فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۵۶۱ تا ۷٬۵۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۴۵ مورد.
تقریظنامه
حوزههای تخصصی:
درخت انجیر معابد احمد محمود
حوزههای تخصصی:
گفتگو: مادر مرد و دیگر نمی میرد
حوزههای تخصصی:
دایرة المعارف های شرق اسلامی
حوزههای تخصصی:
نمودها و کاربرد متفاوت «آرکائیسم» و «گویش سبزواری» در رمان کلیدر محمود دولت آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مجموعه آثار دولت آبادی و از جمله رمان کلیدر، همواره دو گزاره مهم و متمایز از مقوله هنجارگریزی و آشنایی زدایی، یعنی کاربرد گویش سبزواری و گرایش به آرکائیسم (باستان گرایی)، توجّه خواننده را به خود جلب می کند. خواننده در پاسخ به این پرسش که کدام واژه و ساختار صرفی و نحوی متن، برگرفته از متون نظم و نثر کهن و در واقع از مصادیق آرکائیسم است و کدام در زمره گویش (سبزواری) است، بسته به میزان آگاهی و شناخت خود از دو منبع یادشده، تقسیم بندی ای عرضه کرده و انتساب هایی صورت می دهد. در جستار حاضر، برای پاسخ به این پرسش، با بررسی رمان کلیدر و عرضه مصادیق هنجارگریزی بر معیار و سنجه متون نظم و نثر کهن و لغت نامه های فارسی، و همچنین پرس وجو از گویشوران گویش سبزواری، کوشش شده مرز آشکاری میان مصادیق این دو گرایش و کاربرد مشخص شود؛ حاصل این کار آن است که حجم بالایی از مصادیق هنجارگریزی در کلیدر، مربوط به آرکائیسم و انواع واژگانی، صرفی و نحوی آن است. در این میان، پاره ای از این دسته، در گویش سبزواری نیز کاربرد داشته و درواقع میان دو منبع، مشترک است؛ پاره ای نیز، تنها در متون کهن کاربرد داشته است؛ افزون بر این، دولت آبادی در کلیدر، واژگان و ساخت های صرفی و نحوی ای به کار گرفته است که تنها در گویش سبزواری (و یا دیگر گویش ها به ویژه خراسانی) دیده می شود. و امّا دسته دیگری از مصادیق هنجارگریزی را باید برخاسته از ذهن و زبان و حاصل تراوش قلم نویسنده دانست.
همصحبت رندان
بازنمایی مناسبات قدرت در گفتمان دبیری با تکیه بر «دستور الکاتب فی تعیین المراتب»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نامههای حکومتی و آثار مرتبط با آن (کتاب های انشا و ترسل) ، از مهمترین منابع و اسناد تاریخی هستند. دقت مؤلفان و دبیران در بازنمایی جایگاه و تعریف روابط میان کارگزاران اجتماعی (مردم و دستگاه حاکم) این متون را تابعی از نظام معنایی و فرهنگی زمان خود ساخته است. این متون آگاهانه گونهای از «مواجههی نابرابر» را بازنمایی میکنند و از این روی برای مطالعهی عناصر بازنمایی قدرت در گفتمان بسیار مناسباند. در این پژوهش دستورالکاتب فی تعیین المراتب بر اساس چهار مؤلفهی گفتمانمدار نامدهی، ساختار گذرایی، کاربرد الگوهای مختلف جمله و وجهیت به منظور تبیین چگونگی بازنمایی مناسبات قدرت، بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که مؤلفههای یاد شده در گفتمان دستورالکاتب نقشی کارآمد دارد، و نویسنده در بازنمایی مناسبات قدرت عملکردی دوسویه داشته است و شرع و دین به عنوان منابع قدرت پشتوانهی این گفتمان دوسویه بوده و در عین حال باعث هژمونیگرایی در متن شده است.
پژواک یک روایت
حوزههای تخصصی:
داستان همچون هنر بصری
حوزههای تخصصی:
خودکشی دروغ بزرگی است هیچ کس نمی تواند خودش را بکشد
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۹
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی
حوزههای تخصصی:
دستور زبان فارسی
منبع:
اخگر دی ۱۳۲۸ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
رودکی (2)
نگاره و تندیس فنا در اشعار صائب تبریزی
حوزههای تخصصی:
بررسی حاضر مفهوم فنا را از دیدگاه صائب تبریزی تحلیل می کند و ارتباط آن را با عناصر چهارگانه، به گونه یی که در ابیات وی درآمده است، می سنجد. (1) این بررسی شامل چهار گفتار است:
گفتار نخست، به هویت صائب می پردازد تا تأثیر زندگی شخصی، تحصیلات، همچنین محیط اجتماعی و حقایق تاریخی زمان و مکان او را در شکل پذیری بینش عارفانه اش شناسایی کند.از آنجا که مطالب مدون درباره ی صائب نسبتا اندک است، این بخش مفصل تر از آن است که می بایست.گفتار دوم، پیرامون تعبیر فنا در ابیات صائب بحث می کند.گفتار سوم، شیوه ی شاعری صائب را در پرداختن به مفهوم فنا تجزیه و تحلیل، و ارتباط عناصر چهارگانه را با مفهوم فنا در شعر صائب بررسی می کند؛چرا که این عناصر، علاوه بر تأثیرپذیری از شیوه ی شاعری وی، در ارتقای شیوه ی بیان او خطوط برجسته یی ترسیم می کند.گفتار چهارم، انگیزه ی صائب را در به کارگیری شیوه یی مطرح می سازد که وی برای ترسیم فنا برگزیده است.این بررسی با پایان سخن، خاتمه می یابد.