در تحقیقات اخیر، علاوه بر تفکیک اقلام تعهدی در پیش بینی جریان های نقدی آتی، جریان های نقدی نیز به اجزای آن تفکیک گردیده اند و نقش آنها در بهبود توان توضیح دهندگی مدل های پیش بینی، بررسی شده است. با تفکیک جریان های نقدی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1386-1379، به اجزای اصلی و غیر اصلی نشان داده شد که این تفکیک، توان مدل های پیش بینی جریان های نقدی را افزایش می-دهد. هم چنین با بررسی محتوای اطلاعاتی این اجزا، مشخص گردید که اجزای اصلی جریان های نقدی نسبت به اجزای غیر اصلی آن دارای محتوای اطلاعاتی فزاینده نمی باشد.
هدف این پژوهش، ارزیابی توانایی اقلام تعهدی، سود عملیاتی و جریان های نقدی عملیاتی در پیش بینی جریان های نقدی عملیاتی، با در نظر گرفتن وقفه های زمانی خاص است. روش مورد استفاده در این تحقیق، از نوع همبستگی است و با انتخاب نمونه از جامعه آماری تحقیق انجام شده است. دوره زمانی این تحقیق، از ابتدای سال 1382 تا پایان سال 1387 و جامعه آماری تحقیق، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق نشان می دهد که بین جریان های نقدی عملیاتی آتی و سود عملیاتی رابطه معناداری وجود دارد و وقفه زمانی سه ساله، این رابطه را در بالاترین اندازه، نسبت به سایر وقفه های زمانی و سال جاری نشان می دهد. علاوه بر این، یافته های تحقیق گویای آن است که بین جریان های نقدی عملیاتی آتی و جریان های نقدی عملیاتی دوره های فعلی و گذشته، رابطه معناداری وجود دارد و این رابطه در سال جاری، نسبت به وقفه های زمانی در بالاترین اندازه قرار می گیرد. همچنین، نتایج نشان می دهد که بین جریان های نقدی عملیاتی آتی و اقلام تعهدی، رابطه معناداری وجود دارد و وقفه زمانی دو ساله، این رابطه را در بالاترین اندازه نسبت به سایر وقفه های زمانی و سال جاری نشان می دهد.
دیچو و دیگران در مقاله ای به بررسی دیدگاه های استادان دانشگاه ها، حسابداران حرفه ای و قانونگذاران در مورد مدیریت سود پرداختند. به اعتقاد آنها استادان دانشگاه ها در حرفه ی حسابداری اغلب تصورات متفاوتی از مدیریت سود نسبت به حسابداران حرفه ای و قانون گذاران اغلب خواهان اقدام عاجل برای پیش گیری از پدیده دردسرساز مدیریت سود هستند. ولی استادان حسابداری دانشگاه ها خوش بین تر هستند و معتقدند که شرکت های زیادی اقدام به مدیریت سود خود نمی کنند...
پس از ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی، روح تازه ای در اجرای سیاست خصوصی سازی کشور دمیده شد. طبق قوانین مصوب مقرر گردید کلیة بانک های دولتی بجز بانک های ملی و سپه و بانک های تخصصی به بخش خصوصی واگذار گردند. بانک ملت پس از طی مراحل قانونی به عنوان اولین بانک دولتی وارد بورس اوراق بهادار تهران گردید. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات این واگذاری بر بازده روزانة سهام مؤسسات مالی موجود در بورس اوراق بهادار تهران، شامل بانک ها و شرکت های بیمه است تا از این طریق بتوان نگرشی که سرمایه گذاران نسبت به این سیاست و نحوة اجرای آن دارند را سنجید. جامعة آماری این پژوهش شامل هفت بانک و سه شرکت بیمة پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که بازده روزانة سهام آنها در طول یک دورة 565 روزه از 5 دی 1386 تا 12 اردیبهشت 1389 بررسی می گردد. شواهد این پژوهش نشان می دهد از میان 7 رخداد مربوط به واگذاری سهام بانک ملت از طریق بورس، در 6 رخداد عکس العمل قابل ملاحظه ای از طرف سرمایه گذاران در سهام بانک ها وجود ندارد و تنها در رخداد پنجم که مربوط به واگذاری بلوک 4 درصدی سهام این بانک است، کاهش معنی داری در بازده روزانة سهام بانک های موجود در بورس اوراق بهادار تهران مشاهده می شود. همچنین در مورد شرکت های بیمه، تنها در رخداد هفتم کاهش قابل ملاحظه ای در بازده روزانة آنها مشاهده گردید.
به حداکثر رساندن ثروت سهامداران وکاهش هزینه سرمایه از جمله اهداف مدیران مالی به شمار می رود. در این راستا، تصمیم گیری در مورد ساختار سرمایه یکی از مؤثرترین راهکارها برای رسیدن به این اهداف است. از سوی دیگر، ارزش سهام، ارزش شرکت و بازده موردانتظار سهامداران از عامل نقدشوندگی سهام نیز تأثیرمی پذیرد. انتظار می رود، نقدشوندگی پایین تر سهام منجر به استفاده نسبتاً بیشتری از بدهی گردد. هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین تغییرات ساختار سرمایه و تغییرات نقدشوندگی سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1383-1387 است. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از روش رگرسیون با داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد تغییرات ساختار سرمایه بر تغییرات نقدشوندگی سهام تاثیر منفی معنی دار دارد؛ ولی تغییرات نقدشوندگی بر تغییرات ساختار سرمایه تاثیر معنی دار ندارد.
این تحقیق تاثیر به موقع بودن و محافظه کاری بر محتوای اطلاعاتی سود را برای 191 شرکت پذیرفته شده در بورس، طی دوره زمانی 1380 تا 1388 بررسی کرده است. بدین منظور محافظه کاری بر مبنای مدل باسو (1997) و روش برآورد اثرات ثابت و به موقع بودن با استفاده از مدل روآنیک (2004) و روش حداقل مربعات معمولی برآورد شده است. با استفاده از این نمونه، محتوای اطلاعاتی سود با استفاده از نرم افزار Eviews.6 و روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) بررسی شد. نتایج نشان داد، شرکت هایی که در سطح بالایی از به موقع بودن سود قرار دارند، از محتوای اطلاعاتی سود بالاتری برخوردارند در حالی که، شرکت هایی که محافظه کاری بالایی را در سود لحاظ می کنند، محتوای اطلاعاتی سود پایین تری دارند
در این پژوهش وجود اثر تمایلی، در شرکت های سرمایه گذاری بورس اوراق بهادار تهران و تأثیر آن بر عملکرد و جریانات نقدی این شرکت ها با استفاده از مدل ادین مورد بررسی قرارگرفته است. برای آزمون فرضیه ها از حداقل مربع های معمولی (OLS)، حداقل مربع های تعمیمیافته (GLS) و آزمون تی استیودنت استفاده شده است. یافته ها بیانگر آن است که نسبت سود شناسایی شده به سود پژوهشگر شرکت های سرمایه گذاری به طور میانگین 19 درصد بیش ازنسبت زیان شناسایی به زیان پژوهشگر آن ها است و شرکت ها سهام برنده را سریع به فروش رسانده و سهام بازنده را برای مدت طولانی حفظ کرده اند. در ضمن رفتار مبتنی بر اثر تمایلی شرکت های سرمایه گذاری تأثیر منفی معناداری بر عملکرد (بازدهی تعدیل شده با ریسک) این شرکت ها دارد. علاوه بر این، نتایج پژوهش بیانگر وجود رابطه معنادار بین رفتار تمایلی و جریانات نقدی در شرکت های سرمایه گذاری است. این رابطه در مورد شرکت هایی که عملکرد بهتری داشته اند مستقیم و شرکت هایی که عملکرد ضعیف تری داشته اند؛ معکوس است.
پروژههای بزرگ و پیچیده صنعتی همواره در معرض بروز ریسکهای مختلف قرار دارد که موفقیت انجام آنها در گرو مدیریت صحیح این ریسکها است. شناخت ریسک و ارزیابی آن از مهمترین فازهای مدیریت ریسک و زمینهساز موفقیت سایر فعالیتهای آن است چنانچه ریسکها به درستی تعیین نشوند موجب گمراهی تیم مدیریت ریسک و اتلاف منابع سازمان خواهد شد. این مقاله مروری بر روشهای شناسایی و انواع ریسکهای تهدیدکننده پروژههای بزرگ صنعتی دارد و با استفاده از نتایج مطالعات گذشته و مطالعه موردی ساخت چند نیروگاه، ریسکهای تهدیدکننده پروژههای نیروگاهی شناسایی و دستهبندی نموده است.
نتایج پژوهشهای متعددی موید کارایی ضعیف بورس اوراق بهادار تهران است. در چنین بازاری، سرمایهگذاران و استفادهکنندگان از اطلاعات بر آنند که شرکتهای برتر را از شرکتها غیربرترتمیز دهند تا سرمایهگذاری مناسبتری بهعمل آورند. یکی از سوالات اساسی این است که شرکتهای برتر کدامند و چگونه میتوان آنها را تعیین نمود؟ در این تحقیق بررسی مقایسهای میان دو روش معمول رتبهبندی شرکتها بر اساس شاخصهای برتری بورس اوراق بهادار تهران و نسبتهای سود آوری حسابداری (شامل نسبت سود ناخالص، نسبت سود عملیاتی، نسبت سود خالص، نسبت بازده جمع داراییها و نسبت بازده حقوق صاحبان سهام که به نظر در شاخصهای بورس نادیده گرفته شدهاند) بهعمل آمده است. این تحقیق بر اساس دادههای پنجاه شرکت برتر طی سه سال 1381، 1382و 1383 به اجرا در آمده و همبستگی میان نتایج این دو نوع رتبهبندی را مورد بررسی مقایسهای قرار میدهد. نتایج آزمون تجربی نشانگر آن است که همبستگی ضعیفی میان این دو گروه رتبهبندی بهعمل آمده وجود دارد. این بدان معنی است که شرکتهای برتر منتخب بورس لزوما دارای رتبههای بالاتر ازحیث نسبتهای سودآوری نمیباشند. بنابراین آنچه را که نسبتهای حسابداری برتر تلقی میکنند از حیث بورس برتر محسوب نمیشوند. بهعبارتی دیگر، نسبتهای سودآوری شرکتهای بورس برای پیش بینی و تعیین شرکتهای برتر از نظر بورس مناسب نمیباشند.
تعریف جایگزینی برای بازار کارا، براساس مباحث آمار نسبت به مباحث مالی ارایه شده است. اگرچه این تعریف از نظر مفهومی معادل تعریف قبلی و موجود است، اما مزایای بیشتری را نسبت به آن ها دارد. نتایج حاصل از بعضی آزمون های آماری در مورد قابلیت پیش بینی بازده، می تواند جهت پیش بینی کارایی بازار سرمایه نیز به کار گرفته شود.