از دیرباز پذیرفته شده است که تاریخ مسعودی در جریان رشد و تکامل صور و سبکهای ادبی زبان فارسی جایگاه مهمی دارد. بیهقی و استادش در دیوان رسالت، ابونصر مشکان، در زمانی به نوشتن دست زدند که نفوذ زبانی و ادبی عربی در محیط فرهنگی ایران روزافزون بود. طی نیمه اول قرن چهارم هجری، آل بویه سرزمینهایی از قلمرو تمدن کهن عرب، همچون عراق و جزیره، را به زیر سلطه خود درآورده بودند؛ به هنگامی که بغداد، به حیث مرکز حیات فکری، در اوج بود و هنجارهای اجتماعی آن در بخش بزرگی از جهان اسلام آن سوی بین النهرین نشر و رواج یافته بود. از این رو، دیلمیان نافرهیخته ناگزیر می بایست از مربیان عرب یا فارسی زبان خویش پیروی و از آموزش زبان عربی، هم در دربار خود در ایران غربی هم در بغداد، مشتاقانه حمایت کنند. لذا برای متنبی، یکی از بزرگ ترین شاعران عربی گو، آسان بود که از دربارهای حمدانیان و اخشیدیان به بغداد و دربار عضدالدوله در فارس برود. حمایت و تشویق حکمرانانی چون عزالدوله بختیار و عضدالدوله و وزیرانی چون ابن عبید و ابن سعدان و صاحب بن عباد نشر و نفوذ فرهنگ عرب به سرزمینهای شرقی را تقویت می کرد...
این مقاله به طور فشرده به سیر زندگانی و آثار و تحلیل افکار میرزا عبدالکریم رایض الدین اعجوبه از شخصیت های برجسته سلسله عرفانی ذهبیه، که از طریق معروف کرخی، دربان بارگاه و ارادتمند حضرت امام رضا، خود را به این امام همام منسوب می دارند، می پردازد. در ابتدا نام و نسبت، مولد و منشا، خانواده و فرزندان و مذهب و مشرب این عارف برجسته ی ربع آخر قرن سیزدهم، مورد بحث قرار می گیرد...
" لحن و شیوه ی خواندن، مهم ترین فرآیند هستی بخش هر اثر ادبی- هنری به ویژه شعر است، هنگام خواندن، مخاطب قابلیت های هنری، عاطفی و مفهومی متن را فعالیت می بخشد و در واقع شیوه ی خوانش او، گویای تاویل و برداشت وی از متن است. بنابراین تکمیل آفرینش هنری ارتباط مستقیم با مخاطب و ذهنیت معناساز و تصویر آفرین او دارد. در این مقاله سعی بر آن است که لحن خواننده و تاویل او به عنوان حقله ی نهایی آفرینش اثر ادبی مورد بررسی قرار گیرد.
"
مسألهای که این نوشتار میخواهد به آن پاسخ دهد این است که معیار تعهد در ادبیات متعهد چیست و با چه معیار و مبنایی میتوان ادب متعهد را تعریف کرد؟ اصطلاح ادب متعهد یا «الادب الملتزم» در قرن نوزدهم میلادی در اروپا پدید آمد و در حقیقت از شاخههای مکتب واقعگرایی در اروپاست. تعهد در ادبیات عربی و فارسی به صورت امروزی آن در یک قرن گذشته تحت تأثیر مکاتب ادبی اروپایی پدید آمده است. ناقدان و صاحبنظران معیارهای متفاوتی را در تعریف ادب متعهد مدنظر قرار دادهاند؛ معیارهایی مانند: اخلاق و تربیت، دین، ملیت، مسائل اجتماعی و مسائل انسانی. هر یک از این مبانی میتواند ملاک تعریف ادبیات خاصی به عنوان ادبیات متعهد گردد؛ اما اینکه کدام معیار به صحت و درستی نزدیکتر است، به تأمل نیاز دارد. به علاوه گاهی تناقضاتی در بیان معیارها پدید میآید که باید تکلیف آن روشن گردد. به هر حال تعریف ادبیات متعهد طی زمان شاهد تحول و دگرگونی نیز بوده است و تحت تأثیر تحولات اجتماعی، به سمت قبول معیارهای فراگیرتر و جهانیتر پیش رفته است.
فرهنگ نویسی درکشورهای مختلف سابقه ای طولانی دارد ، و در کشور ما نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است . محققین شروع تاریخ فرهنگ نگاری توسط ایرانیان را از اوایل قرن 9 میلادی می دانند که در مقایسه با کشورهای اروپایی از سابقه طولانی آن حکایت می کند . فرانسویها از قرن 16 ، انگلیسیها از قرن 17 و روسها از قرن 18 بدین امر همت گمارده اند . هدف این پژوهش مقایسه اجمالی فرهنگهای به چاپ رسیده و پر کاربرد دو زبانه روسی به فارسی و فارسی به روسی و ارائه قابلیتها و ویژگی های یک فرهنگ خوب می باشد .
ادبیات عامیانه، با آنکه به ظاهر ادبیاتی شفاهی و غیرمنشیانه است، ژرف ساختی فنی دارد که آن را با ادبیات منشیانه، در حوزه ای مشترک قرار میدهد. تنها تفاوت این دو ادبیات را میتوان در زمینة به کارگرفتن عناصر صوری دانست.این پژوهش برآن است خاطرنشان کند که صور خیال در هردو نوع ادبیات، اعم از عامیانه وغیرعامیانه، در طیفی مشابه و مشترک درحرکت اند. دیده میشود برخی از مخاطبان ادبیات، ادبیات و داستان های عامیانه را چندان جدی نمیگیرند و آن را از نوع فانتزی و غیرضروری برای زندگی تعبیر میکنند، درحالیکه چنین نیست و ادبیات از هرنوعی که باشد، مهم ترین عامل انتقال اندیشه و کارکرد آن برای هرچه دقیق تر و صحیح تر ارتباط و تفاهم انسانی است.