این مقاله پژوهشی درباره «نوستالژی (غم غربت) در شعر معاصر فارسی» است. این موضوع به عنوان یکی از رفتارهای ناخودآگاه فرد، در شعر «فریدون مشیری» بررسی شده است. پس از ریشه شناسی و تعریف این واژه، با توجه به فرهنگ ها و بهره گیری از نظرات روان شناسان، به عوامل ایجاد غربت اشاره و در ادامه به ارتباط نوستالژی و خاطره پرداخته شده است. در بخش خاطره فردی به نوستالژی دوری از وطن به عنوان غم غربت و در بخش نوستالژی اجتماعی تحت عنوان شاعران و خاطره جمعی به دلتنگی شاعران برای اسطوره های ایران، با ذکر شواهد شعری پرداخته شده است.
نشانه های زبان شعر با بهره گیری از توان القایی حیرت انگیز ناشی از توان القایی زبان عادی و توان القایی منبعث از شگردهای هنری و انواع هنر مایه ها، از نشانه های زبان عادی فاصله می گیرند و کارکردی القایی می یابند.در نشانه شناسی القایی،نشانه های زبانی ، درنسبت تنگاتنگ با مصادیق خودو با انتزاع هنری و آفرینشگرانه مختصات معنایی انتزاع نشده از آنها ، خود درحکم دال هایی برای مدلول های قابل آفرینش شعری عمل می کنندو بدین سان دلالت زبانی را از دلات شعری، متمایز می دارند.نشانه های زبانی ، نشانه های آوایی، دلبخواهی یا نا انگیخته ، قراردادی و عهده دار امر ابلاغ پیام اند. در مقابل ، نشانه های شعری، نشانه هایی معنایی ، انگیخته ، غیر قراردادی و عهده دار امر القای پیام هستند.ملاحظات مصادیقی مبنای دال شعری، همانا حوزه تناسبات، انگیختگی ها، گریز ازقرار دادها، آفرینش های معانی برآمده از دل معانی دیگر یا معنای معطوف به معنا، القا و فراروی دال های شعری از نشانه های زبان ارتباطی است.القای شعری ، برعکس ابلاغ زبانی ، راه را بر مکاشفه و آفرینش سویه های غایب پیام و معناها و تعبیرهای ذهنی متلون و متموج درفضای پر ابهام ،پرمعنا و مه آلود و پراشارات و پر رمز و راز تصویر شده درشعر ، هموارمی سازدو شعر را به عرصه ای برای آفرینشگری خواننده تبدیل می کند.
فعل از عناصر اساسی ساخت جمله است و به همین دلیل از دوران باستان تا کنون مورد توجه محققان بوده است. این جزء در چارچوب نظریه های زبان شناسی جدید نیز از جنبه های مختلفی چون معنا، نقش، و ساخت صرفی و نحوی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.