فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی کتاب زبان انگلیسی پایه اول متوسطه (هفتم) از منظر مولفه های فرهنگی و هویتی شامل اسامی اشخاص، اماکن، البسه، پوشش، غذا، نوشیدنیها و مشاغل می پردازد. بررسی این کتاب بر اساس روش تحلیل محتوایی، مصاحبه و گفتگو با 8 معلم که کتاب حاضر را تدریس کردهاند و 12 نفرمتخصص حوزه آموزش زبان تهیه شده است.نتایج این بررسی نشان می دهد که مولفین نتوانسته اند به اندازه کافی به مولفه های فرهنگی بپردازند. کتاب حاضربه صورت کلی متمرکز بر فرهنگ بومی ایران است و نمونه هایی از فرهنگ جهانی در آن دیده نمی شود. نکته دیگرآن که، تنها مسائل فرهنگی و هویتیِ شهر تهران در این کتاب منعکس گردیده و خصیصه های فرهنگی سایر مناطق ایران در آن نادیده گرفته شده است. بر همین اساس در پایان این مقاله راهکارهایی برای بهبود این کاستی ها ارائه شده است.
The Interface between Cultural Intelligence and Interlanguage Pragmatics: The Case of Gratitude Speech Act(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The process of globalization entails the acquisition of a construct, cultural intelligence, with which EFL students can function appropriately in intercultural situations. This study was, first, intended to find the relationship between cultural intelligence and the use of expressions of gratitude by Iranian EFL learners. Second, it sought to determine whether there were any significant differences between low and high culturally intelligent EFL learners in the way they used expressions of gratitude in English. To this end, 118 intermediate learners were selected through convenient sampling, with their proficiency level being controlled. A discourse completion test (DCT) for the expressions of gratitude and a cultural intelligence scale were given to the participants of the study. Learners’ DCT responses were rated on a five-point Likert scale and then analyzed. Statistical tests including Pearson Correlation Coefficient and t-test were used to investigate the research questions. The results of the analysis revealed that there was not a significant relationship, either positive or negative, between cultural intelligence and use of expressions of gratitude. Furthermore, no difference was found between the two groups, high and low culturally intelligent, in the way they used English expressions of gratitude. These findings have implications for the instruction of pragmatic competence.
بررسی چندمعنایی فعل «خوردن»؛ نمونه ای از عدم کارایی رده شناسی واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چندمعنایی پدیده ای زبانی است که نه تنها در سنت مطالعة معنی همواره مطرح بوده بلکه در پژوهش های رده شناختی واژگانی نیز مورد توجه قرار گرفته است. بررسی چندمعنایی فعل «خوردن» در رده شناسی واژگانی، که زیرشاخة رده شناسی معنایی به حساب می آید، در زبان های متعددی صورت گرفته است. در نوشتة حاضر، ضمن معرفی پژوهش های انجام شده در برخی از زبان های آسیایی، به بررسی این پدیده در مورد فعل «خوردن» در زبان فارسی می پردازیم. مقایسة داده های این زبان ها با نمونه های متعدد از زبان فارسی نشان می دهد که «خوردن» در زبان فارسی از چندمعنایی قابل ملاحظه ای نسبت به سایر زبان ها برخوردار است و یکی از پرکاربردترین افعال چندمعنی در زبان فارسی به حساب می آید. پژوهش حاضر نشان می دهد که در چارچوب رویکرد رده شناسی واژگانی نمی توان تبیین مطلوبی از چندمعنایی فعل «خوردن» در زبان فارسی به دست داد، آن هم به این دلیل که تبیین دقیق معنی دار بودن واژه ها هیچ گاه در قالب واژه های منفرد و بیرون از بافت امکان پذیر نیست. با توجه به این که تمام واژه ها از چندمعنایی نامتناهی برخوردارند و این بافت وقوع واژه است که در یک زبان و از زبانی به زبان دیگر تفاوت دارد و سبب بروز چندمعنایی می شود، رده شناسی واژگانی در تبیین چندمعنایی ناکارامد می نماید.
تعیین ترتیب ارائه متون برای ترجمه بر اساس سطح دشواری
حوزههای تخصصی:
"یکی از دشواریهای عمده تدریس در کلاسهای ترجمه، تعیین ترتیب ارائه متون برای تمرین ترجمه در دوره های ترتیب مترجم است. اصلی که به طور معمول عموم مدرسان ترجمه رعایت می کنند این است که سطح دشواری متون را بر پایه دو روش مختلف تعیین می کنند. در روش اول میزان دشواری درک زبان مبدا را می سنجند و در روش دوم دشواریهای مربوط به ترجمه متن مبدا را مشخص می کنند. در هر دو روش، تعیین سطح دشواری در سه سطح واژگانی، نحوی و مفاهیم حاضر در متن تعیین می گردد. از میان سه سطح گفته شده، سطح سوم دشوارتر از دو سطح دیگر می نماید. مفاهیم حاضر در متن، اعم از این که مرجعی عینی و ملموس یا مرجعی تجریدی و غیر ملموس داشته باشند، می توانند جهانی یا غیرجهانی باشند. بدیهی است مفاهیمی که جهانی و همگانی باشند، هم به آسانی درک می شوند و هم به سهولت ترجمه می شوند. ترجمه مفاهیم غیرجهانی، بخصوص پس از رفع دشواریهای مربوط به درک متن، لزوما دشوار نیست. در مقاله حاضر چارچوبی برای تعیین میزان دشواری متن در سطح واژگانی و نحوی ارائه شده است. در ادامه مقاله پیشنهاد شده است که موثرترین شیوه این است که متونی که برای ترجمه در کلاس داده می شوند بر اساس نوع و مقوله مفاهیم از یکدیگر تفکیک شوند و سپس بر اساس میزان دشواریهای واژگانی و نحوی طبقه بندی شوند.
"
بررسی تطبیقی افعال مسیرنمای زبان های فارسی میانه و نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رده شناسی شناختی بر اصول مفهومی، تجربه و ادراک متمرکز است و می خواهد جهانی ها و تفاوت های موجود در بازنمایی مقوله ها، تجربه ها و موارد دیگر را در زبان های دنیا بررسی کند. یکی از اصول بنیادین زبان شناسی شناختی و به تبع آن رده شناسی شناختی، مردود دانستن تمایز میان زبان شناسی درزمانی و هم زمانی است. در حقیقت، بی توجهی به تغییراتی که در طول زمان در زبان صورت پذیرفته است، به نادیده گرفتن شواهدی می انجامد که به صورت تاریخی بر درک کاربردهای امروزی یک زبان اثر گذاشته اند. بر همین مبنا، هدف پژوهش حاضر بررسی اَشکال بیان رویدادهای حرکتی فعل در زبان فارسی میانه (با تأکید بر آثار فارسی میانه زردشتی) و مقایسه آن با زبان فارسی نو برای پاسخ به این پرسش است که در طول زمان و در ادوار مختلف زبان فارسی، بازنمایی رویداد حرکتی فعل دستخوش چه تغییراتی بوده است. چارچوب نظری پژوهش حاضر، رده شناسی شناختی تالمی (2000) است که بر مبنای آن، زبان ها بسته به آنکه شیوه و مسیر حرکت را در ستاک فعل یا تابع های آن رمزگذاری کنند، به دو رده فعل محور و تابع محور تقسیم می شود. یکی از اجزای اصلی رویداد، حرکت مسیر است. بازنمود این رویداد و اجزای آن در زبان های مختلف به روش های متنوعی انجام می گیرد. هر زبان با استفاده از امکانات و گرایش هایی که دارد، این اجزا را به شیوه ای خاص نشان می دهد. بدین ترتیب فعل های حرکتی انواع مختلفی از اطلاعات مسیر حرکت را بازنمایی می کنند. در این مقاله، افعال حرکتی زبان فارسی میانه و نو از همین دیدگاه بررسی و بر اساس سازوکار شناختی مقایسه شده است. بررسی ها نشان داد که فعل در زبان فارسی میانه برای بازنمایی اطلاعات مسیر از امکان فعل محوری بهره می گرفته، در حالی که زبان فارسی نو این امکان را گسترش داده است و علاوه بر فعل-محوری، از امکان تابع محوری نیز استفاده می کند. می توان این نتیجه را اینگونه تفسیر کرد که با بسط گستره شناختی سخن گویان زبان در طول زمان، زبان از امکانات بیشتری برای بیان مفاهیم استفاده می کند.
ترجمه بازیهای زبانی و صنایع لفظی با نگرشی خاص به ترجمه جناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بازیهای زبانی و صنایع لفظی و چگونگی ترجمه آن می پردازد. پس از معرفی موضوع، مطالب کلی مربوط به ترجمه صنایع لفظی از جمله ترجمه ناپذیری مطرح می شود. آن گاه هفت شیوه مهم ترجمه صنایع لفظی با توجه به کار مترجمان ایرانی و انگلیسی استخراج و انتزاع می شود و مثال هایی برای هر کدام عرضه می گردد. از آنجا که جناس مهم ترین و پربسامدترین گونه بازی زبانی به شمار می رود، به این مبحث به تفصیل بیشتری پرداخته ایم و مثالهایی از کار مترجمان ایرانی و انگلیسی آورده ایم.
مقاله به زبان انگلیسی: تاثیر میزان حضور نویسنده و صدای وی بر کیفیت نگارش در زبان دوم (Voice in Short Argumentative Texts Written by Undergraduate Learners of English)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به خلا تحقیقاتی در زمینه صدای نویسنده یا حضور وی در متن، پژوهش حاضر به صورت تلفیقی و با کمک روشهای کمی و کیفی صدای نویسنده یا حضور وی در متن را در نگارش دانشجویان زبان انگلیسی مورد بررسی قرار داده است. شرکت کنندگان گروهی از دانشجویان رشته زبان انگلیسی در سطح کارشناسی و شیوه گردآوری اطلاعات از طریق مستندات نگاشته شده و مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. نتایج نشان می دهد صدای نویسنده یا حضور وی در متن نقش بسزایی در موفقیت در نگارش علمی دارد. این مقاله جزییات نتایج را مورد بحث قرار می دهد.
زبان کنونی آذربایجان
حوزههای تخصصی:
سازوکارهای شناختی و نقش آنها در مفهوم سازیِ دعا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درمعنی شناسی شناختی، منظور از سازوکا رهای شناختی ابزارهای شناختی مثل مجازهای مفهومی، استعاره های مفهومی و تصویری، و طرحواره های تصویری هستند که در سازماندهی ودرک مفاهیم انتزاعی در ذهن انسان نقش دارند. هدف مقاله حاضر، بررسی نمونه هایی از این سازوکارهای شناختی است که در دعای امام سجاد علیه السلام در صحیفة سجادیه به کار رفته است. سؤالی که مقاله حاضر این است که این سازوکارهای شناختی در مفهوم سازی مضامین و درک مفاهیم انتزاعی دعا چه نقشی دارند. از سوی دیگر، کدام شاخص های شناختی، زبان دعا را از زبان عادی متمایز می کند؟ نتایج تحلیل نشان می دهد مضامین دینی موجود در این ادعیه، علاوه بر مفاهیم حقیقی، از مفاهیم انتزاعی ساخته شده اند که به کمک سازوکارهای شناختی استعاره، مجاز، تصویرسازی و طرحواره های تصویری ساختارمند می شوند و درک آنها تسهیل می شود. همچنین، زبان دعا، از نظر نوع سازوکارهای شناختی به زبان عادی نزدیک است اما از جهاتی شاهد جنبه های ادبی در این مفهوم سازی ها می باشیم.
واژانه و زبانشناسی ساختگرا
منبع:
رخسار زبان سال دوم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴
۱۷-۱
حوزههای تخصصی:
فردینان دو سوسور(1913-1857)، زبان شناس سوئیسی یکی از مهم ترین شخصیت های مکتب زبان شناسی ساخت گرایی است که علاوه بر تعریف دال و مدلول، نظام زبان و گفتار، درزمانی و هم زمانی و محورهای هم نشینی و جانشینی را مطرح کرد. واژانه نیز ژانری ست که آرش آذرپیک با فراروی و توجه به زبان شناسی ساخت گرا و تعاریف سوسور ارائه کرده است که از تعریف دال و مدلول و محورهای هم نشینی- جانشینی و قواعد دستور زبان فراروی می کند. این مقاله به بررسی و تحلیل ژانر واژانه و تعاریف زبان شناسی سوسور و چگونگی فراروی این ژانر از ساختار دستور زبان(زبان شناسی ساخت گرا) از نگاه مکتب ادبی- فلسفیِ اصالت کلمه می پردازد. در این راستا چندین مثال انتخاب شده که قابل تعمیم به واژانه های دیگر بوده و در آن ها از ساختار دستور زبان و محور هم نشینی- جانشینی فراروی شده است. هدف این مقاله، تحلیل فراروی یک نوع نوشتار (واژانه) از قواعد دستور زبان ساخت گرا است.
تأثیر بافت اجتماعی بر کاربرد دشواژه ها در گفتار زنان و مردان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکثر محققانی که تفاوت های زبانی جنسی ت ها را مورد مطالعه قرار داده اند، معتقدند که زنان در مقایسه با مردان صحیح تر از زبان استفاده می کنند. تاکنون تحقیقات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است تا چگونگی تأثیرگذاری عوامل جامعه شناختی همچون آموزش و سن در استفاده از واژه های تابو را نشان دهد. هدف اصلی این تحقیق بررسی رفتارهای زبانی گویشوران فارسی زبان تهرانی است با تمرکز بر تفاوت های نوع واژه های تابو و بسامد استفاده از آن ها، تأثیرات بافت اجتماعی بر انتخاب چنین واژه هایی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق بر اساس بررسی مجموعه ای از واژه های تابو در سه بافت کاربردی مختلف بود( فقط زنان، فقط مردان، بافت مختلط) و 15 واژه تابو از میان پاسخ های افراد مورد پرسش انتخاب گردید.
نتایج بررسی نشان داد که مردان بیش از زنان از واژه های تابو استفاده می کنند. مردان از واژه های تابوی خاصی استفاده می کنند و کاربرد واژه های تابو خاص مردان، در زنان و مردان سنین بالاتر کمتر مشاهده شد. همچنین تحقیقات نشان داد که زنان تحصیل کرده سعی می کنند مؤدبانه تر صحبت کنند. واژه های تابو خاص مردان در هر دو گروه سنی هنگام خطاب به مردان مورد استفاده قرار می گیرد.
نقش دستور زبان در فراگیری زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پویایی زندگیِ در رقابت: تحلیل نشانه- معناشناختی گفتمانی در داستان کوتاه «خلأ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه- معناشناختی گفتمانی رویکردی نو در حوزة نقد ادبی به شمار می رود. در این رویکرد نشانه- معناها گونه هایی سیال ، پویا و چند بُعدی هستند و با کنترل نظامی که فرآیند گفتمانی نام دارد، نمایان می شوند. در این جستار نحوة شکل گیری فرآیند عاطفی گفتمان در داستان «خلأ» اثر نجیب محفوظ، نویسندة مصری و برندة نوبل ادبیات 1988م، بررسی می شود تا به این پرسش پاسخ دهد که چگونه گفتمان داستان، حس رقابت را به عنوان کنشی ارزشمند در زندگی شخصیت های داستان نشان داده است؟ در واقع هدف این جستار نشان دادن نقش فرآیند عاطفی در تغییر شرایط تحول گفتمان و تأثیر آن بر سبک حضور شوش گران است. یافته ها نشان می دهد که رخداد دو حادثه در زندگی شَوِش گر با تأثیر بر باور و تغییر در نوع احساس او، روند گفتمان را تحت تأثیر قرار می دهد و کارکرد ارزشی آن را متحول می سازد.
ترجمه ادبی: چالشها و فرصتها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مترجم یک متن ادبی باید به بار معنایی لغات و زمینه فرهنگی و خصوصیات دیگر متن اصلی توجه زیادی داشته باشد تا بتواند ترجمه قابل قبولی در زبان هدف ارائه نماید. ترجمه متون ادبی کار چندان ساده ای نیست چرا که مترجم موانع قابل توجهی سر راه خود دارد. مترجم باید با انواع روشهای تحلیل ادبی آشنا باشد و بعد از تعبیر و تفسیر متن اصلی برای بیان آن در زبان هدف و به نحوی که خواننده همان برداشت خوانندگان متن اصلی را داشته باشد اقدام کند. از آنجا که یک متن ادبی محدود به یک تفسیر خاصی نیست مترجم باید تمام توان خود را به کار بگیرد تا پیام واقعی متن را فهمیده و آن را به زبان دیگر که فرم و ساختار خاص خود را دارد برگرداند. زمینه فرهنگی و تاثیرات آن خیلی اهمیت دارد. ادبیات از تاثیر غالب وقت در امان نمی ماند. سبک و ساختاریک متن ادبی با زبان روزمره کاملا متفاوت است چرا که هدف از به کارگیری هر کدام متفاوت است. پیدا کردن معادلهای مناسب اهمیت زیادی دارد. برگرداندن اصطلاحات که خاص فرهنگ هر کشوری است تلاشی جدی می طلبد و در نهایت این مترجم خلاق و عالم به هر دو زبان اصلی و هدف است که می تواند تا حدود زیادی امیدوار به ارائه ترجمه ای رضایت بخش باشد
Count-mass Distinction in the Acquisition of English Articles by Persian Learners of English(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Articles in general and definite articles in particular can create problems even long after all other aspects of English have been mastered. The present article investigated the learnability problems related to the acquisition of count-mass distinction of English nominals by Persian L2 learners. The theoretical underpinning of the study is the interpretability hypothesis (Tsimpli & Dimitrakopoulou, 2007) arguing that the features which are semantically interpretable can be acquired. To this end, 50 learners constituted the participants of the study and completed a forced-choice elicitation task requiring the use of articles. The results of the study substantiated the interpretability hypothesis. Nonetheless, the advanced L2ers showed a conservative behavior in the mass context. They significantly opted for a/an in wide scope indefinite non-referential de/re context. The findings reveal that article suppliance creates more learnability problems in the plural and indefinite mass contexts compared to the count singular ones.
تعبیر اصطلاح ضمیر در زبان روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
""" ضمیر"" از جمله اقسام کلماتى است که تعابیر متفاوتى در خصوص ماهیت و جایگاه آن در نظام اقسام کلمات از سوى زبان شناسان و دستورنویسان روس مطرح مى شود. اکثر زبان شناسان روس، با تاکید بر نقش ""اشاره اى یا کنایه اى "" بودن ضمیر به منزله یکى از مهمترین مشخصه هاى دستورى آن، از تعیین ""ضمیر"" به عنوان یک قسم کلمه مستقل خوددارى نموده اند و آن را بیشتر به عنوان "" کلمهء ضمیرگونه"" به اقسام کلمات مختلف نسبت مى دهند. در این مقاله سعى شده است که در نتیجه بررسى مشخصه هاى صرفى و نحوی ضمایر و انطباق این مشخصه ها با معیارهایى که بر اساس آن ها وجود دیگر اقسام کلمات مستقل اثبات مى گردد، "" ضمیر"" نیز به عنوان یک قسم کلمهء مستقل و هم وزن با دیگر اقسام کلمات تعیین شرد.
"
بررسی انگیختگی واژگانی در واژه های مرکب زبان فارسی در دو مقطع زمانی با فاصله دویست سال (دویست سال پیش و مقطع کنونی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انگیختگی به معنی وجود سر نخی در صورت، برای رسیدن به معناست و به طور مستقیم، ما را از صورت به معنا رهنمون می شود؛ بدان معنا که رابطه صورت و معنا همواره یا تنها قرار دادی نیست و یا اینکه گاه رابطه قرار دادی به رابطه تصویر گونه مبدل می شود. یکی از انواع انگیختگی ، انگیختگی در سطح واژه های مرکب است . واژه مرکب شفاف، واژه ای است که از مجموع معنای اجزای آن بتوان به معنای کلی دست یافت. درباره انگیختگی، گروهی بر این باورند که واژگان ابتدایی بشر انگیخته بوده اند و با گذشت زمان، به دلیل روی دادن تغییر های آوایی و یا دگرگونی های دیگر، درجه انگیختگی واژگان کاهش یافته است. در این پژوهش، به صورتی عمیق تر و دقیق تر به این پدیده نگریسته ایم و برای بررسی این فرضیه، با انتخاب چهار متن سفر نامه از زمان حال و استخراج 2800 واژه محتوایی از آنها، انگیختگی واژگان مرکب را در این متن ها بررسی کرده ایم؛ سپس این واژه ها را با 2800 واژه استخراج شده از چهار متن در دویست سال پیش مقایسه کردیم تا با بررسی ها و مقایسه های آماری دریابیم که از دویست سال گذشته تاکنون ، واژگان مرکب زبان فارسی به سمت انگیختگی رفته اند یا نا انگیختگی. مقایسه نتایج حاصل از بررسی این دو دوره نشان می-دهد که در شمار واژگان مرکب نیمه انگیخته در زبان فارسی ، در زمان حال، افزایشی معنا دار نسبت به دویست سال پیش صورت گرفته است؛ اما در شمار واژگان مرکب انگیخته ، نا انگیخته و در مجموع واژگان مرکب ، تغییری معنا دار روی نداده است؛ بنابر این شاید بتوان گفت از دویست سال گذشته تاکنون، واژگان مرکب نیمه انگیخته در زبان فارسی، بیشتر به سمت شفافیت پیش رفته اند تا تیرگی.
رابطه ی بین استفاده از راهکارهای شناختی و فراشناختی و عملکرد در آزمون خواندن و درک مطلب در زبان آموزان سطح متوسط ایرانی (Cognitive and Metacognitive Strategy Use and Second Language Reading Test Performance: The Case of Iranian Intermediate EFL Learners)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه رابطه ی بین استفاده از راهکارهای شناختی و فراشناختی توسط آزمون شوندگان و عملکرد آنها در آزمون خواندن و درک مطلب بود. پژوهشگران از ابزارهای ذیل برای جمع آوری داده های خودکاوانه و پس کاوانه از شرکت کنندگان در پژوهش استفاده کردند: (1) آزمون جندگزینه ای خواندن و درک مطلب، (2) چک لیست حاوی راهکارهای خاص که باید بلافاصله پس از انتخاب هر گزینه مورد استفاده قرارمی گرفت، (3) چک لیست حاوی راهکارهای عامتر که باید بعد از اتمام آزمون مورد استفاده قرار می گرفت. نتایج نشان داد که آزمون شوندگان از راهکارهای منتهی به پاسخ درست و راهکارهای منتهی به پاسخ نادرست استفاده کرده اند. الگوی استفاده از راهکارها نشانگر گرایش آزمون شوندگان به استفاده بیشتر از راهکار ""بازگشت به متن خواندنی"" به عنوان راهکاری که به پاسخ درست منتهی می شود و راهکار ""حدس"" به عنوان راهکاری که به پاسخ نادرست منتهی می شود می باشد. نتایج همچنین نشان می دهند که عملکرد راهکارهای دوگانه فوق هنگام مقایسه در دو آزمون ساده و مشکل متفاوت است.