فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۲۱ مورد.
«استقامت نامه»، اثری ناشناخته از قرن نهم هجری در شرح اسرار و مفاهیم استقامت(مقاله علمی وزارت علوم)
مقاله به زبان فرانسه: سلب به عنوان فرایند تولید معنا در گفتمان ادبی (La négation en tant que processus de la signification: le cas des discours littéraires)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلب به عنوان فرایند تولید معنا در گفتمان ادبی سمیه کریمینژاد دانشجوی دکتری آموزش زبان فرانسه، دانشگاه تربیت مدرس، تهران Somaye.kariminejad@yahoo.com حمید رضا شعیری دانشیار دانشگاه تربیت مدرس، تهران shairih@yahoo.fr پریوش صفا استادیار دانشگاه تربیت مدرس، تهران safap@modares.ac.ir لطفالله نبوی استادیار دانشگاه تربیت مدرس، تهران nabavi@modares.ac.ir 1392/2/ 1391 تاریخ پذیرش: 31 /11/ تاریخ دریافت: 17 سلب از دیرباز به عنوان موضوع مطالعه در زمینه های مختلف به ویژه فلسفه، منطق و خصوصا زبان شناسی مطرح بوده است. نشانه-معناشناسی، به عنوان تفکری کلی در زمینه سیستم نشانهها و به عنوان یک علم مرتبط به حوزه معنی سلب را به معنا مرتبط می سازد و اگر از یک فرآیند تولید معنا یک ایجاب ظاهر شود، جهش اولیه به مدد مولدی سلبی رخ داده است. به طور کلی در زمینه سلب رویکردها و نظریههای گوناگونی مطرح هستند. این گوناگونی توسط پیچیدگی سلب قابل توجیه است. در تحقیق حاضر سعی بر آن است که نشان داده شود تحقق یک گفتمان، ظهور نسبیت است. در واقع از دیدگاه نشانه-معنا شناسی سلبیت جزء لاینفک در فرایند تولید معنا می باشد؛ از طرفی از طریق اعمال سلب بر روی معنیِ خام و بی فرم و از طرف دیگر توسط اعمال سلب بر روی اولین تفاوت که باعث ظهور معنا میشوند. بنابراین در تحقیق حاضر سعی بر آن است که مفهوم سلب را مورد بررسی قرار داده و نقش آن را در فرایند تولید معنا از طریق گفتمانهای ادبی فارسی و فرانسه تحلیل کنیم و متوجه شویم چگونه گفتمان توسط سلب ساخته میشود؟ به عبارت دیگر هدف این مقاله توصیف شیوه های عملکرد سلب و بدین ترتیب بررسی نقش آن در تولید معنی در گفتمان ادبی است. کلمات کلیدی: سلب، تفاوت، نشانه- معنا شناسی، گفتمان ادبی، معنا
بررسی تطبیقی دو چاپ متفاوت از شاهنامه فردوسی بر مبنای علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر می کوشد برای بررسی چاپ های متفاوت از متون ادبی، با نگاهی مبتنی بر بلاغت، فرضیه ای پیشنهاد کند. پ رسش این است که علم معانی ضبط های مختار کدام چاپ را بیشتر تأیید می کند؟ فرضیه پیشنهادی این است که در مقایسه چاپ های متفاوت متون ادبی، می توان موازین علم معانی را به کار گرفت؛ هر چند می دانیم هر ضبطی را هم که ن سخه شناسی تأیید کند، لزوماً بلیغ تر نیست زیرا بسیاری از ابیات مشهور بر اساس براهین نسخه شناسی الحاقی هستند.
برای آزمایش این فرضیه یک داستان از «شاهنامه به کوشش جلال خالقی مطلق» با همان داستان از« نامه باستان گزارش و ویرایش میرجلال الدین کزازی» مقایسه می شود. در این مقایسه تفاوت های نحوی این دو چاپ که سرنوشت بلاغی متن را تعیین می کند مورد نظر است. اگر این فرضیه پذیرفتنی باشد نتیجه ذیل از آن به دست می آید: بررسی تطبیقی چاپ های متفاوت ه رکدام از متون ادبی به خ صوص ش اهنامه با تکیه بر شگردهای بلاغی می تواند در نسخه پژوهی به کار رود و موضوع پژوهش های نتیجه بخشی باشد.
ساخت روایی قصه در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمودار کلّی ساختار روایت در قصه های مثنوی تابع پیرنگی ساده و بی پیچش است؛ دریافت فراز و فرود و کشش و ایستایی قصه در مثنوی مستلزم توجه به این نکته است که ابیات روایی و روایت گریز از هم تشخیص داده شود. گذشته از این، فهم روایت توبرتویی (داستان در داستان) در مثنوی، به رهیافت عمیق تری از تشخیص حد و مرز روایت و روایت گریزی منتهی می شود. در این مقاله ضمن توضیح و ترسیم پیرنگ روایت در مثنوی، دو ویژگی تصنّع و تکرار (چندبارگی) نیز تشریح و تحلیل شده است. تصنّع در روایت به این معناست که شخصیت ها و کنش های داستانی به شدت سرسپردة موازین موعظه مدار نویسنده یا راوی دانای کل باشند؛ به این ترتیب، تلقی مخاطب از فرایند کلی قصه نیز می تواند با نوعی دلزدگی نسبی همراه باشد. همچنین با توجه به ظرفیت بینامتنی مثنوی و توجه آن به کلیشه های قصه پردازی پیش از خود، ویژگی تکرار در رگه های پیدا و پنهان روایت قصه های مثنوی محسوس و قابل باور است.
روایت شناسی داستان های کوتاه نادر ابراهیمی و اکرم هنیه (مطالعه موردی: داستان «غیرممکن» و «هزیمة شاطر حسن»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاه روایت شناسانه، با تأکید بر ساختار روایت می کوشد با عبور از رویه یا سطح و ساختار متن، به لایه های درونی آن دست یابد. در حقیقت، نویسنده با ایجاد نوع خاص روایت و راوی در داستان خود، سلسله ای زنجیروار از «نویسنده، پیام و گیرنده» را به کار می گیرد. در این پژوهش، تلاش شده است تا به روش توصیفی - تحلیلی، از یک سو با استفاده از فرضیة مدل کنشی گریماس، ارتباط میان شخصیّت های داستانی و از سوی دیگر به یاری
روایت شناسی پراپ یعنی فرایند پایدار و ناپایدار، ساختار و مناسبات درونی نشانه های متن دو داستان کوتاه «غیر ممکن» از نادر ابراهیمی، نویسندة ایرانی و «هزیمة شاطر حسن» (شکست شاطر حسن) از اکرم هنیه، نویسندة فلسطینی را مورد بررسی قرار دهد. نتایج نشان از آن دارند که این دو نویسنده با ایجاد نوع خاص روایت و راوی در داستان خود، سلسله ای زنجیروار از نویسنده، پیام و گیرنده را به کار گرفته اند. دو داستان مذکور از طرح بسیار مناسبی برخوردارند؛ چراکه هیچ حادثه ای در آن ها نیست که با کلّیت داستان بی ارتباط و در القای مفهوم کلّی داستان، نقشی نداشته باشد. زاویة دید در آن ها، دانای کلّ است و در طول روایت، صحنه پردازی های مختلف راوی قابل مشاهده اند. علاوه بر آن، به ندرت ممکن است شخصیّت اصلی، حامل کلّ جهان بینی یا اعتقادات یک نویسنده باشد؛ امّا بررسی این دو داستان نشان می دهد که ابراهیمی و هنیه به خوبی توانسته اند خود را تمام و کمال به صورت شخصیّت های اصلی داستان درآورند و به این وسیله، اعتقادات و جهان بینی خویش را در قالب این شخصیّت ها به خواننده ارائه نمایند. از دیگر نکاتی که این دو نویسنده به آن توجّه داشته اند، استفاده از داستان کوتاه برای به تصویر کشیدن اوضاع نابسامان مملکتشان است؛ زیرا در جوامعی که مدام دستخوش ناآرامی و بی ثباتیند، نویسنده بیشتر به نوشتن داستان کوتاه اکتفا می کند تا اوضاع سیاسی- اجتماعی جامعه تقریباً تثبیت یابد.
بازشناسی نشانه زبانی
تحلیل رمان چندآوایی «شطرنج با ماشین قیامت»
حوزههای تخصصی:
رمان شطرنج با ماشین قیامت، رمانی رئالیستی فلسفی است که ضمن اشاره به واقعیت های نبرد ایران و عراق، دیالوگ های فلسفی و خردمندانه بین شخصیت ها، کنجکاوی مخاطب را نسبت به دریافت و درک جواب پرسش هایی که درگیری ذهنی خود اوست برمی انگیزد.
کارکردهای متفاوت زبان رمان، زمینه تأویل پذیری متن را - خصوصاً وقتی به سمت دلالت های ضمنی و غیر صریح پیش می رود - فراهم کرده است. از سوی دیگر بحث و جدل های لفظی درباره بازی شطرنج و تطبیق آن با صحنه زندگی آدمیان، تک گویی های درونی راوی، چرخش های زمانی و پاسخ و پرسش های فلسفی و کلامی درباره آغاز آفرینش، جبر و اختیار و پدیده های محیطی، رمانی «چندآوایی» را آفریده است. در این پژوهش، نویسنده نداهای متفاوت اندیشه، زمان، رؤیا و بازی را در رمان «شطرنج با ماشین قیامت»، بر اساس نظر «میلان کوندرا» به شیوه توصیفی- تحلیلی تبیین می کند و به لحاظ اهمیت ماهیت زبان رمان، به کارکردهای زبان رمان و دلالت های نشانه شناختی که زمینه چندآوایی را فراهم کرده است؛ خواهد پرداخت.
بررسی عوامل مؤثر بر شتاب روایت در رمان شازده احتجاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژرار ژنت را می توان بزرگ ترین نظریه پرداز در زمینة بررسی «زمان در روایت» دانست. ژنت برای سنجش شتاب روایت، شمار صفحات رمان را بر زمان تقویمی بازنمایی شده در متن تقسیم می کند و نتیجه را معیار بررسی قرار می دهد. زمان در شازده احتجاب گلشیری پیشروی بسیار کندی دارد، اما در ذهن شازده و دیگر شخصیت های آن، با شتابی وصف ناپذیر در حال پیشروی و پسروی است. در لایة بیرونی رمان که زمان تقویمی بازتاب بیشتری دارد، می توان پیشروی کندی در زمان داستان احساس کرد که با الگوی ژنت همخوانی دارد. در بررسی شتاب روایت در این رمان، چه همة زندگی شازده را خط اصلی روایت بدانیم و چه شب پایانی زندگی او را خط اصلی و دیگر بخش های رمان را گذشته نگری بشماریم، عوامل کاهنده و افزایندة شتاب روایت یکسان است؛ اما با هریک از این دو رویکرد، اندازه تأثیرگذاری این عوامل دگرگون می شود. شتاب روایت در رویکرد نخست، بسیار تند و در دوم، بسیار کند است.
متن شناسی کتاب بهار دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب بهار دانش اثر عنایت الله کنبوه از آثار ادبیات فارسی در هند و از جمله پرخواننده ترین متون ادبی است که بیش از سیصد نسخه خطی و چندین شرح و فرهنگ از آن در دست است. کمتر کتابی است که تا این اندازه نسخه خطی داشته باشد. این کتاب سرمشق نویسندگی منشیان و کتاب درسی مکتب خانه ها و فارسی آموزان هندی بوده است؛ علاوه برآن حامل سبک داستان پردازی هندی نیز هست. این کتّاب جز ارزش های یاد شده، یکی از متون ادب عامه است. متنی اندک متفاوت که زبان آن نسبت به دیگر آثار این حوزه متکلّف و دشوار است. در این مقاله این متن ادبی مهم را بررسی و متن پژوهی می کنیم. در خلال معرفی متن و ارزشهای ادبی و سبکی و ویژگی های محتوایی و داستانی نویسنده معرفی و بن-مایه های داستانی کتاب نشان داده می شود.
معرفی کتاب: نشانه
تأثیرپذیری سهراب سپهری از عرفان شرق در حوزه اخلاق زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری، شاعر و نقاش مسلمان و طبیعت گرا، در گذر از کشورهای شرق دور، با عقاید و باورهای آنان آشنا و این آشنایی موجب شد که شعر او رنگی از عرفان و اخلاق آیین های شرقی به خود بگیرد. «هندوییسم»، «بودیسم»، «تائوییسم» و «ذنیسم»، اصلی ترین ادیان و آیین های کشورهای شرق دور (چین، هند، و ژاپن) هستند که سهراب تحت تأثیر آموزه های آنها به ویژه در حوزه اخلاق قرار گرفت؛ اخلاقی که هر سه حوزه فرد، اجتماع، و زیست کره را دربر می گیرد.
در این مقاله، پس از معرفی دیدگاه های ارزشی درباره اخلاق زیست محیطی، مباحث مربوط به اخلاق زمین در شعر سهراب و مطابقت آن با آیین های شرقی بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد که کانون ارزشی زیست محور در دیدگاه سپهری و آیین های شرق مشترک است.
گهرهای فراوان بر بام شعر گلچین (بررسی و تحلیل عواطف و درون مایه های شعر گلچین گیلانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عاطفه از بخشهای مهم شعر است و غالباً اصلیترین هدف شاعر از سرودن شعر انتقال عواطف و احساسات است. در واقع میزان تأثیر پذیری هر شاعر از محیط خارج و ترکیب آن با تجربیات قبل و بازسازی تصویری نو در ذهن، عاطفهی او نامیده میشود؛ به این ترتیب میان شاعران از جهت نوع عاطفه و بیان آن و نیز تأثیرگذاری بر خواننده تفاوتهایی اساسی وجود دارد. از آنجا که عاطفه و درونمایه ی شعر معلول تجارب شخصی شاعر است، با بررسی و تحلیل عواطف و درونمایههای یک شعر میتوان برخی از زوایای مبهم ذهن و زندگی شاعر آن را روشن نمود.
مجدالدین میرفخرایی (گلچین گیلانی) یکی از شعرای تأثیرگذار در گسترش شعر معاصر فارسی است. در این جستار ابتدا مختصری از زندگی گلچین گیلانی آوردهایم؛ آنگاه همراه با شاهد مثالهایی، به روشی توصیفی به عواطف و درونمایههای شعر گلچین از جمله عشق، غم و اندوه، امید و نومیدی، یادها و خاطرهها، وطن، تقدیر، مرگ و زندگی و راز هستی پرداختهایم.
مقاله به زبان انگلیسی: نقدهای داوران همتا به مقالات پژوهشی ارائه شده توسط پژوهشگران ایرانی؛ Peer Reviewers’ Comments on Research Articles Submitted by Iranian Researchers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داوری همتا نقشی تعیین کننده در سرنوشت نهایی مقالات پژوهشی ارائه شده به مجلات بین المللی انگلیسی زبان ایفا می کند. در تحقیق حاضر مجموعه ای از نقدهای داوران همتا در 32 مقاله ی پژوهشی در 3 رشته ی مختلف از تعدادی دانشجوی کارشناسی ارشد ایرانی مطالعه گردید و تجزیه و تحلیل محتوایی بر روی آنها انجام گرفت تا الگوهای ساختاری مشترک در بین نقدهای داوران و همچنین، پرتکرارترین انواع اشکالات تشخیص داده شده توسط داوران تعیین گردد. نتایج تحقیق آشکار نمود که نقدهای بررسی شده به لحاظ سازمان دهی ساختاری و نیز توازن مثبت/منفی نقطه نظرات از الگوی معینی پیروی کرده اند. همچنین، نتایج نشان داد که پرتکرارترین نوع اشکالات واردشده از سوی داوران، کاستی های مرتبط با محتوای پژوهش ها بوده است. ولیکن، از آنجا که اطلاعات علمی از طریق زبان منتقل می گردد و ضعف در محتوا اغلب با مسائل زبانی هم پوشانی دارد، لازم است نقدهای مربوط به کاربرد زبانی به اندازه ایرادات محتوایی حائز اهمیت تلقی گردند.