فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۰۱ تا ۹٬۵۲۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل تعیین کننده ریسک سیستماتیک سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در چارچوب مدل ادعاهای احتمالی است. در راستای این هدف،ابتدا مدل نظری مربوط به عوامل تشکیل دهنده بتا معرفی و این عوامل در قالب سه دسته اصلی ویژگی های شرکت، اختیار رشد و نرخ بهره بدون ریسک (از عوامل اقتصاد کلان) ارایه گردید. سپس به منظور آزمون عملی این مدل، 80 شرکت واجد شرایط از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس انتخاب شدند و از اطلاعات آن ها در خلال سال های 1387-1376 استفاده شد. فرضیه های پژوهش که مبتنی بر نتایج حاصل از مدل نظری مزبور هستند، با استفاده از روش های رگرسیون چند متغیره برای داده های ترکیبی مورد آزمون قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد میان بتا و متغیرهای رشد سود عملیاتی، تغییرپذیری سود عملیاتی، همبستگی سود عملیاتی با شاخص پرتفوی بازار و اختیار رشد ارتباطی معنا دار وجود دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش حاضر شواهدی، هر چند ضعیف، در رابطه با بی ثباتی بتای سهام شرکت های با اهرم بالا فراهم می کند.
تأثیر عدم اطمینان های محیطی بر اجزای سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
شرکت ها همواره از طرف محیط فعالیتشان تحت تأثیر عدم اطمینان های تحمیل شده قرار می گیرند. این عدم اطمینان ها فعالیت های عملیاتی و گزارشگری آنها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر عدم اطمینان های محیطی بر اجزای سود (سود مدیریت نشده و اقلام تعهدی اختیاری) است. برای این منظور، از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، 101 شرکت در بازه زمانی 1384- 1388 انتخاب شده، فرضیه های تحقیق با روش های آماری همبستگی و رگرسیون چندمتغیره آزمون شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عدم اطمینان های محیطی بر بخش مدیریت نشده سود اثرگذار است. همچنین، مدیران برای تعدیل اثر عدم اطمینان های محیطی در سود شرکت، از مدیریت سود استفاده نمی کنند.
اثر ویژگی های شرکت بر ماندگاری اعضای هیئت مدیره
حوزههای تخصصی:
این مطالعه می کوشد درباره تأثیر ویژگی های شرکت بر بعضی از شاخص های نظام راهبری شرکتی، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران شواهدی عرضه کند. از این رو، تعداد 60 شرکت در بازه زمانی 1383 تا 1387 بررسی شده اند. شاخص های نظام راهبری شرکتی عبارت بودند از: 1. شاخص هیئت مدیره؛ 2. شاخص حسابرسی. برای ارزیابی شاخص هیئت مدیره از متغیر کفایت (ماندگاری) اعضای هیئت مدیره و برای ارزیابی شاخص حسابرسی از متغیر اظهار نظر حسابرس مستقل استفاده شد. ویژگی های شرکت با متغیرهای: فرصت های سرمایه گذاری، فرصت های رشد، ریسک مالی، اندازه شرکت و سهامداران نهادی به منزله متغیر کنترل مورد بررسی قرار گرفت و الگوی مناسب، با اجرای الگوی رگرسیون لجستیک و خطی چندمتغیره، به صورت داده های تابلویی عرضه شد. یافته های پژوهش نشان می دهد: تأثیر فرصت های سرمایه گذاری، ریسک مالی، فرصت های رشد و کفایت اعضای هیئت مدیره (تأخیری) بر کفایت اعضای هیئت مدیره (جاری)، به منزله شاخص هیئت مدیره، معنادار است. همچنین تأثیر ریسک مالی و فرصت های رشد و اظهار نظر حسابرس مستقل (تأخیری) بر اظهار نظر حسابرس مستقل (جاری)، به منزله شاخص حسابرسی، معنادار است.
کاربرد الگوریتم ژنتیک در پیش بینی ورشکستگی و مقایسه آن با مدل Z آلتمن در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی سال ۱۸ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۶۵
99 - 114
حوزههای تخصصی:
پیش بینی ورشکستگی یکی از موضوع های اصلی طبقه بندی ورشکستگی شرکت ها است. سرمایه گذاران، مالکان، مدیران، اعتباردهندگان و مؤسسات دولتی علاقه مند به ارزیابی وضعیت مالی شرکت هستند؛ زیرا درصورت ورشکستگی هزینه های زیادی به آن ها تحمیل می شود. امروزه مدل های مختلفی برای پیش بینی ورشکستگی مورد استفاده قرار می گیرد. این پژوهش درصدد پیش بینی ورشکستگی شرکت-های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل های Z آلتمن و الگوریتم ژنتیک است. نمونه تحت بررسی شامل 36 شرکت ورشکسته و 36 شرکت غیر ورشکسته طی دوره مالی 5 ساله 84-88 است. متغیرهای نهایی مورد استفاده در مدل الگوریتم ژنتیک و مدل Z آلتمن 5 متغیر است که شامل نسبت های مالی است. درنهایت نتایج این 2 مدل با هم مقایسه شده است. مدل الگوریتم ژنتیک توانست به طور میانگین در یک سال و دو سال قبل از سال مبنا به ترتیب دقتی معادل 90 و 5/91 درصد داشته باشد و مدل Z آلتمن دقتی معادل 83.32 و83.32 درصد دارد با توجه به نتایج مدل الگوریتم ژنتیک دقت بیشتری در پیش بینی ورشکستگی دارد؛ درنتیجه ابزار مناسب تری برای پیش بینی محسوب می شود.
اندازه هلال ماه و بازده بازار در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندازه گیری احساسات از موضوعات مورد توجه در حوزه مطالعات مالی رفتاری است. تحقیقات روانشناسی و زیست شناختی، اثر اندازه هلال ماه بر حالات و رفتار و در نتیجه قضاوت انسان را تایید می کنند. به همین علت فرضیه اثرگذاری اندازه هلال ماه بر تصمیمات سرمایه گذاری و بازده بازار سهام مورد توجه قرار گرفته است، بطوری که یکی از شاخص-های اندازه گیری احساسات، اندازه هلال ماه است. در این تحقیق رابطه دوره های بازگشت ماه (کامل، نو) و اندازه هلال ماه و بازده بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا از رگرسیون معمولی به منظور مشخص نمودن ارتباط بین بازده روزانه بورس تهران و اندازه روزانه هلال ماه استفاده شده است. برای بررسی بیشتر، بازده بورس اوراق بهادار تهران در دوره های 5، 7 و 15 روزه اطراف روزهای ماه کامل و ماه نو به عنوان دوره های کامل ماه و دوره های اندازه صفر هلال ماه مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که رابطه خطی معناداری بین اندازه هلال ماه و بازدهی روزانه وجود ندارد. ضمناً بازده بورس تهران در دوره های مختلف ماه کامل با بازدهی در دوره های مختلف ماه نو تفاوت معنی داری ندارد.
سودمندی ساختار سرمایه و تغییرات آن بر پیشبرد راهبردهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی تأثیر ساختار سرمایه و تغییرات آن بر میزان و نوع پیشبرد هفتگانه راهبرد مالی پرداخته است. بدین منظور 2394 سال- شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1377 لغایت 1387 مورد آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش بیانگر آن است که شرکتهای دارای نوع و میزان متفاوت در پیشبرد راهبردهای مالی، دارای ساختار سرمایه متفاوتی بوده و به میزان و شیوهای متفاوت نیز ساختار سرمایه خود را تغییر دادهاند. علاوه بر آن، نتایج نشان داد که میان نوع و میزان پیشبرد راهبردهای مالی و ساختار سرمایه و نوع و میزان تغییر در آن، در اکثر موارد رابطه آماری وجود داشت، البته این نتیجهگیری به نوع راهبرد مالی مورد بررسی بستگی دارد. در نهایت نتایج پژوهش نشان داد، با استفاده از ساختار سرمایه و نوع و میزان تغییر در آنها، میتوان به مدل مناسبی برای پیشبینی میزان و نوع پیشبرد در راهبردهای مالی واحد تجاری دست یافت.
بررسی تاثیر نظام راهبری شرکتی بر نقدشوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق، تاثیر معیارهای نظام راهبری شرکتی بر نقدشوندگی سهام در بورس اوراق بهادار تهران مورد آزمون قرار گرفت. نمونه آماری پژوهش شامل 72 شرکت در طی دوره زمانی1383 الی 1387 بوده است. در این تحقیق از مدل آمیهود به عنوان معیار نقدشوندگی سهام استفاده و از بین معیارهای مختلف نظام راهبری شرکتی، چهار معیار شامل میزان مالکیت نهادی، تمرکز مالکیت، نسبت اعضای غیر موظف هیئت مدیره و تصدی همزمان دوپست رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل به عنوان معیارهای نظام راهبری شرکتی انتخاب و رابطه ی آن ها با نقدشوندگی سهام آزمون شد. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندمتغیره با استفاده از داده های تلفیقی استفاده گردیده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که بین میزان مالکیت نهادی و نسبت اعضای غیرموظف هیئت مدیره و نقدشوندگی سهام رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. و بین تمرکز مالکیت و تصدی همزمان دوپست رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل و نقدشوندگی سهام رابطه ی منفی معنی-داری وجود دارد.
ارائه الگویی برای بهینه سازی طبقه بندی اطلاعات دارایی های ثابت در ترازنامه شرکت های صنایع غذایی بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاشی برای معرفی روشی نوین در تحلیل صورت های مالی است که در آن از مفاهیم تئوری اطلاعات برای اندازه گیری ارزش اطلاعات ترازنامه استفاده شده است. به کارگیری مفاهیم تئوری اطلاعات در حسابداری به وسیله هنری ثیل ، منجر به ایجاد تفکری نو در تجزیه و تحلیل صورت های مالی شد؛ این روش در تحلیل ترازنامه، کل ارقام آن را با هم در نظر گرفته و با استفاده از مفاهیم تئوری اطلاعات، آنتروپی و اندازه گیری احتمالات، ارزش اطلاعات انتقال یافته به وسیله ترازنامه را محاسبه می کند. برای انجام این تحقیق نخست ارزش اطلاعاتی ترازنامه شرکت های صنایع غذایی بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1384 تا 1387 با استفاده از آنتروپی محاسبه شد، سپس الگوی پیشنهادی طبقه بندی اطلاعات مربوط به دارایی های ثابت در ترازنامه آن شرکت ها پیاده و دوباره ارزش اطلاعاتی آن ها اندازه گیری و مقایسه شد.
نتایج به دست آمده نشان می دهد در صورتی که اطلاعات ترازنامه این شرکت ها در طبقه دارایی های ثابت مشهود به گونه ای جزئی تر در شش طبقه زمین، ساختمان و تأسیسات، ماشین آلات و تجهیزات، وسایط نقلیه، اثاثه و ابزار و سایر دارایی های ثابت مشهود ارائه شود؛ ارزش اطلاعات انتقال یافته به مراتب بیش تر از حالتی خواهد بود که دارایی های ثابت مشهود به صورت یک رقم کلی در ترازنامه نشان داده شود، هر چند این اطلاعات در پیوست صورت های مالی موجود است، اما در این پژوهش به طور صرف ارزش اطلاعاتی ترازنامه مدنظر است.
رابطه کیفیت حسابرسی مستقل و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید وفروش سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی سال ۱۸ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۶۶
69 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و کیفیت حسابرسی مستقل در بازار سرمایه ایران است. جهت نیل به این هدف، پژوهش حاضر با آزمون دو فرضیه که شامل مؤسسات بزرگ حسابرسی و تعداد سال های متوالی حسابرسی و با انتخاب 108 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره 4 ساله (1384 تا 1387) انتخاب شده بودند، انجام شده است. روش آزمون فرضیه ها در این پژوهش نیز، روش داده های ترکیبی (پانل) بوده است. یافته های پژوهش بیانگر این مسئله است که بین مؤسسات بزرگ حسابرسی و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام رابطه معنادار وجود ندارد؛ اما بین تعداد سال های متوالی حسابرسی و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید وفروش سهام، رابطه منفی و معنادار وجود دارد.
بررسی عوامل تعیین کننده ساختار سرمایه شرکت های با اندازه کوچک و متوسط
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله بررسی تجربی عوامل تعیین کننده ساختار سرمایه شرکت های کوچک و متوسط در بورس اوراق بهادار تهران است. دوره زمانی مورد مطالعه سال 1381 تا 1387 است و همچنین نمونه انتخابی شامل 74 شرکت است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها با استفاده از رگرسیون چند گانه (OLS) حاکی از این است که بین دو متغیر نسبت بدهی های بلند مدت بهره دار و نسبت بدهی های کوتاه مدت و ویژگی های سن، اندازه، ساختار دارایی ها، قابلیت سودآوری، رشد و ریسک ارتباط خطی معنادار وجود دارد. با در نظر گرفتن اندازه در میان شرکت ها و جدا کردن شرکت های کوچک و متوسط از شرکت های با اندازه بزرگ نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها با استفاده از اجرای رگرسیون چندگانه حاکی از این است که تاثیر ویژگی های سن، ساختار دارایی ها، قابلیت سودآوری، رشد و ریسک بر نسبت بدهی های بلندمدت بهره دار و نسبت بدهی های کوتاه مدت در شرکت های کوچک و متوسط متفاوت است، بنابراین معیار اندازه معیاری تاثیرگذار می باشد و تاثیر این ویژگی ها در شرکت های کوچک تر بیشتر است.
تاثیر جریان های نقدی آزاد و فرصت های سرمایه گذاری بر نسبت های بدهی و تقسیم سود شرکت شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین جریان های نقدی آزاد و فرصت های سرمایه گذاری با نسبتهای بدهی و تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این مقاله چهار فرضیه اصلی و شش فرضیه فرعی، با انتخاب 117 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی پنج ساله 1383 الی 1387، آزمون شده است. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش، از ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی تفکیکی، رگرسیون خطی و تحلیل عاملی استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین جریان های نقدی آزاد و نسبت بدهی شرکت ها، رابطه معنی دار منفی وجود دارد؛ اما بین فرصت های سرمایه گذاری و نسبت بدهی شرکت ها، رابطه معنی داری وجود ندارد. علاوه بر آن، بین جریان های نقدی آزاد و نسبت تقسیم سود شرکت ها، رابطه معنی داری وجود ندارد؛ اما بین فرصت های سرمایه-گذاری و نسبت تقسیم سود، رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد.
بررسی کارایی الگوی ارزشگذاری فلتهام- اولسن در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق کارایی الگوی ارزش گذاری فلتهام- اولسن (1995) را در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار می دهد و سعی دارد رابطه بین ارزش ذاتی شرکتها و بازده آنها را مشخص، و ارزش ذاتی شرکتها را با استفاده از ارزش دفتری آنها تعیین کند. جامعه آماری این تحقیق دربرگیرنده کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، و نمونه مورد بررسی 89 شرکت است که داده های آنها برای بازه زمانی 1377 تا 1388 با استفاده از الگوی رگرسیون مقطعی- زمانی (پنل دیتا) مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که این الگو به طور کامل قادر به تعیین ارزش ذاتی شرکتهای مورد مطالعه نیست و بین نسبت ارزش ذاتی به ارزش بازار سهام و نسبت قیمت به درامد سهام رابطة معنی دار آماری نیست علاوه بر این شرکتهایی که کمترین نسبت ارزش ذاتی به ارزش بازار را دارند، در بازار بیشتر از واقع ارزشیابی می شوند.
رابطه عدم تقارن اطلاعاتی و سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ایی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تقارن اطلاعات و رابطه آن با سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای با استفاده از جریان های نقدی عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. جهت بررسی عدم تقارن اطلاعاتی از دو دیدگاه سنتی و بازار استفاده شده است. معیار مورد استفاده در دیدگاه سنتی قیمت معاملات و در دیدگاه بازار، سود تقسیمی می باشد. نمونه آماری متشکل از 107 شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی بین سال های 1380 تا 1387 می باشد. مدل آماری به کار گرفته شده، مدل رگرسیون چند متغیره می باشد و جهت آزمون فرضیه ها از داده های ترکیبی (پانل و پولینگ) استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد، طبق دیدگاه سنتی رابطه ای معنی دار و مثبت بین عدم تقارن اطلاعاتی و سرمایه گذاری با استفاده از جریان های نقدی عملیاتی وجود دارد. همچنین طبق دیدگاه بازار رابطه ای معنی دار و منفی بین تقارن اطلاعاتی و سرمایه گذاری با استفاده از جریان های نقدی عملیاتی وجود دارد
شناسایی و وزن دهی تورش های رفتاری سرمایه گذاران در بازار بورس اوراق بهادار تهران: رویکرد?AHP فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱
99 - 120
حوزههای تخصصی:
اشراف بر تورش های رفتاری باعث می شود تا سرمایه گذاران با آگاهی بیشتری فرآیند تصمیم گیری خود را بررسی نمایند و در صورت مواجهه با تورش های گفته شده بتوانند به خوبی واکنش نشان داده و از انحراف در تصمیم گیری جلوگیری نمایند. در پژوهش حاضر برای وزن دهی تورش های رفتاری مؤثر در تصمیم گیری سرمایه گذاران در بازار بورس اوراق بهادار تهران تورش های 36 گانه در قالب پنج گروه طبقه بندی شده و پس ازتنظیم پرسشنامه وتکمیل توسط خبرگان مالی و بورس اوراق بهادار تهران (استادان دانشگاه و مسئولان کارگزاری ها) با به کارگیری فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی، اولویت بندی شدند. در رتبه بندی گروه های پنج گانه، گروه های "شناختی"، "عاطفی"، "پدیده های غیر عادی"، "رفتارهای مکاشفه ای" و در نهایت گروه "ترجیحی" به ترتیب اولویت های اول تا پنجم را کسب نمودند.
ارزیابی رابطه محتوای اطلاعاتی اقلام تعهدی و نسبت های مالی منتخب با قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توانایی صورت های مالی در تلخیص اطلاعات مؤثر بر بازده سهام و رابطه این اطلاعات با ارزش شرکت همواره مورد توجه مدیران و سرمایه گذاران بوده است. با توجه به اهداف گزارشگری مالی تدوین شده توسط بسیاری از مراجع ذی صلاح، فرض بر این است که بسیاری از اطلاعات مندرج در صورت های مالی، می تواند در مدل تصمیم گیری سرمایه گذاران استفاده شود هدف این پژوهش ارزیابی رابطه اجزای اقلام تعهدی و نسبت های مالی منتخب با قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور، تعداد نه فرضیه تدوین و برای تجزیه و تحلیل داده ها از سه مدل رگرسیون استفاده شده است. هر مدل علاوه بر سود هر سهم، شامل متغیرهایی است که می تواند در زمینه دستکاری صورت های مالی و ارزیابی رابطه سود و قیمت دارای محتوای اطلاعاتی باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و تخمین مدل های به کار گرفته شده، از اطلاعات مالی 137 شرکت بین سال های 1380 تا 1387 و از روش داده های ترکیبی استفاده گردیده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش بیانگر مربوط بودن سود هر سهم ، نسبت های سرمایه در گردش به دارایی، بازده دارایی، سود خالص به فروش و گردش دارایی در سطح اطمینان 95٪ در تبیین قیمت سهام شرکت های نمونه است. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که اجزای اقلام تعهدی در این زمینه از لحاظ آماری معنی دار نیستند. این مطلب گویای آن است که در توضیح رابطه سود هر سهم و قیمت سهام، در نظر گرفتن اقلام تعهدی به عنوان معیاری برای کیفیت سود، اهمیت زیادی را نشان نمی دهد و تغییرپذیری سود کمتر تحت تأثیر موقعیت تجاری و تصمیمات مدیر از ناحیه اقلام تعهدی قرار می گیرد. به طور کلی، یافته های پژوهش نشان داد که سود هر سهم مربوط ترین متغیر حسابداری به ارزش شرکت است و بین دارایی های جاری و قیمت سهام رابطه ای معکوس وجود دارد.
مدیریت سود به منظور دستیابی به نقاط مبنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشهای پیشین نشان دادهاند که مدیران تمایل دارند اولین رقم سود گزارش شده شرکت را به سمت بالا گرد کنند.براساس این پژوهشها، وقوع این رفتار به علت وجود پدیده روانی "" 199تومانی"" است که براساس آن کالایی که اولین رقم سمت چپ آن کوچکتر باشد، به طور غیرعادی ارزانتر ارزیابی میشود. در این پژوهش تلاش شد تا مشخص شود که آیا مدیران شرکتهای ایرانی پذیرفته شده در بورس نیز به این رفتار دست میزنند؟ وآیا وقوع این رفتار با ویژگیهای اندازه ،میزان بدهی و سطح عملکرد عملیاتی شرکت؛رابطه دارد؟ هدف از این پژوهش، مقایسه توزیع مشاهده شده با توزیع مورد انتظار در دومین رقم سمت چپ سودهای گزارش شده شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.این پژوهش شامل بررسی اطلاعات مربوط به صورتهای مالی 245 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال 1387و اطلاعات صورتهای مالی همان شرکتها در بازه زمانی 1388- 1377 است. برای این پژوهش، دو فرضیه طراحی و با استفاده از توزیع بنفورد ( Benford's Distribution )،به عنوان توزیع مورد انتظار، آزمون شد. نتایج این پژوهش بیان میکند که مدیران شرکتهای ایرانی تمایل ندارند در زمان مواجهه با عدد بزرگی مانند نه در دومین رقم سمت چپ سود، با هدف افزایش یک واحدی اولین رقم آن، سود عملیاتی را به سمت بالا گرد کنند؛در حالی که بررسی این پدیده در ارتباط با سود خالص شرکتها، نتایج مربوطتری ارائه میکند. بهعلاوه شرکتهای بزرگ و شرکتهای دارای عملکرد عملیاتی پایین تمایل بیشتری برای انجام این کار در سود خالص خود دارند.
استراتژی های مالی و بازده سهام شرکت های بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش مالکان نهادی در کیفیت حسابرسی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی روانشناسی اعداد و پدیده «تجمع قیمت ها» در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱
73 - 98
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی ارزیابی نقش روانشناسی اعداد در بازار مالی است و در این راستا به بررسی پدیده «تجمع قیمت ها» در قیمت های معاملاتی بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. پدیده تجمع قیمت ها یکی از پدیده های مشاهده شده در بازارهای مالی است که بیانگر سوگیری های روانشناسی یا گرایش به اعداد خاص در بازار است. این پدیده شامل تراکم قیمت ها در اعداد خاص و یا رندکردن قیمت ها است. این پژوهش در دوره زمانی 77 تا 89 (شامل سه دوره 77-80، 81-84 و 85-89)، انجام شده است که تعداد قابل توجهی از قیمت های روزانه را بررسی می کند. نتایج پژوهش وجود پدیده تجمع قیمتی را تأیید می نماید. نتایج نشان می دهد، در بورس اوراق بهادار تهران گرایش به معامله در عدد رند صفر بسیار شدید و در بعضی موارد گرایش به عدد پنج و نه، تا حدودی بیشتر از سایر اعداد است. برای سایر اعداد این گرایش تقریباً مشابه است و توزیع یکنواختی برای آن ها وجود دارد. همچنین «فرضیه جذابیت» به عنوان تبیین کننده پدیده تجمع قیمتی در بورس تهران تأیید می شود. به علاوه این پژوهش «فرضیه تفکیک قیمت ها» را برای توضیح پدیده تجمع قیمت ها در بورس تهران رد می کند. نتایج تشکیل و مقایسه سبدهای دارایی ها نشان می دهد، رابطه معناداری بین پدیده تجمع قیمتی و قیمت سهام، اندازه شرکت، نقدشوندگی و نوسانات قیمت سهام وجود ندارد.
بررسی تحلیلی فرصت ها و تهدیدات جهانی شدن بر بورس اوراق بهادار ایران
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، پدیده جهانی شدن در تمام حوزه ها تأثیر گذاشته است. بازار سرمایه هم از این قاعده مستثنا نیست. حفظ بقا، دستیابی به توسعه اقتصادی و رقابت در سطح بین المللی، نیازمند تغییر شرایط و همسو شدن با پدیده جهانی شدن است. بنابراین بورس اوراق بهادار کشور ما نیز باید خود را اماده ورود به عرصه جهانی کند. هدف این پژوهش شناسایی فرصت ها و تهدیدهای جهانی شدن بر بورس اوراق بهادار کشور و نظرسنجی در مورد آنها می باشد. روش تحقیق حاضر بر اساس هدف کاربردی و بر اساس روش توصیفی زمینه یاب (پیمایشی) می باشد. ابزار اصلی گرداوری داده ها پرسشنامه می باشد که در میان خبرگان مالی بازار سرمایه تهران توزیع شده است. نتایج نشان می دهد که جهانی شدن موجب توسعه بورس، تأمین مالی ارزان تر و راحت تر، افزایش قدرت نقدشوندگی، افزایش کارایی، اصلاح زیرساخت ها و توسعه دانش مالی در بورس خواهد شد که این عوامل به عنوان فرصت ها شناسایی شده است. همچنین، جهانی شدن سبب افزایش ریسک سرمایه گذاری در بورس نیز می شود که این عامل به عنوان تهدید شناسایی شده است