فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۰۱ تا ۲٬۱۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به اهمیت تحلیل گفتمان انتقادی در ترجمه پرداخته شده است تا مشخص شود که این تحلیل چگونه می تواند انتقال ایدئولوژیک را در فرایند ترجمه منعکس کند. با تکیه بر دلایل احتمالی که در حین انتقال زبان منجر به تحریف در ترجمه می گردد، این مقاله بر آن است تا رابطة ساختارهای گفتمان مدار و کارکردهای اجتماعی را نشان دهد. در این باب، پس از تعریف مفاهیم کلیدی، برخی مزایای تحلیل گفتمان انتقادی نسبت به رویکردهای دیگر بر شمرده می شوند. از آنجایی که روابط قدرت و ایدئولوژی را می توان به عنوان مفاهیم مشترک در ترجمه و گفتمان انتقادی در نظر گرفت، به اجمال به توضیح آنها پرداخته خواهد شد. پس از معرفی برخی تحلیلگران انتقادی، جهت نشان دادن انتقال ایدئولوژیکی و فرهنگی در فرایند ترجمة ادبی «پیرمرد و دریا»، از نظریة فان دیک و هاکین کمک گرفته می شود. در نهایت، بر اساس چارچوب یادشده، مشخص می شود که به دلیل اشتراک مفاهیم یادشده در گفتمان انتقادی و ترجمه، تحلیل انتقادی گفتمان به تحلیلگر و مترجم در درک مشکلات فرهنگی و اجتماعی کمک می کند و برای تفسیر، توصیف و بررسی تغییرات فرهنگی و اجتماعی صورت گرفته در متن ضروری می باشد. این تحلیل در فرایند ترجمة نام برده، نگارندگان را به این نتیجه می رساند که مترجم با اقتباس شیوة بومی سازی، طبیعی سازی ایدئولوژیک، و ترجمة اصطلاحی، سعی بر انتقال ایدئولوژی و گفتمان غالب داشته است.
بررسی زبان شناختی به گویی در گویش کردی ایلام
حوزههای تخصصی:
به گویی سبکی از کاربرد زبان است که گویشوران از آن به منظور جایگزین کردن واژه ها و عبارت های تابو استفاده می کنند و در تمام فرهنگ ها مورد استفاده قرار می گیرد؛ از این رو، کاربرد آن در زبان های مختلف امری متداول است. در مقاله حاضر تلاش شده است تا حوزه های کاربرد به گویی در گویش کردی ایلام بررسی شود. بدین منظور، نویسنده با استفاده از روش مصاحبه حضوری و نیز شیوه کتابخانه ای به گردآوری داده های این گویش پرداخته و برای مصاحبه حضوری به صورت تصادفی 35 گویشور را از سنین مختلف انتخاب نموده است. در روش کتابخانه ای هم به بررسی دو فرهنگ لغت موجود از واژگان این گویش پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که به گویی های به کار رفته در گویش کردی ایلام در حوزه های هراس، بدن، مواد مخدر و الکلی، تجارت و ناسزا است و بیشترین واژه های به گویانه مربوط به اندام ها و مسائل جنسی هستند. همچنین، در این گویش در حوزه سیاست به گویی وجود ندارد.
Don't kill the goose that Lays golden eggs: A brirf look at the current state of grammar ELT
منبع:
زبان و ادب ۱۳۷۷ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
معنا شناسی واژه سیاحت و مترادفات آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است که به معنا شناسی سیاحت و گردشگری در قرآن کریم بپردازد تا با کشف معارف جدید از قرآن اندیشه نظام دار بودن آن معارف روشن شود. زیرا واژگان مترادف با گردشگری گاهی در بافت زبانی آیات ذکر شده است و گاهی براساس سیاق آیات و تفاسیر مربوط به آن، روشن می شود. این مقاله به شرح و تبیین واژه سیاحت و سپس واژگان دیگری که به این مهم در ارتباط است در حوزه های لغت، تفسیر و سیاق آیات می پردازد.
از آنچه در متن مقاله بیان شد می توان گفت، گردشگری نقل مکان از جایی به جای دیگر برای تأمین نیازهای مادی و معنوی است،که به طور مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی انسان اثر می گذارد و آدمیان را به اهداف گردشگری که همان سیر الی الله است رهنمون می سازد.
بررسی میزان تداخل زبان فارسی در یادگیری زبان انگلیسی زبان آموزان دوره ی متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکرار به مثابه دوگان سازی صرفی: شواهدی از زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر نظریه دوگان سازی صرفی اینکلاس و زول (2005) و ادعای اصلی این نظریه را مبنی بر شکل گیری دوگان ساخت ها با نیاز مضاعفِ صرف به یک سازه زبانی با ویژگی های معین صرفی معنایی، با استفاده از برخی ساخت های صرفی زبان فارسی بررسی می کند. نظریه دوگان سازی صرفی فرایند تکرار را که در رویکردهای به دست آمده پیشین، نسخه برداری واجی تلقی می شود اغلب ناشی از تکرار ویژگی های معیّن صرفی معنایی می داند. برای پاسخ به این پرسش که آیا شکل گیری دوگان ساخت های زبان فارسی در چهارچوب نظریه دوگان سازی صرفی قابل توجیه و تبیین است یا خیر، با درنظرگرفتن دو دسته شواهد معنایی و واژآرایی، داده هایی از زبان فارسی در چهارچوب نظریه دوگان سازی صرفی تحلیل و بررسی می شوند. شواهد معنایی شامل تکواژگونگی ریشه، ساخت های مترادف، تکرار بازتابی، تکرار کامل میانی و ساخت های متقابل معنایی می شود. شواهد واژآرایی نیز عبارت اند از کسره میانی، ساختار «که» مبین بی تفاوتی، میانوند، پیونده یا پی بست « و» و رونوشت موزون. این پژوهش با ماهیت و روشی توصیفی تحلیلی، براساس داده هایی انجام شده که از زبان طبیعی و روزمره مردم، آثار مکتوب در حوزه مطالعات صرف زبان فارسی و شم زبانی نویسندگان گردآوری شده است. تحلیل داده های گرد آوری شده نشان می دهد که اتخاذ رویکرد دوگان سازی صرفی، افزون بر ارائه توصیف و تحلیلی جامع از فرایند تکرار در زبان فارسی، امکان توصیف و بررسی ساختار و معنای دوگان ساخت هایی را به دست می دهد که پیش از این امکان تحلیل مناسبی نداشتند.
چند به اصطلاح دست نامة آموزشی از مجموعه دست نویس های مانویِ تورفان در برلین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، چهار قطعة تاکنون منتشرنشده از مجموعه دست نویس های مانویِ بازیافته از تورفان با شناسة M409b، M1206، M7380، و M1571a که در فرهنگستان علوم براندنبورگ (برلین) نگهداری می شود قرائت، ترجمه، و تفسیر شده است. این قطعات، که مشتمل بر الفبای مانوی با ترتیب ابجدی اند، در واقع برای نوآموزان سغدی، که قصد داشتند شعرِ بیت دارِ پارتی تصنیف کنند، نوعی دست نامه آموزشی بوده اند. در این پژوهشِ کاملاً نو، به نظام ابجدی متن های مانوی و علت وجود برخی از نویسه های غیر ابجدی، به ویژه علت وجود حرف <n> (پس از قرشت)، در فهرست های الفبایی پرداخته شده و فنون کاتبان برای آموزش شاگردان تجزیه و تحلیل شده است. در پیوست، دست نویس مانویِ نویافته ای از نیشابور، که همانند قطعات تورفان دست نامه ای آموزشی بوده، بررسی شده است.
آمار و عینیت در متغیرهای ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی کاربرد روشهای مختلف تجزیه و تحلیل های آماری در پژوهش های ترجمه می پردازد. سوال مد نظر این مقاله آن است که چگونه به کارگیری علم آمار پژوهشگر را در تعریف و اندازه گیری متغیرهای مختلف ترجمه به ویژه متغیرهای انتزاعی یاری می نماید. برای پاسخ به این سوال، ابتدا مفهوم انتزاعی (ذهنی) بودن و کاربردهای علم آمار در ترجمه همراه با مثال مورد بحث قرار گرفته، سپس فرایندهای آماری فرضیه آزمایی در پژوهش های ترجمه توضیح داده شده است، سرانجام، مفهوم احتمالات در مورد متغیرهای رایج در پژوهشهای ترجمه شرح داده شده است. نتایج این بررسی اهمیت و تطابق علم آمار با پژوهش های ترجمه را مورد تاکید قرار می دهد.
معرفی و نقد کتاب در حوزه زبان شناسی
حوزههای تخصصی:
مجهول در کرمانجی و سورانی بر پایه دستور نقش و ارجاع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تطبیقی- تحلیلی ساخت مجهول در کردی سورانی و کردی کرمانجی است که بر اساس رویکرد ""دستور نقش و ارجاع"" تحلیل می شود. سورانی و کرمانجی به ترتیب مجهول تصریفی و ترکیبی را در نظام زبانی خود متجلی می سازند. این فرایند در سورانی گونه مهابادی از طریق افزودن تکواژ -rǎ/rě به ریشه فعلی و در کرمانجی از طریق فعل کمکی hǎtin ""آمدن"" و مصدر فعل حاصل می شود. برایند حاصل از داده ها نشان می دهد که علی رغم آنکه، کرمانجی و سورانی در بند متعدی گذشته به ترتیب نظام زبانی ارگتیو ساختواژی و غیرفاعلی-مفعولی را در نظام زبانی خود متجلی می سازند، مجهول زمان- مبنا نیست. بدان معنا که پدیده مجهول در هر دو گویش در زمان حال و گذشته، هر دو، از نظام زبانی فاعلی- مفعولی پیروی می کند. علاوه بر این، نشان داده می شود که مجهول هر دو مرحله مندرج در ""اصل همگانی تقابل جهت"" یعنی تغییر موضوع نحوی- ترجیحی (PSA) و تغییر موضوع را که ون ولین (2007) مطرح نموده است دربرمی گیرد، اما رویکرد دستور نقش و ارجاع تبیینی روشن برای ساخت های غیرمعلومی که از برخی افعال مرکب ناگذرا شکل می گیرد، ندارد.
یوسف در کوه آرارات
حوزههای تخصصی:
شهر کوچک سلماس در شمال غرب ایران دراثر زلزله ویرانگر سال 1930 در قعر زمین فرو می رود. فقط یک نوجوان به نام یوسف در حومه آن باقی می ماند. یوسف در این پریشانی و تنهایی به یاد یک هم کلاسی صمیمی دوره کودکی به نام لوسیک می افتد که در یروان ارمنستان درهمان نزدیکی ها زندگی می کند. بی درنگ به کمک خودروهای باربری خود را به یروان می رساند و با شگفتی لوسیک را در حال آب دادن به گل ها می یابد. دوستی قدیمی با خوشحالی تمام تجدید می شود و به مرحله ای می رسد که یوسف به فکر ازدواج و زندگی مشترک با وی می افتد. ولی از آنجایی که لوسیک پیرو دین مسیح و ارمنی است و او یک مسلمان متدین‘ امکان چنین زندگی وجود ندارد. در چنین شرایطی پدر و مادر لوسیک با تصمیمی ناگهانی و برخلاف میل لوسیک‘ اورا به عقد شوهری ارمنی در می آورند. با چنین اتفاقی ‘ یوسف یکبار دیگر تنها می ماند و با ناراحتی و نگرانی به یاد از دست رفتگان و زمین لرزه می افتد. او تصمیم می گیرد به کوه آرارات برود‘ به قله آن صعود کند و با شوق و شور در کشتی نوح پناه بگیرد. او مسافت هایی از کوه را بالا می رود. ولی نمی تواند به قله آن دست یابد. درحالی که بسیار خسته و گرسنه شده ودیگر قدرت حرکت هم ندارد‘ در تاریکی کامل شب به زمین می افتد‘ لاله ای را که در راه چیده بود تا به کشتی ببرد‘ هنوز به دست دارد و لبخندی بر لب هایش نقش بسته‘ پاها را به نشانه پیروزی از هم باز می کند و در برابر عظمت بی پایان خداوند سرتعظیم فرود می آورد.
معنا سنجی دو دوران
جامعه شناسی و زبان
رویکردی نقش گرا به ساختار اطلاعاتی جمله در ترجمه
حوزههای تخصصی:
"سازمان متنی جمله بر ساخته کنش متقابل دو سیستم موازی و در هم تنیده است که در نظام اصطلاحی دستور نقش گرا با عنوان ساختار اطلاعاتی و نظام آغازگری- بیانگری از آنها یاد می شود. در هر بافتار معین، گوینده یا نویسنده با انتخاب نوع الگوهای آغازگری و اطلاعاتی و نقش کردن یکی بر دیگری به گفتمان متنیت می بخشد و آن را به محیط پیرامون ارتباط می دهد. صورتهای گوناگون تطبیق یا عدم تطبیق سازه های آغازگر بر عناصر اطلاعاتی نوعا در نتیجه اعمال گروههای نواختی بر زنجیره گفتار به ایجاد درجات متفاوتی از ساختهای نشاندار می انجامد که در بردارنده معانی و نقشهای ضمنی است. اهمیت این ساختارها در ترجمه به حدی است که میزان نیل به تعادل کارکردی و تحقق متنیت در ترجمه را می توان بر مبنای نحوه انعکاس آنها در زبان مقصد ارزیابی کرد. از آنجایی که سازمان اطلاعاتی جمله نوعا از عوامل زبر زنجیری متاثر می شود، لذا در گونه نوشتار و در غیبت گوینده یا نویسنده، نوع خوانش مترجم/ خواننده است که الگوهای توزیع اطلاعات را در سطوح زبانی خرد تعیین می کند و این دقیقا همان جایی است که فرایند ترجمه به چالش کشیده می شود.
"
نمود در زبان فارسی؛ نگاهی نو بر پایة رویکرد شناختی بسط استعاری و مؤلفه های نمودی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمود مقوله ای دستوری است که پا به پای زمان دستوری و وجه در ساختار جمله واره ظهور یافته و در کل معنای آن تأثیرگذار است. آثاری که تاکنون در زمینة نمود ارائه شده اند، عمدتاً فاقد چارچوب نظری و تقسیم بندی صحیح از این مقوله هستند. در این مقاله، ضمن ارائة چارچوب های نظری مناسب، به مفهوم سازی نمود دستوری و واژگانی می پردازیم. در قسمت نمود دستوری، در چارچوب نظریة شناختی دستوری شدگی، با بهره گیری از رویکرد بسط استعاری هاینه و دیگران و با استناد به مطالعات تاریخی و ذکر مثال هایی از فارسی باستان و میانه، نمودهای دستوری زبان فارسی را مفهوم سازی می کنیم. در قسمت نمود واژگانی، ضمن به کارگیری مؤلفه های نمودی برگرفته از وندلر(1967) و با رویکرد جدید ذیل به صدر، این مؤلفه ها را با هم ترکیب نموده و به پنج نمود موقعیتی در زبان فارسی دست می یابیم. از لحاظ نظری نیز پیش بینی وجود سه نمود دیگر را می نماییم ودر انتها، در مورد تأثیر بافت بر نمود نیز مطالبی را ذکر می کنیم. یافتن یک نمود واژگانی جدید، پیش بینی وجود سه نمود دیگر و مفهوم سازی نمودهای دستوری و واژگانی در زبان فارسی بر اساس الگوهای شناختی، از جمله نتایج این پژوهش می باشد.