موضوع مورد بحث در این مقاله افقها و فضاهای جغرافیایی و هندسیی است که از رهگذر اشعار سعدی و حافظ بر روی ما گشوده می شوند و ما به درون آنها راه مییابیم. فضاها و افقهایی مثلا، از نوع «بامداد، صحرا، صومعه، خیمه، گلزار و خانه». نویسنده با سنجش همین فضاها و افقهای موجود در اشعار سعدی و حافظ مقایسهای بین این دو شاعر برجسته شیرازی انجام داده و ساختار شعر سعدی را اصالتا ساختاری مجاز بنیاد و ساختار شعر حافظ را ساختاری استعاره بنیاد و دلیل آن را سرشت آسان یاب و سهلالحصول بودن شعر سعدی و طبیعت رازآمیز و پرابهام شعر حافظ میداند.
این مقاله به بررسی عقاید سعدی در رابطه با اشعریه میپردازد و اعلام میکند سعدی با این که خود از فقه شافعی و کلام اشعری تبعیت میکرد ولی وقتی میخواهد ازنظامیه که در آن فقه شافعی و کلام اشعری تدریس میشد صحبت کند، گفته است: «روز و شب تلقین و تکرار بود» که این امر برخلاف نقش دانشگاه است که جای تحقیق و بررسی است. سعدی همچنین از عقل عملی در زندگی بهره برده و به بهترین وجه آن را در اشعارش بیان کرده است.