فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
165 - 187
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر سه تکنیک آموزش فرم و معنا-محور بر تفسیر، تولید و بازسازی یکی از ساختارهای وارونگی انگلیسی است. در این راستا 122 زبان آموز ایرانی در چهار گروه آموزش پردازشی، ویرایش متن، برجسته سازی متنی و کنترل تقسیم شده و در پیش آزمون و پس آزمون ها شرکت کردند. نتایج نشان دهنده برتری عملکرد گروه آموزش پردازشی و ضعف عملکرد گروه برجسته سازی متنی بود. یافته های مربوط به عملکرد این دو گروه حاکی از آن است که تکنیک های صریح آموزشی برای یادگیری ساختارهای پیچیده موثرتر از تکنیک های ضمنی هستند. همچنین نتایج نشان داد گرچه آموزش پردازشی بر اساس درون داد است اما تاثیراتش قابل انتقال به فعالیت های برون دادی نیز می باشد. علاوه بر این، طبق یافته های پژوهش حاضر، ویرایش متن می تواند در بهبود عملکرد زبان آموزان هم در تفسیر و هم در تولید ساختار مورد نظر موثر باشد. طبق نتایج این پژوهش می توان آموزش صریح دستور همراه با فعالیت های معنادار مبتنی بر درون داد را توصیه کرد.
الگوهای گفتمانی بین قضات و متهمان در دادگاه های کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
33 - 61
حوزههای تخصصی:
هدفِ این پژوهش، کاربرد الگوهای گفتمانی مک منامین (McMenamin, 2002) - الگوهای تجویزی، توصیفی و آماری- برای بررسی انحراف از معیارهای گفتمانی مابین قضات و متهمان در دادگاه کیفری بود. داده های پژوهش، به روش نمونه گیری تصادفی منظم گردآوری شدند. این داده ها، مشتمل بر 27 فایل کوتاه تصویری پنج دقیقه ای بودند که از بین 54 پرونده کیفری قتل، درگیری، کلاه برداری، جعل امضا، دزدی، و تجاوز به عنف انتخاب شده و از رسانه صدا و سیما و در برنامه 20:30 پخش شده بودند. سپس، داده های موردِ اشاره به صورت نوشتاری درآمدند. همه جمله های قضات و متهمان از نظر فراوانی رعایت، تغییر و انحراف در کلامِ معیار از منظر الگوهای تجویزی، توصیفی و آماری شمارش و دسته بندی شدند. در پایان، روشن شد که انحراف از این الگوها، نقش تعیین کننده ای در ارزیابی عملکرد این دو گروه بر عهده دارد. تجزیه و تحلیل آماری نشان داد گفتمان قضات و متهمان از نظر تغییر در زبان معیار تفاوت معناداری با هم دارند. ولی در رعایت زبان معیار و انحراف از آن در معیارهای تجویزی، توصیفی و آماری بین گفتمان قضات و متهمان اختلاف معناداری مشاهده نشد. یافته ها نشان داد که قضات و متهمان روابط قدرت را در گفتمان های خود به کار برده اند تا هویت خود را نشان دهند، ولی قضات از نشانگرهای بیشتر قدرت مانند تحکم، صدای بلند و حرکات دست و صورت بیش از متهم ها سود جسته اند.
پیرامون «را» در مفعول صریح بر مبنای رویکرد دستور واژی -نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دبیرمقدم (۱۳۸۳،۱۳۶۹) بر این باور است که «را» علاوه بر آنکه می تواند از لحاظ نحوی نقش نمای مفعول صریح باشد، از لحاظ اطلاعی می تواند نشان مبتدای ثانویه آن باشد. در این بین، برخی از پژوهشگران رخداد «را» در مفعول صریح به عنوان نشان مبتدای ثانویه، هنگامی که نکره است و یا هنگامی که در پاسخی به پرسش گوینده به عنوان کانون اطلاعی در بافت گفتمانی تلقی می شود، مورد چالش قرار داده اند و این نشان را معطوف به عواملی چون تشخیص پذیری، معرفگی و مشخص بودگی دانسته اند. هدف از پژوهش حاضر بررسی نشان «را» بر اساس رویکرد کینگ (۱۹۹۷)، بات و کینگ (۲۰۰۰) و ابوبکری (۲۰۱۸) در دستور واژی -نقشی با تکیه بر تعاریف ارائه شده از مبتدای ثانویه توسط دبیرمقدم (۱۳۸۳،۱۳۶۹) و دالریمپل و نیکولااوا (۲۰۱۱) است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که «را» به عنوان پس اضافه دستوری در ساخت نقشی در مشخصه «صورت حرف اضافه» قرار می گیرد و می تواند نقش مفعول متممی پذیرنده و یا کنش پذیر را به جای نقش مفعول صریح نشان دار کند. «را» در ساخت اطلاع در مشخصه «صورت گفتمانی» قرار می گیرد و منجر به نشان داری مبتدای ثانویه می شود. در ساخت سازه ای نیز به عنوان هسته حرف اضافه باعث شکل گیری گروه حرف اضافه ای می شود. همچنین در موارد چالش برانگیز مذکور این امر نشان داده شده است که با پیشنهادی مبنی بر ساخت اطلاع لایه ای، نشان «را» به عنوان «صورت گفتمانی» مبتدای ثانویه را در سطح جمله نشان دار می کند و در سطح گفتمانی مبتدای ثانویه می تواند در لایه زیرین و یا بیرونی سایر عناصر اطلاعی در ساخت اطلاع قرار گیرد. ازاین رو می توان نتیجه گرفت که رویکرد مذکور در دستور واژی-نقشی هم راستا با نظر دبیرمقدم (۱۳۸۳، ۱۳۶۹) مبنی بر تأثیر عوامل نحوی و اطلاعی بر رخداد «را»، می تواند بازنمایی جامعی از نشان «را» ارائه دهد.
تاملی تحلیلی – انتقادی در آرای زبانی سوسور و گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
327 - 349
حوزههای تخصصی:
سوسور واضع زبان شناسی جدید، باب تازه ای را در تاملات مربوط به زبان گشود و جریان های مختلف فکری و زبان شناختی قرن بیستم را تحت تاثیر خود قرار داد. از طرف دیگر، گادامر، مهمترین چهره هرمنوتیک فلسفی است که با کانون قرار دادن زبان ، طرح تازه ای در باب واقعه فهم پی افکند . از آن جا که این دو متفکر، حول محوری مقوله زبان موضوعات مشترکی را مورد تحلیل و بررسی قرار داده اند ما در این پژوهش برآن هستیم تا با طرح و مقایسه آرای زبانی سوسورو گادامر درباره موضوعاتی چون : ماهیت زبان، نشانه زبانی، ابزاری بودن یا نبودن زبان ، اجتماع انسانی( سنت)و زبان ، لانگ و پارول ، تعریف و جایگاه نماد، گفتار و نوشتار ، مطالعات همزمانی یا درزمانی زبان ، و .... قرابت ها و تفاوت های دیدگاه هایشان را نشان دهیم و افق های جدیدی در تاملات زبانی با چشم اندازهای زبان شناختی و فلسفی بگشاییم.
تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی در غزلیات حافظ مطابق با الگوی سه سطحی فرکلاف و با تکیه بر فرانقش اندیشگانی زبان در نظریه نقش گرای نظام مند هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی و مطابق با الگوی سه لایه ای نورمن فرکلاف، زبان عرفانی حافظ را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، بررسی و تحلیل می کند و به این مسئله اصلی پاسخ می دهد که حافظ چرا، چگونه و با استفاده از کدام ساختارهای زبانی، گفتمان عرفانی اش را تولید و موجبات درک و دریافت آن را فراهم کرده است. بدین منظور پس از توصیف غزل های عرفانی حافظ مطابق با چارچوب نظریه نقش گرای نظام مند مایکل هلیدی و با تکیه بر فرانقش اندیشگانی زبان در آن چارچوب، با عنایت به بافت درون زبانی و برون زبانی غزل ها و با تحلیلی بینامتنی، به تفسیر و تبیین ایدئولوژیک آنها می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد، ویژگی های عرفانی شاخص در زبان حافظ، ویژگی هایی است که با دیگر متون عرفانی، اشتراکاتی دارد و ضمن ارائه مختصات بینامتنی و قواعد عام گفتمان عرفانی، منعکس کننده دیدگاه های شخصی و ایدئولوژیک حافظ در ارتباط با اوضاع فرهنگی- اجتماعی زمانه اوست. دستاورد پژوهش، توجیه و تبیین علمی، نظام مند و الگومدار زبان عرفانی حافظ و بیان چگونگی و چرایی شکل گیری، تولید و دریافت گفتمان عرفانی او، با استفاده از ابزارهای دقیق و قابل اتکاء تحلیل انتقادی گفتمان است که نتایج پژوهش را بر پایه های مستدل و موثق زبان شناسی نوین، استوار و از برچسب کلی گویی و خطاهای حاصل از آن، مبرّا می سازد.
بررسی مقابله ای راهکارهای ترجمه عبارت های طنزآمیز در زیرنویس عربی فیلم فارسی مارمولک بر پایه الگوی کیارو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه طنز به شکل دوبله و زیرنویس، پیوسته چالشی جدی برای مترجمان این حوزه است. از نظر کیارو بیشتر لطیفه ها فرهنگ محور هستند و ممکن است یک لطیفه خاص، برای یک شخص ناآشنا با فرهنگ، هیچ حس خنده داری نداشته باشد. مترجم گاهی ناگزیر می شود برای پیشگیری از انتقادهای اجتماعی، دست به حذف و یا تغییر در بخشهایی بزند. با مقایسه شیوه های به کار رفته در ترجمه عبارت های طنزآمیز، نتایج نشان از آن دارد که مترجمان در رویارویی با این چالش ها، شیوه ها و عملکردهای متفاوتی را به نمایش می گذارند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مقابله ای راهکارهای انتقال پیام های طنزآمیز در فیلم فارسی «مارمولک» بر پایه مدل کیارو می پردازد تا عملکرد مترجم را در رویارویی با موارد اشکال برانگیز در ترجمه زیرنویس ارزیابی کند. به این منظور، همه دیالوگ های طنز، شناسایی و متن مبدأ و مقصد خط به خط با هم تطبیق داده شد، آنگاه در جدول های جداگانه تقسیم بندی گردید. به گونه کلی و بر پایه تجزیه و تحلیل دیالوگ های فیلم، یافته ها نشان می دهد که شگرد «حذف» به میزان (31% ) و «جایگزینی» با (29%) به ترتیب، پرکاربردترین و شگرد «ترجمه تحت اللفظی» با اختصاص (17%) کم کاربردترین راهکار مترجم در زیرنویس این فیلم است. گفتنی است در جایی که مترجم راهکار حذف را به کار برده، محصول پایانی را از هرگونه حس طنز خالی نموده است
The Relationship among Iranian Advanced EFL Learners’ Speaking, Writing, and Grammatical Knowledge(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۵, No.۳۱, Fall & Winter ۲۰۲۲
114 - 138
حوزههای تخصصی:
This study examined the correlation between advanced EFL students' syntactic knowledge and their writing and speaking proficiency to determine whether students' syntactic knowledge can influence their productive skills. A total of 50 advanced students aged between 18 and 25 were chosen purposefully to take part in the study. Four tests, including a placement test, a syntax test from Oxford University Press, a writing test, and one test for speaking proficiency were employed to collect the required data. Because the data for this study were quantitative, a correlational/descriptive design was chosen for the data to be analyzed. The researcher then decided to find a correlation between the students' writing and speaking scores and their syntax scores based on the obtained data. Both the t-test and the Pearson correlation demonstrated that there is no real correlation between the syntactic, speaking, and writing proficiency of the students. Further findings showed that there is no difference between the relationship between syntactic knowledge and speaking proficiency and the relationship between syntactic knowledge and writing proficiency. The implication of this study is that grammatical competence is not a valid predictor for the proficiency of students in writing and speaking courses. If a student’s grammatical competence is low, his proficiency in writing and speaking can still be average or even above average depending on the process of assessing these skills. Additionally, learners must understand that possessing a strong grasp of grammatical knowledge does not inevitably ensure their ability to produce language effectively in spoken or written form.
واکاوی بازنمود نظام نوبت گیری سخن در گفتگوهای مجموعه درسنامه پرفا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتگوکاوی یکی از حوزه های مهم در زبان شناسی است که به بررسی گفتگوهای واقعی می پردازد و آن ها را از جهات مختلف مورد بررسی قرار می دهد؛ یکی از مباحث مهم در گفتگوکاوی نوبت گیری است که تعیین می کند، چه کسی چه وقت با چه نشانه-های زبانی و غیرزبانی برای واگذاری یا دریافت نوبت اقدام کند. هدف پژوهش حاضر واکاوی بازنمود نظام نوبت گیری در گفتگوهای مجموعه درسنامه پرفا با روش توصیفی- تحلیلی است. از 11 تکنیک مطرح شده توسط سَکس و همکاران (Sacks et al. ، 1974) و جفرسون (Jefferson، 1973) برای تحلیل داده ها استفاده شده است. بررسی 98 گفتگو در مجموعه سه جلدی پرفا نشان داد در 75 درصد موارد نوبت گیری، گوینده خود تصمیم به واگذاری نوبت سخن نمود و در 25 درصد باقیمانده خودنوبت گیری رخ داد. در موضوع واگذاری نوبت سخن، تکنیک «سوال و جواب» سهم بسیار زیاد و دو تکنیک «سوالات تاکیدی و عذرخواهی» سهم بسیار اندک و تقریباً صفر درصدی را در واگذاری نوبت داشتند. در موضوع خودنوبت گیری نیز تکنیک «بیان عقیده در زمان مناسب» سهم بسیار زیاد و تکنیک «پیش بینی کردن پایان سخن گوینده» سهم صفر درصدی داشتند. در میزان به کارگیری نسبی تکنیک های واگذاری نوبت و خودنوبت گیری در کتاب های سطح مقدماتی، میانی و پیشرفته نظم خاصی مشاهده نشد. در مجموع به نظر می رسد نظام نوبت گیری سخن به طور کلی در درسنامه پرفا بازنمود داشته ولی به صورت جزئی در آن اختلافاتی با نظام نوبت گیری طبیعی فارسی زبانان وجود دارد.
Criticality in EAP Education in Iran: a missing link(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite its importance, a review of the related literature reveals not many studies have examined criticality in EAP. Accordingly, in the present study, whether critical approaches were followed in Iranian EAP classes were investigated among EAP teachers and students based on Benesch (1993). To do so, 40 EAP teachers and 150 EAP students were selected based on convenience sampling. The study drew on both qualitative and quantitative approaches as the participants completed a researcher-made questionnaire and attended an interview. The quantitative and qualitative data were analyzed through descriptive statistics and independent-samples t -tests and inductive content analysis respectively. The quantitative results indicated that Iranian EAP classes (from both teachers and students’ views) suffered low levels of criticality and that there was a significant difference between teachers’ and students’ perspectives on the existence of criticality in EAP classes. The qualitative findings also confirmed EAP teachers’ low familiarity with criticality in EAP courses. The inhibitors and facilitators in the journey towards criticality were finally identified based on the teachers’ perspectives.
The Effect of Using Gaming Techniques on Students' Oral Language Abilities in EFL Online Classes: An Action Research
حوزههای تخصصی:
Speaking and listening are essential language skills used as a measure for evaluating the students’ proficiency level. These skills receive more importance in the Iranian new educational curriculum by the publication of new English book series. However, as noticed in some of the classes, the purpose of mastering oral language abilities is not efficiently fulfilled. Accordingly, the present collaborative action research aimed to firstly identify the reasons underlying students’ inability to perform oral skills in order to do the online activities in classes and secondly provide some suggestions to solve the existing problem. The study was conducted in a junior high school in Marand, Iran. The participants included 36 female 9th-grade students, who met on the Shad application and were selected based on convenience sampling. Class observations, interviews, and students’ performance in language tasks were used to collect the required data. Gaming was implemented as the selected solution in a separate class planned for focused speaking and listening activities. More specifically, sentence-expanding games on different levels (adding words to a simple sentence to expand it and also adding sentences to the initiating sentence and making a short story) were used as the main methods in these sessions. The findings from the descriptive statistics indicated an improvement in students’ motivation and engagement in speaking activities, as well as their accuracy in making sentences. They also showed positive attitudes toward the use of these game-based tasks in EFL classes. The study provides practical implications for materials developers and language teachers.
درباره دو ترکیب اوستایی aǝm.mǝrǝṇcō و upā.θβaiieiti در ویشتاسپ یشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
145 - 154
حوزههای تخصصی:
متنِ اوستاییِ ویشتاسپ یشت، بخشی از اوستای متأخر و مشتمل بر هشت فرگرد و شصت و پنج بند است. از این متن برگردان پهلوی، زند، هم در دست است. در این یشت، زردشت با خطاب «ای پسر» چکیده هایی از اصول دین را به همان شیوه ای که اهوره مزدا در فرگرد نوزدهم وندیداد برای زردشت بیان می کند، به ویشتاسپ می آموزد. ویشتاسپ یشت، احتمالاً، متعلق به نسک دوم از بیست ویک نسک اوستای ساسانی به نام «ویشتاسپ ساست» بوده است. متن اوستایی متأخر و پر از ابهام است. حالت های صرفی واژه ها، اغلب نادرست و گاه از میان رفته است. بخش هایی از متن وام گرفته از قسمت های دیگر اوستا به ویژه وندیداد است. در این پژوهش، دو ترکیب اوستایی aǝm.mǝrǝṇcō و upā.θβaiieiti از این یشت تجزیه و تحلیل می شوند و خوانش و معانی تازه ای برای آن ها پیشنهاد می شود.
بررسی فرآیندهای واژه سازی در معادل یابی: وام واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی بر پایه انگاره صرف واژگانی کیپارسکی: با تکیه بر اشتقاق و ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
235-259
حوزههای تخصصی:
در واژه شناسی، واژه عنصری است که در ساخت گروه استفاده می شود و به پدیده ای خیالی، واقعی، مادی یا انتزاعی در جهان خارج دلالت می کند. در ایران، وظیفه ی واژه سازی، تثبیت واژه ها، واژه یابی و معادل-سازی، بر عهده ی فرهنگستان است. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی فرآیندهای واژه سازی وام واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی است، که با استناد بر نظریه ی لایه ای کیپارسکی که در حیطه ی واژه سازی مورد استفاده قرار میگیرد، به انجام رسیده است. در راستای هدف ذکر شده، روش توصیفی–تحلیلی، ابزار جمع آوری داده به شکل کتابخانه ای و رویکرد منطقی حاکم استقرایی- قیاسی بکار رفته است. نیز حیطه ی وام واژه های غیرتخصصی در زبان فارسی نو، درصد سال اخیر صورت گرفته است. با توجه به هدف و روش یاد شده، جهت بررسی انگاره ی صرف واژگانی کیپارسکی در معادل یابی های مصوب فرهنگستان، 5000 معادل یابی بررسی شده است، که از میان آنها 600 واژه بر اساس ترکیب و اشتقاق برگزیده شده است، از این میان، تعداد 397 واژه، یا 66 درصد از کل پیکره، بر اساس نظریه ی لایه ای کیپارسکی، قابلیت تجزیه و تحلیل را یافتند. تعداد 203 واژه، برابر با 34 درصد از کل پیکره غیرقابل تحلیل ارزیابی گردیدند.
Comparing Teaching Metacognitive Strategies on IELTS Candidates in Online and Face-to-Face Classes
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to examine teaching metacognitive strategies in online and face-to face classes, in IELTS writing task 2. The participants were 25 students chosen from 50 students in English Techno Science Institute (ETI) studying IELTS in both online and face-to-face classes. As a treatment, writing metacognitive strategies in the same length of time, same methods and same materials were taught to all participants in online and face-to-face classes and then through a questionnaire their attitudes were collected and finally with a post-test, the results were analyzed. The findings showed that the IELTS candidates in the online and face-to-face classes had totally the same rate of success in applying the strategies and got higher scores than their pre-test. The findings of this study can be highly useful for all IELTS candidates, trainers, and EFL writing learners.
Perceptions of EFL Teachers to Continuous Professional Development in Iran
حوزههای تخصصی:
This study explored how much of the time Iranian EFL teachers partake in constant expert turn of events (CPD) activities and how powerful these activities were in improving their instructing techniques. The current review is meant to investigate the view of Iranian EFL instructors about CPD, additionally, various kinds of CPD activities for example CELTA/DELTA courses that they liked, and explored how frequently Iranian EFL educators partake in the accompanying CPD activities. The members were 55 EFL instructors educating at various language establishments in Tehran and Karaj city. The information was gathered utilizing a three-segment online overview. The survey had been arranged in light of a 5 point-Likert scale and had shipped off members by email. To address the review's exploration questions, enlightening and inferential insights were used. For quantitative investigation, the information was at first placed into the Statistical Package for the Social Sciences (SPSS). Then, at that point, utilizing enlightening measurable methodologies, different insights for the information were registered and summed up. The discoveries of this quantitative review uncovered that English educators take part in an assortment of CPD activities. The discoveries of the review have suggestions for explicit activities that might be impetuses in building uplifting perspectives towards other CPD activities for EFL educators.
Applying a two-parameter item response model to explore the psychometric properties: The case of the ministry of Science, Research and Technology (MSRT) high-stakes English Language Proficiency test(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Perhaps the degree of test difficulty is one of the most significant characteristics of a test. However, no empirical research on the difficulty of the MSRT test has been carried out. The current study attempts to fill the gap by utilizing a two-parameter item response model to investigate the psychometric properties (item difficulty and item discrimination) of the MSRT test. The Test Information Function (TIF) was also figured out to estimate how well the test at what range of ability distinguishes respondents. To this end, 328 graduate students (39.9% men and 60.1% women) were selected randomly from three universities in Isfahan. A version of MSRT English proficiency test was administered to the participants. The results supported the unidimensionality of the components of MSRT test. Analysis of difficulty and discrimination indices of the total test revealed that 14% of the test items were either easy / very easy, 38% were medium, and 48% were either difficult or very difficult. In addition, 14% of the total items were classified as nonfunctioning. They discriminated negatively or did not discriminate at all. 7% of the total items discriminated poorly, 17% discriminated moderately, and 62% discriminated either highly or perfectly, however they differentiated between high-ability and higher-ability test takers. Thus, 38% of the items displayed satisfactory difficulty. Too easy (14%) and too difficult (48%) items could be one potential reason why some items have low discriminating power. An auxiliary inspection of items by the MSRT test developers is indispensable.
A Symbiosis of Contingent Models to Scaffold EFL Learners towards Self-regulation and Willingness to Communicate(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Scaffolding entails contingency, denoting teachers’ level adaptation in providing transient support. In this study, a symbiosis of the model of contingent teaching (MCT) and the contingent shift framework (CSF) was utilized. Therefore, 360 elementary and advanced EFL learners took a course and filled out two sets of related questionnaires twice, administered at the outset and the end of the course. The transcribed data including the class interactions and intervention strategies were organized into contingent or non-contingent fragments based on models’ criteria. According to the results of the Wilcoxon rank test and the Paired Sample t-test, there was a significant difference between the results of the pre and post-tests in the two mentioned levels for the two constructs. Furthermore, the results of the Single Sample t-test showed that the CSF was more utilized than the MCT in both levels. Moreover, the intervention strategies of the MCT significantly differed in the two levels. Questioning was a highly used strategy at both levels. Hints and modeling were the least utilized strategies in elementary and advanced levels, respectively. Therefore, such contingent symbiosis could have prolific results in self-regulation and gaining willingness to communicate
Improving the Fluency of the Iranian EFL Learners’ Oral Performance through Task Variation
حوزههای تخصصی:
Researchers have extensively studied factors that impact the development of fluency in L2 oral production while there is scant evidence regarding task variation-related effects. Therefore, this study sought to investigate the effects of task variation involving group dialogue, dialogue unscrambling, and dialogue completion on Iranian EFL learners’ oral speech fluency. To this end, 80 EFL learners were assigned to three experimental groups (EXG1, EXG2, and EXG3) and one control group shown as CONG. The EXG1 was treated by three tasks, i. e., dialogue completion, dialogue unscrambling, and group dialogue, the EXG2 through two tasks involving dialogue completion and dialogue unscrambling, the EXG3 by dialogue unscrambling task, and the CONG was instructed by teacher conventional method. The groups were pretested and posttested through the speaking section of Preliminary English Test (PET). The participants’ interview transcriptions were then coded for scoring and statistical analysis of fluency to show the effects of treatment for each group. The four groups received their required instructions for ten sessions. The findings revealed that task variation made significant differences in the learners’ oral fluency achievement. The analyses made through running ANOVA and Post Hoc yielded to the conclusion that EXG1, instructed through a combination of the three tasks, outperformed the other groups regarding fluency achievement. The findings of this study have pedagogical implications for teachers, EFL learners, and syllabus designers.
گویش شناسی اسامی خاص: رویکردی نوین در مطالعات گویش شناسی و نام شناسی: (مطالعه موردی: گویش سورانی، گونه های سردشتی و بانه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«شاخه میان رشته ای» گویش شناسی اسامی خاص براساس رویکرد تنوع گرا و این باور پایه گذاری شد که نام ها صرفاً کارکردی ارجاعی ندارند، بلکه حاوی اطلاعاتی در مورد تنوعات جغرافیایی و اجتماعی و نیز هویت فرد هستند. معرفی این رویکرد علمی، هدف پژوهش حاضر است. روش انجام پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های تحقیق به صورت میدانی و با کمک افراد مطلع ساکن در روستاهای مختلف شهرستان های بانه و سردشت، دهیارها و معلمان این روستاها و نیز در مواردی با استفاده از اطلاعات و شم زبانی نگارنده گردآوری شده اند. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که که بین دو گونه سورانی (سردشتی و بانهای) به لحاظ تلفظ برخی از نام های افراد تفاوت وجود دارد. در بررسی نوع نام گذاری ، مشخص شد نام گذاری استعاره بنیاد با تکیه بر مفاهیم برگرفته از طبیعت در کردی سورانی جایگاه و نقش خاصی دارد. در بخش لقب گذاری برای افراد، با بررسی القاب به کار رفته در گونه بانه ای مشخص شد ویژگی های ظاهری و رفتاری فرد مبنای لقب گذاری می است. در بخش نام گذاری حیوانات نیز مشخص شد گویشوران سورانی حیوانات اهلی را بر مبنایی استعاری، مشخصات ظاهری و رفتاری نام گذاری می کنند. نام گذاری اماکن طبیعی در کردی سورانی بر اساس استعاره، مجاز، مشخصات ظاهری و ... و در مورد سکونت گاه ها بر اساس نام فردی شاخص، همجواری با چشمه ها و رودها و... است. بررسی تنوع و گوناگونی زبانی در اسامی خاص در حوزه گویش سورانی نشان داد اسامی خاص می توانند از جنبه های مختلف از جمله گوناگونی جغرافیایی نام گذاری ، تنوع جغرافیایی در تلفظ نام یکسان، نام گذاری استعاره بنیاد، لقب گذاری برای افراد، نام گذاری حیوانات و نام گذاری اماکن، شاخص مناسب و موضوع شایان توجهی در گویش شناسی باشند.
نقدی بر مقاله «بررسی صوت شناختی رخداد انسدادی چاکنایی پیش از واکه آغازین در واژگان زبان فارسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
457 - 470
حوزههای تخصصی:
نواب صفوی و همکاران (۱۳۹۹) در مقاله ای که در شماره یازدهم نشریه علم زبان (بهار و تابستان ۱۳۹۹) با عنوان "بررسی صوت شناختی رخداد انسدادی چاکنایی پیش از واکه آغازین در واژگان زبان فارسی" منتشر شده است، به گزارش پژوهش خود راجع به ویژگی های آکوستیکِ بست چاکنایی پیش از واکه های آغازین در زبان فارسی پرداخته اند. این پژوهش برپایه بررسی تلفظِ هجای اول و دومِ تعدادی ناواژه با ساخت هجایی CVCV و همچنین هجای اولِ سی واژه فارسی با استفاده از نرم افزار پرت انجام شده است. نتیجه گیری اصلی پژوهشگران آن است که همخوان انسدادی چاکنایی، با توجه به انسداد ناقص پیش از واکه ها، به عنوان واج مستقل در ابتدای واژه های فارسی وجود ندارد و بست چاکنایی در این واژه ها، از ویژگی های واکه آغازین به شمار می رود. به نظر می رسد مقاله مذکور از نظر پیش فرض ها، نقدِ پژوهش های پیشین، روش تحقیق، نتیجه گیری، و منابع و ارجاعات دچار اشکالاتی است و خصوصاً در آن، دو حوزه آواشناسی و واج شناسی، و جایگاه و ویژگی های هر یک از این دو حوزه با یکدیگر خلط شده است. در یادداشت حاضر به بررسی نقاط ضعف مقاله مذکور می پردازیم.
استعاره های وجه نمایی در آموزش زبان تافل با تکیه بر مهارت شنیداری: رویکرد زبان شناسی نقشگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
337-359
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به توصیف و تحلیل استعاره های دستوری بینافردی وجه نمایی (وجهیت) در بخش مهارت شنیداری کتاب های معیار آزمون بین المللی تافل می پردازد. روش پژوهش توصیفی با رویکرد تحلیل محتوای کیفی است و داده ها به روش اَسنادی گردآوری شد. بدین منظور، سه کتاب شامل راهنمای رسمی آزمون تافل اینترنتی و جلدهای اول و دوم کتاب آزمون های رسمی تافل که در مجموع دارای چهارده آزمون معتبر هستند، در نظر گرفته شدند. بخش شنیداری هر آزمون از شش متن شامل مکالمه و سخنرانی تشکیل شده است. ابتدا، بندهای هر متن به صورت جداگانه بررسی شدند. سپس، استعاره های وجه نمایی شناسایی شده و از نظر نوع و فراوانی مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفتند. در تمامی بخش های شنیداری سه کتاب، تعداد 31 متن مکالمه و 53 متن سخنرانی بررسی و تحلیل شدند. در نهایت، تعداد 264 استعاره دستوری وجه نمایی شناسایی گردید. نتایج نشان داد استعاره دستوری وجه نمایی، در متن های سخنرانیِ بخش شنیداری فراوانی بیشتری نسبت به متن های مکالمه دارند. علاوه بر این، فراوانی استعاره های دستوریِ وجه نماییِ تصریحیِ شخصی نسبت به استعاره های تصریحیِ غیرشخصی بیشتر است. بنابراین، وجود انواع استعاره دستوری وجه نمایی در متن کتاب های معیار آزمون تافل تأیید شد. توجه به این مفهوم و آموزش آن به زبان آموزان می تواند به آنها در درک و تولید بهتر متن های علمی کمک نماید.