فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۶۱ تا ۵٬۵۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
خواب جمعی
کاربرد گونه شناسی در تعیین اصالت نسخ خطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«گونه شناسی» شناخت کاربردهای زبان فارسی است درحوزه های جغرافیایی و دوره های مختلف، و تطبیق آن با متون فارسی. با سنجش مقوله های مختلف زبانی و بیانی هرمتن با متون دیگر می توان به مجموعه ای از همخوانی ها دست یافت،که همین همخوانی ها اساس کار درگونه شناسی است. بنا براصل گونه شناسی، هردست نوشت ویژگیهای زبانی و فرهنگی حوزه خویش را دارد و درصورت آمیزش آنها، ویژگیهای سبکی هرکدام از دست نوشته ها از آن ها گرفته می شود واصالت متن نهایی نیز مخدوش می گردد.
«شدت رواج واژگانی» نیز عامل دیگری است در تعیین تشابهات و تفاوت های حوز ه های زبانی متون کهن.
تبیین برخی کاستی های سنت قاموس نگاری فارسی
حوزههای تخصصی:
اشعار تازه رودکی
حوزههای تخصصی:
سپهری کلمات و گستره تخیل
حوزههای تخصصی:
مدار صفر درجه
حوزههای تخصصی:
روایات نجیب محفوظ فی ضوء النقد الاجتماعی مع عنایة خاصة بروایة ""أولاد حارتنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ أیّ أثر أدبی خاضع فی وجوده وتطوره للظروف الزمانیة والمکانیة التی تلعب الدور البارز فی ظهوره. ولا یمکن تصور وجود أثر أدبی خارجهما. یعتبر النقد الاجتماعی محاولة لإبراز العلاقة بین المجتمع والأدب فموضوع علم الاجتماع الأدبی وضع أساسه فی القرن التاسع عشر المیلادی، فقد طرحت شخصیات من مثل مدام دواستال وابیولیت تین وفلاسفة من مثل هیغل ومارکس مبادئ کانت التطورات التالیة تابعة لها. ولا شکّ فی أنّ ظهور الروایة کنوع أدبی کان تحت تأثیر ظروف اجتماعیة خاصة ومن ثم تأثر المجتمع بالروایة وبأفکار الروائیین، فهناک علاقة متبادلة بین الأثر الأدبی وبین المجتمع من حیث التأثیر والتأثر.
تحاول هذه الدراسة إلقاء الضوء علی جانب من روایات نجیب محفوظ فی ضوء النقد الاجتماعی مع الترکیز علی روایة أولاد حارتنا، ذلک أنّ نجیب محفوظ یعد من المهتمین بالجوانب الاجتماعیة فی آثاره الروائیة. کما أنّ آثاره الروائیة ترکت بصماتها علی المسار الاجتماعی فی المجتمع المصری.
غزلی چند در یک بحر و قافیه
منبع:
دانش دی ۱۳۲۹ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
ما علیه من
منبع:
کیان ۱۳۷۷ شماره ۴۵
حوزههای تخصصی:
کنایه های ترکیبی در غزلیات بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع کنایه های ترکیبی صناعتی است که از آمیختن دو صنعت بیانی کنایه و استعاره مکنیه با صنعت بدیعی ایهام پدید می آید و با آن که در سبک خراسانی نمونه هایی دارد و در سبک عراقی و شیوه آذربایجانی نیز توجّه بسیار بدان شده است، بیشترین فراوانی اش در سبک هندی است؛ به صورتی که شاید بتوان گفت که سبک سازترین صناعت در این شیوه است و از این روست که در منظری عام، تصوّر طرز هندی بدون آن و صناعات خویشاوندش محال می نماید. فراوانی این صنعت در غزلیات بیدل (1054-1132ق) نیز به حدّی است که به-طور متوسّط تقریباً در هر غزل او هست و آن هم بیش از یک بار. بررسی این صناعت در 300 غزل اتّفاقی از 2900 غزل عبدالقادر بیدل دهلوی، جستار کنونی را پدید آورده است. بیدل به یاری این صنعت چیزهایی گونه گون را (از طبیعت و برساخته های انسان گرفته، تا خُردترین حالات و حتی اسامی معنا) در جایگاه مستعارله به کار می برد و آن گاه کنایه هایی غالباً انسانی را، آمیخته به ایهام، بدانها نسبت می دهد و تصاویری نو می سازد.