As the main part of a large-scale project, the present study investigated the relationship among reflective thinking, listening anxiety, and listening comprehension of Iranian EFL learners with regard to their proficiency level. To this end, 223 (106 intermediate and 117 advanced) adult male and female Iranian EFL learners from a private language institute took part in the study by completing the Reflective Thinking Questionnaire (RTQ) developed by Kember et al., (2000), the Foreign Language Listening Anxiety Scale (FLLAS) developed by Kim (2000) and a listening comprehension test selected from the listening part of IELTS. Using factor analysis and Chronbach’s Alpha, the questionnaires were revalidated and their reliability was re-estimated. The results of Pearson product moment correlations indicated there was a statistically significant: (a) positive association between reflective thinking and listening comprehension, (b) reverse correlation between listening anxiety and listening comprehension, and (c) reverse relationship between reflective thinking and listening anxiety of Iranian EFL learners. Furthermore, the results of multiple regression analysis indicated listening anxiety, compared to reflective thinking, was a significantly stronger predictor of listening comprehension. Additionally, the results of MANOVA revealed there was a significant difference between intermediate and advanced EFL learners with respect to their reflective thinking and listening anxiety. In the light of the findings of the study, foreign language education policy makers in general and EFL teachers in particular are thus recommended to introduce ways to enhance reflective thinking of the students and decrease their listening anxiety if they are to improve their listening comprehension. The results and implications of the study are discussed in more detail in the paper.
جستار حاضر به ارزیابی خطاهای دستوری لک زبانان در کاربرد زبان فارسی پرداخته است. در پژوهش پیش رو، ابتدا تنوع خطاها و حوزه های رخداد آن ها بر مبنای طبقه بندی کوردر (1975) به دست آمد. آن گاه دو فرضیة« قوی» و «معتدله» در تحلیل داده ها ملاک عمل قرار گرفت. یافته های پژوهش بر غالب بودن نقش فرضیة معتدله در یادگیری زبان دوم صحه گذاشت. این پژوهش هرچند حاکی از تأثیرپذیری نسبی زبان آموزان از انتقال بین زبانی است، نتایج متن یادگیری (محیط) را مؤثر ترین عامل در یادگیری می داند. گفتنی است از میان خطاهای دستوری ایجاد شده، تعمیم افراطی، قیاس نادرست، تقریب و اطناب میزان قابل توجهی را نشان نمی دهد. از این رو، انتـقال درون زبانی یا استفاده از راهبردهای ارتباطی را نمی توان از عوامل اصلی در بروز خطاها قلمداد کرد. نتایج پژوهش همچنین مبین این نکته است که به موازات تسلط هرچه بیشتر زبان آموزان بر زبان مقصد از وقوع خطاها کاسته می شود. بدین سان به واقعیت قاعده مندی خطاها پی می بریم که از نظرگاه پژوهش های مربوط به این حوزه درخور توجه است.
A long-standing debate among the vocabulary researchers is the depth of processing to learn vocabulary. This paper is a quantitative research which considers a revision in the “involvement load hypothesis” proposed by Laufer and Hulstijn in 2001. It investigates the role of proficiency and evaluation in this hypothesis in order to better reveal its potential contribution to vocabulary learning. It was based on task-induced involvementthat comparesdifferent tasks in incidental vocabulary acquisition in EFL context. The participants were 66 learners fromtwo different English institutes who were classified into two major high and low proficient groups based on Nelson Proficiency Test. The participants in each group were randomly assigned to three tasks prepared to compare“moderate”, “strong”, and “no evaluation” in involvement load hypothesis.The “strong evaluation”subgroup (making original sentences) in low proficiency supported Laufer and Hulstijn’s hypothesis and yielded better retention of the target words. The study suggests that the level of proficiency and evaluation in task induced involvementneeds reconsideration. The results have implications for language teachers, materials developers, and syllabus designers.
عنوان این تحقیق نحوة ترکیب افعال مرکب فارسی با دو پایة واژگانی بر مبنای دیدگاه کمینه گرایی است. در این تحقیق، نحوة تشکیل تعدادی از افعال مرکب دو تایی در چهارچوب کلی کمینه گرایی[1] بررسی می گردد. هدف از این تحقیق مطالعة ساختاری معنایی این نوع افعال و دستیابی به روابط معنایی و واژگانی میان اجزای تشکیل دهندة آنهاست. منظور از افعال مرکب دوتایی، افعال مرکبی هستند که دو وابسته (پایه واژگانی) قبل از هسته (عنصر فعلی) آنها قرار دارد.
نتیجه اینکه این افعال مرکب دوتایی، در چهار گروه طبقه بندی می شوند:
گروه اول: رابطة واژگانی میان دو وابسته از نوع هم معنایی نسبی بوده، رابطة معنایی آنها از نوع نشان داری معنایی است.
گروه دوم: رابطة واژگانی آنها از نوع تقابلی و رابطة معنایی آنها از نوع نشان داری توزیعی است.
گروه سوم: رابطة معنایی آنها از نوع نشان داری صوری است.
گروه چهارم: رابطة معنایی آنها از نوع تکمیلی و حوزة کاربردی دو وابسته قبل از هسته یکسان است.
به عنوان نتیجة کلی می توان گفت که در تمامی این افعال مرکب دوتایی، صورت بی نشان دور از هسته و صورت نشان دار نزدیک به هسته قرار گرفته است.
این مقاله به زبان فارسى پیشرفته اى مى پردازد که با حفظ هویت تاریخى و فرهنگى خو د و حرکت در مرزهاى فرهنگ، دانش و فن آورى روز جهان، ظرفیت بالایى در ترجمه، انتقال و تولید علم، از خود نشان مى دهد و در انجام وظیفه ملى و جهانى خود، هیچگاه تحت تأثیر زبان هاى دیگر قرار نمى گیرد. بلکه با سعهء صدر وکمال جویى مخصوص به خود، به تعامل صحیح با زبان هاى با شکوه جهان از جمله فرانسه، انگلیسى، عربى و... توجه دارد. رکن و جوهر اصلى اصلى این مقاله ""اصول و قواعد دستورى لغات و اصطلاحات علمى و فنى معاصر"" در زبان فارسى است و امیدوارم مجموعه مقالات من در این خصوص، شکل کاملى از این ایدهء تحول آفرین را ارائه نموده و دریچه جدیدى به زبان علم در زبان فارسى بگشاید.
به کاربردهای متفاوت یک فعل یا ساخت واحد از حیث ظرفیت آن فعل یا ساخت، تناوب اطلاق می شود. تناوب ها به سه شکل واژگانی و صرفی و نحوی در زبان ها ظاهر می شوند (Comrie 1992). کاربرد ناگذرای فعل «شکستن» (مانند: مداد شکست) در مقابل کابرد گذرای آن (مانند: علی مداد را شکست) مثالی از یک تناوب واژگانی است؛ کاربرد فعل غیرسببی (علی غذا را خورد) در مقابل ساخت سببی آن (من غذا را به علی خوراندم) مثالی از یک تناوب صرفی است؛ و کاربرد ساخت معلوم (مانند: علی غذا را خورد) در مقابل کاربرد مجهول آن (مانند: غذا خورده شد) مثالی از یک تناوب اشتقاقیِ نحوی است. چنانکه مشاهده می شود، در تمام این مثال ها، ظرفیت فعل یا ساخت به نحوی تغییر کرده است. ما در این مقاله صرفاً تناوب های واژگانیِ گذرایی در افعال فارسی را براساس آراءِ بت لوین (Levin 1993) معرفی می کنیم و متذکر تناوب های صرفی و نحوی و یا دیگر تناوب های بت لوین نمی شویم. به عبارت دیگر فقط آن دسته از تناوب های گذرایی را بررسی می کنیم که شکل یا صورت دو گونه تناوب یک فعل واحد هستند و هیچ فرایند اشتقاقی یا نحوی باعث افزوده شدن عنصری صرفی یا نحوی به فعل، یا کاسته شدن چنین عنصری از آن نشده است. این تناوب ها عبارت اند از انواع تناوب هایی که در آن ها متمم مستقیم فعل گذرا مساوی است با فاعل فعل ناگذرا، تناوب های با متمم مستقیم مستتر، تناوب های گرایشی، و تناوب های حذف حرف اضافه.
مطالعة حاضر را با هدف ساخت، رواسازی و پایاسازی پرسش نامة انگیزش و نگرش یادگیری زبان انگلیسی انجام دادیم. برای رسیدن به این هدف، از پرسشنامه فارسی مجموعه آزمون نگرش و انگیزش گاردنر در یادگیری زبان انگلیسی استفاده کردیم. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، نمونة 245 نفری (135 پسر و 110 دختر) از دانشجویان کارشناسی در رشته های مختلف دانشگاه های تهران را برگزیدیم و پرسش نامه را روی آنان اجرا کردیم. این مطالعه دارای دو سؤال پژوهشی است: 1. آیا پرسش نامة انگیزش و نگرش یادگیری زبان خارجی، از روایی لازم برخوردار است؟ و 2. آیا پرسش نامة انگیزش و نگرش یادگیری زبان خارجی پایایی لازم را دارد؟ برای ارزیابی پایایی و روایی ابزار (پرسش نامه و عوامل)، از روش روایی سازه (تحلیل عامل تأییدی) و پایایی (محاسبة ضریب آلفای کرونباخ) استفاده کردیم. پایایی این پرسش نامه از طریق محاسبة آلفای کرونباخ 937/0 به دست آمد. در نتایج حاصل از محاسبة تحلیل عامل تأییدی، چهار عامل را شناسایی کردیم که نگرش دربارة اهمیت زبان، نگرش والدین نسبت به یادگیری زبان فرزندان، نگرش نسبت به سخنگویان بومی و انگیزة گرایشی نسبت به یادگیری زبان را اندازه گیری می کنند. با درنظر گرفتن نتایج این پژوهش، می توانیم بگوییم که این پرسش نامه از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است و عوامل به دست آمده یک مدل مناسب مفهومی را دربارة نگرش و انگیزش یادگیری زبان انگلیسی زبان آموزان ایرانی ایجاد می کنند. تحقیق حاضر مانند تحقیقات قبلی نشان داد که این پرسش نامه از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و عوامل به دست آمده از تحلیل عاملی می توانند انگیزش و نگرش یادگیری زبان خارجی دانشجویان را به گونه ای مناسب اندازه گیری کنند.
این مقاله به بررسی تاریخچة درمانگری در طب هند و اروپایی، ژرمنی و ایرانی بر اساس شواهد زبان شناختی و اساطیری می پردازد. آدالبرت کوهن دانشمند آلمانی دربارة طب سنتی ژرمنی و بر اساس کتاب مرزه برگ ژرمنی و مقایسة آن با هندی ودایی (آتهاروودا) دربارة به کارگیری طلسم برای مداوای بسیاری از بیماریها مقالة مفصلی عرضه کرد. او بیشتر بیماریهای مداوا شده با طلسم و جادو را بیماریهای حیوانات می دانست. ضمناً پی برد که آنها تعداد بیماریها را به صورت ارقامی با یکان و دهگان یکسان می شماردند؛ مثلاً 55، 77، 99 و ... همچنین علت بیماریها را حلول روح شر در بدن شخص بیمار می پنداشتند. سه دانشمند دربارة طب هند و اروپایی مقاله نوشته اند: بنونیست، یان پوول و دومزیل.
طبق نظریة بنونیست بر اساس شواهد زبان شناختی در دورانی بسیار قدیم هند و اروپاییان دارای مهارتهایی برای درمان بیماریها بودند و این سنت درمانگری برای شخصِ درمانگر، توانایی به همراه می آورد. پوول اعتقاد دارد طب هند و اروپایی بیشتر یک پدیدة اجتماعی، دینی و اسطوره ای بوده تا یک واقعة علمی و برای بازسازی آن دوران از اساطیر ودایی بهره می جوید. رسالة دومزیل بر اساس خویشکاریهای سه گانة سنت هند و اروپایی است. دربارة طب در ایران باستان در ادبیات پهلوی و سنت فلسفی - اخلاقی ایرانی به طور مشروح صحبت شده است. در ایران باستان، سلامت در نتیجة اعتدال امزاج چهارگانه در بدن و بیماری بر اثر به هم خوردن این اعتدال به وجود می آید. در اوستا سه نوع راه درمان عرضه شده است: 1- با کارد ، 2- با گیاهان دارویی و 3- با کلام جادویی (مانتره).
در زادسپرم و بندهشن نیز به طور مفصل دربارة سلامت مزدیسنان و چگونگی تأیید پزشک برای درمانگری بحث شده است. همچنین آناتومی بدن در این آثار تشریح می شود.
تحقیق حاضر قصد دارد با توصیف گویش گیوی و مقایسةآن با زبان پهلوی- بویژه از جنبة فرآیند های واجی- این گویش را به دلیل اهمیّت تاریخی و فرهنگی اش معرفی نماید و نشان دهد که در گویش گیوی می توان واژه های بسیاری یافت که با وجود اینکه تحت تاثیر فرآیند های واجی قرار گرفته اند در مقایسه با گویش معیار از نظر تلفّظ و معنا نزدیک به زبان پهلوی هستند. فرآیند های واجی که در این تحقیق مدّ نظر بوده اند عبارتند از: حذف،افزایش، ابدال، ادغام و قلب. داده های اصلی این تحقیق، فهرستی از واژه هاست که به عنوان شاهد انتخاب شده اند. این تحقیق، بیانگر روابط عمیق تاریخی میان گویش گیوی و زبان پهلوی است
هدف این تحقیق بررسی آگاهی منظورشناختی-زبانی زبانآموزان در اثنای پردازش دادههای منظورشناختی ضمنی و نیز ارتباط این آگاهی با توانایی زبانی و انگیزه بود. بدین منظور ارتباط بین توجه به درخواست دوجملهای با سطح زبانی و انگیزه درونی و بیرونی سنجیده شد. آزمودنیهای این تحقیق شامل 121 زبان آموز سطح پیشرفته بودند که به پرسشنامه انگیزه و آزمون توانایی زبانی پاسخ دادند. در ابتدا بر اساس نتایج پرسشنامه، ساختار عاملی انگیزه مشخص شد. سپس از بین این افراد، 35 زبانآموز به طور تصادفی برای مرحله تجربی انتخاب شدند و درفعالیتی شرکت کردند که هدف آن توجه به ساختار درخواست بود. در پایان فعالیت، این زبانآموزان در پروتکل کلامی شرکت کردند تا میزان آگاهی آنان از ساختار مورد نظر سنجیده شود. نتایج نشان داد که زبانآموزان به ساختار درخواست به طور غیریکسان توجه کردند و اینکه این توجه با انگیزش آنها ارتباط معنیدار داشت نه با سطح زبانی. مع هذا ارتباط توجه با انگیزه بیرونی با یافتههای تاکاهاشی ( 2005 ) که مطالعه مشابهی انجام داده است مغایرت دارد. یافتههای این تحقیق دال بر آن است که زبانآموزان در محیطهای مختلف دارای تمایلات انگیزشی متفاوتی برای توجه به ویژگی های منظورشناختی داده ها هستند.
به منظور برسی مباحث مربوط به انتقال انطباقی در نوشتار زبان دوم و از آنجاییکه انتقال در این مفهوم جدید مورد توجه نبوده است، تحقیق حاضر تلاش نموده است تا موضوع فوق الذکر در کلاس زبان انگلیسی برای اهداف عمومی را واکاوی نماید. اطلااعات لازم از طریق مصاحبه و نگارشهای انجام شده جمع آوری و بررسی گردید. نتایج به تقسیم بندی انتقال انطباقی به پنج مورد انجامید: 1- سازماندهی، 2- اصلاح ساختار، 3- بازنویس مجدد، 4- استعاره سازی و 5- استفاده از منابع. در مرحله ای دیگر تحلیل اطلاعات نشان داد که در حصول موارد بالا نویسندگان زبان خارجی از فرآیندهای متفاوتی بهره می گیرند که همگی دلالت بر چند وجهی بودن این توان بالقوه دارد. از منظر رشته های تحصیلی نویسندگان مورد بحث، رشته زبان انگلیسی بیشترین و رشته مهندسی برق کمترین استفاده را از انتقالهای انطباقی داشتند. به هر حال نتایج بدست آمده تاکیدی بر شرایط مطلوب چنین کلاسهایی برای گسترش انتقال انطباقی می باشد.
The present study-both qualitative and quantitative--explored fifty EFL learners’ preferences for receiving error feedback on different grammatical units as well as their beliefs about teacher feedback strategies. The study also examined the effect of the students’ level of writing ability on their views about the importance of teacher feedback on different error types. Data was gathered through the administration of a questionnaire, verbal protocol analysis, and students’ writing scores. The results of repeated measures, multivariate analysis of variance, and frequency counts revealed that the majority of the students expect and value teachers’ written feedback on the following surface-level errors: transitional words, sentence structure, verb tenses, adverbs, punctuation, prepositions, and spelling, respectively. The results of think-aloud protocol analysis indicated that students’ beliefs about the importance of feedback on different grammatical units are formed as a result of the teacher’s practice and his emphasis on certain types of feedback and feedback strategies. Finally, the findings of thestudy showed that the L2 learners’ level of writing ability influences their views about the importance of feedback on errors pertinent to particular grammatical units.
The significance of idioms and idiomatic expressions in English can be understood from their appearance in all types of discourse ranging from every day conversations to scientific texts. So, the present study deals with the translation of idioms and idiomatic expressions from English into Persian focusing on the procedures involved. Baker's model (1992) which groups possible procedures into four strategies was chosen as the theoretical framework of this research. This study is an attempt to investigate strategies used in translating and also to find out which strategy is mostly used. To do so, a total number of 90 idioms and idiomatic expressions were extracted from three English novels. This study was carried out through a comparative study of idioms and idiomatic expressions from English into Persian. The findings of the research indicated that four strategies were used in translating idioms and idiomatic expressions and their frequency of being used is different and also it was revealed that most of the data were translated by paraphrase.
هدف این مطالعه بررسی تاثیر تفاوت های فردی بر توانایی های کاربردشناسی متغیر در فراگیران زبان انگلیسی می باشد. 48 فراگیرزبان انگلیسی ژاپنی از یک دانشگاه انگلیسی زبان در ژاپن در این تحقیق شرکت کردند. این فراگیران در یک آزمون کاربردشناسی شفاهی که توانایی آن ها را در مورد تولید دو عمل گفتارِ درخواست کردن و نظر دادن در دو موقعیت با تحمیل کم و زیاد می سنجید، شرکت کردند. سه عامل (مهارت کلی، گرایش به سمت مطالعات انگلیسی و مهارت دسترسی واژگانی) اندازه گیری شد و تاثیر آن بردو عامل تناسب و روانی کلام درعمل گفتار تولید شده سنجیده شد. نتایج نشان می دهد که عوامل فردی تاثیر بسزایی بر تغییرات کاربردشناسی می گذارد، اما این تاثیرات در دو عامل تناسب و روانی کلام متفاوت بود.