ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
۴۴۶۱.

نسبی گرایی در نقد ادبی جدید

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نظریه های ادبی غرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی
تعداد بازدید : ۳۱۳۳ تعداد دانلود : ۲۰۱۶
نسبی گرایی که در نظریه های نقادانه جدید، اصلی پذیرفته شده محسوب می شود، حاصل تحولات فکری ای است که ریشه در فلسفه پدیدارشناسیِ هوسِرل دارد و در نقد ادبی، بویژه با آرای نظریه پردازانِ «مکتب کنستانس» در نیمه دوم قرن بیستم رواج یافت. تا پیش از پیدایش این نظریه ها، سمت وسوی اصلیِ نقد ادبی را تلاش برای یافتن معنایی تغییرناپذیر در متن تشکیل می داد. این رویکردِ مطلق گرا، غایت نقد ادبی را در «کشفِ» معنایی می دید که مؤلف در مقام خداوندگارِ متن در آن استتار کرده است. در بخش نخستِ این مقاله، ابتدا به پس زمینه مطلق گرایی در نقد ادبی سنتی در قرن نوزدهم خواهیم پرداخت، سپس نشان خواهیم داد که حتی «نقد نو» در چند دهه نخستِ قرن بیستم- که داعیه رهانیدن متن از بند زندگینامه مؤلف و ملاحظات برون متنی ای مانند تاریخ را داشت-، در نهایت نتوانست از نسبی ستیزی در نقد مصون بماند. در بخش بعدی استدلال خواهیم کرد که دیدگاهِ پدیدارشناختی ای که ثنویت سوژه/ اُبژه را محل تردید قرار داد، راه را برای نسبی گرایی به منزله دیدگاهی نافذ در نقد ادبی جدید باز کرد. مطرح شدنِ «نظریه دریافت» توسط هانس رابرت یاوس و ولفگانگ آیزر سهم بسزایی در ترویج این نظر داشت که عملِ نقد ماهیتی بین الاذهانی و لزوماً نسبی دارد. بخش پایانیِ این مقاله، به نتیجه گیری از بحث های ارائه شده اختصاص دارد.
۴۴۶۲.

مدرنیسم در سینمای محسن مخملباف

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای هنر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی مکتب های ادبی مدرنیسم
تعداد بازدید : ۳۰۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۷۹
مجموعه آثارِ محسن مخملباف مشتمل بر رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، مقاله و فیلمنامه های کوتاه و بلند است. مخملباف در توضیح سابقه سینمایی خود تأکید می کند که فیلم هایش به چهار دوره مختلف تعلق دارند (منصوری،1377: 151): دوره اول شامل فیلم های «توبه نصوح»، «دو چشم بی سو»، «استعاذه و بایکوت» است؛ این فیلم ها بیش از هر چیز بیان کننده دغدغه های سیاسی یا دینی مخملباف هستند. دوره دوم شامل فیلم هایی مانند «دستفروش» (1367)، «بای سیکل ران» (1369) و «عروسی خوبان» (1369) می شود؛ دوره سوم نوبت عاشقی (1370)، «شب های زاینده رود» (1370)، «ناصرالدین شاه آکتور سینما» (1371)، «هنرپیشه» (1372)، « سلام سینما» (1374)، و «نون و گلدون» (1375) است و دوره چهارم، دوره فیلم هایی است که صبغه سوررئالیستی دارند؛ مثل «گبه» (1375).1 به نظر می رسد مخملباف در نیمه اول دهه 1360 اصول سینمایی پیشینش را کنار می گذارد و شروع به ساخت فیلم هایی می کند که با آثارِ اولیه اش تفاوتِ بسیار دارند. «دستفروش» -که نقطه عطفی در کارنامه سینمایی مخملباف محسوب می شود- تحسین منتقدان بین المللی را برانگیخت و پس از آن، «بای سیکل ران» و «عروسی خوبان» ابعاد تازه ای به سینمای مخملباف بخشیدند. می توان استدلال کرد که مخملباف در «دستفروش» و فیلم های بعدی اش، برخلاف نخستین فیلم هایش، دیدگاهی مدرن (هم از حیثِ مضامین و هم از حیثِ فنون) اتخاذ کرد. در این مقاله قصد داریم با رویکردی ادبی به بررسی ویژگی های مدرنیستیِ فیلم «دستفروش» بپردازیم.
۴۴۶۳.

بازخوانیِ فرمالیستی غزلی از بیدل

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات سبکها و جریانهای ادبی کلاسیک هندی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد فرمالیستی (صورتگرا)
تعداد بازدید : ۲۷۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۹۸
هنگامی که عناصر و اجزای اثر ادبی بررسی، و چگونگی پیوند آن ها با یکدیگر و ارتباط آن ها با ساختمانِ کلی اثر بازیابی می شود، خوانشی شکل مبنایانه (فرمالیستی) صورت گرفته است. با چنین خوانشی است که می توان درباره میزان پیوند اجزای اثر (پیوندهای افقی و عمودی) سخن گفت. در این مقاله، شکل و ساختار غزلی از بیدل دهلوی، با مطلع زیر(به یاریِ نشانه های درون متنی) بازخوانی شده است: یک تار مو گر از سر دنیا گذشته ای صد کهکشان ز اوج ثریا گذشته ای بن مایه این غزل در همه بیت ها «سفارشِ مکرّر به بازگشت به خویشتن و توجه به درون خود در بستر زمانِ شتابان و گذرا» ست. مضمونِ حرکت، عبور، گذر و دگرگونی در همه بیت های غزل گسترش یافته و جریان پیدا کرده است؛ امّا پیوندی که میان بیت های این غزل دیده می شود، «ساختاری اندام وار» را پدید نیاورده، بلکه هر سطرِ این غزل همچون مهره ای جداگانه است که با رشته ای (مضمونِ حرکت و گذر زمان) به هم پیوند یافته و گردنبندی (غزلی) را پدید آورده است.
۴۴۷۸.

گذری بر ارزش ادبی نهج البلاغه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی بلاغت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی
تعداد بازدید : ۳۱۴۶ تعداد دانلود : ۹۹۹
هر ملتی به طور حتم از لحاظ ادبی دارای آثاری است که به عنوان برگ زرینی در تاریخ آن ملت می درخشد و از افتخارات آنها محسوب می شود. ولی باید اذعان نمود که این شاهکارها از جنبه خاصی شاهکار محسوب می شوند، نه از همه ابعاد و جنبه ها. اما تامل در نهج البلاغه، گویای این حقیقت می باشد که سخنان علی (ع) محدود به زمینه خاصی نیست چرا که او انسان تکامل یافته ای در همه ابعاد وجود بشری است؛ شگفتی این مطلب زمانی دو چندان می شود که خالق این اثر نفیس، به ظاهر در هیچ کلاس درسی شرکت نداشته و از هیچ دانشمندی تلمذ ننموده است. در تایید این مطلب می توان به سخن ابن ابی الحدید اشاره کرد، که می نویسد:«فصاحت را ببین که چگونه زمام خود را به دست این مرد سپرده است ... سبحان الله! جوانی از عرب در شهری مانند مکه بزرگ می شود، با هیچ حکیمی برخورد نکرده است اما سخنانش در حکمت نظری بالا دست افلاطون و ارسطو قرار گرفته است؛ با اهل حکمت عملی شرکت نکرده اما از سقراط بالا رفته است ... » (شرح ابن ابی الحدید، ... ج 145:16). ولی در عمل زانوی ادب در محضر بزرگترین و حکیم ترین معلم بشریت زده تا آنجا که پیامبر گرامی (ص) او را دروازه شهر علم خود دانسته است و اینجاست که به فرموده امام خمینی (ره) باید با جرات و شهامت گفت: و ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه از امام معصوم ما است.
۴۴۷۹.

نکته هایی درباره وزن شعر حماسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸۸
سر در آوردن از وزن متقارب شعر فارسی آن چنان که در سروده های دقیقی و فردوسی و اخلاف آنان نمودار گشته به هیچ رو آسان نیست. نه تنها از سابقه آن، به دلیل فقدان مدارک، پاک بی خبریم بلکه میسرمان نیست معلوم سازیم که این سروده های به ظاهر همسان با یکی از اوزان شعر عربی بر سنتی ایرانی مبتنی است یا نه t. II, p, 187)، اساس فقه اللغه ایرانی (cf. N?ldEkE, Grundr d. iran Phil.). این وزن، آن چنان که اول بار در شاهنامه عرضه شده، نسبتا کهن می نماید چون به لحاظ شکل ثبات شایسته دارد و به لحاظ فن هر چه کامل تر است. ساختار آن معلوم است: هر مصرع آن چهار رکن به صورت و ترتیب زیر دارد: فعولن فعولن فعولن فعل یا --u --u --u -u همچنین می دانیم که این انگاره با اتقان هر چه بیشتر در اشعار شاعران پارسی گو به کار رفته و سراسر ابیات شاهنامه با آن مطابقت دارد. این وزن - در حالی که متناظر آن در شعر عربی پذیرای اختیاراتی گوناگون است و، به ویژه، در مواردی، به جای هر یک از رکن های فعولن رکن فعول می نشیند - در شعر فارسی ثابت و تغییرناپذیر است و این فرق نظرگیر اوزان در دو زبان مذکور از دیرباز خاطر نشان شده است. روکرت، شاعر و شرق شناس آلمانی،‌ این فرق را گوشزد ساخته بود و چنین می پنداشت (Z.D.M.G., X, p. 280 et suiv) که ایرانیان وزن متقارب را از اعراب به وام گرفتند و به آن اتقان بیشتری بخشیدند تا در برابر نهایت بی ثباتی کمیت در واژه های زبان خود واکنش نشان دهند. آقای نلدکه این فرض روکرت را بی آنکه با آن مخالفت کند گزارش کرده t. II, p. 188)، اساس فقه للغه ایرانی (Grundr. d. iran, Phil. هر چند برای آن شروط محدود کننده مهمی قایل شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان