فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مقوله هایی که در چارچوب زبان شناسی پیکره ای مورد بررسی قرار گرفته، فعل مرکب است. افعال مرکب از دو بخش «جزء غیرفعلی» و «فعل سبک» تشکیل شده اند. در این پژوهش فراوانی افعال سبک از دو پیکره تخصصی «پیکره پژوهش نامه» و «پکا» (پیکره کتاب های ایرانداک) استخراج شده است و فراوانی سه فعل سبک اول در این دو پیکره با فراوانی افعال سبک در یک پیکره عمومی، یعنی «پیکره متنی فارسی» مقایسه شده است. در این دو پیکره تخصصی، که در مجموع نزدیک به هشت میلیون واژه در این پیکره ها موجود است، از میان افعال سبک «زدن»، «داشتن»، «کردن»، «سپردن»، «گرفتن»، «آمدن»، «دادن»، «افتادن»، «خوردن»، «کشیدن»، «آوردن»، «نمودن»، «رفتن»، «بردن» و «انداختن»، دو فعل سبک «کردن» با فراوانی 5848 و فعل «دادن» با فراوانی 5037، در رتبه اول و دوم از نظر فراوانی قرار دارند؛ فروانی این دو فعل سبک در پیکره عمومی نیز بالا است و در رتبه های نخست قرار دارند. فعل سبک «گرفتن» با فراوانی 3246 در پیکره های تخصصی در رتبه سوم قرار دارد. حال آنکه در پیکره عمومی، فعل سبک «گرفتن» ، از نظر فراوانی بعد از افعال سبک «کردن»، «دادن»، «داشتن» و «نمودن» قرار دارد. پس از استخراج فراوانی افعال سبک و بررسی آن ها، افعال مرکبی که با این سه فعل سبک (کردن، دادن و گرفتن) ساخته می شوند از نظر احتمال فاصله میان جزء غیرفعلی و فعل سبک در بافت تعریف شده (پنج نگاشت قبل و پنج نگاشت بعد از فعل سبک موردنظر) نیز مورد بررسی کلی قرار گرفتند. بررسی رفتار افعال مرکب پربسامد در پیکره های تخصصی نشان داد نویسندگان متون تخصصی، عمدتاً پژوهشگران، دانشجویان و استادان، کمتر تمایل دارند بین جزء غیرفعلی و فعل سبک فاصله بیاندازند و بنابراین، در بیشتر افعال مرکب جزء غیرفعلی و فعل سبک در کنار هم قرار می گیرند و مقوله و گروه نحوی میان آن ها قرار نمی گیرد. در حالیکه در متون عمومی احتمال اینکه نویسندگان گروه/ گروه های نحوی و مقولات گوناگون میان جزء غیرفعلی و فعلی قرار دهند بیشتر از متون تخصصی است.
تحلیل بهینگی جابه جایی های زنجیری نظام واکه ای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
259-292
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تغییرات درزمانی نظام واکه ای زبان فارسی از ایرانی باستان به فارسی میانه، فارسی دری و به فارسی امروز، توصیف چگونگی رخداد آنها و تحلیل چرایی وقوع آنها در چارچوب نظریه بهینگی پرداخته است. این تغییرات از نوع نظام مند مستقل از بافت هستند که در قالب جابه جایی های زنجیری در فضای واکه ای شکل گرفته اند و نتیجه آنها ایجاد نظام واکه ای متقارن تر به لحاظ تمایزهای کیفی واکه های ساده و ازمیان رفتن نقش واجی واکه های مرکب و واکه های بلند بوده است. این تحولات در نظریه بهینگی با تعامل محدودیت ها توجیه می شود. برون داد نهایی این تعامل در هر دوره (گونه) زبانی واکه بهینه آن دوره است که برای گویشور آن منطبق بر درون داد است و تا زمانی که تغییر واکه ای دیگری ایجاد نشود، در واجگان وی باقی می ماند. تغییر جدید با تغییر در مرتبه محدودیت ها بازنمایی می شود و به بازسازی درون داد می انجامد. تحلیل مراحل میانی تغییرات واکه ها مانند تغییرات واکه های مرکب نیز در رویکرد زنجیره گزینه ها در این نظریه ممکن است.
The Embodiment of Environmental Discourse in Language Learning: A Critical Ecolinguistic Study of EFL Textbooks in Indonesia(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As environmental issues become more prevalent, it is vital to incorporate ecological components into the curriculum to equip future generations with the necessary foundations to preserve and improve ecology. In light of this circumstance, many countries are compelled to include instructional approaches representing environmentally-based topics in textbooks. Nevertheless, whether the textbooks facilitate environmental education (EE) to promote ecological principles or foster students' competence in recurrent environmental concerns is ambivalent, particularly in the Indonesian context. The current study attempts to analyze the ecological verbal and visual contents engaged in Indonesian EFL textbooks. This study also unpacks the extent to which EFL textbooks in Indonesia accurately reflected the ecolinguistics perspective. Content analysis was employed in this study, adapting Stibbe’s (2015) ecolinguistics framework and Kress and van Leeuwen’s (2016) visual grammar theory. The findings revealed that EE in Indonesian EFL textbooks highlights the natural beauty and ecotourism locations while mainly disregarding ecological degradation. In contrast, EFL textbooks must emphasize contemporary world issues to cultivate positive attitudes and ecological consciousness among learners. Subsequently, these findings have significant consequences for the development of environment modules in Indonesian EFL textbooks.
تبیین فازی موضوع درونی محذوف در گروه فعلی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله در چارچوب رویکرد پویا به نظریه فاز، به تبیین چگونگی حذف موضوع درونی فعل در زبان فارسی می پردازیم. ابتدا با استفاده از معیارهایی مانند خروج هسته فعلی به بیرون از گروه فعلی، همسانی فعل، حذف متمم گروه حرف اضافه، ساخت هم پایه، ترتیب قید حالت و مفعول و همچنین قلب نحوی به بررسی داده های موردنظر در زبان فارسی می پردازیم تا نشان دهیم که فرایند حذف از کدام نوع است: حذف موضوع و یا حذف گروه فعلی به همراه ابقای فعل اصلی. آنگاه با توجه به ناکارآمدی معیارهای ذکرشده در مطالعات پیشین، براساس رویکردی پویا به نظریه فاز در نحو کمینه گرا برمبنای آرای بشکویچ (2005, 2013, 2014) به تحلیل فرایند حذف در جملات مورد نظر می پردازیم و نشان می دهیم که دراین چارچوب نظری، آنچه در دامنه گروه فعلی ساده حذف می شود معادل کل فاز و یا متممِ فاز است. بدین ترتیب، بر مبنای این رویکرد می توان به جای تحلیل دوگانه حذف گروه فعلی به همراه ابقای فعل و یا حذف موضوع از ساخت های مورد نظر، تحلیلی جامع و به تبع آن اقتصادی به دست داد.
ابعاد معنایی و نحوی زمان، نمود و وجهیت در صیغگان امری: مطالعه موردی کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
197 - 239
حوزههای تخصصی:
هدف جستار حاضر بررسی رابطه بین ساخت های امری و نظام زمان، نمود و وجه در کردی است. روش تحقیق حاضر مبتنی بر رویکرد آیخنوالد و دیکسون (2017) و الگوی رده شناختی وندرآئورا و همکاران (2005) است. داده های تحقیق نیز عمدتاً از طریق مصاحبه با گویشوران جمع آوری شده است. نتایج تحقیق نشان داد که صیغگان امری در کردی مبتنی بر سه ساخت امری بوده، و چهار راهبرد امری نیز در کنار این ساخت ها برای بیان معانی امری بکار می روند. همچنین نتایج نشان داد که ساخت های امری روی محور زمان دارای نوعی توزیع نامتقارن بوده، و همچنین رفتارهای متفاوتی در رابطه با پدیدار زمان دستوری دارند. همچنین روشن شد که ساخت امری عمدتاً میل به ترکیب با افعالی دارد که خصلت پویایی (نمود) آن ها مثبت است. اما ساخت امری در فرایند تحمیل خصیصه پویایی افعال را خنثی ساخته و ساخت نهایی تنها مراحل مقدماتی رخداد را بازنمایی می کند. به همین دلیل ساخت امری با عملگرهای ناقص آغازی به راحتی ترکیب می شود چراکه این عملگرها تنها مراحل آغازی رخداد را بازنمایی می کنند، و همچنین تمایلی به ترکیب با عملگر استمراری ناقص ندارد، چراکه این عملگر عمدتاً مراحل میانی و پویای رخداد را بازنمایی می کند. از سوی دیگر ساخت امری به دلیل ویژگی های نمودی و زمانی هرگز نمود کامل را به خود نمی پذیرد، چراکه این نمود تجانس معنایی با ساخت امری ندارد. درنهایت نتایج نشان داد که در صورت هر گونه جایگشت ساخت امری در محور نامتقارن زمان، عملگرهای وجهی به عنوان اولین جایگزین برای آن ها ظاهر می شوند. نتایج بیانگر این است که عبارات امری و رهنمودی عمدتاً دچار فقر معنایی در لایه های رخدادی بوده، و صرفاً چون یک کنش گفتار بیانی عمل می کنند.
بررسی رابطه بین دانش ارزیابی و دانش آموزشی معلمان ایرانی زبان انگلیسی با در نظر گرفتن تجربه تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که سواد ارزیابی یک مفهوم جدید در زمینه ارزیابی و آموزش تدریس است، معلمان باید از نحوه استفاده از راهبردهای ارزیابی برای ارزیابی پیشرفت دانش آموزان خود مطلع شوند. پژوهش حاضر با الهام از عدالت در تدریس و ارزیابی، به بررسی رابطه بین دانش ارزیابی و دانش آموزشی معلمان کم تجربه و با تجربه زبان انگلیسی پرداخت. 50شرکت کنندگان معلم ایرانی (25 نفر کم تجربه و 25 نفر با تجربه) در دانشگاه های دولتی و آزاد تبریز و تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. معلمان با سابقه تدریس بین یک تا سه سال به عنوان معلمان کم تجربه در نظر گرفته شدند، در حالی که معلمان با سابقه تدریس بیش از 10 سال به عنوان معلمان با تجربه در نظر گرفته شدند. برای سنجش دانش ارزیابی معلم از آزمون دانش ارزیابی زبان مبتنی بر سناریو فرهادی و توسلی (2018) استفاده شد. یک پرسشنامه پایه دانش تربیتی که توسط دادوند (2013) تهیه و تایید شد برای ارزیابی پایه دانش آموزشی معلمان مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که دردانش ارزیابی بین دو گروه از معلمان تفاوت معناداری وجود دارد. علاوه بر این، در دانش آموزشی بین همان دو گروه تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین بین دانش ارزیابی معلمان کم تجربه و باتجربه از یک سو و دانش آموزشی آنان از سوی دیگر رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. نتایج به دست آمده حاکی از اهمیت به روز رسانی دارد دانش تربیتی در تدریس و معلمان زبان انگلیسی است.
تأثیر ارزیابی پویای بر خط بر بهبود مهارت نوشتاری دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی پویا که بر پایه مفهوم پیشرفت در منطقه تقریبی رشد ویگوتسکی (1987) استوار است، روشی است در جهت اجرای همزمان دو فرآیند آموزش و ارزیابی به عنوان فعالیتی ترکیبی که در آن هدف اصلی درک درست توانایی های دانش آموزان و حمایت فعالانه در جهت ارتقای این توانایی ها است. نگاهی کلی به تاریخچه حاضر نشان می دهد که تأثیر ارزیابی پویا بر مهارت نوشتاری دانش آموزان ابتدایی در ایران در کلاس های برخط تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر تأثیر به کارگیری ارزیابی پویای برخط و ارزیابی غیر پویا/ایستا بر میزان رشد توانایی نوشتاری دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی را بررسی کرد. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی پیش آزمون، آموزش، پس آزمون و پس آزمون با تاخیر بود که با شرکت دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) که به شکل تصادفی در یکی از مدارس دولتی شهرستان بروجرد انتخاب شدند انجام گرفت. تحلیل داده ها با تحلیل کوواریانس یک طرفه صورت گرفت. یافته ها نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین، نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون با تاخیر نسبت به مهارت نوشتاری وجود داشت. در پایان، با توجه به بنیان های فکری نظریه فرهنگی-اجتماعی ویگوتسکی، نتایج بحث شد و پیشنهادات کاربردی برای بهبود آموزش نوشتاری ارایه شد.
Predictive Role of EFL Teachers’ Resilience on Their Work Engagement: Focus on Teaching Experience(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۲, No ۲, Fall ۲۰۲۴
161 - 173
حوزههای تخصصی:
Teacher resilience and work engagement are critical factors in enhancing educational effectiveness and fostering a positive learning environment in today's rapidly evolving landscape of education. The present study aimed to find whether teacher resilience components (i.e., internal motivations, social skills, pedagogical skills, and contextual support) predict experienced Iranian EFL teachers’ work engagement (i.e., cognitive-physical engagement, emotional engagement, social engagement with colleagues, and social engagement with students). For this purpose, 200 novice and experienced Iranian EFL teachers were selected randomly, and the data were collected by the Engaged Teachers Scale and the English Language Teacher Resilience Instrument and analyzed by standard multiple regression. The regression analysis results for experienced teachers indicated that cognitive-physical engagement was predicted by internal motivation; emotional engagement was predicted by internal motivations, social skills, and pedagogical skills; and contextual support predicted the experienced teachers’ social engagement with colleagues. For novice teachers, internal motivations, social skills, and contextual support predicted cognitive-physical and emotional engagement. Furthermore, internal motivations and contextual support predicted their social engagement with students, and social engagement with colleagues was explained by social support. These results suggest that enhancing teacher resilience can lead to increased engagement levels, ultimately benefiting student learning experiences. Besides, the findings underscore the importance of providing support structures in educational settings to bolster teacher well-being and effectiveness. This study highlights the need for targeted interventions that focus on developing teachers' resilience and engagement, which could have lasting positive effects on the education system.
Examining Iranian Pre-Service and In-Service EFL Teachers’ Digital Competence: Does Gender Make a Difference?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nowadays, teachers are expected to demonstrate a notable level of digital competence. Therefore, the current study investigated Iranian male and female pre-service and in-service EFL teachers’ digital competence. The study employed a mixed methods approach and three instruments including a questionnaire, structured interviews, and observations were utilized. Therefore, 157 Iranian in-service EFL teachers completed the DIGIGLO questionnaire. Also, 15 in-service and 15 pre-service EFL teachers participated in structured interviews. Moreover, 30 classes were observed. To analyze the qualitative data, thematic analysis was used and in the phase of quantitative analysis, descriptive statistics and independent sample t-tests were used. The results indicated that the level of Iranian in-service EFL teachers’ digital competence was moderate to high. In addition, some similarities and differences could be seen in the interview questions between in-service and pre-service EFL teachers. Moreover, it was revealed that there were no significant differences between male and female in-service EFL teachers’ digital competence. Furthermore, it was found that a majority of teachers incorporated digital technologies into their teaching practice. The results of this study can help curriculum developers and teacher educators realize a better conception of Iranian pre-service and in-service EFL teachers’ digital competence and their practices of using digital tools.
گسترش معنایی مزه واژه ها در گلستان سعدی در چارچوب معناشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
189 - 221
حوزههای تخصصی:
ادراک حسی از محیط پیرامون می تواند نقش مهمی در شناخت و شیوه مفهوم سازی انسان از رخدادهای جهان خارج داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ساز و کارهای مفهومی و معیارهای برون زبانی در برداشت معانی مجازی از مزه واژه ها درگلستان سعدی انجام شده است. داده های این مقاله، از بیت ها و جمله های گلستان سعدی که دربردارنده مزه واژه های شیرین، تلخ، ترش، شور، تند و نمکین هستند، استخراج شده و در چارچوب معناشناسی شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. یافته های به دست آمده از تحلیل داده ها نشان می دهد که کاربرد مجازی مزه واژه ها در حوزه های شخصیت، اخلاقیات و عواطف، اغلب مبتنی بر ساز و کارهای مجاز و استعاره مفهومی هستند که بر پایه تجربه بدنمند ما از محیط پیرامون و کاربرد پیاپی پاره گفته های چشایی شکل می گیرند. تجربه های خوشایند مربوط به چشیدن شیرینی، تجربه ناخوشایند ناشی از مصرف مواد تلخ، چین و چروک چهره بعد از چشیدن مواد غذایی ترش، تغییر حالات عاطفی در اثر خارش و گرمای ناشی از مصرف مواد غذایی تند و زیان ناشی از وجود نمک زیاد در آب از نمونه تجربیات بدنمند ما هستند که پس از گذشتن از صافی فرهنگ، در نگاشت میان مزه واژه ها و ویژگی های شخصیتی به کار می روند. از این رو، اغلب معانی مجازی برداشت شده از مزه واژه شیرین خوشایند است؛ ولی مزه واژه های ترش، تلخ، شور و تند غالباً معانی ناخوشایند و احساسات منفی را مفهوم سازی می کنند. یافته های این پژوهش، همسو با پژوهش های اخیر در حوزه ادراک حسی، بر نقشِ بدنمندی معنا، نشانه های بافتی، کاربرد زبان و دانش دایره المعارفی ما در برداشت معنای مجازی از مزه واژه ها در گلستان سعدی تأکید می کند.
The Use of Assessment for Learning Rather than Assessment of Learning in EFL Context(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Most EFL schools, both government-run and private, use materials developed based on the curriculum developed by the Ministry of Education. The Ministry of Education in Iran started to update English textbooks for junior and senior high schools to enhance students’ communicative competence. To achieve this, there is a need for changes both in methodology and content of the textbooks in assessment methods. This study aimed to investigate whether teachers’ tests align with the changes in textbooks or assess students' knowledge of grammar and vocabulary, regardless of their communicative competence. A mixed-methods design was employed, combining quantitative data collected through questionnaires, teacher-made tests, textbooks, and qualitative interview data to provide a comprehensive understanding of the match. Thirty Iranian English teachers from different provinces participated in the study and 100 teacher-made tests were compared with the content and purpose of the updated textbooks. The results analyzed through chi-square test and thematic analysis showed no match between the theory of the tests and the textbooks and revealed that teachers' attitudes towards change of assessment tools contribute to the development of communicative skills.
مصدر فارسی چه ماهیتی دارد و چگونه فرافکن می شود؟ تبیینی در چارچوب صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
211 - 254
حوزههای تخصصی:
پیرامون مصدر و ساخت نحوی اش اتفاق نظر وجود ندارد؛ برخی آن را اسم و دیگران فعل می دانند. دسته سومی نیز بنابه رفتار اسم فعل گونه آن، مصدر را ذیل مقولات مشکّک یا مقوله پذیر در بافت، تلقی می کنند. در پژوهش حاضر برآن بودیم تا بدون نیاز به نگرش سوم، پیشنهادی برای سلسله مراتب فرافکنی مصدر در چارچوب صرف توزیعی ارائه کنیم؛ به نحوی که نه تنها منطبق بر ویژگی های دوگانه اسم فعل گونه اش باشد، بلکه نشان دهد چگونه مصدر فارسی در مقام صفت نیز می تواند ایفای نقش کند. در نیل به این هدف، ساخت نحوی و ویژگی های مصدر فارسی بررسی شدند که این ویژگی ها، افزون بر موارد پیش گفته در سایر مطالعات، از این قرار بودند: مصدر فارسی با مصدر زبان هایی نظیر انگلیسی متفاوت است و از جنبه هایی به اسم مصدر میل می کند، گرچه رفتار آن مطلقاً بر اسم مصدر نیز منطبق نیست. بنابراین، ماهیت مصدر فارسی با هر دو مقوله مصدر و اسم مصدر انگلیسی تفاوت دارد و به تبع، اشتقاق شان یکسان نخواهد بود؛ پرسشواژه در ساخت مصدری به کار می رود؛ مصدر (منفی) می تواند به هیچ واژه مجوز حضور بدهد؛ همچنین، مصدر می تواند نه به عنوان اسم و نه به عنوان فعل، بلکه در مقام صفت به کار رود. بدین ترتیب، پیشنهادی برای سلسله مراتب فرافکنی مصدر ارائه شد و جایگاه ادغام وند مصدری نیز بررسی شد. شواهد نشان دادند که برخلاف فرض های محتمل اولیه، هیچ کدام از هسته های اسم کوچک، زمان و فعل کوچک محل درج وند مصدری فارسی نیستند. درنهایت، اتخاذ رویکرد صرف توزیعی اجازه داد رابطه میان فعل خودایستا و صورت متناظر مصدری اش در قالب فرایندهای نحوی مشترکی منعکس شود.
Revisiting Mental Translation: A Potential to Promote Reading Comprehension in English for Specific and Academic Purposes Contexts(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۷, No.۳۴, Spring & Summer ۲۰۲۴
1 - 21
حوزههای تخصصی:
Although teaching English for Specific and Academic Purposes (ESAP) is equivalent to teaching reading comprehension, it seems that Iranian graduated students having studied ESAP at BSc and MSc levels are not efficient readers and they also have a lot of problems in obtaining information from English materials related to their field of study via translation. Because mental translation is inevitable while reading English texts, the question is how to make the best use of this spontaneous strategy to promote reading comprehension. Sixty-six students majoring in midwifery, nursing and surgical technology at MSc level were selected based on convenience sampling. They were classified as lower-intermediate students by a standard placement test. Their translation practices and reading activities were investigated in an attempt to discover the strategies most frequently used by such learners. Through content analysis of these documented activities and interviews with the learners and observation of ESP classes, the common problems in reading comprehension as well as translation processes were identified. These problems originated from mental translation. These problems were addressed by using strategy-based instruction. The findings implies how to expliot mental translation as an efficient strategy through equipping learners with the prerequisite reading comprehension and translation skills and strategies.
How Has Political and Socio-economic Status affected Iranian EFL Learners’ Motivation to learn English(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۷, No.۳۴, Spring & Summer ۲۰۲۴
310 - 328
حوزههای تخصصی:
This research study aims to investigate the motivation behind Iranian EFL learners' desire to learn English, with a specific focus on the political and socio-economic factors that influence them. The study takes into account the changing political and social landscape in Iran, which has been shaped by globalization and advancements in information and communication technology (ICT). In order to gain a deeper understanding of the driving forces behind Iranian EFL learners' English language acquisition, the researcher conducted interviews with thirty participants who had been studying English for approximately 3 to 6 years. The interviews were transcribed and the data was then analyzed using a systematic approach, including open, axial, and selective coding. The resulting model identified seven factors and twenty-seven categories that contribute to language motivation. These seven factors were a) The government’s foreign and economic policy, b) Transfer of religious and national ideology and patriotism, c) Academic and occupational aspirations, d) Improving social life, e) Fear of failure, f) International posture, and g) IT advancements. This model can serve as a valuable resource for informing future educational policies and curriculum development in Iran.
بررسی تأثیر جنسیت و سن بر کاربرد دشواژه ها در گفتار گویشوران فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
77 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دو عامل «جنسیت» و «سن» بر کاربرد «دشواژه ها » در گفتار روزمره گویشوران زبان فارسی است. برای دست یابی به این هدف از پرسشنامه ای محقق ساخته بهره گرفتیم و آن را به صورت تصادفی میان 523 زن و مرد فارسی زبان در 4 گروه سنی مختلف (25-15 سال، 35-26 سال، 45-36 سال و بالای 45 سال) توزیع کردیم. این پژوهش از جنبه روش شناسی، میدانی و پیمایشی بوده و ماهیتاً توصیفی-تحلیلی ست. داده های گردآمده از پرسشنامه برپایه تلفیقی از آرای باتیستلا (Batisttella, 2005)، جی (Jay, 2009) و وارداف (Wardhaugh, 2006) در پیوند با دسته بندی «دشواژه ها» تحلیل شدند. یافته های برآمده از تحلیل های آماری با بهره گیری از آزمون های تی، تحلیل واریانس و توکی نشان داد مردان در حالت عادی و نیز عصبانیت بیشتر از زنان از «دشواژه» استفاده می کنند و میانگین کاربرد دشواژه های رکیک تر در مردان بالاتر است. افزون براین، یافته ها نشان داد زنان و مردان فارسی زبان به طورکلی از شش دسته از دشواژه ها در گفتار روزمره خود بهره می گیرندکه فراوانی دشواژه های مربوط به دسته های «مسائل جنسی»، «دفعیات بدن» و «انگ ها» در مردان بالاتر است؛ درحالی که در گفتار زنان فراوانی دشواژه های مربوط به دسته «مرگ و بیماری (نفرین)» بیشتر است. همچنین، روشن شد تفاوت میزان به کارگیری دشواژه در بین گروه های سنی مختلف از جنبه آماری معنادار است: در بیشتر موارد و در هر دو حالت عادی و عصبانیت، شرکت کنندگان 25-15 ساله دشواژه های بیشتر و رکیک تری را نسبت به سه گروه سنی دیگر به کار می بردند؛ درحالی که در مورد افراد 45 سال به بالا این موضوع کاملاً برعکس است.
بررسی رابطه آگاهی از راهبردهای فراشناختی با درک شنیداری فارسی آموزان غیرایرانی سطح پیشرفته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
105 - 137
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه «آگاهی فارسی آموزان از راهبردهای فراشناختی» و توانایی آنان در زمینه «درک شنیداری» انجام پذیرفت. آزمودنی های این پژوهش 29 فارسی آموز دختر و پسر سطح پیشرفته مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) بودند که زبان فارسی را برای ادامه تحصیل در رشته های دانشگاهی گروه فنی- مهندسی و پزشکی در دانشگاه های ایران می آموختند. برای بررسی چهار فرضیه پژوهش، از دو ابزار گردآوری داده بهره گرفته شد: یک پرسشنامه 21 گویه ای آگاهی از راهبردهای فراشناختی شنیداری (Vandergrift, et al., 2006) شامل پنج مؤلفه طرح ریزی و ارزشیابی، توجه هدایت شده، دانش فرد، ترجمه ذهنی و حل مسأله، و یک آزمون درک شنیداری با 25 پرسش. برای تحلیل داده های به دست آمده، از آزمون های همبستگی، رگرسیون خطی، و آزمون های تی مستقل استفاده شد. یافته های بررسی داده ها نشان داد که بین آگاهی فارسی آموزان از راهبردهای فراشناختی و توانایی شان در درک شنیداری، رابطه مثبتی وجود دارد و حدود 47 درصد تغییرات متغیر وابسته، به وسیله پنج متغیر مستقل تبیین می شود. ازسویی دیگر، بین فارسی آموزان دارای تحصیلات دانشگاهی (کارشناسی و کارشناسی ارشد) و فارسی آموزان دارای تحصیلات سطح دیپلم، و همچنین بین فارسی آموزان زن و مرد، تفاوتی از نظر آگاهی از راهبردهای فراشناختی وجود نداشت. این نبود تفاوت در زمینه میزان آگاهی آنان از راهبردها، با توجه به رشته های تحصیلی (فنی و پزشکی) نیز آشکار بود. روی هم رفته، یافته های پژوهش پیشنهاد می کند که آگاهی فارسی آموزان از راهبردهای فراشناختی می تواند نقش مؤثری بر ارتقاء و بهبود مهارت شنیداری آن ها داشته باشد. از این رو، الزامی است مدرسان زبان فارسی در کلاس های درک شنیداری، در پی به کارگیری راهکارها و رویه هایی برای تقویت آگاهی فراشناختی فارسی آموزان و نیز آموزش این راهبردها به آنان باشند.
تأثیر آموزش پردازش محور و بروندادمحور بر فراگیری زمان حال ساده زبان آموزان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
173 - 193
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی دقیق تأثیر آموزش پردازش محور و برونداد محور بر رشد فراگیران زبان انگلیسی در درک و تولید زبان حال ساده انگلیسی انجام شد. نتایج حاصل از این مطالعه به بحث پایان ناپذیر در مورد تأثیرات آموزش پردازش محور (PI) در مقایسه با آموزش برونداد محور (OI) کمک کرده است. به منظور مطالعه حاضر از بین 70 زبان آموز زبان انگلیسی در یک مرکز زبان خصوصی در ایران 40 زبان آموز پیش از متوسط زبان انگلیسی در گروه PI و 20 شرکت کننده در گروه OI قرار گرفتند. شرکت کنندگان در گروه آموزشی پردازش محور، فعالیت های ورودی پردازشی را دریافت کردند، در حالی که شرکت کنندگان در گروه آموزشی مبتنی بر خروجی، فعالیت های خروجی ساختار یافته را دریافت کردند. نتایج آمار توصیفی و تحلیلی نشان داد که اگرچه شرکت کنندگان در گروه آموزش پردازش محور از نظر دانش دریافتی در ساختار مورد نظر، یعنی زمان حال ساده، به طور قابل توجهی از شرکت کنندگان در گروه آموزش مبتنی بر خروجی بهتر عمل کردند، اما هر دو نوع دستورالعمل به طور قابل توجهی تأثیر مثبتی بر دانش تولید جملات زبان حال ساده شرکت کنندگان داشتند و تفاوت بین اثربخشی این دو نوع آموزش بر دانش مولد شرکت کنندگان معنی دار نبود.
مروری نظام مند بر دانش محتوای تربیتی فناورانه (TPACK) معلمان زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مطالعه مروری نظام مند بر مطالعاتی را ارائه می کند که هدف آن ها بررسی تحقیقات مربوط به دانش محتوای تربیتی فناورانه (TPACK) معلمان زبان انگلیسی است. این مطالعه از یک روش سنتزپژوهی برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی و دستیابی به اهداف عملی استفاده می کند. منابع مربوطه از پایگاه های اطلاعاتی بین المللی با استفاده از کلیدواژه های مناسب جمع آوری شد و محتوای 18 مقاله منتخب برای تجزیه و تحلیل مورد وارسی قرار گرفتند. به منظور بررسی کیفیت پایایی قابل اعتماد بودن، از ضریب کاپای کوهن که 76/0 به دست آمد، استفاده شد. یافته ها نشان داد که تحقیقات قبلی در مورد TPACK بر چهار موضوع اصلی متمرکز شده است: بررسی، ارزیابی، توسعه و کاربردTPACK . مشخص شد که تحقیقات قبلی عمدتاً دو حوزه را بیشتر مورد بررسی قرار داده اند: ارزیابی TPACK معلمان و نوآوری در روش های اندازه گیری سطح آن، و بررسی تفاوت ها در سطوح TPACK در میان گروه های مختلف معلمان با هدف ارتقا و افزایش سطح TPACK آن ها. در نتیجه، مطالعه حاضر عدمِ درک در مورد اینکه چگونه معلمان زبان انگلیسی می توانند به طور مؤثر از هفت عنصر TPACK برای تسهیل یادگیری دانش آموزان از طریق درس های یکپارچه با فن آوری استفاده کنند، برجسته می کند. همچنین، این مطالعه چشم انداز محققان آینده را در غنابخشی به توسعه الگوی این ساحت را دقیق تر خواهد کرد.
بررسی کارکرد تکنیک تغییر بیان در ترجمه پنج جزء پایانی قرآن کریم (موردپژوهی ترجمه های محمدعلی کوشا و نعمت الله صالحی نجف آبادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
137 - 149
حوزههای تخصصی:
یکی از الگوهای مطرح در نقد و ارزیابی ترجمه، الگوی وینه و داربلنه است. این دو زبان شناس با مصادیقی از دو زبان فرانسه و انگلیسی، تکنیک هایی را برای ترجمه معرفی کردند که بعدها قابلیت تعمیم و تطبیق در متون مختلف را پیدا کرد؛ تکنیک های متنوعی که ذیل دو روش مستقیم و غیرمستقیم ترجمه قرار می گیرند. تغییر بیان یکی از تکنیک های غیرمستقیم ترجمه است که در آن مترجم با تغییر زاویه دید یا تغییر دیدگاه به بازآفرینی متن مبدأ در زبان مقصد می پردازد. رایج ترین مصادیق این تکنیک را می توان در تبدیل وجه مثبت به منفی، تبدیل وجه مجهول به معلوم، تصریح سازی کنایه، تصریح سازی استعاره و علاقه های مجاز مرسل جست وجو کرد. مترجمان قرآن با اتکا به دانش بلاغی خود، انواع مختلفی از این مصادیق را در ترجمه های خود بکار می گیرند. جستار حاضر با هدف شناسایی مفاهیم نهفته در ترجمه برخی واژگان، ضمن تبیین این تکنیک از دیدگاه وینه و داربلنه، به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد مقابله ای نحوه بهره گیری نعمت الله صالحی نجف آبادی و محمدعلی کوشا از آن را در ترجمه پنج جزء پایانی قرآن کریم واکاوی نموده و با مقایسه کیفیت دو ترجمه و به تبع آن میزان مقبولیت آنها نزد مخاطب فارسی زبان، بدین نتیجه رسیده است که دو مترجم در بیشتر موارد با عنایت به وجوه بلاغی واژگان، در راستای انتقال دقیق پیام متن مبدأ و اثرگذاری مطلوب نزد خواننده، به نحوی شایسته از این تکنیک بهره برده اند. در میان انواع تغییر بیان، تصریح سازی کنایه بیشترین و تبدیل مثبت به منفی، کمترین بسامد را در دو ترجمه دارند.
موضع گیری و مشارکت جویی در نظریه های داوری در دادگاه خانواده : جستاری در گفتمان کاوی قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی و تشریح فرایند موضع گیری و مشارکت جویی در نظریه های داوری مربوط به دادگاه خانواده بر اساس چارچوب پیشنهادی هایلند (2008) می پردازد. در پرونده های مربوط به طلاق، قاضی از هر یک از طرف ها (زن و شوهر) می خواهد که یک داور معرفی نمایند. داور موظف است قضاوت و نتیجه بررسی های خود از وضعیت هر یک از طرف ها را در قالب یک نظریه به قاضی ارائه دهد. در جستار حاضر ۳۶ نظریه داوری برای بحث و بررسی انتخاب شد. ۱۸ نظریه مربوط به داورهای منتخب طرف ها است که نظریه های غیر تخصصی و ۱۸ نمونه مربوط به نظریه داورهای منتخب دادگاه است که نظریه های تخصصی نام می گیرند. پس از بررسی داده ها براساس رویکردهای کمی و کیفی چنین محرز شد که نشان گرهای موضع گیری و (به نسبت کمتری) مشارکت جویی نقش محوری در شکل گیری گفتمان نظریه داوری دارند، به میزانی که به ازای هر 26/59 واژه در پیکره یک نشان گر موضع گیری و مشارکت جویی وجود دارد. همچنین، مقایسه نظریه های تخصصی و غیرتخصصی نشان می دهد که نظریه های تخصصی دارای کفایت توصیفی و تبیینی بیشتری هستند.