دامنه ی گسترش واژه های زبان های ایرانی و از آن جمله زبان فارسی در زبان های دیگر به محدوده ی جغرافیایی یا دوره ی زمانی خاصی محدود نمی شود و می توان این پدیده را در حوزه های گسترده ی جغرافیایی گسترده و در زبان هایی متعدد و نیز در گستره ی قابل توجهی از زمان مشاهده نمود. بررسی ریشه شناختی واژه های زبان انگلیسی به عنوان زبانی مهم در مجموعه ی زبان های اروپایی حکایت از آن دارد که زبان فارسی نیز سهم قابل توجهی در واژه های این زبان دارد؛ واژه هایی که عمدتا به طور غیرمستقیم در دوره های زمانی مختلف به این زبان راه یافته اند و با تغییرات آوایی و دگرگونی های معنایی همراه شده اند. بررسی این دسته از واژه ها بیانگر آن است که واژه های انگلیسی با ریشه ی فارسی تنها به واژه هایی با ریشه ی فارسی نو محدود نشده اند و می توان واژه هایی با ریشه ی فارسی میانه را مشاهده نمود؛ واژه هایی که در سیر انتقال خود به زبان انگلیسی در دوره ی انگلیسی میانه یا نو، دوره ی فارسی نو را تجربه نکرده و در آغاز سیر انتقال خود با میانجی گری بلافصل زبان های عربی یا یونانی مستقیما یا غیرمستقیم به زبان انگلیسی راه یافته اند. در این نوشتار، بر پایه ی برخی پژوهش ها و منابع معتبر، ده واژه ی انگلیسی با ریشه ی فارسی میانه به شیوه ای توصیفی- تحلیلی معرفی می گردند.
بحث اصلی این مقاله تحلیل گفتمان محققان و پژوهشگران زمینه نقد ترجمه به منظورکشف مبانی و منابع آموزشی و یادگیری، تعیین معیارها و ملاک های نقد ترجمه، و تشخیص نوع، کیفیت، و چگونگی هم کنشی بین متغیرها در عرصه نقد ترجمه است. این مقاله با نگرشی تحلیلی، توصیفی، و تطبیقی دیدگاه های زبان شناسان، ترجمه شناسان، و مترجمان را تجزیه و تحلیل کرده است. نتیجه نشان می دهد که 7/62% مبانی فکری و منابع آموزش و یادگیری محققان در مطالعات انتقادی ترجمه را بررسی و توصیف خود فرایند ترجمه تشکیل می دهد. این نکته مبین رابطه مثبت بین رویکردهای نقد ترجمه و مبانی علم آزمون سازی است. 5/39% محققان ابعاد گوناگون تحلیل را مورد توجه قرار داده اند که در آن هم کنشی بین متغیرها تجزیه و تحلیل می گردد. 7/69% محققان بر این باورند که فرایند نقد ترجمه دارای معیارها و ملاک هایی است که میان آنها و زبان، ادبیات، فرهنگ، و علوم گوناگون رابطه معناداری وجود دارد. به نظر همه محققان، نقد ترجمه ماهیتی پژوهشی دارد و می تواند آثار مختلفی بر ابعاد گوناگون نظام تربیت مترجم داشته باشد. لازمه چنین رویکردی بازنگری و تحول در زمینه های تهیه و تدوین مطالب درسی، آموزش، و روش های آزمون ترجمه می باشد و روش های سنتی دیگر پاسخ گوی نیازهای رشته تربیت مترجم در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات نیست. با توجه به این که در رشته های مرتبط از جمله آموزش زبان و زبان شناسی تحقیقات گسترده و نظام مندی صورت گرفته است، می توان اصول و مبانی آنها را مطالعه کرد و اشتراکات را اقتباس نمود و با اتخاذ روش های خلاق، نظام آموزشی مدون تربیت مترجم را ارائه کرد. به خاطر این که در آن حوزه ها در طول سال ها تحقیقات فراوانی انجام گرفته است و ترجمه شناسان می توانند با تجزیه و تحلیل آنها رسیدن به هدف در ابعاد گوناگون را تسهیل نمایند.
ارگاتیو اصطلاحی است که در زبان شناسی نوین و به ویژه در رده شناسی زبان به کار می رود و آن از یک فعل یونانی به معنی «سبب شدن، به وقوع رسانیدن، خلق کردن» گرفته شده است. این ویژگی حالتی است دستوری که ویژه فاعل فعل متعدی است و معمولا ویژه زبان هایی است که قدیمی ترند و کمتر دستخوش تحولات و دگرگونی های زبانی شده اند و به عبارتی محافظه کارترند و به صورت های باستانی خود گرایش دارند.
ارگاتیو در زبان هایی مانند سومری باستان، تبتی، برمه ای، بوروشاسکی، اسکیمو، باسک و برخی از زبان های استرالیایی، قفقازی، هندی و ایرانی، به جز زبان های آفریقایی، نمونه هایی از این ساخت دستوری یافت شده است.
هدف این مقاله بررسی تطبیقی ساخت ارگاتیو در گویش های جنوب غربی ایران است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ارگاتیو در زبان فارسی باستان که زبانی است کاملا صرفی، به صورت کم رنگ نمود داشته است؛ اما در زبان فارسی میانه که دنباله فارسی باستان است و در آن حالات هشت گانه صرفی از بین رفته است، دارای نقشی کاملا برجسته و آشکار است؛ در تحول از ایرانی میانه به ایرانی نو، روش ساخت ماضی (ارگاتیو) دوره میانه به فارسی دری نرسیده است.
ساخت فعل ماضی ارگاتیو در گویش های اردکانی، دشتی، دشتکی، کلیمیان یزد و لاری که جزو گویش های جنوب غربی ایران اند دارای کاربردی وسیع و گسترده است و این گویش ها جزو گروه ارگاتیو کامل و مطلق اند.
رنگین کمان جاذبه از جمله رمان های بسیار مشهور و خوانده نشده ادبیات آمریکا است و در زمره ادبیات عامه محسوب میشود. نبوغ نویسنده اش، پینچون، را می توان در ارایه موضوعات مختلف و تکنیک های روایت و برداشت مشاهده کرد. ساختار این رمان برپایه دسته های مختلفی از تطابق ها، تضادها و ساختارهای دوگانه بنا شده است. الگوهای تطابق در ساختار، محتوا، شخصیت پردازی و طرح رمان حضور چشمگیری دارند. در این مقاله دو مور از تقابل های دوگانه یعنی پارانویا و ضد پارانویا مطرح شده است تا لذت پینچون از درگیر کردن شخصیت ها و خوانندگان در دنیایی را نشان دهد که در آن هیچ گونه حقیقت مطلق و تصور خاصی به تنهایی امکان پذیر نیست، دنیایی که قطعیت در آن تجملی دور از دسترس همگان است.
در این مقاله در پی آنیم که پس از اشاره به دسته بندی انواع راهبردهای صرفی-نحویِ ملکی سازی در زبان های دنیا که حاصل مطالعات رده شناختی هستند و تعیین متغیرهای دستوری که در این دسته بندی مد نظر قرار گرفته اند، راهبردهای ملکی سازی در زبان فارسی امروز را بررسی کنیم و بر اساس متغیرهای دستوری فوق الذکر این راهبردها را تحلیل کنیم. سپس بر اساس معیارهای تعیین راهبرد غالب، راهبرد غالبِ به کار گرفته شده برای ملکی سازی در این زبان را مشخص کنیم و در نهایت، از نظر متغیر دستوریِ ساخت ملکی، رده زبانی زبان فارسی را تعیین کنیم. بر اساس بررسی های انجام شده در این تحقیق، از بین دو راهبرد صرفی-نحویِ وند افزایی و استفاده از پیونده، راهبرد غالبِ ملکی سازی در فارسی امروز، استفاده از پیونده است که در دسته راهبردهای دستوری شده تر، طبق تعریف کرافت (2003)، قرار می گیرد؛ با توجه به میزان استقلال عناصر موجود در ساخت ملکی (در این راهبرد غالب) این زبان جزو زبان هایی است که در حد واسط زبان های پیوندی و آمیخته قرار می گیرند و به لحاظ ترتیب عناصر دو سازه اصلیِ ساخت ملکی (یعنی مالک و ملک)، این زبان در دسته زبان هایی قرار می گیرد که آرایش ملک-مالک دارند.
تأثیر عامل قدرت در نظریههای زبانشناسی ادب همواره مورد تأکید بوده است، اما نحوه این تأثیر در همه بافتها و موقعیتها یکسان و ضرورتاً مطابق با پیشبینی نظریهها نیست. در تحقیق حاضر، نشانگرهای زبانی ادب در جلسات دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد به زبان فارسی هنگام بیان نظر مخالف بررسی شده است. هشت جلسه دفاع در چهار گروه آموزشی در دو دانشکده ضبط و موارد ابراز نظر مخالف از نظر نوع نشانگرهای ادب و بر اساس رابطه نسبی قدرت بین افراد مخالفت کننده و مخالفت شونده (استاد-دانشجو، دانشجو-استاد، استاد-استاد و دانشجو-دانشجو) در چارچوب نظریه ادب براون و لوینسن (1987) بررسی و تحلیل شده است. نتایج حاصل نشاندهنده تأثیر عامل قدرت بر نوع و بسامد به کارگیری نشانگرهای زبانی ادب در بیان نظر مخالف است، اما چگونگی این تأثیر در برخی موارد برخلاف پیشبینی براون و لوینسن (1987) و لیچ (1983) و پیچیدهتر از رابطه یکسویهای است که در این رویکردها تصور شده است. عامل قدرت در تعامل با عواملی، همچون شدت تهدید وجهه، منزلت، شرایط اختصاصی بافت موقعیتیِ جلسه دفاع و احتمالاً تفاوتهای نسلی امکان بروز و ظهور مییابد.
مقالةحاضرحاصل انجام تحقیق در حوزة زبان شناسی حقوقی است. نگارندگان پس از معرفی این حوزه و شاخه های مختلف آن سعی کرده اند تا با روش تحلیل محتوا و به شیوة انتخاب تصادفی کتب حقوقی در سه بعد علمی، درسی و مادة قانونی، به بررسی برخی از ویژگی های نحوی و واژگانی در متون نوشتاری حقوق مدنی فارسی بپردازند. یافته های تحقیق نشان می دهد که درکلیة متون حقوق مدنیِ مورد مطالعه، مجموع ساخت های غیرشخصی، میانه و مجهول 06/34 % از جمله واره هارا تشکیل می دهد، که بیشترین درصد (62/14%) به ساخت غیرشخصی تعلق دارد. جملات غالباً مرکب، آنهم از نوع مختلط (17/33%) و ناهمپایه اند (79/45%). به علاوه مجموع واژگان تخصصی،کلیشه و قدیمی حدود 14/33% کل واژگان را تشکیل می دهد که واژگان تخصصی و کلیشه با درصدهای 67/25% و 82/2% به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار را به خود اختصاص داده اند. همچنین، در این متون حدود 98/31 % باهم آیی واژگانی وجود دارد و متون مورد بحث عاری از حشو و در نتیجه پیچیده اند.
This study aimed at investigating the relative impact of comprehensible input and comprehensible output on the development of grammatical accuracy and syntactic complexity of Iranian EFL learners’ oral production. Participants were 60 female EFL learners selected from a whole population pool of 80 based on the standard test of IELTS. To investigate the research questions, the participants were randomly divided into three groups: Input group, output group, and control group. The study involved two phases: the pre-task phase, and the main-task phase. During the pre-task phase, the input group received comprehensible input. In the same phase, the output group was pushed to be engaged in comprehensible output production. The control group neither received input, nor was engaged in output production. In the main-task phase, all subjects performed monologues that were separately recorded, and later transcribed and coded in terms of accuracy and complexity through Bygate's (2001) standard coding system and finally scored. The statistical analysis of the results revealed that while the output group outperformed the input group in grammatical accuracy, the input group proved to be more rigorous and influential in developing speech complexity. The study supports Swain’s (1985) claim that there are roles for comprehensible output that are different from and independent of comprehensible input, and Skehan & Foster's (2001) theory regarding human beings’ limited attentional capacities that can be devoted to one aspect of oral speech at the expense of the other. Generally, it is implied that the most effective way for improving oral speech, based on the literature and the results obtained from this study, is an eclectic approach which conflates both comprehensible input and comprehensible output.
Methodologically, vocabulary instruction has faced significant ups and downs during the history of language education; sometimes integrated with the other elements of language network, other times tackled as a separate component. Among many variables supposedly affecting vocabulary achievement, the role of teaching word history, as a schemata-building strategy, in developing reading comprehension has received the least, if not any, attention. This study was an attempt, in fact, to explore the possibility of an integration of word history and reading comprehension ability of a group (No=100) of Iranian intermediate EFL learners. To conduct the study, 60/100 participants, identified as homogeneous members based on the Comprehensive English Language Test (CELT), were randomly divided them into two groups; an experimental and a control group. They were exposed to a teacher-made pretest and a post-test to check the participants' knowledge of word history and reading comprehension ability prior and posterior to the experiment. Pertinent statistical analyses proved that teaching word history plays both statistically and affectively, through enhancing motivation and attitude, meaningful schemata-building role in developing reading ability. Pedagogically, resort to word history may then be suggested as an effective and affective mechanism as far as teaching language skills, in particular reading, is concerned.
The present study was conducted to investigate whether there was a relationship between EFL learners’ use of language learning strategies and their self-perceived language proficiency at the two levels of intermediate and advanced. A total of 67 subjects (39 intermediate-level and 28 advanced) were selected to participate in this study based on their scores on a piloted language proficiency test. They were asked to respond to two questionnaires: one assessing their self-perceived language proficiency and the other the strategy inventory of language learning. The results of the statistical analysis demonstrated that there was a significant relationship between the two variables among advanced-level subjects while no such relationship existed among intermediates. Thence, as learners reach higher stages of language proficiency, they become more capable of assessing their language abilities and also use their learning strategies more often. Further analysis also revealed that subjects did not change their attitude in using strategies as they reached higher stages of proficiency except for memory and social strategies. Finally, the results showed that the most frequently used set of strategies among both intermediate and advanced learners were cognitive while the least were affective.
این مقاله به بررسیِ رابطه متغیرهای اجتماعی همچون جنسیت، سن و تحصیلات با متغیرهای زبانیِ(همخوانی) زبان فارسی در گفتار گویشورانِ نهبندانی می پردازد. متغیرهای زبانیِ مربوط از گفتارِ 24 گویشورِ نوجوان، جوان و مسنِ واجدِ شرایط استخراج گردید. نتایجِ این پژوهش نشان می دهد که تحصیلات در برخی از متغیرها باعثِ کاهشِ استفاده از صورت های غیرمعیار نشده است و نقشِ تحصیلات به عنوانِ یک متغیر اجتماعی تنها در تمایزِ گفتارِ گویشورانِ مسنِ باسواد و بی سواد مشهود است. همچنین، در این گویش، در برخی متغیرها مشاهده شده است که گفتارِ گویشورانِ مرد به گونه معیار نزدیک تر است. به علاوه، در بیشترِ موارد نیز درصورتِ نزدیک تر بودنِ گفتارِ زنان به گونه معیار، اختلافِ گفتارِ آن ها با مردان ناچیز بوده است و عاملِ جنسیت نقشِ تمایزدهنده ای نداشته است. افزایش سن در گروه نوجوانانِ دارای والدینِ باسواد و گویشورانِ مسنِ باسواد با افزایشِ استفاده از صورت های معیار همراه است. در گروهِ نوجوانان در نیمی از متغیرهای زبانیِ موردِ مطالعه، جنسیت نقشی در تمایزِ گفتار نداشته است.
آهنگر (1387) در تحلیل گروه فعلی پوسته ای (لایه ای)[1] زبان فارسی و برخی از ساخت های فعلی این زبان، یادآور می شود که اشتقاق این ساخت های نحوی ضمن پیروی از فرضیة بیکر[2] (1988)، تحت تأثیر دیگر اصول برنامة کمینه گرا قرار دارد. بااین همه، به نظرمی رسد که برخی از تبیین های وی از یک سو با آموزه های نظری برنامة کمینه گرا سازگار نیستند و از سوی دیگر، از تبیین شماری از شواهد زبان فارسی بازمی مانند. به این ترتیب، نوشتار حاضر می کوشد تا ضمن نقد مقالة پیش گفته و برشمردن اشکالات نظری و تجربی آن، گروه فعلی پوسته ای زبان فارسی و جایگاه روساختی هستة گروه فعلی را بر پایة مفهوم قدرت[3] تحلیل کند. دراین میان، نشان داده می شود که مشخصة تصریف[4] فعل اصلی (و فعل سبک) در زبان فارسی قوی است و سبب ارتقای عنصر فعلی به هستة گروه نقش نمای بالاتری می شود که میزبان مشخصة متناظر تصریف است. افزون بر این، پیشنهاد می شود که بند متممی مشخصة تعبیرناپذیری[5] دارد که در زبان فارسی قوی[6]است و در روند بازبینیِ خود، جملة پیرو را به گروه زمانِ بند اصلی برمی کشد و به آن منضم می کند.