهای سازمان قرار گیرد. جای متفکران بازار را نیز مشخص میکند، آنجا که مینویسد: متفکران بازاریابی باید در قلب کسب وکار جای داشته باشند.
فیسک دربارهی مشتری به صراحت اظهار نظر میکند. وی مینویسد: مشتریان امروزی بسیار متفاوتند. آنها آگاهتر شده اند، قدرتمندترند و در عین حال تحمل کمتری هم در مقابل خطاهای سازمان دارند.""مشتری"" کانون توجه پیتر فیسک است؛ آنجا که مینویسد: در کسب وکارها نقطهی شروع مشاهده میبایست مشتریان باشند تا بتوانیم کالاها، خدمات، سازمانها و واحد هایشان را به گونه ای ببینیم که مشتریان انتظار دارند.
راه حل پیتر فیسک برای کسب وکارها به نبوغ بازاریابی خلاصه میشود. فیسک میگوید: کسب وکارها چگونه میتوانند اندیشه های کوته بینانه را به دور اندازند و چشم اندازهای تکوینیافتهی بازار را شناسایی کنند؟ آنها چگونه میتوانند به توازنی جدید از قدرت دست یابند؟ پاسخ این سؤالات در نبوغ بازاریابی نهفته است و اساس این نبوغ، در به کارگیری هوشمندی به شیوه ای خلاقانه است.
فیسک فراتر از طرح پرسش و ارائهی راه حل، شیوه های دستیابی به نبوغ بازاریابی را مطرح میکند. فراتر از آن، به ما میآموزد که چگونه میتوانیم نبوغ بازاریابی را پرورش دهیم. در اثری که پیش رو دارید، فیسک به سراغ اعداد میرود و برای هر یک توضیحی آورده است. 2، دو قسمت مغز. در این باره تشریح میکند که کسب وکارها نیازمند بهکارگیری هر دو قسمت راست و چپ مغز هستند. 3، رقابت سه برابری در بازارهای امروزی و الی آخر.
گفتگو با پیتر فیسک را در شمارهی پیشین توسعه مهندسی بازار (شمارهی 20، مرداد و شهریور 1390) مطالعه کنید که حاصل افشرهی دیدگاههای او است.
تحلیل شبکه ای اقدامات استراتژیک بازاریابی و گسترش کارکرد کیفیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر فرا رقابتی کنونی، شرکت ها به منظور کسب مزیت رقابتی به دنبال ارایه ارزش بیشتر به مشتریان نسبت به رقبا براساس شایستگی های محوریشان می باشند. در این راستا بسیاری از شرکت ها به بازارگرایی به عنوان یکی از ابزارهای بازاریابی نوین روی آورده اند. لذا طبیعی است که برنامه های واحد بازاریابی و استراتژی های آن نیز نقش به سزایی در موفقیت کل سازمان و سایر واحدها در کسب مزیت رقابتی داشته باشد. یکی از چالشهایی که بسیاری از شرکت ها از جمله شرکت تولید کننده فرش ماشینی مورد مطالعه در مسیر بازارگرا شدن با آن مواجه هستند این است که چه اقداماتی و بر مبنای چه ابعادی انجام دهند. اصل و اساس هر تصمیم استراتژیک در رویکرد بازارگرایی بر مبنای سه نوع ارزیابی صورت می گیرد: مشتریان (بازار)، نقاط قوت و ضعف سازمان و رقبا. هدف این پژوهش، ارایه مدلی جامع است که با در نظر گرفتن ابعاد اصلی در تصمیم گیری استراتژیک بازارگرا با تلفیق مدل کانو، تحلیل شکاف، توسعه کارکرد کیفیت و تکنیک فرآیند تحلیل شبکه ای بتواند اقدامات استراتژیک بازاریابی را برای واحد مورد مطالعه انتخاب و برای اجرا اولویت بندی کند. این پژوهش، در سه فاز اصلی انجام پذیرفته است. فاز اول شامل: شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های رضایت مشتریان فرش ماشینی با مدل کانو و ارزیابی رقبای شرکت مورد مطالعه. فاز دوم شامل: اولویت بندی اولیه اقدامات استراتژیک بازاریابی با مدل توسعه کارکرد کیفیت. فازسوم شامل: اولویت بندی اقدامات از طریق فرآیند تحلیل شبکه ای با در نظر گرفتن معیارهای دیگری چون هزینه، اثربخشی در فروش و امکان پذیری برای شرکت و اولویت بندی نهایی اقدامات استراتژیک. براساس نتایج بدست آمده، سه اقدام اولویت دار برای شرکت مورد مطالعه عبارتند از: تولید نسل جدیدی از محصولات مبتنی بر تکنولوژی متفاوت و متمایز از محصولات موجود در بازار(استراتژی جهش بلند)، تولید و عرضه محصولاتی با ویژگی های ظاهری و طراحی بهتر و به روزتر از محصولات رقبا و ایجاد جاذبه های تبلیغی برتر و گسترده (استراتژی حمله مستقیم).
بازاریابی حسی: کمپین بازاریابی حسی شرکت نفتی شل و بانک اچ اس بی سی (HSBC) (مطالعات موردی)
حوزههای تخصصی:
شرکت نفتی شل و بانک اچ اس بیسی دو مطالعهی موردی این شمارهی نشریه است در حوزهی بازاریابی حسی، با این توجه که شل یک شرکت تولیدکننده (نفت) است و بانک اچ اس بیسی، مؤسسه ای جهانی در حوزهی خدمات مالی.
این هر دو مطالعهی موردی میتواند برای شرکتهای تولیدکننده و بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری توجه برانگیز باشد که چرا غول نفتی شل، و بانک جهانی اچ اس بیسی از بازاریابی حسی برای فعالیتهای خود استفاده کردند. بدون تردید بازاریابی حسی با ظرفیتهای وسیعی که دارد میتواند برای آنها و سایر شرکتهای پردرآمد، سودآفرین باشد.
علاقه مندان برای اطلاعات بیشتر از مفاهیم، تئوریها، و تکنیکهای بازاریابی حسی میتوانند به کتاب ""بازاریابی حسی؛ راهنمای کاربردی تجربهی تعاملی"" اثر شاز اسمیلانسکی با ترجمهی پرویز درگی و محمد سالاری مراجعه کنند که انتشارات رسا (با سرمایه گذاری شرکت TMBA) آن را در سال 1389 چاپ و منتشر کرد. همچنین به شماره های پیشین 144، 15، 16، 17، 18 و 19) نشریهی توسعه مهندسی بازار مراجعه کنید تا از مطالعات موردی شرکتهای پیشتاز دنیا آگاه شوید که از بازاریابی حسی برای اجرای کمپینهای خود سود بردند.
مدل بهبود وفاداری مشتریان به فروشگاه الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به رشد و تنوع فناوری های تجارت الکترونیک، تعداد فروشگا ه های مجازی به صورت تصاعدی افزایش یافته و این امر چالش های جدیدی در کسب و کار ایجاد نموده است. به طوری که بهبود و ارتقای وفاداری مشتریان به عنوان شاخص کلیدی در دستیابی به موفقیت پایدار در فروشگاه های الکترونیک تبدیل شده است. در این راستا، پژوهش حاضر در تلاش است مدل مناسبی جهت بهبود وفاداری مشتریان به فروشگاه های الکترونیک ارائه نماید. جامعه آماری این تحقیق شامل اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه یزد هستند که تجربه خرید کتاب از کتابفروشی های اینترنتی را داشته اند. با توجه به غیرنرمال بودن توزیع داده ها، از روش های ناپارامتریک (آزمون های علامت، من ویتنی، فریدمن و کروسکال والیس) جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که 21 مؤلفه استخراج شده در قالب سه دسته کلی(1- خدمات مشتری 2- طراحی وب سایت 3- اعتماد)، بر ارتقای وفاداری الکترونیک تأثیرگذار می باشند؛ به طوری که این عوامل و مؤلفه ها در مجموع 70% سازه عوامل مؤثر بر ارتقای وفاداری الکترونیک در کتابفروشی های اینترنتی را تبیین می کنند. یافته های حاصل از رتبه بندی عوامل مربوطه دلالت بر آن دارد که از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه یزد، شاخص های مربوط به «اعتماد» بیشترین درجه تأثیرگذاری در بهبود وفاداری الکترونیک دارا هستند.
ارزیابی اثربخشی تبلیغات بانک پارسیان و شناسایی مهمترین عامل در افزایش اثربخشی آن در سطح شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه از یک سو سازمان ها، برای شناساندن و معرفی کالاها و خدمات خود و اعلام وجه تمایز آن با کالاهای مشابه، با به کارگیری رسانه های مختلف تبلیغاتی، می کوشند پیام های تاثیرگذاری را به منظور ترغیب مخاطبان به خرید ارسال کنند و از سوی دیگر، مردم با انواع تبلیغات از طریق رسانه های گوناگون در هر زمان و مکانی محاط شده اند؛ این در حالی است که آنچه در بحث تبلیغات حایز اهمیت است، ارزیابی میزان اثربخشی آن است. در این مطالعه، تلاش شده تا اثربخشی تبلیغات بانک پارسیان در جذب مشتری در سطح شهر تهران بر اساس چگونگی طی مراحل مدل AIDA ارزیابی و مهمترین عوامل اثرگذار بر افزایش آن مشخص شود. یافته های این تحقیق که به روش مطالعه توصیفی پیمایشی و با اتکا بر ابزار پرسشنامه حاصل گردیده، حاکی از آن است که تبلیغات تلویزیونی و روزنامه ای بانک، علاوه بر طی موفقیت آمیز مراحل مدل AIDA، از اثربخشی نیز برخوردار بوده است. بررسی تطبیقی میزان اثربخشی تبلیغات رسانه ها بیانگر آن است که از نظر مشتریان، تلویزیون اثربخش ترین رسانه در جذب مشتری بوده، پس از آن، روزنامه قرار دارد. علاوه بر این، آنها مهمترین عامل اثرگذار بر افزایش اثربخشی تبلیغات بانک را صداقت موجود در پیام ها و واقعی بودن آنها می دانند. همچنین، موثرترین عامل در جذب مشتریان را برخورد خوب کارکنان و احترام به آنها عنوان کرده، به ترتیب از تلویزیون و سپس روزنامه به عنوان رسانه هایی که بیشترین میزان دسترسی به تبلیغات آن را دارند و بیشترین زمان خود را به آن اختصاص می دهند، یاد می کنند. آنها تلویزیون و سپس رادیو را به عنوان با کیفیت ترین رسانه ها عنوان نموده، برای ارائه تبلیغات بعدی بانک نیز به ترتیب رسانه های تلویزیون و روزنامه را پیشنهاد می کنند.