ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۱٬۰۴۹ مورد.
۱۰۰۱.

تحول و کارکرد اسطوره و حماسه در کتاب های تاریخی عهد مغول و ایلخانی (با تکیه بر تاریخ جهانگشای جوینی، جامع التورایخ رشیدالدین فضل الله و تاریخ وصاف)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۳۰۴
شرایط سیاسی و اجتماعی عهد مغول ایلخانی با حضور گسترده اساطیر و حماسه های ایرانی در کتاب های تاریخی این عهد پیوند دارد. اهداف متفاوت مورخان سبب تحول در کارکرد اسطوره و حماسه شده است. ازاین رو بررسی تحول در کاربرد اسطوره و حماسه در این منابع و شناخت ظرفیت های آن ضروری است. نتایج پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، به شرح ذیل است: الف) جوینی با الهام از شاهنامه، در پی خلق حماسه ای منثور بوده و برای تحقق اندیشه های مغول ستیزانه و ایران گرایانه خویش از شخصیت ها و فضای حماسی بهره برده است. او با زیرکی به تشبیه خوارزمشاهیان به ایرانیان و مغولان به تورانیان، تاریخ را بر مبنای حماسه تأویل کرده و به بازآفرینی نبردهای حماسی ایرانیان پرداخته است؛ ب)رشیدالدین فضل الله جایگاه بسزایی در آشنایی بیگانگان با مفاهیم و اندیشه های ایران شهری دارد. او در پی بسترسازی برای بازآفرینی اندیشه های سیاسی ایران باستان از جمله شاه و ایران شهر است؛ ج) وصاف با بیان شیوه حکمرانی شاهان اساطیری و تاریخی ایران درصدد فرهنگ پذیری و کاهش بدخویی مغولان و ایلخانان است تا از آنان شاهانی با آیین ایرانی تربیت کند. همچنین، وصاف اسطوره و حماسه را برای تفاخر به هنر نویسندگی خویش به خدمت گرفته است.
۱۰۰۲.

دیاسپورا و فلسفه تنهایی در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
موضوع مهاجرت فردی یا کوچ قومی، یکی از مهمترین موضوعات جامعه بشری از آغاز تاریخ تا کنون بوده و هست. این اهمیت تا بدان درجه است که مسلمانان، تاریخ هجرت را مبنا و مبدا تاریخ قرار داده اند. «پراکندگی جمعیت ها» با «مهاجرت» همراه است و این دو، دو روی یک سکه اند. پراکندگی جمعیتی و مهاجرت ، فرهنگ و ادبیات و هر آن چه را از فرهنگ و هنر وجود دارد منتشر می کند. این مقاله ابتدا به بررسی دیدگاه های مختلف درباره دیاسپورا که یکی از نمود های برجسته مهاجرت است می پردازد و در نهایت به نمود انواع دیاسپورا در حوزه شاهنامه فردوسی و در ارتباط با یکی از مهمترین موضوع ها و چالش های بشری، یعنی تنهایی، پرداخته می شود. چرا که همه این دیاسپوراها، تنها بودن یا تنهایی را به دنبال خود دارند. تنهایی همراه با درد و رنجی بسیار زیاد که در برخی چهره های شاهنامه، هم-چون ضحاک، به زندگی ناگزیر و رنجناک ابدی، در بعضی، هم چون گشتاسب و سام، به خیر و نیکی و در تعداد قابل توجهی، هم چون کیخسرو، لهراسب، سیاوش، سهراب، فرود و جریره، به فاجعه می انجامد. این واکاوی دیاسپورا با موضوع تنهایی، همراه با تقسیم بندی هایی از منظر درون سرزمینی یا برون سرزمینی بودن، خودخواسته یا ناخواسته بودن، به فرجام یا بدفرجام بودن و تعیین شرایط اجتماعی، سنی، جنسیتی و موقعیتی می باشد که توسط نویسنده انجام پذیرفته است و جز کتاب مهاجرت در ادبیات و هنر که فقط به موضوع مهاجرت که بخشی و وجهی از دیاسپورا است پرداخته است و وارد حوزه ادبیات ایران و به ویژه شاهنامه نگردیده است، هیچ پیشینه پژوهشی دیگری در این حوزه وجود ندارد.
۱۰۰۳.

تحلیل انتقادی گفتمان رمان لم یزرع بر اساس رویکرد فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۱۷
در ادبیات معاصر، مقارن با  جنگ ایران و عراق گونه ای به نام ادبیات دفاع مقدس در انواع و قالب های مختلف ازجمله «رمان» پدیدار شده و تا به امروز که چهار دهه از جنگ می گذرد، به رشد و ماندگاری خویش ادامه داده است. در رمان های دفاع مقدس، همسو با تغییراتی که در فرایندهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه صورت گرفته است، شاهد تحول تدریجی و پیدایش گفتمان های تازه ای هستیم. رمان لم یزرع محمدرضا بایرامی ازجمله این رمان ها است که با  طرح گفتمانی کاملاً متفاوت نسبت به آثار پیشین، در دهه نود به نگارش در آمده است. این جستار در پی آن است که با بازخوانش رمان لم یزرع در قالب رویکرد انتقادی نورمن فرکلاف به شیوه توصیفی-تحلیلی، گفتمان های موجود در آن را مورد کاوش قرار دهد و پاسخگوی این پرسش باشد که آیا گفتمان حاکم بر فضای داستان در خدمت حفظ روابط قدرت ایدئولوژیک در لایه های ساختار اجتماعی صورت بندی شده یا در جهت تضعیف و دگرگونی آن است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسنده رمان لم یزرع با بازنمایی تحولات ناشی از هژمونی گفتمان اعتدال در سطوح سیاسی- اجتماعی- فرهنگی جامعه ایران در دهه نود به ویژه تغییر در مرکز ثقل فرهنگی جامعه، درصدد انتقاد از نظام معنایی مسلط بر دوران جنگ و تضعیف روابط قدرت موجود در لایه های ساختار اجتماعی این دوره برآمده است. در این میان، مهم ترین مؤلفه ای که در گفتمان لم یزرع برجسته سازی شده و دیگر مؤلفه ها به حول آن مفصل بندی شده، اجتناب از ایدئولوژی های متعصبانه است که در هر شکل و در هر سطحی زاینده تنش و جنگ شناخته شده اند.
۱۰۰۴.

جریان شناسی شعر پایداری در ادبیات ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۰
جستار حاضر به جریان شناسی شعر پایداری ترکیه پرداخته است و جریان های ادبی مختلف ترکیه را که اشاعه دهند ه مولفه هایی مثل آزادی، عدالت، ظلم ستیزی، ملی گرایی، جنگ، میهن، دین و... بوده اند، معرفی کرده است. در این پژوهش موضوع جنگ به خاطر گستردگی آن در تاریخ و ادبیات ترکیه بیشتر مورد بحث قرار گرفته است؛ اما در کنار آن، جریان های آزادی خواه، انسان محور و سوسیالیستی نیز معرفی شده اند. طبق بررسی های انجام شده در دور ه مشروطه، وقتی هنوز شاعران به طور کامل از ادبیات عثمانی جدا نشده اند می توان ادبیات ارزش محوری را دید که نگاهی سلحشورانه به جنگ دارد و مفاهیمی مثل دین، شهادت، میهن و پیروزی ها و شکست ها را بسط می دهد. با رخ دادن جنگ جهانی دوم ادبیات ترکیه دگرگون شده، چهره ای سوسیالیستی به خود می گیرد. تغییرات حاصل از جنگ جهانی دوم باعث می شود ادبیات پایداری ترکیه از ادبیاتی سلحشورانه و ارزش محور به ادبیاتی انتقادی و جنگ ستیز تبدیل شود که در آن موضوعاتی چون اجتماع، مردم و سیاست بسیار برجسته اند. یافته ها که با تکیه بر منبع پژوهی مستقیم و به شیو ه کتابخانه ای به دست آمده اند، نشان می دهند شاعران در این بُرهه نگاهی انسانی دارند و در پی گسترش شعر ضد جنگ هستند. هم این که چنین رویکردی در ادبیات ترکیه با اتمام جنگ جهانی دوم خاتمه نمی یابد؛ بلکه شاعران ترک همواره با پرداختن به مضامین پایداری همسو با تحولات اجتماعی پیش می روند .
۱۰۰۵.

نقد و ارزیابی توصیفی تحلیلی مقالات نوشته شده درباب منظومه کوش نامه از آغاز تا سال ۱۴۰۱(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۶
منظومه های حماسی با محوریت پهلوانان و شخصیت های اسطوره ای اغلب در ادامه داستان های شاهنامه و تکمیل کننده آن هاست. یکی از مهم ترین متون پهلوانی، منظومه کوش نامه اثر ایران شان بن ابی الخیر است که در اوایل قرن ششم هجری سروده شده است. در چند دهه اخیر با رشد تصحیح متون کهن فارسی، این گونه آثار با متونی منقح و چاپ هایی ارزنده در اختیار پژوهش گران قرار گرفته است و براساس آن ها موجی از پژوهش ها و مقاله ها ایجاد شده است. این آثار تحقیقی از یک دستی ساختاری و ارزش محتوایی هم سانی برخوردار نیست. بنابراین در مقاله حاضر به معرفی و شناساندن این پژوهش ها و واکاوی و ارزیابی ساختار و محتوای هریک از این آثار پرداخته شده تا تصویری بهتر از منظومه کوش نامه و حوزه های تحقیقی آن ترسیم و وجوه کارآمد و ناکارآمد پژوهش ها شناسایی شود. مجموع این مطالعات و دسته بندی ها افزون بر این که دیدگاه منسجمی از مقالات عرصه کوش نامه به مخاطبان می دهد، دستاوردهای متعددی دربرداشته که نمایان گر برتری ها و کاستی های این پژوهش هاست. ناهم خوانی عنوان و محتوا، تحلیل های شتاب زده و گاه نامتقن، بیان مطالب تکراری، انتخاب موضوع های نامناسب ازجمله ویژگی های منفی و تنوع موضوعی مقالات، تصحیح دوباره ابیات مبهم، توجه به جغرافیای گسترده منظومه و بررسی های تطبیقی کوش نامه با شاهنامه و سایر منظومه های حماسی، از برجسته ترین ویژگی های مثبت پژوهش ها محسوب می شود.
۱۰۰۶.

بررسی قصه ها و اساطیر راه یافته در آن ها با تأکید بر رویکرد اکوفمینیسم (انتخاب موردی دوازده قصه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۴۷
اکوفمینیسم با دغدغه طرفداری از حقوق زنان، به دنبال پاسخی قانع کننده برای بحران های زیست محیطی و مصائب زنان در جامعه مردسالار است و اساس کار خود را بر پایه اشتراکات زن و طبیعت بنا نهاده است. این رویکرد نو، معتقد است مردان در پیوند با قدرت و همچنین با اتکا بر ابزارهای فرهنگی، رویکردی سلطه محور بر زنان و طبیعت دارند. اکوفمینیست ها با پیش کشیدن اساطیر و نمادهای کهن در جست وجوی مجموعه بینش های تاریخی مسلط بر ذهنیت جوامع اولیه هستند که نمایان کننده یگانگی طبیعت و زنان است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی بر آن است تا روایات و اساطیر به کار رفته در دوازده قصه انتخابی را طبق رویکرد اکوفمینیسم بررسی کند و می کوشد با نگاهی به گذشته، اهمیت جایگاه زنان در جامعه و صیانت از طبیعت را به انسان ها یادآور شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الگوهای نمادین موجود در قصه ها در رابطه با زن زمین، زن آب، زن درخت و زن حیوانات خبر از ریشه های در هم تنیده زنان و طبیعت می دهند. رویکرد رفتاری و نحوه نقش آفرینی قدرت مردان در جامعه مردسالار، موجب تسلط و سرکوب زنان و به حاشیه راندن شأن حضور زنان در اجتماع می شود.
۱۰۰۷.

تحلیل افسانه «زروان خدای» روستای زروان در منطقه لارستان با تکیه بر بن مایه های اساطیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۳
از دیرباز تاکنون یکی از دغدغه های انسان، چگونگی برخورد با طبیعت، توجیه و فرجام کار جهان بوده است. به همین منظور در زندگی خویش به دنبال چگونگی پیدایش جهان، آفرینش انسان و فرجام او بوده است. یکی از باورهای آفرینش، داستان زروان خدای روستای زروان منطقه لارستان است که با اسطوره زروان پیوند دارد و تأثیری ژرف در اندیشه و زندگی مردم گذاشته است. نگارندگان در این جستار کوشیده اند داستان زروان خدای را با توجه به اسطوره زروان و بن مایه های اساطیری آن بررسی کنند. روش پژوهش در این جستار، میدانی و کتابخانه ای است؛ نگارندگان، نخست به روش میدانی و مصاحبه با افراد کهن سال، داستان زروان خدای را شنیده، ضبط کرده و کامل ترین روایت را مبنا قرار داده اند. در گام بعد، با استفاده از منابع کتابخانه ای، داستان زروان خدای و اسطوره زروان با یکدیگر مقایسه شده، بن مایه های اساطیری استخراج و با روی کرد توصیفی- تطبیقی تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد داستان زروان خدای و اسطوره زروان، دارای مضامین مشترک و تفاوت هایی است که موجب شکل گیری باورها و اعتقاداتی شده است و پس از گذشت قرن ها هم چنان در زندگی مردم نمود دارد. هم چنین گفتنی است بن مایه های اساطیری در بخش های زیر بررسی شده است: 1. تقدیرگرایی. 2. جادو. 3. قربانی خروس و مُثله کردن بدن قربانی. 4. دخیل بستن بر درخت انار. 5. درخت گز. 6. کشتن فرزند . 7.غار نماد برکت. 8. نگاه منفی به زن. 9- تأثیر دعا و قربانی. 10. عدد 7. 11. کوه.
۱۰۰۸.

تحلیل تطبیقی مؤلّفه های مشترک ادبیات سلحشوری و پایداری در کتب درسی دوره متوسطه دوم طی دهه های( 80 و 90)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۹۶
این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی مؤلفه های مشترک ادبیات سلحشوری و پایداری در کتب فارسی متوسّطه دوم طی دهه های ۸۰  و ۹۰ انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل چهار عنوان کتاب فارسی دهم، یازدهم، دوازدهم و پیش دانشگاهی به همراه تغییرات و تحولات آن ها در طی بیست سال است. یافته ها نشان می دهد که این دو گونه ادبی، علی رغم تفاوت ها، دارای وجوه مشترکی هستند و نقش کلیدی در انتقال مفاهیم والای مقاومت، ایثار و دفاع از ارزش های ملّی و دینی ایفا می کنند. همچنین برای دفاع مشروع در برابر ظلم، بر رویکرد حقیقت جویانه تأکید دارند. دو عنصر ستیز یا تاب آوری در برابر هر نوع اعمال قدرت نامشروع، در ذات آن ها نهفته است و دو مقوله ستیهندگی و عشق و ستیهندگی و ایمان جزء فصل ذاتی آن ها به حساب می آیند. ادبیات سلحشوری در کتاب های درسی توانسته است دو عنصر ملّت ساز یعنی تاریخ و زبان را متّحد و یکپارچه نگه دارد؛ به طوری که روایت های شاهنامه در کتاب های درسی یکدیگر را نقض نکرده اند؛ بلکه مکمل هم بوده اند. ادبیّات پایداری نیز امروزه توانسته است در کتاب های درسی یکپارچگی سیاسی و جغرافیایی ایران و یکپارچگی اقوام ایرانی را با دستاوردهای خود حفظ نماید.  بررسی ها نشان می دهد که سه اتّفاق مهم در کتاب های درسی رخ داده است. اتّفاق اوّل این است که با همسویی ادبیّات سلحشوری و پایداری از ملّی گرایی ادبیّات سلحشوری کاسته شده و بر ظلم و استبداد ستیزی آن تأکید بیشتری شده است. اتّفاق دوم این است که در تغییر و تحولات کتب درسی از حجم ادبیات سلحشوری کاسته شده و بر حجم ادبیّات پایداری افزوده شده است. اتّفاق سوم این است که با مطرح شدن موضوعات جدید، ادبیّات سلحشوری مانند بهشت گمشده، نمود و جلوه خود را از دست داده است. پیشنهاد می شود وزارت آموزش و پرورش با تشکیل کارگروهی از نخبگان حوزه های ادبیّات، علوم تربیتی و برنامه ریزی درسی، گام های مؤثرتری را در راستای غنی سازی و تعدیل محتوای کتب فارسی دوره متوسّطه دوم بردارد و با کاستن از یک سویی و یک جانبه گرایی در تقویت مؤلفه های مشترک ادبیّات سلحشوری و پایداری بکوشد.
۱۰۰۹.

دلگشا نامه را کدام «آزاد» سروده بود؟ (تحلیل و اثبات سرایش دلگشا نامه توسط آزادکشمیری در تطبیق با تنها «تکمله رسمی» حمله حیدری باذل مشهدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۰۴
دلگشانامه، نام حماسه ای منظوم متعلّق به دوره گورکانی در خون خواهی مختار پس از شهادت امام حسین(ع) است. این اثر چنان که در خود ابیات اشاره شده است، سروده فردی به نام آزاد است؛ اما عدم وجود تصریح منابع در ذکر هویت سراینده و برخی ابهامات باعث شده که این منظومه به محمّدعلی آزادکشمیری، میرزاارجمند آزادکشمیری ، آزاد بلگرامی و یا محمّدصادق آزادکشمیری نسبت داده شود. در این جستار، برخلاف منابع دیگر، برای اثبات هویت سراینده از خود متن اشعار و به ویژه تطبیق منظومه با دیگر منظومه حماسی دینی سروده آزاد کشمیری، حمله حیدری استفاده کنیم که تنها تکمله رسمی حمله باذل مشهدی بوده، به خواست خاندان باذل سروده شده است. اقرار شاعر به سرودن دلگشانامه در این منظومه و تناسب های سبکی دو منظومه، دلایل این جستار برای اثبات هویت سراینده بوده است. هم چنین این جستار درباره اظهار انتساب شاعر به طهران در یکی از ابیات منظومه، با ذکر مستنداتی این فرضیه را طرح کرده که این شاعر شاخص حماسه سرای سبک هندی، اصالت خود را نه به طهران ری که به طهران اصفهان (تیران) نسبت داده، یا دودمانش اصفهانی بوده، یا به علت آرزوی بازگشت به پایتخت ایران و مرکز تحولات ادبی عصر این ادعا را کرده است.
۱۰۱۰.

بررسی شورش بهرام چوبینه و فرار خسروپرویز به روم در شاهنامه و دیگر منابع تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۷۶
داستان شورش بهرام چوبینه و فرار خسروپرویز به روم، در شاهنامه و دیگر منابع تاریخی به تفصیل بیان شده است. در منابع فارسی و عربی مسیر فرار خسرو به روم و حوداثی که او در آن جا از سر می گذراند، به اجمال بیان شده است و مورخان درباره این بخش از پادشاهی او اتفاق نظر ندارد؛ علاوه بر منابع فارسی و عربی، به این داستان در منابع بیزانسی، ارمنی و سریانی نیز اشاره شده است. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای انجام شده ، به بررسی این داستان، در شاهنامه و دیگر منابع تاریخی و مقایسه آن ها با یکدیگر، پرداخته شده است. با بررسی منابع مختلف روشن شد، منبع فردوسی که به واسطه شاهنامه ابومنصوری به خدای نامه می رسد، مفصل ترین تحریر خدای نامه بوده است؛ چرا که فردوسی و پس از او مؤلف نهایه الارب، کامل ترین و دقیق ترین روایت را از این داستان بیان می کنند. روایت فردوسی در بیان این داستان، آن چنان دقیق است که می توان از شاهنامه به عنوان یک مأخذ تاریخی در تحقیقات مربوط به ساسانیان بهره برد. در منابع بیزانسی و ارمنی، تاریخ تئوفیلاکت و اخبار سعرت، نزدیک ترین روایت را به شاهنامه دارند؛ با توجه به مشابهت بسیار این منابع با یک دیگر و از آن جا که برخی از مؤلفان مأخذ خود را بیان می کنند، با کنار هم قرار دادن این داستان ها و روایات دیگری نظیر آن، ممکن است بتوان از آن ها در رسیدن به شناخت تازه ای از خدای نامه بهره برد.
۱۰۱۱.

تحلیل غیریت سازی در گفتمانِ زبان حماسی و نقش آن در هم بستگی ملّی(نمونه مورد بررسی: بانوگشسب نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۸۵
حماسه ها، با تکیه و تأکیدی که بر زبان، تاریخ، پیشینه فرهنگی و مرزهای جغرافیایی یک ملّت دارند، بیش از دیگر گونه های ادبی، با هویّت ملّی و هم بستگی و وفاق جمعی در پیوند هستند. آن چه موجب چنین هویّت سازی و وفاق هژمونیکی در حماسه ها می گردد ، کاربستِ زبان به گونه ای ویژه است؛ این بدان معناست که شاعر حماسه سرا در زبان حماسی، با تکیه بر غیریت سازی، از گفتمانی پویا بهره می برد و بدین گونه، برتری سیاسی اجتماعی مورد نظر خویش را ایجاد می کند. در پژوهش پیش روی، با روی کرد تحلیلی توصیفی به بررسی بانوگشسب نامه می پردازیم و هم زمان به ارائه نمونه هایی از منطق هم ارزی و منطق تفاوت در این اثر حماسی خواهیم پرداخت؛ مقولاتی که در نهایت، غیریت سازی را محقق می نمایند. ضمن بررسی بانوگشسب نامه با این روش به این نتیجه می رسیم که برایندِ این غیریت سازی حاکم بر گفتمان زبان حماسی، پررنگ شدن مرزهای فرهنگی و برجسته سازی هویّت ایرانی است؛ مقوله مفهومی که درک و بازشناختِ آن در دوره تقابل فرهنگی و سیاسی قدرت ها در راستای احیای هویّت ملّی و دست یابی به سعادت جمعیِ یک ملّت، ضروری است.
۱۰۱۲.

آسیب شناسی مبانی و بنیان های ِاسطوره پژوهی در ایران در حوزه مطالعات متن شناختی، کارکرد گرایی و نظریه پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۴
آسیب شناسی اسطوره پژوهی در ایران، درچارچوبِ مطالعات متن شناختی، کارکرد گرایی و نظریه پژوهی، فرآیند اسطوره پژوهی را در ایران، بارورتر می سازد. اسطوره پژوهی درایران– با خاستگاه دانشگاهی و یا غیر دانشگاهی – به دور از نظام طبقه بندی جهانی و در نگاهی جزیره وار، بیشتر به تک نگاری اساطیر ایران و پژوهش های متن شناختی پرداخته است. در این پژوهش، تمایزی بیناسطوره شناسی بر پایه مکتب های این حوزه در غرب و نظریه پژوهی بااسطوره پژوهی رایج در میان پژوهشگران ایرانی قایل می شویم که با این مکتب ها، نظریه ها وکارکردهای اسطوره شناسی کم و بیش ناآشنایند. اسطوره پژوهی درایران، از آفت های گوناگونی در این حوزه رنج می برد ازجمله: تمرکز بر متن به جای ژرف ساخت اساطیری، روایت پردازی و صرفِ شارح بودن، آشنایی اندک با مکتب های اسطوره شناسی، نگاه جزیی گرا، روش مند نبودن اسطوره پژوهی، آشنایی اندک با مطالعات میان رشته ای، رویکرد اثبات گرا به جای فرااثبات گرا، کاستی های ناشی از ترجمه متن های اسطوره شناسی غربی، بی توجهی به نقش سیّال اساطیر، کم توجّهی به هدف های اسطوره شناسی، بی توجّهی به خوانش اسطوره های ایرانی در طبقه بندی منسجم جهانی، کم توجّهی به کارکرد اساطیر در کاربَست علوم دیگر، یکسان انگاری قلمرو تاریخ و اسطوره و نبودِ رشته تخصصی اسطوره شناسی در دانشگاه های ایران. نویسندگان در این مقاله می کوشند به آسیب شناسی اسطوره پژوهی درایران بپردازند و شماری از این آفت ها و کاستی ها را برشمارند و راهکارهایی در زدودن این آفت ها به دست دهند.
۱۰۱۳.

واکاوی سویه های «تعریض» و کارکردهای آن در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۳
تعریض یا گواژه بیانی غیرمستقیم و تأمل برانگیز است که در آثار ادبی، به ویژه حماسه از گستردگی بالایی برخوردار است. این شیوه بیان هنری در شاهنامه، به عنوان عالی ترین اثر حماسی، بازتابی فراگیر دارد. فردوسی آگاهانه و با اشراف بر دقایق سخن پهلوانی از ظرفیّت های گوناگون تعریض در جهت غنی تر نمودن اثر خویش سود می جوید. این پژوهش می کوشد به بررسی و تحلیل کمّی و کیفی تعریض در شاهنامه از سه دیدگاه «ساختار سخن تعریضی»، «محتوای سخن تعریضی» و «سطوح شخصیتی در تعریض» بپردازد. بررسی ها آشکار می سازد ساختار سخن تعریضی را می توان به زبانی و ادبی تقسیم بندی کرد. در بخش زبانی شیوه های بیان تعریض متنوّع، گسترده و به زبان عامه نزدیک است. در بخش ادبی نیز، تعریض ها در ساختار صناعتی با خاستگاه مردمی، هم چون تمثیل، کنایه، استعاره تهکمیّه و... نمود می یابند. به دلیل ماهیّت روایی شاهنامه تعریض های زبانی بسامد بالاتری دارند. درون مایه تعریض های شاهنامه نیز در خور تأمل است که اهم آن عبارتند از تعریض های ساختاری وابسته به بافت روایت، تعریض به جنگ آوری و پهلوانی، تعریض به عدم خردمندی و... . در بحث طرفین گفت وگو نیز بیش ترین تعریض ها از زبان پهلوانان غیرهم نژاد و سپس پادشاهان بیان می شود و گاه فردوسی نیز در مرزشکنی های روایی به شخصیت ها تعریض می زند. هم چنین تعریض در شاهنامه دارای سه کارکرد و هدف اساسی ازجمله نقش اندرزی و تنبیهی، تحقق حوادث منطقی داستان، آگاهی فردوسی از اثربخشی تعریض در روایت حماسی است.
۱۰۱۴.

جرائم نظامی و مجازات های آن در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
جرائم نظامی در شاهنامه به جهت ارتباط تنگاتنگی که با مقوله امنیت اجتماعی و ملی، برقراری نظم و حفظ اقتدار سیاسی کشور دارند با سخت ترین و سنگین ترین برخوردها و مجازات ها همراه اند و در نوع خود، نشان دهنده وجود قواعدی کلی، میان دولت های پیشین در برخورد با چنین جرائمی نیز هستند. بر این اساس، یکی از مهم ترین موضوعات در ساختار قوانین و روی کردهای شاهان شاهنامه در حوزه جرائم نظامی تعریف می شود که بر مسؤولیت ایشان در قبال حفظ نظم سیاسی، توان امنیتی کشور و تضمین حقوق مردم تأکید دارد. پژوهش پیش رو با بررسی انواع جرائم نظامی در شاهنامه و مجازات های صادره برای این نوع جرائم، نشان خواهد داد که جدای از سرپیچی ها و خودسری های نظامیان در جنگ ها یا در برابر فرمان های نظامی، بخش مهمی از جرائمی که سرداران و سپاهیان درجات پایین تر مرتکب می شدند، در برابر مردم عادی و در قالب جرائم مالی (مصادره، غارت یا تخریب اموال) صورت می گرفت. از این روی، تلاش درجهت کاهش بسترهای اجتماعی- اقتصادیِ ارتکاب این نوع جرائم از طریق توجه به حقوق، مزایا و نیازهای سپاهیان، و نیز بهره گیری از انواع روی کردها و سیاست های بازدارنده (هشدارها، نظارت های پنهانی، مجازات های شدید و آنی و صدور انواع جریمه های مالی و غیرمالی و تأدیبی) یکی از پرتکرارترین مضامین را در اندرزها و فرمان های شاهان شاهنامه به خود اختصاص داده که بیش ترین آن ها نیز از سوی انوشیروان دیده می شوند.
۱۰۱۵.

بررسی تطبیقی الهه باروری در اساطیر ایران و میان رودان با عین الحیات و جهان افروز در داراب نامه بیغمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۵۳
اساطیر در روند دگردیسی خود، در حماسه های عامیانه فارسی با چهره ای دیگر ادامه حیات داده اند که در این میان ایزدبانوان، اهمّیّت به سزایی دارند. در این پژوهش تجسّم الهه باروری اساطیر ایران (آناهیتا) و اساطیر میان رودان (ایشتر و اینانا) در زن- قهرمانان داراب نامه بیغمی از نظرگاه اسطوره شناسی تطبیقی، تحلیل می شود. با بررسی داراب نامه، جلوه الهه های مادر را در نام و خویش کاری های دو شخصیّت عین الحیات و جهان افروز می توان یافت . کاربرد نمادین عناصر آب و ستاره در نام این شخصیّت ها، نمادهای درخت، ماه، عدد سه و هم چنین کارکردهایی هم چون جنگاوری، خنیاگری و طرب، شهوت گرایی، نجابت و پاکدامنی، سوگواری، غرور، از دست دادن معشوق، ازدواج مقدّس این پیوند را محکم می کند. با توجه به کاربرد فراوان نماد درخت، نوعی گیاه تباری در شخصیّت عین الحیات قابل تبیین است. بنابراین فرضیه نگارنده مبتنی بر این است که الهه های اساطیر ایران و میان رودان، در گذر از اعصار، به جلوه ای دیگر در شخصیّت های زن حماسه های عامیانه نمود یافته اند. در این پژوهش با روش توصیفی- تطبیقی تکرار الگوی اسطوره ایزدگیاهی شهیدشونده و الهه باروری را در داراب نامه تحلیل و تأثیر اساطیر ایران و میان رودان را بر داراب نامه بیغمی بررسی کرده ایم.
۱۰۱۶.

مطالعه آئین ازدواج در دو حماسه جهانی شاهنامه و رامایانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۶۷
ازدواج از موضوعات بحث برانگیز در آثار حماسی جهان است. ازدواج در آثار حماسی دارای فرجامی خوش و گاهاً غم انگیز است که موجب شورش، جنگ و خونریزی، نابودی پادشاهان می گردد. ازدواج سنگ بنای هر جامعه ای است که تأمین کننده نیازهای روانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی انسان است و در عین حال یک پدیده فرهنگی است که نزد هر ملّتی رنگ خاصّی به خود گرفته است. پژوهش حاضر با روی کردی توصیفی- تحلیلی و خوانشی تطبیقی به روش آمریکایی به بررسی بن مایه ها و آیین ازدواج در شاهنامه و رامایانا پرداخته است. با توجّه به اهمیّت نتیجه اسطوره ها و حماسه ها در دنیای کنونی و انتقال آداب و رسوم و فرهنگ هر جامعه ای، ضرورت این پژوهش احساس شد. حاصل از این پژوهش دست یابی به بن مایه های همانند آزمون ازدواج، آداب و رسوم ازدواج، پیشگامی و آزادی دختر در ازدواج و برون مرز همسری است. در شاهنامه بسامد برون مرز همسری بیشتر از رامایانا مشهود است که همین امر باعث سفر و جستجوی پهلوانان شده است. در واقع آئین ازدواج در ایران با توجه به نوع آن موقّتی یا پایدار بودن آن شامل رسومات مختلفی است. و در فرهنگ مردم هند بیشتر با آئین های مذهبی همراه است. به طور کلی بن مایه ها و اساس اولیه ازدواج در شاهنامه و رامایانا دارای وجوه مشترک و متفاوتی است که در میان آن برون مرز همسری و آزمون ازدواج دارای اشتراکات فراوانی در این دو فرهنگ است. هر دو فرهنگ تلاش داشته اند تا هدف از سفرهای پهلوانان خود را توجیه کنند و از جانب دیگر بر انتخاب همسر توسط زن اصرار داشته اند.
۱۰۱۷.

اسفندیار؛ مناقشه تحقق یا عدم تحقق فردیّت در شخصیت او(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۶۰
اسفندیار شاهنامه، یکی از چهره های مهم تاریخ اسطوره ای و حماسی ایران است. پیچیدگی شخصیت او بستر مناسبی برای تفسیر و نظریه پردازی پیرامون این شخصیت، کنش و رفتار او به وجود آورده است. در این مقاله می کوشیم با استفاده از نظریات یونگ به بررسی هفت خوان اسفندیار و مناقشه «فردیّت یافتگی» در شخصیت او بپردازیم و تحقیقاتی را که سعی کرده اند گذر این شخصیت اسطوره ای از هفت خوان را به مثابه فردیت یافتگی وی تلقّی نمایند، به چالش بکشیم. می دانیم استفاده از نظریات تحلیلی جدید در بررسی متون حماسی می تواند زوایای تازه ای از آن ها را پیش روی محققان باز کند. از نکات مهم در حیات پهلوانی اسفندیار مسأله «هفت خوان» است که تحلیل های مختلفی را به دنبال داشته است. پژوهش های انجام شده در این باب، با تکیه بر نظریات یونگ، در قیاس با «هفت خوان رستم» غالباً به نقطه واحدی نظر دارند و آن، این که اسفندیار نیز مانند ابرقهرمان اسطوره ای ایران با عبور از هفت خوان توانسته به «فردیّت» و «کمال» دست یابد. در حالی که مرحله بازگشت این پهلوان از هفت خوان و به ویژه کنش های مهم و تأثیرگذار او در مراحل پایانی عمر، خلاف نتایج تحقیقات اخیر را اثبات می کند. ما در گفتار حاضر با استناد به همان روی کرد یونگی که پژوهش های پیشین بر آن استوارند، نشان خواهیم داد که فرایند فردیّت و کمال به دلیل یکی شدن اسفندیار با کهن الگوی «نقاب» و تسلط «سایه» بر شخصیت او، برای وی محقق نشده است و صِرف عبور از هفت خوان، مدعای این تحقیقات را مبنی بر دست یابی اسفندیار به «فردیّت»، تأیید نمی کند.
۱۰۱۸.

قدرت جادویی اشیا در شاهنامه: طبقه بندی و تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۸۶
شیوه تعامل شخصیت های شاهنامه با بسیاری از اشیا، و باورهای آنها درباره این اشیا نشان می دهند که برای بسیاری از این اشیا قدرت هایی جادویی و خارق العاده قائل شده اند. هدف اصلی این مقاله تحلیل و طبقه بندی منشأ قدرت های جادویی این اشیا بر مبنای علیت های جادویی است. روش ما تحلیل محتوای کیفی (قیاسی-استقرایی) است. برای تعیین و استخراج نمودهای باورجادویی در باب قدرت جادویی اشیا از نظریات صاحب نظرانی چون کاسیرر، سابوتسکی، موس، فریزر و... استفاده کردیم. در مرحله بعد بر مبنای همین بنیاد نظری به پیگیری منشأ قدرت جادویی این اشیا در شاهنامه پرداختیم. یافته های ما نشان می دهد این نیروی جادویی همواره از طریق واسطه هایی به این اشیا منتقل می شود. این واسطه های انتقالِ قدرت جادویی را در شاهنامه به این صورت طبقه بندی کردیم: شخصیت های غیرانسانی (حیوانات، گیاهان و دیوان)، شخصیت های انسانی (نیاکان فرهمند، شاهان فرهمند، پیامبران، اشخاص مرتبط با اهریمن)، مکان های خاص (افلاک و آسمان ها، مکان های ماورایی، مکان های دربردارنده عناصر مقدس). در برخی نمونه ها، اشیای جادویی با چند واسطه به منشأ قدرت متصل می شوند. این واسطه ها همگی مستقیم یا غیرمستقیم به منشایی رازآلود و مبهم می رسند که واجد دو وجه اهورایی یا اهریمنیست و ما آن را منشأ اصلی قدرت جادویی، و واسطه های فوق را منشأهای فرعی نامیدیم.
۱۰۱۹.

واکاوی عناصر جاودانگی بخش در اسطوره های ملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
جاودانگی پدیده ای عام فرهنگی-تمدنی و برآمده از خاستگاهی روانی و غرایز وآمال انسان از زمان های کهن است. جاودانگی به عنوان یک امر اندیشگانی به مرور زمان دارای زیرشاخه ها و کارکردها و آیین هایی شده است که می تواند از جهات متعدد بررسی شود. انسان برای رسیدن به جاودانگی از عواملی باوری و عناصری طبیعی استفاده کرده است که در این پژوهش به بررسی این نوع عناصر و عوامل در اساطیر جهان پرداخته می شود. این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی و در محدوده کتب تالیفی فارسی و ترجمه شده صورت می گیرد. بنا بر این محدوده پژوهش، مشخص می شود که فقط در اساطیر چند ملت از جمله ایران، چین، یونان، بین النهرین، مصر و هند عناصر جاودانگی قابل مشاهده است. بر اساس این پژوهش، مهم ترین عامل جاودانگی بخش، پدیده ماورایی مبتنی بر اراده خدایان است. علاوه بر اراده خدایان، برای تحقق این امر از عناصری طبیعی نیز برای رسیدن به این مهم استفاده شده است؛ عناصری از قبیل آب، گیاه، غذا، میوه، اکسیر جاودانگی، مکان، شیر و آتش به ترتیب از جمله این عوامل طبیعی است. همچنین مشخص می شود که سه عنصر آب، خاک و آتش از عناصر اربعه، در تلفیق با کهن الگو جاودانگی، عامل جاودانگی بخشی نیز شده اند.
۱۰۲۰.

اشتاد یا اسپاد؟ ویرایش دو نام در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۷
در پادشاهی شیرویه در شاهنامه یکی از بزرگان «اشتاگشسپ» نام دارد که باوجوداینکه تاکنون ویراستاران و گزارندگان شاهنامه تردیدی در درستیِ آن نداشته اند، اما نقش، جایگاه و ریختِ نام او در دستنویس های شاهنامه و نیز در منابع تاریخی با آشفتگی زیادی همراه است. بررسی دقیق منابع برای بازسازی نامِ درست و شناخت درست ترِ این شخص سه فایده دارد: دانش تاریخ ساسانی را گسترش می دهد، به ویرایش شاهنامه کمک می کند و کمکی است در نام شناسی و ریشه شناسیِ تاریخی ساسانی. در این جستار ریخت های گوناگون نام «اشتاگشسپ»، در شاهنامه و منابع تاریخی، شناسایی و سپس ارزیابی و سنجش شده تا ریختِ درستِ این نام در خدای نامه، شاهنامه ابومنصوری و شاهنامه فردوسی، گمانه زنی و بازسازی شود. چند دلیل برای برتری دادنِ «اسپادگشنسپ» بر «استاد/ اشتادگشنسپ» ارائه شده و می بایست فردوسی «اسپاگشسپ» به-کار برده باشد، پس این ریخت در تمام دستنویس ها، تحریف یا تصحیف شده است. درنتیجه پیشنهاد می شود در شاهنامه «اشتاگشسپ» و «اشتاد» به «اسپاگشسپ» و «اسپاد» ویرایش شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان