فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۵٬۷۵۷ مورد.
کوتاه سروده و ادبیات پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات معاصر فارسی-به خصوص در حوزه مقاومت و پایداری-تحت تاثیر مناسبت های جهانی و تغییراتی که در جهان بینی انسان معاصر و انتظار او از هنر به وجود آمده، به سوی کوتاه گویی و کوتاه سرایی گرایش یافته است. کوتاه گویی هر چند ویژگی ذاتی آثار هنری و ادبی است و در ادوار پیشین نیز با شکل های مختلف خود رواج داشته است، اما در روزگار معاصر شکل ها، انگیزه ها و تکنیک های ویژه ای یافته، به گونه ای که می توان کوتاه گویی را جریان غالب و شگرد عمده شعر معاصر و شعر دفاع مقدس دانست. کوتاه سرایی در ادبیات فارسی دارای گونه های مختلف و جالب توجه و ویژگی های منحصر به فردی است که سبب تمایز آن از جریان های ادبی سایر زبان ها از جمله قالب های ژاپنی می گردد.به علاوه، زمینه ها و درونمایه های اختصاص یافته به کوتاه سرایی نیز-هر چند که بسیار متنوع است، قابل طبقه بندی در گروه های معدود می باشد که ویژگی عمده این گروه ها گذرا و آنی بودن است. لذا می توان کوتاه سروده ها را به نحوی شعر لحظه ها نیز نامید.
مقدمه ای بر مجموعه مراسلات رسمی: دیوان سلجوقیان و خوارزمشاهیان و اوایل عهد مغولان
حوزههای تخصصی:
چهار روایت از عشق مجنون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوگنامه لیلی و مجنون رمانی است با عشقی شورانگیز که راه به مرزهای عشق مطلق می برد. «مجنون لیلی» مردی پاکباخته و صادق است که عشق را هم به طفیل غم عشق می خواهد. هر چند در دیوان او آثاری از کامیابی دو دلداده وجود دارد، عشق او معروف به عشق عذری است که عفت، کتمان و غمخوارگی و ناکامی از لوازم آن است. مجنون، متزلزل و ناشکیبا و خود کم بین است و لیلی، محکوم محیط حرمسرایی تازیان است که بر موقعیت مجنون فلک زده غبطه می خورد. این داستان بر اساس نوعی جبر است که قهرمان، تسلیم آن است. ابن سلام قربانی سوم، تلخکام به دیار عدم می رود. پدر مجنون در طلبش آواره بیابانهاست و پدر لیلی طیاره سوار راه غفلت و بر همزن روزگار لیلی. در این مقاله تراژدی لیلی و مجنون از دیدگاه سه شاعر بزرگ فارسی: نظامی، امیر خسرو دهلوی و جامی با توجه به دیوان مجنون و منابع عربی بررسی می شود در عین حال که در عشق عذری و حتی وجود مجنون به دیده شک نگریسته می شود.
تصورات استعلایی و نمادهای عروج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از نمادهای رایج در فرهنگهای مختلف نماد عروج است. نگارنده در این نوشتار سعی بر آن دارد تا انگاره های متعدد این نماد را پیش چشم آورد. پدیده تصور رابطه ای تنگاتنگ با نماد عروج دارد. در این نوشتار از نظرات متخصصان مختلف از جمله باشلار، لوروا گورهان و نیز از مثالهای گوناگون در زمینه انسان شناسی فرهنگی کمک گرفته شده است. طرح مساله نمادهای عروج و الگوهای دیرینه از دشواری خاصی برخوردار است که شاید محقق نماد شناسی را در مسیر بررسی و تعبیر دچار سردرگمی کند. گستردگی این دسته از نمادها در فرهنگ بشری از حوصله نوشتاری مختصر خارج است ؛ به ویژه تحقیق جامع درباره آن نیاز به اطلاعاتی وسیع و روحیه تلفیقی خاصی دارد تا بتواند تمامیت معنای این دسته از نمادها را در حیطه علوم انسانی همزمان با مفاهیم نمادین تصاویر استعلایی طبقه بندی کرده و در مجموعه ای گرد آورد. با این حال می توان به گونه ای مختصر مکانیسم و عملکرد این دسته از نمادها را در تصورات آدمی بررسی کرد و برخی نکته های برجسته آن را مطرح ساخت.
بازخوانی و تفسیر تاریک خانه هدایت بر پایه باورهای باستانی در گور خمره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
نقد ادبی: مفهوم آوانگارد
زندگی طلبگی و آخوندی
مینی مالیسم ادبی
درونمایه های مقاومت در شعر «جواد جمیل» با تاکید بر دفتر شعری (اشیا حذفتها الرقابه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات مقاومت از مهم ترین سنگرهای فرهنگی ملت های تحت سلطه است. ادبیات مقاومت به ویژه شعر در عراق که واکنشی به حاکمیت استبداد است، ارزش های ادبی، فکری و تجارب هنری ویژه ای را در آثار شاعران این کشور به جای نهاده است که نه تنها در مجموعه شعر معاصر عربی قابل اعتنا و بررسی است، بلکه می تواند الگویی برای ادبیات متعهد و مقاوم سایر ملل نیز باشد.
پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی درونمایه های مقاومت در دفتر شعری «اشیا حذفتها الرقابه» از جواد جمیل، شاعر معاصر عراقی بپردازد و بیش از پیش زوایای پنهان و ناگشوده ادبیات مقاومت عراق را بنمایاند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حاکمیت استبداد از عوامل اصلی بروز عناصر مقاومت در شعر جواد جمیل است. سرزمین، مردم، قیام علیه بیداد، انگیزه های شیعی مبارزه، ستایش آزادی خواهان و جان باختگان و امید به آینده ای روشن، از مهم ترین درونمایه های اشعار شاعر مورد نظر است.
نام دهی در شخصیّت پردازی: فتنه یا آزاده؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فردوسی و نظامی هر دو داستان بهرام گور و کنیزش را در شکارگاه روایت کرده اند. در این پژوهش به چگونگی فرآیند اسم گذاریِ «متفاوتِ» یک «شخصیّتِ واحد» در این دو روایت پرداخته می شود. بررسی شخصیّت پردازی با تمرکز بر مقولة «فرآیند نام دهیِ شخصیّت ها» نکته ایست که در پژوهش ها کم تر بدان توجّه شده است و نگارنده در این مقاله بر آن تمرکز می کند. نام کنیزکِ بهرام در روایتِ فردوسی «آزاده» و در روایت نظامی «فتنه» است. پرسشِ اصلی نگارنده در این پژوهش عبارت است از این که در این داستان شخصیّت پردازی از طریق نام های تمثیلی (نمادین) چگونه تقویّت می شود؟ برای تحلیل این امر، بررسی چگونگیِ شخصیّت پردازی و کانون سازی ضروریست. طبق نتیجة بدست آمده، نام گذاری ها با «ژانرهایِ» این روایت ها کاملاً متناسب و هماهنگ است. به عبارت دیگر، تفاوت میان دیدگاه و انگیزه های فردوسی و نظامی که به خلق ژانرهای متفاوت نیز می انجامد، سبب روایت گری و بالتّبع نام گذاری هایِ متفاوت دو شاعر در داستانی یگانه شده است.
بررسی تطبیقی تربیت ظاهر و باطن در کلام مولانا و سعدی
حوزههای تخصصی:
مثنوی مولوی و بوستان و گلستان سعدی از آثار تعلیمی زبان فارسی هستند و «تربیت عرفانی» یکی از جنبه های مشترک تعلیمات مولانا و سعدی است. هدف اصلی مکاتب تربیتی، دینی و عرفانی فراهم نمودن زمینه های تحول روحانی انسان است که با شناخت آلودگی ها و بیماری های نفسانی و از بین بردن آن ها و تجلی انوار الهی در وجود انسان هدف تربیتی آنان، محقق می شود. چنین تربیتی ساده و سطحی نیست و تمامی جنبه های وجود انسان را در برمی گیرد و نیاز به حرکت و تحولی همه جانبه دارد. بنابراین در تربیت عرفانی علاوه بر ظاهر و رفتارهای ظاهری، باطن و زوایای پنهان آن نیز مورد توجه قرار می گیرد. به همین سبب عارفانی چون مولانا در تعالیم تربیتی خویش، همانند عالمِ تربیتی و روان شناسی حاذق به درمان بیماری هایی می پردازند که در لایه های زیرین وجود آدمی ریشه دوانده است و مسلمانی چون سعدی نیز با گرایشی عارفانه تأثیر پنهان آن ها را در اخلاق و رفتار انسانی به تصویر می کشد.