فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
تیرگی واج شناختی پدیده ای است که در آن صورت های روساختی تصویر شفافی از فرآیندهای اعمال شده بر آن ها را نشان نمی دهند؛ یک فرآیند برخلاف انتظار، در بافتی که شرایط اعمال آن فراهم است رخ نمی دهد، و یا در بافتی اعمال می شود که شرایط وقوع آن فراهم نیست. در کردی کلهری، با اینکه پیشوند استمراری نمود آوایی ندارد، اما فتاحی (۱۴۰۱) بقایای این پیشوند را در صورت «آوردن» و «آمدن» در زمان حال /t/ معرفی می کند. با این حال، در داده های به دست آمده از کردی کلهری گیلان غرب این پیشوند به شکل [ʧ] ظاهر شده است، بی آنکه منشأ تغییر در صورت فعل مشخص باشد. صورت های [ʧæɾem] و [ʧæm] به معنای «می آورم» و «می آیم» در این گونه زبانی این پرسش را مطرح می کنند که چرا این تغییر در شرایطی رخ داده که بافت واجی مناسبِ آن فراهم نیست. به منظور بررسی بیشتر این وضعیت تحلیل داده هایی که از طریق پیکره ای ۱۲ساعته حاصل از مصاحبه با ۱۵ گویشور کردی کلهری ساکن این شهرستان گردآوری شده بود آغاز گردید. تحلیل ها به روش توصیفی‑تحلیلی و به کمک قواعد بازنویسی، تعامل «عکس زمینه برچینی» بین قواعد اعمال شده بر صورت های فعلی موردبررسی را آشکارکرد؛ ابتدا [t] طی فرآیند همگونی ناقص در بافت پیش از غلت به [ʧ] تغییر می یابد، و سپس خود غلت در مرحله بعد حذف می شود. اینگونه به وجود تیرگی واجی در نمونه حاضر پی برده شد. در پایان این نتیجه نیز به دست آمد که این یافته ها شاهدی دیگر در تأیید این مدّعای کیپارسکی (۱۹۷۳) و مک کارتی (۱۹۹۹) و کاخر (۲۰۰۶) هستند که تعامل های «عکس زمینه چینی» و «عکس زمینه برچینی» به تیرگی روساختی می انجامند.
کاهش اضطراب نوشتن به زبان ژاپنی، به عنوان زبان دوم، از طریق بازخورد برخط همتایان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارش به زبان دوم، از سخت ترین مهارت ها در فراگیری زبان دوم است که اغلب باعث می شود، زبان آموزان اضطراب شدیدی را تجربه کنند. اضطراب مربوطه می تواند، به طور جدی، ظرفیت یادگیرنده را برای برقراری ارتباط بین ایده ها و انجام تکالیف نوشتاری مختل کند .با توجه به این مهم، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بازخورد برخط همتایان، بر اضطراب نوشتن به زبان ژاپنی، به عنوان زبان دوم، در زبان آموزان ایرانی می پردازد. این مطالعه، به طور خاص، اثر بازخورد همتایان را بر اضطراب شناختی، جسمانی و رفتار اجتنابی در مراحل مختلف فرآیند نوشتن و محیط های مختلف، از جمله: امتحان، خانه، کلاس های حضوری و کلاس های برخط بررسی می کند. در این پژوهش، ۴۶ دانشجوی ایرانی، (شامل: ۲۱ نفر دانشجوی سطح متوسط و ۲۵ نفر دانشجوی سطح پیشرفته) به مدت شش هفته، به صورت هفتگی، انشاهایی نوشتند و بازخورد برخط همتایان خود را دریافت کردند. داده ها، قبل و بعد از انجام آزمایش، با استفاده از پرسشنامه اضطراب نوشتن به زبان دوم و یک پرسشنامه باز جمع آوری شد. تحلیل های کمی و کیفی نشان دادند که پس از دریافت بازخورد همتایان، اضطراب شناختی و اجتنابی به طور قابل توجهی کاهش یافت؛ اگرچه اضطراب جسمانی همچنان به قوت خود باقی ماند. هم چنین، نتایج نشان داد که منابع اضطراب، بسته به مرحله نوشتن و محیط تغییر می کنند و نیاز به مداخله مناسب را می طلبد. پژوهش حاضر به درک چگونگی کاهش اضطراب نوشتن به زبان دوم، به ویژه در محیط یادگیری برخط، از طریق بازخورد همتایان کمک می کند.
A Socio-dialectological Study to Revitalize Kurdish Culture: A Case Study on Kurdish Calendars based on Conceptual Metaphor(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In a multicultural and multilingual country like Iran, where minority languages have undergone a degree of assimilation into Persian, certain cultural aspects of these minority languages, such as the Kurdish calendar for Kurdish people, have been ignored. This descriptive study tends to revitalize the overlooked calendars of Central (Sorani) and Southern (Kalhori, Feyli, Laki) Kurdish dialects by investigating the conceptual metaphors utilized in these dialect-specific calendars. To do so, the calendars of these Kurdish dialects have been sourced from reliable references. Subsequently, the names of the Kurdish months are analyzed using Lakoff and Johnson’s (1980) conceptual metaphor model. The findings reveal that these Kurdish calendars exhibit ontological, structural, and orientational metaphors that conceptualize abstract time as a concrete entity through "physical experiences," including rituals and road blockages; "natural events"; and "spatial orientation," represented by the vertical movement of Kurdish people and leaves as well as the horizontal displacement between the months.
گونه های ترکی استان لرستان، اثرپذیری از موقعیت تماس زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، وضعیت گونه های ترکی استان لرستان بررسی شده است. زبان های غالب این استان لری، لکی و در برخی مناطق، گونه ای فارسیِ متأثر از زبان لری است، اما در شهرستان های الیگودرز، ازنا و بروجرد این استان، شماری روستای ترک زبان نیز وجود دارد. ترکی رایج در این روستاها، به لحاظ واژگانی و گاه ساخت واژی و نحوی ویژگی های خاصی دارد. از این رو، این مسئله مطرح می شود که چنین ویژگی هایی ممکن است حاصل قرار داشتن این گونه های زبانی در موقعیت تماس با زبان لری، به عنوان رایج ترین زبان منطقه باشد. بررسی های این پژوهش از یک سو نشان می دهد که در سطح واژگانی، اثرپذیری گونه های ترکی لرستان از لری و فارسی در برخی از مقوله های واژگانی به نحو معناداری بیش از مقوله های دیگر است، و از سوی دیگر، میزان اثرپذیری گونه های ترکی سه شهرستان مذکور از لری یکسان به نظر نمی رسد و با توجه به شرایط جامعه های زبانی که این گونه های ترکی در آن به کار می روند، باید چشم انداز متفاوتی برای آن ها متصور شد.
Ecotranslation: A Metaphorical Comparison Between Ecology and Social Systems Theory
حوزههای تخصصی:
Translation has been examined from diverse perspectives, including linguistic, cultural, and sociological viewpoints. Across these fields of study, human involvement has remained central to all translational activity—whether as translators, publishers, editors, or in other roles. Even when the primary focus has shifted to aspects like the text itself, human influence invariably surfaces. In other words, certain facets of translation have remained unexplored, overshadowed by the dominance of human agency. With the advent of ecotranslation, which merges ecology with translation studies, these hidden dimensions of translation can now be uncovered, opening up new avenues for research. This paper explores Luhmann’s social systems theory in comparison with ecology, drawing on a parallel approach to that used by Beebee, Childress, and Weidman (2017) in Translation Ecologies: A Beginner’s Guide . However, whereas their work contrasts ecology with polysystem theory, this paper instead examines the relationship between ecology and social systems theory within the context of translation studies.
بررسی طرح واره های تصریفی فعل در چارچوب صرف ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی طرح واره های تصریفی فعل فارسی درچارچوب صرف ساختی می پردازد و عدم تقارن صورت و معنا را درشماری از طرح واره های تصریفی فعل و نیز برخورد رویکرد ساختی را با تنوعات در رفتار تصریفی افعال فارسی تحلیل می نماید. بدین منظور130 ریشه واژگانی فعلی از فرهنگ زانسوگردآوری و نمونه هایی از افعال با روشی توصیفی-تحلیلی بررسی شده اند. به کمک طرح واره های ساختی و وراثت پیش فرض، مشخصه های تصریفی هر فعلی از طرح واره ساختی مسلّط برآن به ارث گرفته می شود و این مشخصه ها به همراه ستاک فعلی متناسب به عنوان یک کلِّ واحد تحقق صوری می-یابندکه با یک واحد معنایی درتناظر هستند. با این شیوه، می توان تصریف فعل فارسی را در عین تنوعات صوری ومیزان متفاوت انگیختگی میان صورت و معنا به شیوه ای منسجم تبیین کرد. از این رو، به جای تمرکز بر قواعد واج- واژی فراوان، تکواژ صفر و توجیه پدیده های صرفی گوناگون می توان از مفهوم ساخت و فرض وجود تمایز بُعد صوری از بُعد معنایی در ساخت تصریفی فعل بهره برد و تحلیلی تعمیم یافته ارائه داد، اگرچه چالش آن این است که تحلیل دستوری از ساخت تصریفی فعل فارسی را تاحدّی نامقیّد می سازد.
Insights into Moral Education: Iranian English Teachers’ Conception of Morality(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study attempted to look deeply into how Iranian English teachers defined morality and if there was any significant difference with respect to gender and years of teaching experience. The study followed a mixed-methods design including a semi-structured interview and a multiple choice single-item questionnaire. The results revealed that while the main concern for the participants in different decades of teaching was choosing right over wrong, the prevailing theme for male and female teachers differed in that the male teachers moved towards less personalized and more agentic conceptions, whereas female teachers were more concerned with the context and society as their experience increased. The analysis of the quantitative data also illustrated there was a significant difference between female and male teachers in the 2nd and 3rd decades of teaching. Moreover, the differences between participants based on their level of experience were statistically significant
خطاهای واژگانی در انشاهای فارسی نوشته شده توسط دانشجویان عرب زبان: تحلیل خطا و تحلیل مقابلهای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
153 - 182
حوزههای تخصصی:
این مقاله با بررسی خطاهای واژگانی برگرفته از 200 انشای نگاشته شده توسط فارسی آموزان عرب زبان، رویکرد تازه ای را به آموزش های واژگانی در چارچوب «تحلیل خطا و تحلیل مقابله ای» پیشنهاد می دهد. از این تعداد، 100 زبان آموز در محیط فارسی زبان و 100 زبان آموز دیگر در محیط غیرفارسی زبان درس می خواندند. در انشای این افراد تعداد 927 خطا یافت شد. طبقه بندی لاچ (Llach, 2011) از خطاهای واژگانی که در این مقاله به کار گرفته شده، به آن دسته از خطاهای معنایی و صوری می پردازد که خاستگاهی بین زبانی و درون زبانی دارند. یافته های تحلیلی که با نرم افزار آماری اس.پی.اس.اس به دست آمد، نشان می دهد که در 5. 90 درصد از 200 انشاء دارای خطا، بیشترین موردی که زبان آموزان مرتکب شدند، خطاهای درون زبانی بود. خطاهای رایج در میان زبان آموزان خطاهای صوری و معنایی بودند که به ترتیب، 72 درصد و 5. 50 درصد از 200 انشا دارای خطا یافت شدند. همچنین، پژوهش حاضر نشان می دهد که رابطه آماری معناداری بین خطاهای بین زبانی (تداخل زبان اول) و محیط غیرفارسی زبان وجود دارد. این مسئله درستی نسخه میانی از تحلیل مقابله ای را اثبات می کند. داده های این جستار می تواند به عنوان راهنمایی برای پژوهشگران در نگارش فرهنگ واژگان و اصطلاح های خطاهای زبانی به کار گرفته شود.
بررسی تأثیر لهجه های بریتانیایی و آمریکایی بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش توصیفی- تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی و برمبنای «انگاره دیدگاه واج شناختی»، این بود که مشخص کند دو لهجه بریتانیایی و آمریکایی چه تأثیری بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی داشته اند. به سخنی فنی تر، هدف این پژوهش که در حوزه واج شناسی وام واژه ها انجام شده تعیین میزان تأثیرگذاری این دو لهجه بر درون داد وام واژه های انگلیسی و نیز پاسخ به این پرسش بود که تلفظ این وام واژه ها در زبان فارسی با کدام لهجه زبان انگلیسی نزدیکی یا انطباق واجی بیشتری دارد. برای این پژوهش، چهار مورد از تفاوت های مهم دو لهجه بریتانیایی و آمریکایی در شیوه تلفظ واج های /r/، /oU/، /A/ و /j/ که بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی تأثیرگذارند بررسی شد تا مشخص شود چه فرایندهایی رخ داده است و چه محدودیت یا محدودیت هایی و با چه رتبه ای عامل رخداد یا عدم رخداد این فرایندها هستند. یافته ها نشان داد که درون داد وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی در سه مورد متأثر از لهجه آمریکایی و در یک مورد تأثیرگرفته از لهجه بریتانیایی است. به همین شکل تلفظ وام واژه ها نیز در سه مورد مطابق با لهجه آمریکایی است و در یک مورد با لهجه بریتانیایی انطباق دارد.
Evaluating the Technological Proficiency of Iranian EFL Teachers in Alignment with TESOL Technology Standards(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study evaluates the technological proficiency of Iranian EFL teachers in alignment with the TESOL Technology Standards, addressing both their familiarity and application of these standards in the unique Iranian context. Utilizing a mixed-method approach, 122 teachers completed a questionnaire to assess their knowledge of the TESOL standards, while 15 participants engaged in semi-structured interviews to discuss the applicability of these standards in Iran. Results show that while most teachers are proficient in basic technology use, they demonstrate moderate familiarity with advanced pedagogical applications such as professional collaboration and assessment using technology. The study also identifies challenges unique to Iran, including internet censorship, restricted access to online platforms, and inadequate infrastructure. These factors limit the full implementation of TESOL standards. Moreover, the study suggests that TESOL standards should be updated to reflect the growing importance of online teaching and AI integration. Recommendations are made to modify the standards to better suit local constraints, while emphasizing the need for institutional support and ongoing professional development. The findings contribute to improving technology integration in language teaching, particularly in contexts facing technological barriers.
Intercultural Language Education in an EFL Context: Policymakers’ Beliefs, Knowledge, and Planning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although intercultural communicative competence (ICC) has been foregrounded in L2 pedagogy, the status of intercultural pedagogy in the context of English as a foreign language (EFL) education in terms of policymaking and planning stages has remained under-represented. Against this backdrop, the present study used interviews as a data source to explore the intercultural beliefs, knowledge, and planning of language institute managers and supervisors as micro-level policymakers. The findings revealed that, in general, participants were in favor of intercultural pedagogy and held positive views; yet, they lacked sufficient knowledge and neglected ICC in most aspects of their educational decisions and planning. In addition, their preference for considering learners’ L1 culture and the existence of restrictive macro-level language policies were among the factors that hindered intercultural practice. Overall, the findings can enhance our understanding of ICC practice in language institutes and policymaking for ICC pedagogy.
بررسی مبتداسازی در جمله های مرکب زبان فارسی بر مبنای رویکرد دستور واژی- نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دستور واژی نقشی بر مبنای رویکرد برزنن و همکاران (2016) به کارگرفتن ابزار صرفی و یا ساختی برای نشان دادن نقش موضوع ها، سبب بازنمایی متفاوت نقش های گفتمانی دستوری شده در زبان ها می شود. علاوه برآن، در این نظریه نقش های موضوعی به صورت موضعی در یک بند تعیین می شوند که این امر نیز سبب بازنمایی متفاوت عناصر گفتمانی دستوری شده در جملات مرکب طی فرایند مبتداسازی ضمیر گذار و ناگذار می شود. ازاین رو، هدف از این پژوهش ضمن بررسی چگونگی تعیین نقش های فاعل و مفعول در زبان فارسی، بررسی مبتداسازی ضمیر گذار و ناگذار در جملات مرکب زبان فارسی در چارچوب مذکور با اتخاذ روشی توصیفی تحلیلی است. یافته ها نشان می دهند در ساخت نقشی گروه اسمی مفعولی مبتدای ضمیر گذار و گروه اسمی فاعلی مبتداسازی شده در بند بالاتر دارای نقش گفتمانی اند. در بند پایین تر ضمیر واژه بستی و وند تصریفی فعل (شناسه) نقش موضوعی را ایفا کرده و با نقش گفتمانی به صورت ارجاعی بر طبق شروط خوش ساختی مطابقه پیدا کرده اند. در ساخت سازه ای، شناسه به عنوان جزء صرفی بر خلاف ضمیر واژه بستی فعل فاقد گره ای مستقل است. در ساخت نقشی، مشخصه معنایی نقش مفعول «رایی» در ارزش نقش مبتدا در بند بالاتر قرار می گیرد و مبتدا توسط پس اضافه «را» دارای حالت مفعولی است. اما به دلیل آنکه نقش های موضوعی به صورت موضعی در یک بند تعیین می شوند، در ساخت سازه ای برای رعایت شروط خوش ساختی بر مبنای اصل اقتصاد، در جایگاه متعارف گروه اسمی بند پایین تر مقوله تهی به صورت برون مرکز ملزم شده است. مفعول بدون پس اضافه «را» نیز رفتاری مشابه دارد، با این تفاوت که فاقد ابزار صرفی برای تعیین نقش مفعول است. ازاین سو، در ساخت سازه ای به صورت درون مرکز مقوله تهی در گروه فعلی بند پایین تر درنظر گرفته شده است.
Iranian EFL Teachers’ Perceptions of Learner Autonomy and their Beliefs about the Role of Textbooks in Fostering it: A Mixed-Methods Study
حوزههای تخصصی:
In recent years, there has been a growing recognition of learner autonomy; however, the roles of teachers and language materials in fostering in have not received due attention. This mixed methods study investigated the association between what Iranian teachers perceived of LA and what they thought about the role of textbooks in fostering EFL learners’ LA, and to what extent they believed the principles of LA in their classrooms. The participating teachers were 200 male and female teachers that taught Iranian tenth-grade EFL textbook in senior high schools of Qom, Arak, and Karaj. The first instrument was a questionnaire developed by Borg and Al-Busaidi (2012), which primarily focused on the teachers’ perspectives and opinions about LA. The second questionnaire was used to investigate how Iranian EFL teachers think the EFL textbook Vision 1 helps foster LA. The questionnaire was developed based on the LA principles (Fenner & Newby, 2000). The last instrument was an interview protocol that was developed by the researcher to gain a deeper understanding of teachers’ promoting LA in their teaching. The interview protocol also was based on Fenner and Newbys’ (2000) principles. For this study, the questionnaire data were collected through two questionnaires. Moreover, an interview protocol was used to gather qualitative data from 12 teachers, who participated in the interviews (i.e., 2 face-to-face and 10 online interviews). The result of the bivariate correlation test showed that there was a significant relationship between teachers’ perception of learner autonomy and their opinions about the LA-fostering role of the Iranian 10th-grade EFL textbook. The results of the interview analysis showed that the principles of learner autonomy were largely approved of by the interviewees. The study has some implications for textbook developers, teachers trainers, and teachers.
کاهش تکیه ای و حذف در همپایگی سازه ای و غیرسازه ای در زبان فارسی از منظر دستور شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند نحوی همپایگی که غالباً برای آن دو نوع سازه ای و غیرسازه ای را بر می شمرند، همواره در مطالعات زبانی مورد توجه زبان شناسان بوده است. هدف از پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، بررسی کاهش تکیه ای و ساخت حذف در انواع ساختار همپایه از منظر دستور شناختی لانگاکر است. داده های موردبررسی در این پژوهش از دو گونه فارسی معیار و محاوره ای گردآوری شده اند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که در دستور شناختی به هنگام ترکیب دو همپایه با یکدیگر، عناصر موجود در همپایه دوم که با هم تراز هایشان در همپایه اول همپوشانی مفهومی دارند یا دچار کاهش تکیه ای می شوند، یا از همپایه دوم به طور کامل حذف می شوند و نمود آوایی نخواهند داشت، در عوض آن عناصر واژگان و ساخت هایی که در همپایه دوم با ساختی در همپایه نخست همپوشانی مفهومی نداشته باشند، دارای برجستگی تکیه ای بیشتری می شوند. مفهوم تمایزگذار در تحلیل داده های این پژوهش از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بدین معنی که محتوای بیان شده در یک پنجره بندی در پنجره متقدم آن ظاهر نمی گردد. نکته مهم اینکه در پنجره ء دوم ساختار های حذف و همپایه، عبارتی که خودش بند نیست، در قیاس با موردی که بند است خوانش شبه بند پیدا می کند. همچنین بررسی های انجام شده در این پژوهش نشان می دهد که جایگاه تمایزگذار زمانی که بند پایه را وقفه دار می کند در ساختار های مورد بررسی دارای اهمیت است. به بیان ساده تر تمایزگذار مستقیماً پس از ضدتمایزگذار می آید.
Multifaceted Challenges in English Language Education: Perspectives from Secondary School Teachers and Students in Baluchistan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
English language education in Baluchistan, Iran, faces unique challenges due to the region's socio-economic conditions and limited access to resources. This study investigates the specific teaching and learning difficulties within secondary schools in this region. A mixed-methods approach was employed, gathering quantitative data from 80 teachers through a questionnaire and qualitative insights from 57 students via semi-structured interviews. The findings reveal that teachers encounter obstacles such as unclear course objectives, inadequate instructional methods, time constraints, and insufficient administrative support. Students, on the other hand, struggle with curriculum disengagement, a lack of authentic language practice opportunities, low motivation, and emotional barriers like anxiety and fear of judgment. Additionally, the limited integration of technological resources hampers effective language learning. These insights challenge the assumption that resource availability alone can improve language teaching, underscoring the importance of proper resource utilization and teacher training. The study advocates for a localized approach to curriculum design that aligns global language learning goals with Baluchistan’s socio-cultural context. Practical recommendations include modernizing teacher training, addressing emotional barriers, and creating a more supportive environment for teachers and students alike.
TEFL Ph.D. Students' Engagement with Peer Feedback and Automated Feedback on Their Dissertation Proposals(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This study was conducted to examine the comments provided by ChatGPT 3.5 and doctoral students on doctoral dissertation proposals. Feedback receivers’ behavioral engagement with these two feedback types was also examined. The participants of this study, selected based on convenience sampling, were 28 Teaching English as a Foreign Language PhD students from three provinces who wrote their dissertation proposals in English. The first version and revised versions of their proposals and the provided comments were analyzed to identify the feedback types and the extent they applied the comments. Furthermore, stimulated recall interviews were used to identify the reasons why they did not apply some of the participants. Findings showed that both ChatGPT 3.5 and doctoral students were successful in providing both content-related and form-related comments. These two feedback sources also provided significant numbers of elaborated and justified feedback on dissertation proposals. Feedback receivers applied most of the comments provided by these feedback sources, and the specificity levels of comments affected the incorporation rate. The findings of the thematic analysis of the stimulated recall interview data revealed that the participants did not apply the comments because they were too broad, inaccurate, difficult to apply, and difficult to understand.
کاربرد تمثیل در قطعه ای تعلیمی به زبان ختنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۹) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
3 - 17
حوزههای تخصصی:
ادبیات تعلیمی یکی از سبک های مهم ادبی و از شاخه های پربار انواع ادبی محسوب می شود که با بیان هنرمندانه و با استفاده از ابزارهای کارآمد ادبی همچون تمثیل به طرح مباحث تعلیمی می پردازد و پیام خاص خود را به مخاطبش انتقال می دهد. آنچه در آثار ادبی تعلیمی می تواند پند و اندرزهای اخلاقی را پررنگ تر کند، کاربرد ابزارهای بلاغی برای ملموس کردن برخی مفاهیم انتزاعی و غیرحسی است. در این پژوهش به بررسی آرایه های ادبی در متنی به زبان ختنی می پردازیم. زبان ختنی یکی از زبان های ایرانی میانه شرقی است که در مقایسه با سایر زبان های ایرانی باستان و ایرانی میانه غربی کمتر مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است، مقاله حاضر بر آن است که به بررسی آرایه های ادبی موجود در فصل دوم کتاب زمبسته بپردازد. کتاب زمبسته حاوی مطالب تعلیمی و آموزه های بودایی مکتب مهایانه است. بنابراین، می توان آن را در زمره آثار تعلیمی به شمار آورد و به کارگیری این ابزارها در این فصل از کتاب شاید بیانگر این است که نویسنده با استفاده از آنها سعی در تفهیم بهتر مطالب تعلیمی به مخاطبان خود داشته است. همچنین، این مطالعه نشان می دهد که زبان ختنی نیز مانند دیگر زبان ها از چنین ابزارهای بلاغی بی بهره نبوده است.
دستگاه فعل در گویش کندازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۹) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
70 - 91
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله بررسی و توصیف دستگاه فعل در گویش کُندازی است. کُندازی روستایی است کوهستانی و کهن که در دهستان اَبرَج و در بخش دُرودزَن شهرستان مرودشت قرار گرفته است. گویش کندازی یکی از گویش های بازمانده از زبان فارسی میانه و گویشی از شاخه غربی جنوبیِ زبان های ایرانی نو است که با گویش های دشتکی، امامزاده اسماعیلی، کوهمَره ای/ کُهمَره ای، اردکانی، خُلّاری، قَلاتی، لارستانی، دَوانی و دشتی و پاره ای دیگر از گویش هایی که دارای ساخت کُنایی هستند، شباهت و همانندی هایی دارد. در این پژوهش، شیوه ساختاری مصدر، ستاک حال و گذشته، اسم مفعول، شناسه های فعلی در زمان های حال و گذشته، واژه بست فاعلی، وجه و زمان دستوری افعال بررسی می شود. شیوه پژوهش در بررسی و مطالعه این گویش، میدانی و کتابخانه ای است. داده های زبانی این گویش می تواند پرتویی بر دانش ایران شناسی، شناخت و مطالعه زبان های ایرانی و پژوهش های رده شناسی باشد. در این پژوهش، 1۶ گویشور مرد و 4 گویشور زن در گروه های سنی 20 تا 80 ساله از افراد بی سواد، کم سواد و باسواد در گردآوری پیکره زبانی همکاری داشته اند.
خلاقیت استعاری در داستان های کوتاه زکریا تامر (مورد کاوی دو مجموعه داستان کوتاه صهیل الجواد الأبیض و دمشق الحرائق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان شناختی منکر خلاقیت استعاری شاعران و نویسندگان نیستند. براساس نظریه «شعرشناسی شناختی» لیکاف و ترنر (1989) شاعران و نویسندگان در آثارشان اغلب از همان استعاره های مفهومی معمولی در زبان عادی و روزمره استفاده می کنند و خلاقیت شاعرانه نتیجه به کارگیری و تغییر استادانه همین استعاره های مفهومی روزمره در اثر بهره گیری از چهار ابزار مفهومی: گسترش، پیچیده سازی، پرسش و ترکیب است. هدف اصلی از این پژوهش معرفی این شگردها و بررسی قابلیت کاربرد آن ها در تحلیل شناختی پاره ای از استعاره های نو در دو مجموعه از داستان های کوتاه زکریا تامر (1931) نویسنده مشهور و معاصر سوری است. تحلیل داده ها نشان می دهد تامر در داستان هایش از همان استعاره های مفهومی روزمره استفاده کرده است. بنابراین، خلاقیت این نویسنده می تواند نتیجه بهره گرفتن از ابزارهای نامبرده در کاربرد استادانه استعاره های معمولی باشد. برپایه تحلیل داده ها، تامر در آفرینش استعاره های بررسی شده، بیشتر از ابزار ترکیب و کم تر از ابزار پرسش بهره برده و از ابزارهای گسترش و پیچیده سازی به طور متوسط استفاده کرده است. نتایج به دست آمده همچنین نشان می دهد تامر با بهره گیری هوشمندانه از استعاره علاوه بر ایجاد ظرافت و زیبایی در بیان، مفاهیم و پیام داستان هایش را به خواننده انتقال می دهد.
The Concept of Cultural Multilingualism Based on Kazuo Ishiguro’s “Never Let Me Go”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۸۳)
313 - 333
حوزههای تخصصی:
Multilingualism and its tangled relationship with culture have been the center of debate for many years. It still sparkles various conceptual arguments and day by day, more academic research is circulating on this subject. The concept of multilingualism and the arguments around this discourse roots in the language itself. To fully grasp the notion of cultural multilingualism, first, we need to perceive how and where language and culture are interlinked. The study of culture has the originality of studying history itself. The first studies on both language and culture date back to the earliest time human attempted to analyze and perceive history. The globalization of multilingualism has led scientists and experts to analyze multilingualism through a cultural lens. It's only in a few decades that perceiving and understanding multilingualism through cultural perspectives has opened the eyes of experts to new horizons. Concerning this fact, this study has evaluated Never Let Me Go, a 2005 Nobel-winning novel by the Japanese-British novelist and screenwriter, Kazuo Ishiguro according to cultural multilingual values. Additionally, this study questions the concept of cultural multilingualism, together with its significance in shaping one's identity and self as the main key in Ishiguro's novel. Proven by the given facts, the current study illustrates how cultural multilingualism forms the author's writing style and mindset as a multilingual individual.