فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۰۱ تا ۹٬۵۲۰ مورد از کل ۱۰٬۶۸۷ مورد.
منبع:
زبان شناسی و گویش های ایرانی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
177 - 202
حوزههای تخصصی:
زبان و گویش وسیله برقراری ارتباط و حلقه وصل مردم مناطق همجوار در بسیاری از کشورها به شمار می رود. مناطق جنوبی ایران با کشورهای ساحلی جنوب خلیج فارس از دیرباز روابط فرهنگی پررنگی داشته اند که ازجمله ابعاد این مناسبات، حوزه زبان و گویش است. گویش بستکی از شاخه زبان لارستانی در جنوب ایران است که واژگان فروانی را از زبان های محلی حاشیه نشینان خلیج فارس وام گرفته است که نشانی از آن ها در دیگر گویش ها و زبان های ایرانی دیده نمی شود. مقاله حاضر با روش کتابخانه ای، میدانی و بهره گیری از روش بسامدنگاری، با تکیه بر رسانه های تصویری حوزه خلیج فارس، به بررسی تغییرات آوایی و معنایی واژگان دخیل عربی در گویش بستکی پرداخته و میزان فراوانی لغات و اصطلاحات دخیل عربی در گویش بستکی را مشخص کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که برخی از لغات و اصطلاحات محلی کشورهای جنوبی حوزه خلیج فارس در گویش بستکی، با تغییرات معنایی و آوایی همراه شده، برخی دیگر به دلیل گسترش زبان و رسانه های فارسی زبان منسوخ شده و برخی دیگر همچنان به قوت خود باقی است. همچنین فراوانی واژگانی و اصطلاحات دخیل عربی به ویژه لهجه کشورهای حاشیه خلیج فارس در گویش بستکی قابل ملاحظه است.
ارتباط گفتمان چرک و زیست قدرت در پرندۀ یهودی و عزاداران برنارد مالامود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
103 - 134
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی «گفتمان چرک» و ارتباط آن با پدیده «مهاجرت» می پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات فرهنگی و بهره گیری نظریّات منتقدانی نظیر داگلاس و بومن و تمرکز بر موضوعاتی چون انزجار، غریبگی و اقتصاد احساسی در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه گفتمان زیست قدرت از مقوله «چرک» به منزله ابزاری در راستای کنترل، انقیاد و حذف اقلیت «دایاسپورا» استفاده کرده و آن را با سیاست پیوند زده است؟ بدین منظور، دو داستان کوتاه مالامود - پرنده یهودی (1963) و عزاداران (1955) - به روش توصیفی‑تحلیلی بررسی می شوند تا با تمرکز بر مقوله «چرک»، ارتباطِ بین اعمال نظم بر بدنِ افراد و انضباط مورد نظر گفتمان زیست قدرت تبیین شود. چنین استدلال می شود که جنبش «ضدچرک» مدرنیته، با تحمیل دوانگاره «تمیز»/«کثیف» به عرصه جغرافیای فرهنگی وارد شده و در راستای تداوم ساختارهای سلسله مراتبی گفتمان انسان گرای لیبرال، دسته بندی قومیتی، حذف و شمول افراد گام برداشته است. این امر به سیاسی شدن مقوله حیات و شکل گیری «بیگانگانی» انجامیده که مصداق بی نظمی و ناهنجاری هستند. به علاوه، گفتمان لیبرال با ذاتی جلوه دادن مقوله چرک در این گروه ها، سعی کرده توجّه جامعه جهانی را از فقر تحمیل شده بر آنها منحرف و با بازنمایی ایشان به منزله منبع تهدید ملّی، در راستای حذف فیزیکی آنها اقدام کند.
مروری نظام مند بر دانش محتوای تربیتی فناورانه (TPACK) معلمان زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مطالعه مروری نظام مند بر مطالعاتی را ارائه می کند که هدف آن ها بررسی تحقیقات مربوط به دانش محتوای تربیتی فناورانه (TPACK) معلمان زبان انگلیسی است. این مطالعه از یک روش سنتزپژوهی برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی و دستیابی به اهداف عملی استفاده می کند. منابع مربوطه از پایگاه های اطلاعاتی بین المللی با استفاده از کلیدواژه های مناسب جمع آوری شد و محتوای 18 مقاله منتخب برای تجزیه و تحلیل مورد وارسی قرار گرفتند. به منظور بررسی کیفیت پایایی قابل اعتماد بودن، از ضریب کاپای کوهن که 76/0 به دست آمد، استفاده شد. یافته ها نشان داد که تحقیقات قبلی در مورد TPACK بر چهار موضوع اصلی متمرکز شده است: بررسی، ارزیابی، توسعه و کاربردTPACK . مشخص شد که تحقیقات قبلی عمدتاً دو حوزه را بیشتر مورد بررسی قرار داده اند: ارزیابی TPACK معلمان و نوآوری در روش های اندازه گیری سطح آن، و بررسی تفاوت ها در سطوح TPACK در میان گروه های مختلف معلمان با هدف ارتقا و افزایش سطح TPACK آن ها. در نتیجه، مطالعه حاضر عدمِ درک در مورد اینکه چگونه معلمان زبان انگلیسی می توانند به طور مؤثر از هفت عنصر TPACK برای تسهیل یادگیری دانش آموزان از طریق درس های یکپارچه با فن آوری استفاده کنند، برجسته می کند. همچنین، این مطالعه چشم انداز محققان آینده را در غنابخشی به توسعه الگوی این ساحت را دقیق تر خواهد کرد.
Equative Constructions in the Laki Language(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Different linguistic constructions, including comparative, superlative, similative, and equative constructions, are employed to convey the concept of comparison. Equative and similative constructions exhibit the highest semantic and structural resemblance out of all the specified constructions. In such constructions, two entities -referred to as the comparee and the standard- are compared based on a specific characteristic or quality. In equative constructions the comparison is based on a gradable property, where one of the referents has the property to a higher degree, while similative constructions compare the similarity in manner. This study explored the equative constructions in the Laki language by primarily relying on classification put forth by Haspelmath (2017). The data for the present study consists of 123 equative sentences taken from spoken interviews with twelve individuals residing in Noorabad city. The findings indicate that speakers mainly use seven strategies to convey the concept of equality in Laki. Furthermore, the data show that in numerous equative constructions in Laki, there is a preference for omitting the standard marker while retaining the degree marker
بررسی مفهوم نیایش در کیش مانوی: مطالعه موردی سه نیایش فارسی میانه مانوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیایش های بر جای مانده از مانویان بیشتر به زبان های فارسی میانه و پارتی هستند.نیایش های مانوی عموما در بردارنده مضمون نجات نور و رستگاری روح درآمیخته با تاریکی و نادانی است. این نیایش های اغلب شعر گونه بوده و به صورت سرود هایی همراه با موسیقی درتالارهای مخصوص نیایش که در مانستان ها ساخته شده بودند، خوانده می شدند. نیایش های مانویان دارای دو جنبه فردی و اجتماعی بوده و نیایش ها و نماز های روزانه به صورت فردی یا جمعی همراه با آداب و مناسک خاصی خوانده می شدند. هدف از این پژوهش نگاهی اجمالی به مفهوم و جایگاه نیایش در باور مانویان با مطالعه موردی سه نیایش فارسی میانه است . این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای سه نیایش فارسی میانه مانوی: قطعه ی نیایشی M4b، قطعه M20 و دست نوشته ی M174 را مورد واکاوی قرار داده است. مطالعه ی این نیایش ها نشان می دهد که نیایش های مانویان عموما دربردارنده عناصر بنیادین اندیشه و عرفان این کیش هستند. مضامینی چون تقابل تاریکی و روشنی، نجات روح یا نور در بند تاریکی و رستگاری آدمی، استغاثه به پدر بزرگی، درخواست یاری از ایزدان و جستجوی منجی از اصلی ترین مواردی هستند که در نیایش های مانویان بیان می شود. این نیایش ها گاه شکل اندرز به خود می گیرند و گاه به صورت درخواست بیان می شوند.
بازآرایی های زبانی در ترجمه رمان النوم فی حقل الکرز اثر ازهر جرجیس بر اساس الگوی هم ترازی فرهنگی مالون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث بازآرایی زبانی یکی از مسائل مهم در حیطه مطالعات ترجمه به خصوص ترجمه مفاهیم زبانی است. بحث حاضر نمودی از آرایش تازه و چینش دوباره واژگان و ساخت های پیچیده زبانی در کنار یکدیگر برای درک بهتر مفهوم اصلی آن ها و راهکاری برای پر کردن خلاءهای موجود در دانش مخاطبان زبان مقصد به جهت تفاوت های سبکی و روایی است که برای نخستین بار توسط جوزف مالون ارائه شده است. در اصل بازآرایی تقطیع ساخت های پیچیده زبانی که شالوده ای از مسائل زبانی همچون هنجارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است، از طریق فرایندهای چهارگانه تطابق، متناوب سازی، سازگاری و باز مجموعه سازی صورت می پذیرد. در مقاله حاضر رویکرد بازآرایی با فرایندهای زبانی ویژه در ترجمه رمان النوم فی حقل الکرز (2019) به روش توصیفی- تحلیلی مورد ارزیابی قرار گرفته شده است. چراکه شاکله رمان متناسب با هنجارهای فرهنگی و مسائل سیاسی و اجتماعی شخصیت های رمان در کنار اسطوره ها و مباحث تاریخی شکل یافته است؛ و توجه به چنین بافتاری شایستگی و قابلیت سنجش به وسیله رویکرد بازآرایی را دارد. ترجمه رمان حاضر به قلم محمد حزبایی زاده – مترجم و روزنامه نگار خوزستانی- با عنوان «خواب در باغ گیلاس» (1400) و به زبان فارسی نوشته شده است. در این اثر مترجم به وجوه برجسته زبانی و اصطلاحات خاص فرهنگی رمان مزبور توجه داشته است. حزبایی زاده در ترجمه یادشده ضرب المثل ها و قصه های عامیانه کوچه و بازاری موجود در محتوای رمان را متناسب با وجوه زبانی و فرهنگی فارسی بازسازی کرده و به زبان فارسی انتقال داده است. با بررسی رویکرد حاضر در ترجمه رمان مزبور درمی یابیم که تطبیق هر یک از فرایندهای زبانی در نمونه های رمان حاضر، نمودهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در ضمن عملکرد شخصیت ها و هنجارهای کلامی آن ها به وضوح بازتاب یافته است.
واژه سازی در فارسی از منظر یک نظریه نام شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل انتقادی استعاره های جنگ یمن در عناوین خبری روزنامه های جهان براساس نظریه آمیختگی مفهومی و مدل هارت: یک مطالعه بین زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
189-212
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به تجزیه و تحلیل شناختی-انتقادی کاربرد عبارت های استعاری در عناوین خبری جنگ یمن در سه روزنامه فارسی زبان کیهان، عرب زبان الحیات و انگلیسی زبان نیویورک تایمز می پردازد. در این راستا، پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ برای این پرسش است که آیا در ساخت تعبیرات استعاری مربوط به جنگ یمن، این سه روزنامه از حوزه های مفهومی مشابهی استفاده می کنند. آیا استعاره هایی که از سوی این سه روزنامه به کاررفته ، منجر به تثبیت گزاره ها و مفاهیم مشترکی شده است و آیا مفاهیم انتزاعی که از ورای استعاره ها ساخته شده ، ایدئولوژی خاص هر روزنامه را بازنمایی می کند. به این منظور، عناوین خبری مربوط به جنگ یمن منتشر شده از دی ماه 1394 تا اردیبهشت 1399 در روزنامه کیهان، الحیات و نیویورک تایمز با جستجو در پایگاه اینترنتی این سه روزنامه جمع آوری شد. با استفاده از نظریه استعاره مفهومی، عبارت های استعاری شناسایی شده، به تفکیک زبان و براساس حوزه مفهومی دسته بندی گردید. با بهره گیری از نظریه آمیختگی مفهومی، صورت انتزاعی هر یک از حوزه های مفهومی، بر شبکه های آمیختگی مفهومی نمایش داده شد تا ساختارهای پیدایشی این شبکه ها که در فضای آمیخته شکل گرفته اند، یک گفتمان انتزاعی را به منظور تجزیه و تحلیل انتقادی کلام شکل دهند. در پایان هیچ ساختار پیدایشی که در گفتمان استعاری هر سه روزنامه مشترک باشد، مشاهده نگردید. اما مفاهیم «جنگ ویرانگر» و «جنگ رعب آور» به عنوان گزاره های مشترک در گفتمان انتزاعی روزنامه کیهان و روزنامه نیویورک تایمز شناسایی گردید. تنها گزاره مشترک مابین کیهان و الحیات «راه حل» است. همچنین، گزاره «تغییرپذیری» مابین گفتمان انتزاعی روزنامه الحیات و نیویورک تایمز مشترک است. این شباهت ها و تفاوت ها مبین آن است که می توان بازتاب ایدئولوژی هر روزنامه را در ساختارهای استعاری مربوط به عناوین خبری جنگ یمن مشاهده کرد.
فرایندهای اخفاء و اقلاب در قرائت قرآن کریم بر پایه نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
245-270
حوزههای تخصصی:
قرائت قرآن کریم دارای ویژگی های واج شناختی خاص خود است که فراتر از چارچوب سنتیِ تجوید، قابلیت بررسی در چارچوب نظریه های نوین علم واج شناسی را نیز دارد. دو فرایند اخفاء و اقلاب دو گونه از فرایندهای همگونی جزئیِ همخوان /n/ با همخوان مجاور در جایگاه تولید به شمار می روند. فرایند اخفاء در بافتی رخ می دهد که همخوان /n/ پیش از پانزده همخوان گرفته دهانی یعنی/z/ ، /ẓ/، /s/،/ṣ/ ، /t/،/ṭ/ ،/d/ ،/ḍ/ ،/q/ ،/f/ ، /k/،/ʤ/ ، /ʃ/، /ð/ و /θ/ قرار داشته باشد. فرایند اقلاب نیز شامل همگونی در جایگاه تولید لبی است که در بافتی رخ می دهد که همخوان /n/ پیش از همخوان دولبی /b/ قرار داشته باشد. اقلاب را می توان یکی از گونه های فرایند اخفاء به شمار آورد، زیرا در هر دو فرایند «همگونی جزئی جایگاه تولید خیشومی» رخ داده است. ازاین رو، همخوان /b/ باید در فهرست همخوان های ایجادکننده اخفاء گنجانده شود و نباید اقلاب را فرایند جداگانه ای دانست. پس، همخوان های ایجادکننده فرایند اخفاء را باید شانزده مورد برشمرد. هدف از این پژوهشِ توصیفی تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی، پاسخ به این پرسش است که چه محدودیت هایی و در قالب چه رتبه بندی موجب رخداد این فرایندها می شوند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که محدودیت AGREE[place] عامل اصلی رخداد فرایند همگونی جایگاه تولید خیشومی در دو فرایند اخفاء و اقلاب است. همچنین، محدودیت *[-long N]Obs عامل کشش همخوان خیشومی پیش از همخوان گرفته است.
بررسی معنایی و اشتقاقی واژه ویذ/ وید در شعری منسوب به رودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی معنایی و اشتقاقی واژه ویذ/ وید که در بیتی منسوب به رودکی آمده می پردازیم. در فرهنگ های کهن فارسی دو معنای «گم» و «کم» برای این واژه آمده و مشخص نیست معنای اصیل واژه کدام است. سعی ما بر آن است تا با بررسی نسخ فرهنگ های مختلف فارسی و شواهد شعری که واژه مورد بحث در آنها آمده، معنای درست واژه را دریابیم. در این راه صورت های ایرانی باستان و ایرانی میانه واژه را بازسازی و شناسایی می کنیم و گونه های دیگر احتمالی واژه را در فارسی دری و طبری زیدی نشان می دهیم. با توجه به شواهد احتمالاً معنای صحیح واژه «گم» است و معنای «کم» تحت تأثیر خصیصه املایی نگارش حرف «گ» به صورت «ک» در متون قدیمی فارسی پدید آمده است.
بررسی «حضور تدریس» در دوره های برخط آزفا برپایه چهارچوب مفهومی اندرسون : مطالعه موردی مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره های برخط آموزش زبان دوم به سرعت در جهان درحال گسترش است و مدرس، مهم ترین عامل موفقیت در این دوره ها به شمارمی آید. با توجه به عدم حضور فیزیکی مدرس در این گونه دوره ها، لازم است با کاربست راهکارهایی، «حضور تدریس» در کلاس های مجازی تقویت شود. هدف اصلی در این جستار این است که با تکیه بر چهارچوب مفهومی اندرسون و همکاران (2001)، «حضور تدریس» را به عنوان یک مؤلفه تأثیرگذار در دوره های برخط آزفا (آموزش زبان فارسی) به غیرفارسی زبانان در مرکز بین المللی آزفای دانشگاه فردوسی مشهد بررسی کند. روش این پژوهش به صورت توصیفی_تحلیلی است و ابزار آن پرسش نامه ای برگرفته از چهارچوب مفهومی حضور تدریس اندرسون است و علاوه بر تحلیل های کیفی، تحلیل های کمی نیز ارائه شده است. جامعه آماری پژوهش نیز شامل سی مدرس فعال مرکز آزفای دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که از میان سه شاخصه حضور تدریس شامل طراحی و سازماندهی آموزشی، تسهیل گفتمان و آموزش مستقیم، بیشترین موافقت و کاربست با تسهیل گفتمان بوده است. از میان مؤلفه های شاخصه اول، طراحی روش های تدریس و آموزش آداب معاشرت اینترنتی و در شاخصه تسهیل گفتمان، تشویق مشارکت یادگیرندگان و مشارکت با یادگیرندگان برای برانگیختن بحث بیشترین درصدِ موافقت و کاربست را نشان می دهد. همچنین در شاخصه آموزش مستقیم کمترین درصد در میان تمام مؤلفه ها و شاخصه ها به ارائه مستقیم مطالب و سؤالات اختصاص داشت که بیانگر پذیرش رویکردهای نوین آموزشی در میان مدرسان مرکز فردوسی است.
انطباق خوشه همخوان آغازین در زبان ترکی آذربایجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر شکسته شدن خوشه های همخوان آغازین در وام واژه ها در زبان ترکی آذربایجانی را برای انطباق با الگوی هجایی این زبان بررسی می کند. الگوی هجایی زبان ترکی آذربایجانی CV(C)(C) است. به این معنی که وجود آغازه در این زبان ضروری است؛ ولی حضور خوشه همخوان در آغازه هجا، غیرمجاز است و محدودیت *COMPONS از اولویت بسیار بالایی برخوردار است. پس اگر واژه ای با آغازه پیچیده وارد این زبان گردد، خوشه همخوان آغازین باید شکسته شود و با الگوی هجایی این زبان منطبق شود. این عمل با اعمال فرایند درج واکه صورت می گیرد که به دو حالت است: درج واکه آغازی و درج واکه میانی. درخصوص تعیین محل درج واکه اینکه درج میانی باید باشد یا آغازین، نظرات متعددی مطرح شده است. پس از بررسی نظریه های مختلف دراین زمینه، این گونه نتیجه گیری شد که در زبان ترکی آذربایجانی شکستن خوشه همخوان آغازین صرفاً براساس نظریه فلیچ هکر (2001، 2005) قابلِ تبیین است که بیان می کند محل درج براساس بیشترین شباهت ادراکی بین درون داد و برون داد پس از درج واکه تعیین می گردد. در پایان، فرایند درج و محل درج در چارچوب نظریه بهینگی تبیین و بررسی شد که این نظریه به درستی از عهده تبیین مسائل برآمد.
Establishing and Maintaining Rapport with Learners for Classroom Management: A Qualitative Inquiry into Iranian EFL Teachers’ Cognition(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study sought to explore EFL teachers’ cognition of rapport establishment and maintenance, as one of the aspects of classroom management, in the context of Iran’s foreign language institutes’ face-to-face EFL classes.Method: The study involved 12 Iranian teachers who taught adult learners. The sample size was determined based on reaching saturation, and the participating teachers were selected through purposeful sampling. The main instrument utilized in this qualitative study was a semi-structured one-to-one in-person interview, which aimed to elicit the participants’ cognition of rapport development. These individual interviews were audio-recorded, transcribed, and analyzed thematically.Results: The findings revealed that the participants believed in the importance of rapport creation for efficient classroom management. Besides, they recommended strategies for establishing rapport with learners, such as familiarization, verbal immediacy, non-verbal immediacy, attention to learners’ emotions, judicious L1 use, playing games, and utilizing social media. Moreover, they held that teachers’ personality traits and communication skills could impact their approach to building rapport.Conclusion: Altogether, the participants had a sound cognition of rapport maintenance as one of the aspects of classroom management. The findings of the current study provide implications for teacher educators, teachers, and institutes’ supervisors.
The Wax and Wane of the Authorial Stance in Applied Linguistics Articles over the Course of Two Decades(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Stance has been examined extensively in the past few decades. However, the majority of the studies have been synchronic, with the few exceptions being snapshot diachronic studies without trend-related inferential statistics. This study adopted a trend-related inferential statistical measure and a more continuous diachronic dataset to examine the changes in using stance in the research articles of English applied linguistics from 2000 to 2020. To this end, 416 articles were randomly selected from 10 applied linguistics journals indexed in the first quartile of Scopus and probed using LancsBox for normalized frequency of Hyland’s (2005b) list of stance markers. Results were then analyzed for trends using the Jonckheere-Terpstra test. The results showed significant decreases for the overall stance markers (J=37168, z= -2.85, d= -.28, p= .004)), hedges (J=37014, z= -2.96, d= -.293, p=0.003), boosters (J=36298, z= -3.47, d= -.345, p=.001), and attitude markers (J=36647, z= -3.22, d= -.32, p=0.001), while self-mention markers were found to have experienced a slight, non-significant increase (J=42527.5, z= .94, d= .096, p=0.349). The functional analysis of the selected excerpts showed that the quantitative decrease in the use of stance markers has been compensated for, with an increase in the modification range and strength of the used stance markers as the two ways we could discover. After discussing the findings, the paper ends with some suggestions for further research.
بررسی فرایند قلب واجی در گویش تالشی دیگه سرایی در چارچوب نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی فرایند قلب در گویش تالشی دیگه سرایی در چارچوب نظریه بهینگی می پردازد. قلب واجی فرایندی واجی است که در آن ترتیب زنجیره ها معکوس می شود و موضوع مطالعات فراوانی بوده است. این فرایند بر طبق حوزه عملکرد می تواند منظم یا نامنظم باشد. معمولاً قلب فرایندی نظام مند تلقی نمی شود و در میان انواع فرایندهای واجی به صورت فرایندی نامنظم در نظر گرفته می شود. اما در برخی از زبان ها فرایندی منظم و قاعده مند است. به نظر می رسد فرایند قلب اگر هدف ساختاری خاصی را تأمین کند، می تواند منظم باشد. این هدف ساختاری ممکن است ماهیتی عام و واجی داشته باشد. تحلیل آن در زبان فارسی نشان می دهد که این فرایند در فارسی میانه، پس از حذف واکه های پایانی واژه ها در غالب موارد به طور منظم عمل کرده و با تغییر توالی واج ها، آن ها را تابع اصل توالی رسایی یا توزیع رسایی می کند که ناظر بر نوعی خوش ساختی واجی است. اما در مورد داده های مورد تحلیل در این مقاله که به گویش تالشی دیگه سرایی مربوط می شوند، نمی توان از نظم آن سخن گفت. زیرا در حالی که در مواردی برون داد فرایند قلب با اصل توالی رسایی و اصل جذب مطابقت دارد، در موارد دیگر توالی واج هایی را که تابع اصل توالی رسایی و اصل جذب بوده اند، در جهت عکس تغییر داده است.
Retaining Linguistic Hybridity: A Multiple Case Study of Non-Standard Language Transfer Through Literary Translation Process(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Translated texts have an in-between existence commonly referred to as hybridity; they belong to both source and target cultures, which indicates that hybridity is an inherent characteristic of translation. However, it is not only translated texts that contain hybridity, original texts do too, especially in the case of linguistic hybridity that is caused by non-standard language. All forms of non-standard language have their own sociolinguistic implications; their mere presence in a literary production conveys certain messages, which makes this presence a prominent one. It is equally important to find out what becomes of such language in the process of translation. Therefore, the current qualitative research picked four literary novels that featured at least one-character parading non-standard speech patterns, along with two Persian translations for each novel so that translators' styles could be compared. The target texts were inspected to observe cases of either neutralization or reproduction of non-standard language. The findings proved that most translators gravitate towards normalization, meaning that their readers would not be able to perceive the existence of different speech patterns in the story. Nevertheless, by employing diverse structures and terms, two translators managed to demonstrate that linguistic hybridity existed in their texts. Considering how dissimilar English and Persian dialects are, having transferred non-standard language through the translation process is an impressive accomplishment.
Insights into Moral Education: Iranian English Teachers’ Conception of Morality(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study attempted to look deeply into how Iranian English teachers defined morality and if there was any significant difference with respect to gender and years of teaching experience. The study followed a mixed-methods design including a semi-structured interview and a multiple choice single-item questionnaire. The results revealed that while the main concern for the participants in different decades of teaching was choosing right over wrong, the prevailing theme for male and female teachers differed in that the male teachers moved towards less personalized and more agentic conceptions, whereas female teachers were more concerned with the context and society as their experience increased. The analysis of the quantitative data also illustrated there was a significant difference between female and male teachers in the 2nd and 3rd decades of teaching. Moreover, the differences between participants based on their level of experience were statistically significant
بررسی تهاجم کلامی در گفتمان مجلس ایران از چشم انداز بی ادبی زبانی کالپپر و چهارچوب گونه شناختی رتوریک ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش گزیده هایی از گفتمان دوره دهم مجلس ایران (1395 1399ش) را با هدف شناسایی و واکاوی بی ادبی زبانی/ تهاجم کلامی بررسیده ایم. با این هدف، بر دو مبنای نظری بی ادبی زبانی کالپپر (2011)، و رتوریک ارسطو (کندی، 2007) تکیه داشتیم تا رخدادهای بی ادبی زبانی را در متن تعداد برگزیده ای از جلسات پرسش مجلس شناسایی نموده، درباره شمول آن دسته از پاره گفت ها، که دربردارنده بی ادبی اند، ذیل هر یک از گونه های رتوریک ارسطو تصمیم گیری کنیم. پرسش های پژوهش عبارت اند از: کدام مقوله های بی ادبی کالپپر (2011) و با چه بسامدی در پیکره پژوهش نمود یافته اند؟ چند درصد از پاره گفت های دربردارنده بی ادبی مشاجراتی، مشاوراتی و یا منافراتی اند؟ برخی یافته های پژوهش: در میان مقوله های کالپپر (2011: 113 193)، از فرمول واره های مرسوم شده بی ادبی، پرسش/ پیش انگاری ناخوشایند و سپس توهین، و از بی ادبی های تلویحی، اظهارات دوپهلو و سپس طعنه بیش از همه نمود یافته اند. برخی فرمول واره ها و بیان های زبانی پربسامد درپیکره، به عنوان فرمول واره های مرسوم شده بی ادبی در گفتمان (دست کم آن دوره) مجلس شناسایی و معرفی شدند. 70درصد پاره گفت های دربردارنده بی ادبی در متن جلسات پرسش مجلس ایران ذیل گونه مشاجرات و 30درصد دیگر نیز ذیل گونه مشاورات و منافرات دسته بندی شدند.
پایش راهبردهای زبانی ایران هراسی در خبرگزاری العربیّه با تکیه بر نظریه چارچوب سازی انتمن و مربع ایدئولوژیک ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
65 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای زبانیِ منجر به پدیده ایران هراسی در شبکه العربیه، انجام گرفته است. به این منظور، دو نظریه چارچوب سازی انتمن (Entman, 2014) (بازنمایی اهداف مؤلف از متن با استفاده از روش های تفسیری و بازنمود محتوای پنهان با دلالت های ضمنی متن و تفسیر آن) و مربع ایدئولوژیک ون دایک (Van Dijk, 2005) (تقویت نکته های مثبت و نادیده انگاری نکته های منفی گروه خودی و تقویت نکته های منفی و نادیده انگاری نکته های مثبت گروه غیر خودی) انتخاب شد. سپس، 20 متن در بازه جولای تا دسامبر 2021 در خبرگزاری العربیّه از ژانر تحلیل سیاسی با موضوع های مسائل ایران و با هدف تبیین راهبرد های زبانی این خبرگزاری در فرآیند چارچوب سازی رسانه ای بررسی شده است. در اجرای نظریه ها، توجه اصلی بر تحلیل راهبردها و تکنیک های زبانی بوده و کوشش شد تا اندازه ممکن از نقد سیاسی پرهیز شود تا یافته های پژوهش مبتنی بر مبانی علمی باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد معرفی ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت منطقه، مداخله گری در امور داخلی کشورها، ایستادگی در برابر خواست ملت ها، روحیه استعمارگری و تأکید بر همسوسازی کشورهای اسلامی علیه ایران مهمترین چارچوب های العربیّه بوده است. العربیّه همچنین برای جبران کمبود ادلّه و اسناد قطعی و غیر قابل مناقشه برای گزاره های خبری و تحلیلی خود به استفاده از تکنیک ها و روش های اقناع رسانه ای و بهره گیری از ظرفیت ادبی زبان عربی برای سودهی به مخاطب عرب در راستای اهداف و سیاست های رسانه ای خود پرداخته است. در کاربست راهبردهای زبانی، بیشترین سهم به قطبی سازی، فاصله گذاری، هم معنایی، پیش انگاشت، هم دلی و اغراق تعلق دارد که چگونگی برگزیدن آن ها برای چارچوب های مختلف هوشمندانه بوده و با هدف های العربیّه هماهنگی دارد. در مقابل، هرگونه کنش گری منفی از سوی عربستان با سانسور روبه رو شده و گفتمان سکوت درباره نقاط منفی گروه خودی بر این رسانه حاکم است.
ترجمه متون ادبی از نظریه تا عمل؛ بررسی ترجمه ای از زبان روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
283 - 304
حوزههای تخصصی:
ترجمه آثار ادبی، به عنوان یکی از دشوارترین و بحث برانگیزترین انواع ترجمه، همواره مورد بحث وبررسی زبان شناسان مطرح دنیا بوده است. به طوری که در بیشتر کتاب های مربوط به نظریه ترجمه، به طور جداگانه به ترجمه متون ادبی و ویژگی های آن پرداخته شده است. به همین دلیل، در مقاله حاضر سعی شده است تا با بررسی اجمالی نظریات تعدادی از نظریه پردازان حوزه ترجمه، به بررسی راهکارهای موجود جهت صحت و بهبود ترجمه متون ادبی پرداخته شود. سپس، با استفاده از نظریات مطرح شده و شیوه های پیشنهادی ترجمه پژوهان، ترجمه نمایشنامه جزیره سرخ از زبان روسی به فارسی مورد بررسی قرار گرفته تا به صورت مشخص، نحوه استفاده از نظریه های ترجمه در ترجمه متون ادبی مشخص شود. با توجه به مطالعات صورت گرفته، مشخص می شود که بسیاری از کاستی های موجود در ترجمه اثر نام برده ناشی از عدم توجه مترجم به نظریات ترجمه بوده و درواقع، یادآور جایگاه فراموش شده این نظریات در فرایند آموزش ترجمه است.