تحول در هر نظامی مستلزم شناخت عوامل محیطی موثر بر آن می باشد. نظام حسابداری دولتی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل تحقیق حاضر با بررسی این نظام و تکیه بر مطالعات پیشین لزوم اصلاحات در حسابداری دولتی ایران به سمت پذیرش حسابداری تعهدی را بررسی نموده است و نهایتا از طریق روش تحقیق علمی یک مدل اقتضائی، که شکل ساده شده ای از مدل اقتضائی بین المللی پروفسور لودر می باشد، جهت توضیح نحوه تاثیر عوامل محیطی بر این فرایند نوآوری و اصلاحات ارایه کرده است. یافته های این تحقیق پیمایشی نشان دهنده این واقعیت است، که حسابداری دولتی ایران در آستانه یک تحول بنیادین قرار دارد و محرک اصلی این تحول افزایش تقاضا برای اطلاعات بیشتر به دنبال اصلاحات مطرح شده در مدیریت بخش عمومی ایران از جمله الزامات قانونی پیرامون عملیاتی شدن بودجه می باشد. همچنین این مدل در پیش بینی روند آتی اصلاحات در ایران نیز مورد استفاده قرار گرفته است، که تاییدی بر قدرت پیش بینی کنندگی مدل لودر است
امروزه صنعت خودرو به عنوان یکی از گزینه های راهبردی توسعه اقتصادی به شمار می رود. این صنعت نقش مهمی را در چرخه اقتصادی کشورها ایفا می نماید و از جایگاه ویژه ای در صنعت خدمات مالی جهان برخوردار است. در این پژوهش، تلاش پژوهشگر بر این است که شرکت های سهامی عام تابعه ایران خودرو که تعداد آن ها برابر با 23 شرکت می باشد را با استفاده از الگوی TOPSIS در سه سال متوالی از سال 1385 تا 1387، رتبه بندی نماید. بنا به نیاز هر سرمایه گذار و دیدگاه های افراد برای سرمایه-گذاری، شاخص های مختلفی در تعیین رتبه بندی وجود دارد، ولی از آنجا که هدف سرمایه گذاران و سهامداران از سرمایه گذاری، به طور عمومی کسب سود بیشتر می باشد، بنابراین در این پژوهش، از میان شاخص های موجود، شاخص های سودآوری که شامل (نسبت سود ناویژه به فروش، نسبت سود عملیاتی به فروش، نسبت سود خالص به فروش، نسبت بازده دارایی ها، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت سود هر سهم ) می باشد، به عنوان متغیرهای عملیاتی گزینه شده اند. یافته های پژوهش بیانگر این است که در محدوده زمانی پژوهش با استفاده از این شاخص ها در اولویت بندی شرکت های تحت مطالعه، جابجایی صورت می پذیرد. همچنین نشاندهنده این است که شرکت های لیزینگی و خدماتی نسبت به شرکت های تولیدی در رتبه های بالاتری قرار گرفته اند
بر اساس ادبیات نمایندگی، پرداخت سود نقدی به سهامداران از یک سو کاهش جریان های نقدی آزاد و کاهش احتمال سرمایه گذاری در پروژه های سرمایه گذاری غیربهینه و از سوی دیگر افزایش نظارت مستمر بر مدیران به وسیله بازار سرمایه را به دنبال دارد. بر این اساس، خط مشی پرداخت سود به عنوان یکی از ساز و کارهای کاهش تضاد منافع مطرح می شود. از این رو، در این پژوهش به بررسی تاثیر ساز و کار های داخلی و خارجی نظام راهبری شرکتی بر خط مشی پرداخت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. نمونه مورد بررسی شامل 60 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1380 الی 1388، و روش آماری مورد استفاده، تحلیل رگرسیون با استفاده از داده های ترکیبی به روش اثرات ثابت است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی داخلی، شامل اندازه هیات مدیره، درصد اعضای غیرموظف هیات مدیره، حضور یکی از اعضای غیرموظف در ریاست هیات مدیره و مالکیت مدیریتی تاثیر معنی داری بر نسبت پرداخت سود نقدی شرکت های مورد بررسی ندارند. از بین ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی خارجی نیز مالکیت نهادی تاثیر معنی داری بر نسبت پرداخت سود نقدی ندارد. با این وجود، اندازه حسابرس و نسبت بدهی دارای تاثیر معنی دار و منفی بر نسبت پرداخت سود نقدی هستند.
تا کنون برای ارزیابی عملکرد سازمان ها، مدل های مختلفی استفاده شده که هریک به عمکرد سازمان رویکردی متفاوت داشته است. روش کارت ارزیابی متوازن (BSC)، برای اندازه گیری عملکرد، مدلی راهبردی، نتیجه محور و چند بعدی به شمار می رود. برخلاف سایر مدل های سنّتی که هدف اصلی سازمان را کسب سود تلقی می کنند، روش کارت ارزیابی متوازن، چارچوبی از فعالیت های مرتبط با هدف ها و راهبردها را برای مدیریت فراهم کرده، اجرای راهبرد را به مجموعه ای از ابعاد مختلف عملکردی منوط می کند. این مدل، عملکرد سازمان ها را از چهار منظر: مالی، مشتری، فرایندهای درونی، و رشد و یادگیری مورد سنجش قرار می دهد. در این پژوهش، با استفاده از مدل کارت ارزیابی متوازن، عملکرد سازمان های تابع شهرداری مشهد (در حوزه حمل و نقل و ترافیک) با یکدیگر مقایسه شده است. نتیجه های آزمون فرضیه های تحقیق، با استفاده از آزمون فریدمن در سطح اطمینان 95 درصد، نشان می دهد که عملکرد سازمان های تابع شهرداری، از نظر سویه های چهارگانه کارت ارزیابی متوازن (به طور جداگانه و در مجموع) با یکدیگر اختلاف معناداری دارند.
سود همواره عاملی موثر بر تصمیمات سرمایه گذاران بوده است.رشد سود نشانه خوبی از وضعیت شرکت به سرمایه گذاران ارائه می کند.اما باید توجه داشت که نمی توان گفت که رشد سود برای همه شرکت ها دارای پیغام مشابهی است، زیرا سود برآیند عوامل مختلفی است.دو عامل موثر که می توانند سود را دست خوش نوسان کنند، درآمد و هزینه می باشند.افزایش در سود یا به واسطه افزایش درآمد بوده یا به دلیل کاهش هزینه ها، که این دو مورد آثار و نتایج یکسانی را بدست نمی دهد.این تحقیق به بررسی کیفیت سود و ضریب واکنش سود بر اساس رشد درآمد و سود پایدار می پردازد.جامعه آماری این تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه آماری شامل تعداد 208 شرکت-سال بوده است.دوره زمانی تحقیق نیز سال های 1379 لغایت 1386 می باشد.روش مورد استفاده در این تحقیق روش تحقیق همبستگی مقطعی و از نوع پس رویدادی بوده است.جهت آزمون فرضیه ها نیز از تحلیل رگرسیون استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که شرکت هایی که افزایش پایدار در سود و درآمد را گزارش می کنند، در مقایسه با شرکت هایی که صرفاً افزایش پایدار در سود را گزارش می کنند، کیفیت سود و ضریب واکنش سود بالاتری دارند همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که شرکت هایی که افزایش سودشان از طریق افزایش درآمد تأمین شده است، پایداری سود بالاتری دارند، از قابلیت کمتری جهت مدیریت سود برخوردارند و کارایی عملیاتی آتی بیشتری دارند.با توجه به ضریب واکنش سود، شرکت هایی که افزایش سودشان از طریق افزایش درآمد تأمین شده است، منطبق با مدل اوهلسن ، ضریب واکنش سود بالاتر و ضریب واکنش ارزش دفتری کمتری دارند
این تحقیق به بررسی هموارسازی سود از طریق فروش دارایی های شرکت می پردازد. برای آزمون هموارسازی سطح سود عملیاتی انتخاب شده است. آزمون با بهره گیری از رگرسیون چندگانه خطی برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی دوره زمانی 1381 تا 1385 صورت پذیرفت. نتایج تحقیق حاکی از تأیید هموارسازی است، چنان که سود فروش دارایی ها تغییرات موقتی سود را هموار می سازد. همچنین میزان اثر هموارسازی سود در شرکت های دارای کاهش سود عملیاتی بیشتر از شرکت هایی است که افزایش سود عملیاتی را تجربه می کنند.
پژوهش حاضر برای فراهم آوردن شواهدی در ارتباط با نقش نظارتی سرمایه گذاران نهادی از این منظرکه آیا مالکیت نهادی برمحتوای اطلاعاتی سود حسابداری گزارش شده شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران تأثیر دارد، صورت پذیرفته است. برای اندازه گیری محتوای اطلاعاتی سود سه مدل که چند جنبه مختلف محتوای اطلا عاتی سود را می سنجد، برازش شده است، به طوری که تأثیر پذیری بازده سهام ازتغییرات سود حسابداری، سود هرسهم برقیمت سهام وسود هرسهم برارزش دفتری آن به عنوان محتوای اطلاعاتی سود حسابداری فرض شده است . جامعه آماری100 شرکت برتر بورس اوراق بهادار ازلحاظ بازدهی طی سال های (1383- 1378) و نمونه مورد رسیدگی شامل 39 شرکت است. مدل های مربوطه هم به صورت کلی( تأثیر همه متغیرهای مستقل با هم) وهم جداگانه(بر اساس فرضیه های تحقیق) آزمون شد. نتایج آزمون کلی مدل های تحقیق عموماً بیانگرعدم نقش مالکیت سرمایه گذاران نهادی بر محتوای اطلاعاتی سودحسابداری است و بیشترین تأثیر بر بازده سهام را متغیرهای نسبت سود هرسهم به قیمت ( E/P ) و نسبت سود هرسهم به ارزش دفتری هر سهم ( E/BV ) وتغییرات سودحسابداری ( ΔEarn ) داشتند. همچنین نتایج پژوهش بیانگر تأثیر مثبت و معنادار درصد مالکیت و تمرکزسهامداران نهادی به صورت جداگانه بربازده سهام است.
در این پژوهش ویژگی های مقیاسی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از طریق تحلیل چندفراکتالی نوسانات روندزایی شده بررسی می شود. نمای مقیاسی بدست آمده برای سری های زمانی روزانه شاخص کل نشان داد که دو نوع مختلف توزیع های احتمال دم ـ کلفت و همبستگی های بلندمدت، باعث چندفراکتالی شدن نوسانات شاخص بورس اوراق بهادار تهران می شوند. قیمت ها در بورس اوراق بهادار تهران دارای همبستگی و حافظه می باشند و سرمایه گذاران خبره می توانند با توجه به آنها بازده بیشتری بدست آورند.
The main objective of this study is to find out whether an Artificial Neural Network (ANN) will be useful to predict stock market price، which is highly non-linear and uncertain. Specifically، this study will focus on forecasting TSE Price Index (TEPIX) as the most significant index of Iran Stock Market. Many data have been used as inputs to the network. These data are observations of 2000 days for a period of 9 years from 02/29/2000 to 12/03/2008. Data are divided into two categories; fundamental and technical data. The fundamental data used here are principal economic values like Dollar/Rials Exchange Rate، Gold price and Oil price. The technical data used are technical indices such as Moving Average (MA)، Moving Average Convergence/Divergence (MACD)، Relative Strength Index (RSI)، Rate of Change (ROC)، Momentum (MOM) and daily trading volume of stocks. The selected data are divided into training set and test set، in order to be entered into the network and the remaining 10% was used as the testing set. Training set consists 90% of data. This classification uses 3 different approaches to assemble the training and test data، including random، deterministic and consecutive selection. Here، a feed-forward neural network (FFNN) with the most suitable algorithm for finance (i.e. Back Propagation algorithm) was used for the prediction. Predictions were made for the next day of TEPIX with a 3-4-1 topology and 1500 epochs. The performance of the ANN was evaluated by MSE. Finally، the results showed that ANN could properly recognize the relationships between fundamental and technical data and TEPIX، so that the prediction of the next day was quite possible.
مدیران واحدهای اقتصادی به همان اندازه که تمایل به انتشار اخبار خوب دارند، سعی می کنند اخبار بد را پنهان نمایند. رویه های محافظه کاری در برابر این تمایلات مدیریت ایستادگی کرده و ریسک سرمایه گذاری در سهام را کاهش می دهد. در این تحقیق، ارتباط بین محافظه کاری حسابداری و ریسک کاهش قیمت سهام با استفاده از داده های تاریخی 116 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طول سالهای 1385 تا 1389 بررسی شده است. نتایج، حاکی از وجود رابطه منفی و معنی دار بین دوره های کاهش قیمت سهام و درجه محافظه کاری شرکت های نمونه آماری مورد مطالعه می باشد. به عبارت دیگر، در طول دوره تحقیق شرکت هایی که رویه-های محافظه کارانه تری را در گزارشگری مالی خود اعمال نموده اند، کمتر با ریسک کاهش قیمت سهام موا جه شده اند. در تحقیق حاضر اندازه شرکت به عنوان متغیر کنترلی در الگوی آزمون فرضیه وارد گردید که رابطه معنی داری بین آن با متغیر وابسته تحقیق مشاهده نشد.
با توجه به اهمیتی که سود حسابداری در ارزیابی سرمایه گذاران دارد، در این تحقیق، رابطه بین اجزای کیفیت اقلام تعهدی با همزمانی قیمت (مقیاسی برای اندازه گیری مقدار نسبی اطلاعات خاص شرکت، که در قیمت انعکاس یافته) در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این تحقیق، تعیین این موضوع است که آیا اجزای کیفیت اقلام تعهدی اثر مهم و معنی داری بر همزمانی قیمت شرکت ها دارد؟ در این تحقیق، اجزای کیفیت اقلام تعهدی به عنوان متغیر مستقل و همزمانی قیمت به عنوان متغیر وابسته محاسبه گردید. همزمانی قیمت دامنه ای است که در آن، بازده بازار و صنعت، تفاوت بازده سهام در سطح شرکت را نشان می دهد. برای بررسی های مورد نظر تعداد 318 شرکت طی دوره زمانی 1383 الی 1388 به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. به منظور آزمون فرضیه ها از روش ضریب همبستگی پیرسون بهره گرفته شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین کیفیت اقلام تعهدی غیراختیاری با همزمانی قیمت رابطه ای وجود ندارد ولی بین کیفیت اقلام تعهدی اختیاری با همزمانی قیمت برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه ای معنی دار و مستقیم وجود دارد.
برای کنترل نمایندگی مدیران در شرکتها و اطمینان از ایفای مسوولیت و پاسخگویی آنان در شرکتهای سهامی بزرگ و حمایت از حقوق سهامداران باید راهکارهایی اندیشیده شود. یکی از این راهکارها، مکانیزم پرداخت پاداش به مدیران بر اساس عملکرد است. در تحقیق حاضر نیز تاثیر دو متغیر پاداش پرداختی به مدیران و درصد مالکیت سهام آنان بر عملکرد شرکتها بررسی شده است. نمونه آماری تحقیق شامل 83 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1388- 1383 است که سهام آنها به طور فعال در بورس معامله شده است. بررسیها با استفاده از دادههای ترکیبی، حاکی از رابطه معنیدار بین پاداش پرداختی به مدیران با معیارهای اقتصادی (ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده) ارزیابی عملکرد است. همچنین، یافتهها حاکی از رابطه معنیدار بین درصد مالکیت سهام مدیران با ارزش افزوده بازار و عدم رابطه معنیدار با دیگر معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد مورد بررسی بوده است.
در اندازه گیری ارزش برند دو دیدگاه قالب: مشتری محور و شرکت محور وجود دارد. دیدگاه مشتری محور همان دیدگاه بازاریابی و رفتارگرایان است که در تحقیقات آکر و کلر مورد اشاره قرار گرفته است. دیدگاه شرکت محور مبتنی بر داده های مالی است و جنبه سخت دارد. در رویکرد دوم شاخص کیو توبین از اوایل دهه 1990 به عنوان ارزش برند مورد استفاده قرار گرفته است. در ایران طی سالهای اخیر تحقیقات صورت گرفته در حوزه ارزش برند همگی از دید بازاریابی و رفتاری انجام شده و پرسشنامه محور هستند. در این تحقیق تلاش شده است تا با رویکرد شرکت محور و به کارگیری داده های واقعی ارزش برند و عوامل مؤثر بر آن شناسایی شود. با مطالعه ادبیات موضوع و الگوها و نتایج تحقیقات پیشین چهار فرضیه متناسب با چهار عامل اصلی مؤثر بر ارزش برند شرکتها تدوین شد. با به کارگیری الگوی پانل دیتای نامتوزان شامل 393 مشاهده از 48 شرکت طییک دوره 9 ساله (1388-1380) الگوی تحقیق آزمون شد. نتایج نشان داد که شدت تبلیغات (0.246 =β; 2.525 t=)، عمر شرکت (0.0209 =β; 2.24t=) و عمر برند (0.045 =β; 3.326 t=) بر ارزش برند اثر مثبت دارند. خروجیها همچنین حاکی از تأییدنشدن اثر سهم بازار بر ارزش برند در سطح اطمینان 95٪ است(0.467 =β; 1.695 t=).