در میان شاعران عصر مشروطه، شعر ایرج میرزا، ازلحاظ کاربرد ویژة زبان و شگردهای کلامی - که آگاهانه بدان پرداخته است - جایگاهی ویژه دارد. وی با جسارتی هنرمندانه هنجارهای زبان رایج را در سطح های صرفی، نحوی و واژگانی، واجی و معنایی در هم می شکند و فضایی تازه در حیطة زبان ادبی ایجاد می کند و این کار را با زبانی ساده و روان انجام می دهد؛ به گونه ای که بی اغراق، می توان گفت در بین شاعران این عصر، شعر وی بیش از دیگران به زبان طبیعی نزدیک است.
این مقاله به بررسی پاره ای عملکردهای زبانی ایرج پرداخته و نشان داده است که وی چگونه به کمک این زبانِ ساده و روان، شعر خود را وسیلة بیان مفاهیم انقلابی، اجتماعی سیاسی، طنزآلود، شکوائیه و ... قرار داده و با بهره گیری از ترکیب های نوساخته و لطیفه پردازی های کم سابقه، خود را صاحبِ سبکی ویژه ساخته است.
این مقاله در رابطه با عشق عفیف و نگاه پاک سعدی است. درباره مفهوم عشق و مصداق آن در غزلهای سعدی-مانند برخی دیگر از موضوعاتی که بدان اشاره شد- میان سعدیپژوهان اختلاف نظر وجود دارد: برخی عشق او را زمینی و جسمانی، برخی با تاکید بر اندیشههای عرفانی سعدی، معشوق غزلهای سعدی را آسمانی و عرفانی شناختهاند و برخی دیگر با روشی معتدل، بخشی از سرودههای سعدی را عرفانی و بخشی دیگر را غیرعرفانی دانستهاند. آنچه در این مقاله در مورد آن صحبت شده بررسی نظریات مختلف در رابطه با این موضوع میباشد.