گاهشماری و آداب مربوط به آن بخشی از فرهنگ عامیانه است که بررسی دقیق آنها ،در مطالعه ارزش های اجتماعی و تحقیقات جامعه شناختی راهنمای خوبی برای ما خواهد بود.گاهشماری در ایران سابقه ای بسیار طولانی دارد و ایرانیان تقویم های متفاوتی را تجربه کرده اند که برخی نشانه های آن هنوز در میان اقوام و طوایف باقی است. یکی از گاهشماری هایی که همچنان مورد استفاده است و نشانه های فرهنگ باستان را درخود دارد،گاهشماری سنگسری است.این گاهشماری بخشی از فرهنگ اقوام به حساب می آید که در میان سنگسری ها با آئین و رسومی بازمانده از آئین مهری و زردشتی و فرهنگ ملّی تلفیق شده است. در این مقاله ضمن پرداختن به این رسوم و جشن ها،به ترانه های عامیانه ی معروف سنگسر می پردازیم که ارتباط مستقیمی با گاهنما و نظام معیشتی مردم دارد.بررسی این ترانه ها به ما کمک می کند تا علاوه بر به دست آوردن شناخت کلی نسبت به روحیه ی مردم این دیار با برخی مناسبات اجتماعی آنان نیز آشنا شویم.
ادبیات
رسمی، پر از ادعاهای شاعرانه در مضامین مختلف (مدح، عشق، عرفان، هجو، هزل، حماسه، توصیف،
فخر، شکواییه و...) است و هر چند شعر و ادبیات در وجه هنری خود از قیاس و استشهاد
و سایر شیوه های منطقی استدلال برای اثبات ادعاهای مبالغه آمیز ادبی، بی نیاز به
نظر می رسد، به واقع شاعران و سخنوران اغلب برای بیان مافی الضمیر خود و عینیت بخشیدن
به مفاهیم ذهنی، از بسیاری شیوه های شبیه به روش های استدلال منطقی (ادعا، پشتیبان،
زمینه)، چون تشبیه، تلمیح، تمثیل (مثل، متل، حکایت)، اسلوب معادله، مذهب کلامی، سوگند
و نظایر آن بهره جسته اند. در این میان، بهره مندی از «فرهنگ و ادبیات عامه»، نقش مهمی را در تقویت و تبیین
بیشتر مبانی فکری و ذهنی شاعر در بیان ادبی ایفا می کند و به عنوان «پشتیبان» و «زمینه »سازِ اثبات مدعا، در شیوه های تعلیلی
ادبی عمل می کند. این مقاله به بررسی نقش برجسته فرهنگ و ادبیات عامیانه در تحکیم
بنیادهای معنایی و استدلالی ادبیات رسمی می پردازد.