فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۴۵ مورد.
انواع ادبی و اضطراب های بشری با توجه به آرا پل تیلیش
حوزههای تخصصی:
یکی از نکات مهم در حوزه تطوّر انواع ادبی این است که غلبه یک گفتمان و جریان فرهنگی در دوره ای مشخص در پیدایش نوع ادبی خاص تأثیر انکارناپذیری دارد. اگر برخی منتقدان ادبی بر مبنای نظریه داروین و با توجه به طبیعت موجودات نظریه انواع ادبی را مطرح کردند، می توان بر مبنای دیدگاه پل تیلیش با توجه به اضطراب های روحی انسان در سه ساحت اضطراب وجودی (مرگ)، اخلاقی (گناه) و معنوی (پوچی و بی معنایی) نظریه تطوّر انواع ادبی را تبیین و تفسیر کرد. بر اساس این، نویسنده مقاله ضمن بررسی دیدگاه پل تیلیش در حوزه مورد نظر، سعی می کند با توجه به غلبه یک گفتمان فکری و بروز سنخ روانی خاص (اضطراب) در دوره ای مشخص، کیفیت ظهور نوع ادبی متجانس با آن گفتمان را تحلیل کند.
خوانش بینامتنی هزار و یک شب: بستر تلاقی ادبیات شرق و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های کلاسیک
- حوزههای تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
- حوزههای تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی بینامتنیت
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
تحلیل روایت شناختی سوره نوح (ع) بر مبنای دیدگاه رولان بارت و ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی یکی از رویکردهای نوین مشتق شده از زبان شناسی است که به بررسی فنون و ساختار روایت ها پرداخته و از این طریق، در صدد یافتن دستور زبان روایت است. استفاده از روش ها و نظریات مطرح شده در روایت شناسی، می تواند تحلیل بهتر و دقیق تری از داستان های قرآنی به دست دهد و جلوه های جدیدی از زیبایی و اعجاز قرآن را روشن سازد. سوره مبارکه نوح سوره ای است که سراسر آن به بیان داستان حضرت نوح (ع) اختصاص دارد و از این نظر، در بین تمامی سوره های قرآن کریم بی همتا است. هدف اصلی این مطالعه، استفاده از نظریات مطرح شده توسط دو تن از روایت شناسان ساختارگرای فرانسوی، رولان بارت و ژرار ژنت، برای تحلیل روایت شناختی این سوره است. روش این مطالعه توصیفی تحلیلی با رویکرد روایت شناختی می باشد. یافته های این مطالعه نشان می دهد تلفیق نظرات این دو اندیشمند در دو حوزه کارکردهای روایی و گفتمان روایی، الگوی مناسبی برای تحلیل داستان های قرآنی به دست می دهد. الگویی که از یک سو راه را برای دست یابی به معارف گنجانده شده در داستان ها می گشاید و از سوی دیگر، پرده از برخی زیبایی های ساختاری نهفته در داستان های قرآنی برمی دارد.
فرهنگ نویسی در ایران و شبه قاره هند و پاکستان و بهار عجم
حوزههای تخصصی:
الف - فرهنگ نویسی در ایران؛ظاهرا قدیمی ترین فرهنگهایی که به زبان های ایرانی تالیف شده مربوط به دوره ساسانیان است که از این دوره دو فرهنگ به جا مانده است.1- فرهنگ پهلویک، که معادل فارسی میانه هزوراش ها در آن آمده است.2- فرهنگ اوئیم – ایوک، که فرهنگ اوستایی به فارسی میانه است.البته سغدی زبانان مانوی در سغد نیز برای پهلوی اشکانی و فارسی میانه ترفانی فرهنگ هایی نوشته اند که از آنها آثاری قطعه قطعه در میان نوشته های کشف شده از ترفان به دست آمده است.اما فرهنگ نویسی برای فارسی دری ظاهرا از قرن پنجم ه، آغاز گردیده است، و تذکره نویسان از دو فرهنگ که در این قرن تالیف شده، نام برده اند، یکی «رساله» ابوحفص سغدی، و دیگری «تفاسیر فی لغه الفرس» تالیف شرف الزمان قطران بن منصور ارموی شاعر معروف قرن پنجم، که هیچیک از این کتاب ها به دست ما نرسیده است.قدیمیترین کتابی که در این زمینه در دست است، «فرهنگ اسدی» یا «لغت فرس اسدی» تالیف اسدی طوسی شاعر معروف است...
نقش و کارکرد بن مایه های توصیفی در منظومة ویس و رامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم نقد ادبی پرداختن به بن مایه های ادبیات داستانی است. بن مایه ها را از جهت اهمّیت و نقشی که در داستآن ها اعم از منظوم یا منثور دارند می توان به دو دستة بن مایه های ایستا و بن مایه های پویا تقسیم بندی کرد. توصیف ها در عین حال که انواع مختلفی را در بر می گیرند (توصیف بیانی از داستان است که راوی با نظرگاه خود به ترسیم محیط، اشیاء، سیمای ظاهری و باطنی شخصیّت ها می پردازد)، از بن مایه های ایستا به حساب می آیند و از این جهت که کنش و رویداد محسوب نمی شوند، در برابر بن مایه های روایی که در سیر علّی و معلولی قرار می گیرند، قابل حذف اند. امّا این بدین معنا نیست که بتوان اهمّیت درجة دومی را برای این نوع از بن مایه ها در برابر بن مایه های پویا قائل شد و از کارکردهای گوناگون آن ها (بیان حقیقت واقع، توضیح، تفخیم، جداسازی بخش های روایی، القاء گذر زمان، تزئین، تأثیر عاطفی، تمهید ساز، تعلیق، آگاهی دهندگی و ...) غافل ماند. مطالعه در حیطة روابطِ بن مایه های پویا و ایستا، روایت و توصیف، نقش و کارکردهای توصیف را در ادبیات داستانی بهتر تبیین می نماید، خصوصاً این که در بادی امر ظاهراً توصیف از ارزش ثانویه برخوردار است. در این مقال با توجه به منظومة عاشقانة ویس و رامین ِفخرالدین اسعد گرگانی، به مهم ترین کارکردهای توصیف پرداخته شده است.
نکته یابی از وقف نامه جامع الخیرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامع الخیرات از زمره وقف نامه های اواخر دوره ایلخانان است که نه تنها از نظر کیفیت و کمیت و نوع وقف و شرایط آن حایز اهمیت است، بلکه از محتوای آن می توان اطلاعات بسیار مفید فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی به دست آورددر این مقاله، سه برداشت یا به اصطلاح نکته یابی از متن وقف نامه صورت گرفته است.در برداشت نخست در پی آنیم که بدانیم واقفان، ثروت و سرمایه خویش را از کجا آورده بودند که توانسته اند بخشی از آن را که در معیارهای آن دوره بسیار زیاد بوده است، وقف کنند. همچنین با مقابله و مقایسه دو وقف نامه جامع الخیرات و ربع رشیدی نتیجه گرفته شده است که بخش اعظم آن از موقوفات خواجه رشیدالدین فضل اله همدانی بوده است.در برداشت دوم، با توجه به اینکه واقفان (سیدرکن الدین و سید شمس الدین)، یکی از موارد ده گانه موقوفات را «وقف بر بردگان آزادشده خودشان» قرار داده اند و بیشتر بردگان از مغولان بوده اند، ضمن ارایه نمونه منحصر به فرد نوع وقف، ثابت می شود که جامع الخیرات تنها منبعی است که در آن از برده بودن نژاد مغول در دوره حاکمیت آنان سخن به میان می آید. همچنین، شناسایی این گروه و علت برده شدن آنان بازگو می شود.در برداشت سوم،نگارنده قصد دارد اغراض و مقاصد واقفان را در زمینه ساخت رباط در اماکن مختلف و تعیین موقوفات برای آنها، که مورد دیگر وقف است، شناسایی کند. با توجه به محل ایجاد رباط های مذکور و اهمیت
جلوه هایى از جادوى مجاورت در مثنوى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله دربارهء یکى از شیوه هاى بلاغى یا ساختارهایى است که در متون ادبى و هنرى به چشم مى خورد. در این شیوه، هماهنگى و توازن آوایى مرجود در میان کلمات، معنى تازه مى آفریند, بدین معنى که موسیقى ایجاد شده از رهگذر وحدت یا تضاد صامتها و مصوتهاى کلمات با مفهو م مورد نظر شاعر هماهنگى و مطابقت دارد. بنابراین در این ساختار هنرى، موسیقى کلمات موجب تقویت معنى مى گردد، معانى متضادو دور از هم را بهیکدیگر نزدیک ساخته وحدت مى بخشد، گاهى با ایجاد ابزار بلاغى تازه معناى نو مى آفریند. نکته مهم دیگرى که باید به آن توجه نمود، این است که قلمرو این ساختار وسیعتر از انواع جناس مى باشد چراکه تجنیس تنها جنبهء لفظى وصو رى دارد اما این شیوه بلاغى هنگامى خودنمایى مى کندکه موسیقى صو رى کلمات معناى نو بیافریند، در نتیجه اگر به جاى کلماتى که از چنین ویژگى برخوردارند، از معادلهایى استفاده شود که فاقد این قابلیت هستند، در این صورت هماهنگى، توازن، وحدت و تأثیرى که قبلأ در انتقال معنى وجود داشت کاملأ محو خواهد شد.
شناسه فعل نه ضمیر متصل فاعلی است و نه نهاد اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
1. تکیه جمله
در این مقاله، هدف ما این است که جا و نقش تکیه را در جمله ساده فارسی بررسی کنیم. اما، قبل از آن، لازم است جمله ساده و تکیه جمله را تعریف کنیم. جمله ساده جمله ای است که، بر خلاف جمله مرکب (جمله دو یا چند فراکرد اصلی) و جمله مختلط (جمله متشکل از یک یا چند فراکرد اصلی)، دارای یک بند و در نتیجه یک فعل است.
در این مقاله، بحث ما محدود به جمله ساده است. جمله ساده را می توان، بر مبنایی نحوی، با الگوی کلی V (S)(X) نشان داد. در این الگو، پرانتز نشانه اختیاری بودن، S فاعل، V فعل و X بیانگر هر عنصر اعم از مفعول (مستقیم یا غیر مستقیم)، متمم و گروه حرف اضافه ای است. همچنین ترتیب عناصر در این الگو ترتیب عادی یا بی نشان است.
تکیه برجستگی یکی از هجاهای کلمه نسبت به هجاهای دیگر همان کلمه یا سایر کلمات جمله است. این تعریف، در واقع، دو پدیده مجزا را در بر می گیرد: یکی تکیه کلمه و آن برجسته ساختن یک هجای کلمه است نسبت به هجاهای دیگر همان کلمه با زیرتر ادا کردن آن؛ دیگری جمله و آن برجسته ساختن یکی از عناصر جمله است .
بازخوانی گفتارهای شمس تبریزی از دیدگاه زبان شناسی و نقد مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از شمس الدین محمد تبریزی، عارف بزرگ قرن هفتم، تنها گفتارهایی باقی مانده است که شاگردان او به شکل اثر مکتوب «مقالات شمس تبریزی» درآورده اند. لیکن از آنجا که شاگردان وی قداستی خاص برای سخنان شمس قائل بوده اند، در بیشتر موارد آنچه را که او می گفته عیناً می نوشته اند و این سبب شده تا زبان مقالات بسیار نزدیک به زبان گفتار باشد. با بررسی متن مقالات و در واقع بررسی شیوه گفتار شمس، درمی یابیم که وی با ساختارشکنی نحوی و زبانی و بهره گیری از امکانات فرازبانی، اثری منحصر به فرد ارائه کرده است که نوعی تفکر جهانی و انسانی را مطرح می کند و در حصار زمان و مکان نمی گنجد؛ تا آنجا که به گفته خود او، مخاطب آن شاید سال ها پس از او، پا به عرصه حیات گذارد. تکنیک ها و شگردهایی که شمس در گفتارهای خود برای ارتباط با مخاطب و بازسازی تجربه های شهودی عارفانه خود به کار می گیرد، امروزه مورد بحث منتقدان ادبی، زبان شناسان و محققان حوزه هرمنوتیک مدرن است. این مقاله با بررسی متن مقالات و مقایسه نظریات مطرح شده توسط شمس به ویژه در باب لفظ و معنا و همچنین با تحلیل ساختارشکنی های نحوی و زبانی نثر مقالات و تطبیق آنها با نظریات زبان شناسان معاصر، به تبیین این موضوع خواهد پرداخت که شمس، عارف و متفکری پیشرو در ادبیات عرفانی بوده است که با نبوغ ادبی و بی مانند خویش، اثری فراتر از زمان و مکان پدید آورده است. اثری که قابلیت بازخوانی در فضای علوم ادبی جدید را دارد و بسیاری از تئور ی های زبان شناسان را در برمی گیرد.
بازنگری در فرضیه فاعل درون گروه فعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر تعدیل ها و بازنگری های مهمی در قواعد ایکس تیره انجام شده است که تغییرات شایان توجهی را در سیمای نمودارهای درختی به دنبال داشته است. کوشش نگارنده در این نوشتار بر این است که یکی از جدیدترین فرضیه ها در درون نظریه حاکمیت و مرجع گزینی را که ناظر بر چگونگی روابط ساختاری بین عناصر موجود در جمله (بخصوص فاعل) است، مورد نقد و ارزیابی قرار دهد. اسپورتیش (1988) و به دنبال آن کوپ من و اسپورتیش (1991) در مقاله های جداگانه ای به بررسی جایگاه بنیادین فاعل در سطح درون ساخت جمله ها پرداخته و برخلاف تحلیل متعارف و معمول در نظریه ایکس تیره، برای فاعل جایگاهی در درون گروه فعلی متصور شده اند. به عقیده آنان، جایگاه مشخص گر گروه تصریفی (Spec.IP) برای فاعل، جایگاهی صرفا مشتق است که به دنبال حرکت گروه اسمی و ارتقای فاعل به آن جایگاه حاصل می شود. از این فرضیه با عنوان "فرضیه فاعل در درون گروه فعلی" یاد می شود. به نظر می رسد ادعای اسپورتیش (1988) مبنی بر وجود فاعل در درون گروه فعلی که بر پایه حرکت سورهای شناور (Floating quantifiers) در جمله های زبان فرانسه و انگلیسی مطرح شده است. با داده های زبان فارسی سازگاری ندارد. نگارنده بر این باور است در آن گونه جمله های زبان فارسی که در آنها از این سورها استفاده گردیده، فاعل در پی اعمال قاعده گشتاری حرکت گروه اسمی از جایگاه مشخص گر گروه تصریفی (Spec.IP) به جایگاه مشخص گر گروه متمم ساز (Spec.CP) منتقل می گردد و می توان آن را تنها یک فرآیند ساده مبتداساز به شمار آورد. بنابراین جایگاه روساختی فاعل را در زبان فارسی نمی توان یک جایگاه صرفا مشتق حاصل از ارتقای فاعل به آن جایگاه دانست.
تحلیل گفتمان انتقادی داستان کوتاه «ناخلف» نوشته سیّدمهدی شجاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی یکی از رویکردهای تحلیل گفتمان است که در آن با ارتقا بخشیدنِ تحلیل متن از سطح توصیف به سطح تبیین و با دخالت دادن عواملی همچون ایدئولوژی، قدرت، تاریخ و... به تفسیر متون پرداخته می شود. نورمن فرکلاف یکی از صاحب نظران برجسته در حوزه تحلیل گفتمان انتقادی است. به باور تحلیلگران گفتمان انتقادی، متون ادبی نیز مانند دیگر متون در خدمت ارتباط اند. از این رو، آن ها را نیز می توان با نگرش و روش انتقادی تحلیل کرد. در این مقاله کوشش شده است داستان کوتاه «ناخلف» از مجموعه داستان سانتاماریا، نوشته سیّدمهدی شجاعی، با توجّه به رویکرد فرکلاف در سه بخش توصیف، تبیین و تفسیر بازخوانی شود.
بررسی ساختارگرایانة پیرنگ حکایت های مرزبان نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی داستان و داستان واره های کهن فارسی، بر پایة روش ساختارگرایانه می تواند از منظری کلّی به شناسایی گونه های روایت پردازی در متون مختلف بینجامد. این نگاه کلّی، امکان مقایسه و تحلیل ساختارهای گوناگون روایات را فراهم می آورد و با بررسی متون مختلف از این منظر، می توان تحوّلات و سیر تکامل روایت پردازی در ادبیّات فارسی را به صورت تاریخی پیگیری کرد. در این مقاله، پیرنگ حکایت های مرزبان نامه بررسی می شود. این بررسی با نگاهی به روش ولادیمیر پراپ و با توجّه به نظریّات فرمالیست ها و ساختارگرایان در باب روایت انجام می شود. همة حکایت های مرزبان نامه در دو ساختار کلّی جای می گیرند. همچنین، کارکردهای هر یک از این دو الگو نیز مورد بررسی قرار گرفته اند. در الگوی اوّل کارکردهای آزمون، یاری و توفیق (یا نبودِ توفیق) و در الگوی دوم کارکردهای ادّعا، آزمون، یاری، اثبات (یا نفی) وجود دارند. به نظر می رسد در پیرنگ داستان های این متن، علاوه بر توالی و علّیّت، عنصر دیگری وجود دارد که باور نامیده شده است.
واژه نامه گویش گیلکی
دیر، وین یا دین؟
آسیب شناسی و نارسایی های درس نامه های نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی و آسیب شناسیِ چهار منبع از در س نامه های نقد ادبی تألیفِ استادان شمیسا، امامی، تسلیمی و شایگان فر، پرداخته می شود. این درس نامه با وجود فواید فراوانی همچون ملموس کردنِ مباحثِ نظریه های ادبی و نیز نقد عملی بر پایه متون ادبیِ فارسی ، نارسایی ها و ایراداتی هم دارند که امید است این نواقص با نقد و بررسی، رفع شوند. عمده این نارسایی ها و آسیب ها عبارتند از: 1) عدم تمایز میان نقد ادبی و نظریه ادبی؛ 2) فهم دیگرگون برخی نظریه های ادبی؛ 3) بی ارتباطیِ بین مقدماتِ درس نامه ها و مباحث مربوط به نظریه های ادبی؛ 4) گنجاندن بوطیقای ادبیِ پُست مدرنیسم در لوای نقد و نظریه ادبی؛ 5) تبیین و کاربستِ عملیِ غیر ضرورِ برخی نظریه ها؛ 6) تبیین غیر انتقادی برخی نظریه ها؛ 7) ارزیابیِ نادرست برخی نظریه ها؛ 8) بی توجهی به ادبیات معاصر به عنوان شاهد مثال ِتحلیلی برای نظریه های ادبی؛ 9) کم توّجهی به ادبیات داستانی (به ویژه ادبیات داستانیِ معاصر) در مقایسه با شعر.
نقد ادبی فمنیستی
حوزههای تخصصی: