کلیله و دمنه مشتمل بر مجموعه روایت هایی است که قهرمانان اصلی آن یعنی حیوانات دارای نقش و صفات انسانی هستند. همین ویژگی کلیله و دمنه بستر مناسبی جهت بررسی و تحلیل ظرایف و دقایق داستان های آن از منظر روایت شناسی ایجاد می کند. بر همین اساس پژوهش حاضر با استفاده از روایت شناسی لینت ولت به بررسی روایت «شیر، روباه و الاغ» کلیله و دمنه برگردان آگیتا محمدزاده پرداخته، نشان می دهد قصه های کلیله و دمنه که یک راوی انتزاعی برای باوراندن و القای پیامی خاص به مخاطبان کودک و نوجوان، آنها را تولید می کند، به مثابه یک گفتمان معنادار است که در آن یک برنامه روایی مشخص شکل می گیرد و به طورکلی بر آن است تا تبیین کند؛ «نقش راوی انتزاعی در بازگویی این داستان ها به چه شکل بوده است و معنا در این گفتمان ها چگونه تولید می شود؟». نتایج حاصل بیانگر آنست که؛ راوی انتزاعی با لایه لایه کردن متن نوعی سیالیت و پویایی در متن پدید آورده که موجب القای ایدئولوژی و نزدیک یا دور کردن مخاطب انتزاعی به باوری اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی می شود.
یتناول البحث الأسطوره ووظائفها فی دیوان عبد الوهاب البیّاتی، ویبیّن مفهومها لغه واصطلاحاً، ویتعرَّض إلى دوافع الأسطوره لدى الشاعر: الدوافع الذاتیَّه وهی ذات صله باهتمامات الشاعر والدوافع الفنِّیَّه، وهی ذات صله بطبیعه الشعر.
ویتناول أیضا توظیف الأسطوره فی شعره، فقد وظَّفها البیَّاتی توظیفا فکریا لخدمه أغراض سیاسیَّه واجتماعیَّه،وللتعبیر عن قلق الإنسان وخوفه ومعاناته،وتوظیفا جمالیا لإغناء النص الشعری فنِّیا ، ولإبراز أبعاد جمالیَّه فیه ذات صله بالتکثیف و الإیحاء، و بأسطره الواقع، وذات صله بإعاده الأسطوره إلى أرضها ثانیه.