هدف : امروزه افزایش انتظارات اجتماعی کارکنان و فشارها حتی از بیرون سازمان (عموم و رسانه ها) بر شدت توجه مدیران منابع انسانی به مسئولیت های اجتماعی افزوده است. از این رو هدف این پژوهش، شناسایی مسئولیت های اجتماعی مدیریت منابع انسانی است. طراحی/روش شناسی/رویکرد : این کار از طریق تحلیل فراترکیب انجام شد. بدین منظور پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی در محدوده زمانی 1980-2019، 38 پژوهش که به صورت مستقیم، موضوع مسئولیت های اجتماعی مدیریت منابع انسانی را بررسی کرده بودند، وارد مرحله تحلیل شد. پژوهش های انتخاب شده برای کدگذاری وارد نرم افزار مکس کیودا نسخه 10 شدند. یافته های پژوهش: پس از فرایند کدگذاری، 61 کد متمایز شناسایی شد. از بین کدهای شناسایی شده؛ عدم تبعیض جنسیتی در فرصت های استخدامی مرتبط (18)، برنامه های هماهنگ سازی و تعادل زندگی خصوصی با زندگی حرفه ای (13) و توجه به رفتار برابر( غیرتبعیض آمیز ) در فرایند استخدام (10) به ترتیب بیشترین اهمیت را از نظر تعداد ارجاع در اصطلاحات پژوهشی داشتند. در مرحله بعد کدها در قالب 18 تم و در نهایت تم ها در 4 مفهوم تقسیم بندی شدند. محدویت ها و پیامدها: در این مطالعه بیشتر به مسئولیت های اجتماعی درون سازمانی مدیریت منابع انسانی پرداخته شده است. پژوهش های آتی بایستی به مطالعه مسئولیت ها در دو حوزه درونی و بیرونی به طور همزمان بپردازند. پیامدهای عملی: خروجی این پژوهش می تواند گامی در جهت توسعه شناخت مسئولیت های اجتماعی در قبال کارکنان باشد. ابتکار یا ارزش مقاله : دستیابی به مدلی جامع با روش فراترکیب نوآوری اصلی این پژوهش بوده که می تواند الگویی برای سایر تحقیقات باشد.
هدف از این پژوهش بررسی ابعاد حاکمیت و نحوه توزیع اختیارات شورای اسلامی شهر تهران در فرآیند انجام وظایف درون سازمانی و برون سازمانی است. بر پایه تئوری های موجود در زمینه حاکمیت، سه نوع حاکمیت در قالب مداخله شورای اسلامی شهر تهران در فرآیند تصویب و اجرای مقررات امور شهری شناسایی شده است: مداخله مدیریتی، مداخله تعاملی و مداخله فرهنگی. از بعد دیگر شورای اسلامی شهر تهران برای اثربخش بودن و انجام مداخله سه نوع اختیار دارد: اختیار درون زا، اختیار میان زا و اختیار برون زا. الگوی حاکمیت مطلوب شورای اسلامی شهر تهران ترکیب بهینه مداخله و اختیار است که با نظرسنجی از خبرگان و از طریق تحلیل فازی، الگوی مطلوب طراحی شده است. برای مقایسه الگوی ارائه شده با وضعیت موجود حاکمیت در شورای اسلامی شهر تهران، از ابزار پرسشنامه استفاده و با تحلیل آماری آزمون t تک نمونه ای میزان فاصله تخمین زده شده است. نتایج نشان می دهد شورای اسلامی شهر تهران در بعد مداخله و اعمال نظر و همچنین در بعد اختیار با الگوی حاکمیت مطلوب به دست آمده فاصله قابل توجهی دارد.
در این مقاله نگرش قرآن به پدیده جنگ و جهاد و تبیین شاخص ها و کارکردهای پرورش نظامی مجاهدان با نگاهی تطبیقی به ادیان الهی «یهودیت، مسیحیت و زردشت» مورد واکاوی و بررسی قرارگرفته است. پرسش اصلی این است که با توجه به الهی و غیرتحریفی بودن خاستگاه دانش های قرآنی، به ویژه در مقایسه با ادیان الهی مزبور، رویکردِ واقعی کمی و کیفی قرآن به جنگ و جهاد چیست و در قرآن بر چه شاخص ها و کارکردهایی در پرورش نظامیان و مجاهدان تأکید شده است که می تواند نگرش های نادرست به رویکرد اسلامی و قرآنی نسبت به جنگ را تبیین نماید؟ روش این پژوهش، کتابخانه ای و اسنادی است. نوع پژوهش به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی است که بر اساس رویکرد روش شناسیِ ترکیبی(کیفی کمیِ) جامعه شناسی و مفسرین قرآن کریم انجام شده است. جامعه آماری شامل کتب مقدس ادیان الهی مورد بررسی است. گردآوری داده ها براساس تحلیل محتوا و مقوله بندی مفاهیم و محاسبات آماری کمّی صورت گرفته است. هدف اصلی، ارائه تصویر و تفسیری واقع بینانه از آموزه های مرتبط با جنگ و جهاد در قرآن است تا بتواند به زدودن چهره خشن و جنگ طلب از اسلام کمک کند. مهمترین نتیجه پژوهش این است که قرآن درباره جنگ، تصویری جامع، واقع بینانه، صلح آمیز و تعالی بخش ارائه می دهد و در اصول ساختاری و کارکردهای قرآنیِ جنگ، عزت، اقتدار، تعالی و تکامل روحانی و معنوی انسان بر اساس آموزه های الهی ملحوظ شده است. این دیدگاه نسبت به جنگ به تربیت مجاهدانی می انجامد که با انگیزه های الهی و هدف گسترش ارزش های الهی به دور از خشونتِ غیرانسانی به جهاد می پردازند. از دیگر نتایج آن است که نشان می دهد در قرآن در مقایسه با سایر ادیان الهی- از جهت کمّی و کیفی- گزاره های کمتری به جنگ و مفاهیم متناظر با آن اختصاص یافته است؛ داده های آماری بیانگر این واقعیت است که حجم آموزه های کتب الهی ادیان مورد نظر درباره جنگ در مقایسه با قرآن (4/12 برابر) بیشتر می باشد.
چکیده هدف از اجرای این پژوهش پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان بر اساس سبک های تفکر بود. تعداد 705 دانشجوی دانشگاه افسری امام علی (ع)به روش نمونه برداری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیر سبک های تفکر از پرسش نامه فرم کوتاه سبک های تفکر اشترنبرگ و واگنر (1992) استفاده شد. برای اندازه گیری پیشرفت تحصیلی دانشجویان میانگین کل نمره های آنها در دروس مصوب دانشگاهی محاسبه گردید. نتایج تحقیق نشان داد که سبک های تفکر سلسله مراتبی، کلی، بیرونی، قانون گذاری، قضایی و سبک های تفکر نوع اول با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنی دار، و سبک تفکر درونی با پیشرفت تحصیلی رابطه منفی معنی دار دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که در کل دانشجویان، ضریب همبستگی چندگانه بین سبک های تفکر و پیشرفت تحصیلی 0.19 است و سبک های تفکر قانون گذاری (سبک تفکر نوع اول)، جزئی (سبک تفکر نوع دوم) و بیرونی (سبک تفکر نوع سوم)، 3.7 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین کرده اند. در دانشجویان سال اول، ضریب همبستگی چندگانه بین سبک های تفکر و پیشرفت تحصیلی 0.29 است و سبک های تفکر سلسله مراتبی و کلی (سبک های تفکر نوع اول)، 8.2 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین کردند. در دانشجویان سال دوم، همبستگی چندگانه 0.28 است و سبک تفکر بیرونی (سبک تفکر نوع سوم) 7.4 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین کرده است. بین سبک های تفکر و پیشرفت تحصیلی دانشجویان سال سوم رابطه معنی داری مشاهده نشد. این نتایج در ارتباط با پژوهش های گذشته مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
هدف اصلی این پژوهش ، طراحی الگویی برای دلبستگی کارکنان در بخش دولتی ایران بود. پژوهش حاضر به صورت پژوهش ترکیبی (کیفی – کمّی) انجام شده است. بر این اساس در بخش اول پژوهش به منظور ارائه الگوی جامع از دلبستگی کارکنان، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب سندلوسکی و بارسو (2007) استفاده شده گردید. بدین ترتیب که بعد از شناسایی مقولات، مفاهیم و کدهای دلبستگی کارکنان و ارزیابی روایی و پایایی آن، الگوی مفهومی اولیه پژوهش شکل گرفت. در بخش دوم پژوهش که روش پیمایش را شامل می گردید با استفاده از نظرات خبرگان و ارزیابی روایی محتوا (ضریب نسبی و مقیاس روایی محتوا)، تبیین الگوی دلبستگی کارکنان میسر گردید. در ادامه به منظور کاربردی نمودن الگو و ارزیابی مؤلفه های دلبستگی کارکنان در سازمان های دولتی تعداد 281 پرسشنامه بین کارکنان اداره کل امور مالیاتی، اداره کل دیوان محاسبات و اداره کل ثبت اسناد و املاک استان آذربایجان غربی،که به صورت نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردیده بودند، توزیع شد. با استفاده از روش تحلیل عاملی تائیدی، تجزیه وتحلیل انجام گرفت. نهایتاً در بخش سوم پژوهش به منظور ارائه ترکیب مطلوب ابعاد الگو به گونه ای که بتوان دلبستگی کارکنان را بهینه نمود از روش الگو سازی ریاضی (سیستم خبره فازی) استفاده گردید. درنهایت از بخش های پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کرد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب (الگوی پژوهش) مورد تائید جامعه هدف قرار گرفت.
در دنیای رقابتی امروز کارکنان با بازدهی بالا، بزرگ ترین مزیت رقابتی برای سازمان ها به حساب می آیند پارانویا ازجمله پدیده هایی است که مانع تحقق این موضوع برای سازمان ها می باشد. پارانویا یک اصطلاح روان شناختی، روان پزشکی است که دلالت برآشفتگی فکری افراد دارد که دربرگیرنده موضوعاتی ازجمله بدبینی، حسادت، خودبزرگ بینی یا گزند و آسیب است. پارانویای سازمانی مسائلی را مطرح می کند که از بهره وری کارکنان می کاهد بنابراین این تحقیق با هدف دستیابی به الگویی از علل پارانویای سازمانی با استفاده از نظریه داده بنیاد که از روش های کیفی به حساب می آید انجام شده است که بر اساس این نظریه، ابتدا مصاحبه ها انجام گرفت و سپس در مرحله کدگذاری باز عوامل پارانویا سازمانی استخراج شد که این عوامل دربرگیرنده عوامل فردی (روانی و فیزیولوژیک)، عوامل سازمانی(محیط سازمانی، ادراک بی عدالتی و فرایندهای سازمانی) و عوامل محیطی(تغییرات محیطی) است.
هدف: پیچیدگی جوامع امروزی و فضای رقابتی حاکم بر دنیای کسب و کار موجب گردیده است که سازمان ها به دنبال روش هایی باشند که برای آنها مزیت رقابتی به ارمغان آورد. سازمان هایی که تکنولوژی محور هستند، برای ارتقاء جایگاه خویش به تیم های کاری وابسته هستند. یکی از عواملی که به تیم ها کمک می نماید تا بهره وری و عملکرد بهتری داشته باشند، خلاقیت تیمی می باشد. عوامل متعددی بر خلاقیت تیمی اثر می گذارند ولی هدف پژوهش فعلی نیز این است که تأثیر دو عامل سبک رهبری تحول گرا و تسهیم شده و همچنین اشتراک گذاری دانش بین اعضای تیم بر روی خلاقیت تیمی را مورد سنجش قرار دهد. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: رویکرد پژوهش کمی و نمونه آماری آن 350 نفر از اعضای تیم های یک شرکت رساننده خدمات اینترنت (رسا) می باشد. پژوهش از نوع کاربردی بوده و داده ها از طریق توزیع پرسشنامه بدست آمده است. یافته های پژوهش: یافته ها حاکی از آن است که هر دو سبک رهبری تحول گرا و تسهیم شده بر روی اشتراک گذاری دانش و خلاقیت تیمی تأثیر مثبت دارند. همچنین مشخص گردید که سبک رهبری تسهیم شده در مقایسه با سبک رهبری تحول گرا، بر خلاقیت تیمی و اشتراک گذاری دانش تأثیر مستقیم بیشتری می گذارد. بعلاوه نشان داده شد که اشتراک گذاری دانش لزوماً رابطه معناداری با خلاقیت تیمی ندارد. محدودیت ها و پیامدها: عدم امکان تعمیم پذیری نتایج پژوهش به همه جوامع، استفاده از ابزار پرسشنامه جهت سنجش نگرش افراد، میزان صداقت مشارکت کنندگان در پاسخ به سوالات و وجود متغیرهای مداخله گر از جمله محدودیت های پژوهش فعلی می باشد. پیامدهای عملی: در صورت انتخاب سبک مناسب رهبری، می توان خلاقیت تیم را افزایش داد. بعلاوه در صورتی که مدیران سبک رهبری تسهیم شده و تحول گرا را به درستی پیاده نمایند، می توانند به اشتراک گذاری دانش در تیم ها کمک مضاعفی نمایند. خلاقیت تیمی و اشتراک گذاری دانش از جمله عواملی هستند که توجه به آنها می تواند ثمرات و نتایج مطلوب فراوانی را برای سازمان ها داشته باشد. همچنین با استفاده از دو یا چند سبک رهبری در کنار هم نه تنها می توان از مزایا و فرصت های بیشتری برخوردار گردید، بلکه نقاط ضعف هر سبک توسط سبک دیگر مورد پوشش قرار می گیرد. ابتکار یا ارزش مقاله: مقاله به تحقیقات مدیریتی، با بررسی رابطه بین اشتراک گذاری دانش، خلاقیت تیمی، رهبری تحول گرا و رهبری تسهیم شده می افزاید. نوع مقاله: مقاله علمی
مدیریت جهادی از جمله مفاهیمی است که به واسطه ضرورت های انقلاب اسلامی شکل گرفته و آثار و برکات فراوانی را در سالیان گذشته نصیب کشور کرده است. امروزه، با گسترده شدن عرصه دشمنی استکبار از سویی و جهت گیری رو به پیشرفت «جمهوری اسلامی ایران» از سوی دیگر، احساس نیاز به بهره گیری از الگوهای شکل گرفته در این مسیر افزایش یافته است؛ از این رو هدف از این پژوهش، شناسایی اصول حاکم بر مدیریت جهادی با تحلیلی کیفی از تجربه مدیریت جهادی در کشور است؛ بنابراین با نگاهی گسترده تر به مفهوم مدیریت جهادی و پیگیری آن در عرصه های مختلف اقتصادی، صنعتی، نظامی و غیره تلاش شده است تا با بهره گیری از تجربه های فعلان این حوزه ها، اصول کلی حاکم بر مدیریت جهادی تبیین شود. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع پژوهش های توسعه ای است که با روش کیفی تحلیل مضمون مصاحبه های عمقی با 12 نفر از خبرگان انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آرمان گرایی واقع گرایانه در مدیریت جهادی، شامل مضامین اصلی مدیریت دانش، نگاه غیر ماشینی یا انسانی به نظام سازی، رهبری و نه اداره، نوآوری، عدم تقلید، نگاه سیستمی، آرمان خواهی و چشم انداز وسیع و عمیق است.