فرهنگ لغت از جمله منابعی است که در طول روزگاران نگاه دارنده زبان، فرهنگ و دانش یک ملت به شمار می آید. روابط دینی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ملت ها با یکدیگر، همواره تاثیر بسزایی در به وجود آمدن این گونه آثار داشته است. به همین دلیل می بینیم که از یک سو ایرانیان، پس از ظهور اسلام، رفته رفته به تالیف کتاب های لغت عربی همت گماشتند و از سوی دیگر، مردمی که در دیار هندوستان به سر می بردند، به تالیف فرهنگ لغات فارسی و واژگان دخیل پرداختند که از بین آنها، فرهنگ موید الفضلا که در سال 925 ه. ق. به وسیله «محمدبن لاد دهلوی» با در نظر گرفتن حرف اول که واژه «کتاب» نامیده شده و نیز حرف آخر با عنوان «باب» و در سه فصل عربی، فارسی، ترکی تالیف شده، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این فرهنگ ارزشمند تنها دوبار در کشور هند، در دو جلد منتشر شده که متاسفانه این نسخه، در بسیاری جاها از دقت و امانت داری خالی است؛ بنابراین در این جا بر آن شدیم تا ضمن تصحیح فصول عربی و ترکی، با روشی التقاطی بین سه نسخه خطی مجلس، دانشگاه تهران، آستان قدس و نیز چاپ هندی، پاره ای از اشکالات و اشتباهات چاپ هند را خاطر نشان سازیم.
در این مقاله، ضمن ارایه تعریف های ادیبان گذشته و حال، از قافیه و بررسی جایگاه ادبی، هنری و موسیقایی آن در شعر فارسی، بر این نکته تاکید کرده ایم که قافیه بخشی از واژگان در دسترس هر شاعر است و واژه ای است که از زبان معیار برخاسته است و نقش و ارزشی سبکی دارد و همین که شاعر از میان دهها کلمه هم وزن و هم آهنگ، برخی از آنها را به عنوان قافیه انتخاب می کند و در شعرش می آورد، ناخود آگاه تشخص سبکی خود را نشان داده است. این تشخص سبکی در ویژگی های سبکی شعر آن شاعر و نیز سبک دوره (Period Style) در روزگار او ریشه دارد و شعر شاعر را برجسته می کند. در ادامه مقاله نمونه هایی از کارکردهای سبکی قافیه در شعر شاعران دوره های گوناگون را ارایه کرده ایم. یادآور می شود که در تحقیقات ادیبان معاصر به قافیه از منظر سبک شناسی توجه نشده است.
امروزه زبانشناسان، هجا را به عنوان یک واحد زبانی دارای اهمیت تلقی می نمایند و برای آن، ساختار داخلی و سلسله مراتبی قائلند. روانشناسان زبان نیز در نتیجه مطالعات متعدد خود بر روی فرایند تولید گفتار، اهمیت هجا را به عنوان یک واحد تولیدی در جریان تولید گفتار تایید کرده اند. در این مقاله تلاش می شود با بررسی پاره ای از خطاهای گفتار زبان فارسی، صحت ادعاهای فوق مورد بررسی قرار گیرد.
این نوشته مبحث مجاز را از دیدگاه بلاغیون و معنی شناسان بررسی می کند و سپس ضمن توضیح نظریه شعری یاکوبسن و تعریف او از قطب مجازی زبان، می کوشد تا چگونگی سازوکار این پدیده را در اشعار شاعران مدیحه پرداز توضیح دهد. به این منظور شعر منوچهری را به عنوان بهترین نماینده سبک نیمه اول قرن پنجم از نظر تصاویر شعری، مورد دقت نظر قرار می دهد؛ عملکرد دو محور ترکیب و انتخاب را در ابیاتی از شعر او بررسی می کند و نشان می دهد که چگونه کارکرد این دو محور بر قطب مجازی زبان، مدلول را از نظام زبان به مصداق موجود در جهان خارج از زبان نزدیکتر می کند. تمامی این فرآیندها شعری را پدیده می آورد که به رغم بهره گیری از آرایه ها و زیباییهای هنری از لحاظ زبانی هر چه بیشتر به زبان ارجاعی نزدیک و همواره معنی اندیش است.