پیشینه انشا نویسی در ایران به دوره ساسانی می رسد که شامل اسناد رسمی و نیز نامه های خصوصی و بعضاً بیان سخنان بزرگان و نصایح اخلاقی و بندهای دینی بوده است. پس از اسلام، انشا نویسی از زمان تکوین زبان فارسی دری د دوره یعقوب لیث صفاری آغاز می شود و افرادی مثل محمد بن وصیف سگزی دبیر رسائل یعقوب و سپس ابوالفضل بیهقی و منشیان دیگر آن را پی می گیرند. با نفوذ زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره، انشانویسی در کنار فرهنگ و دستور نویسی به گونه ای چشمگیر مورد توجه ادیبان و منشیان قرار گرفته است آثار فراوانی در زمینه های گوناگون این فن چون منشات، رقعات، مراسلات و مکتوبات پدید می آید که به مراتب حجم این آثار در شبه قاره خیلی بیش از ایران است. سبک این آثار بیشتر مصنوع، همراه با سجع و قرینه و آراسته به صنایع لفظی و معنوی و گاه آوردن شعر در ضمن نثر است و تقریباً تمام ویژگیهای سبک نثر مصنوع در منشات دوره تیموری دیده می شود. البته منشاتی به زبان ساده هم در بین این آثار وجود دارد
می دانیم که کلمات بسیاری از زبان عربی وارد زبان ترکی شده است و هزاران کلمه عربی در این زبان به صورت و معنایی کاملا متفاوت با اصل خود به کار می رود. از سوی دیگر، ایرانیان نیز، پس از گرویدن به اسلام، چون دیگر اقوام مسلمان، کلمات بسیاری از زبان عربی گرفتند و بسیاری از این کلمات را به همان صورت [نوشتاری] و معنای اصلی به کار می برند و به برخی از آنها عناصر دیگری می افزایند. آنان صدها کلمه عربی را با ساختار زبان فارسی هماهنگ و همگون کرده اند. ترکیباتی از این دست که در گذشته پدید آمده اند، در فارسی امروز نیز متداول است. آشنایی ترکان با اسلام، همچون ایرانیان، به زمان خلافت عمر باز می گردد. رابطه بین ایرانیان و عثمانیان که به دین واحدی گرویده بودند، از آن زمان رو به افزایش گذاشت و در زمینه های گوناگون توسعه یافت و از آنجا تاثیر متقابل بین زبان ترکی و فارسی آغاز شد و هزاران واژه از زبان فارسی به زبان ترکی راه یافت. این دو زبان متاثر از یکدیگر بودند و هم زمان تحت تاثیر زبان عربی نیز قرار داشتند. این ویژگی در فرهنگ های لغت فارسی و ترکی کاملا مشهود است که گاه در برخی از صفحات همه کلمات از عربی گرفته شده اند. ترک ها، خصوصا در دوره عثمانی، برای زبان فارسی جایگاه مهمی قایل شده اند؛ در نتیجه، بسیاری از عالمان ترک، به ویژه در حوزه شعر و ادبیات، آثار خود را به زبان فارسی نوشته اند. در زبان ترکی، که، پس از زبان عربی، از زبان فارسی بیش از هر زبان دیگری متاثر شده بود، برخی کلمات عربی تبار به صورت فارسی آنها به کار رفته است.
برای خواننده مثنوی در بادی امر دریافت موضوع عقل مبهم و دشوار جلوه می کند؛ آیا عقل، در این کتاب دریاگونه مطابق اندیشه کدام یک از نحله ها تعریف شده است؟ آیا همان است که متکلمان، فلاسفه، علمای اخلاق، صوفیه - که عقل نزد هر یک از آنان تعریف جداگانه ای دارد.....
برخی از محققان، مکتب باروک و سبک هندی را بر یکدیگر منطبق دانسته اند. در این مقاله ضمن معرفی کتاب باروک و بررسی وجوه اشتراک و افتراق این دو مکتب، نتیجه گرفته شده است که مکتب باروک و هندی که در شرایط خاص و متفاوت در دو گیشه عالم پدیده آمده اند و تصادفا تقارن زمانی نیز دارند،....
در سال 1375 که مامور تدریس در دانشگاه داکا ”بنگلادش“ بودم، در نسخه های خطی آن دانشگاه به فرهنگ قرآنی کوچکی به نام ”مستخلص المعانی“ برخوردم که دو نسخه از آن در کتابخانه ”بنکی پور“ هند و ”ایندیا آفیس“ انگلستان وجود دارد. چیزی که بیش از همه در این فرهنگ جالب توجه است، وجود واژه های کهن فارسی است تا جایی که کهنگی آن را تا قرن پنج و شش پیش می برد.
کتاب از نویسنده ای ناشناس است که از خود با واژه «ضعیف» یاد می کند و انگیزیه پرداختن به آن را خواهش دوستان (غیر عرب زبان) که به علت غفلت در دوره جوانی به علوم دینی نپرداخته و نیازمند مطالعه در کلام آسمانی بودند، بیان می کند.
معانی قرآنی با کلماتی موجز و غیرمکرر از انتهای قرآن یعنی از سوره «الحمد و قل اعوذ برب الناس» آغاز و به سوره «بقره» پایان می پذیرد.