ریسک فراگیر بیانگر احتمال سقوط کل سیستم مالی در شرایط بحران است. در اکثر موارد، سرمایه گذاران نگران از دست دادن ارزش یک سهم و یا کالا هستند درحالی که در ریسک فراگیر، تمرکز روی کل بازار است. این سقوط اغلب زمانی رخ می دهد که یک شرکت کلیدی در کل سیستم شروع به ورشکستگی می کند، ترس حاصل شده موج وار روی سایر شرکت ها اثر منفی می گذارد و آنها نیز دچار افت می شوند. این واکنش های زنجیره ای باعث می شود بازار دچار استرس شود و در معرض بحران قرار گیرد.
درکل می توان اندازه های ریسک فراگیر را به دو نوع تقسیم بندی کرد؛ نوع اول، اندازه هایی که ریسک کل سیستم را در حالتی که یک نهاد کلیدی در معرض خطر قرارگرفته است موردسنجش قرار می دهند و نوع دوم، اندازه هایی هستند که ریسک یک نهاد را موقعی که کل سیستم در بحران قرار دارند محاسبه می کنند. در همین رابطه اندازه های بسیاری از سوی محققان و فعالان بازار پیشنهادشده است. این مقاله ریسک فراگیر مربوط به 20 شرکت معتبر در بورس اوراق بهادار تهران را با استفاده از دو رویکرد MES و CoVaR بررسی و با استفاده از قابلیت اندازه CoVaR اثر بحران شرکت ها را یکدیگر را اندازه گیری می کند.
این مقاله به بررسی نقش و جایگاه بخش برق در میان بخشهای مختلف اقتصادی و بررسی میزان ارتباط آن با سایر بخشها با استفاده از تحلیل داده – ستانده می پردازد. شاخص پیوند پسین و پیشین هیرشمن - راسموسن نشان می دهد رتبه بخش برق از جهت نیاز به ستانده سایر بخشها و تامین نهاده مورد نیاز دیگر بخشها در بین 64 بخش مورد مطالعه به ترتیب 27 و 17 می-باشد. بخش برق از منظر روابط پیشین در میان سایر زیربخشهای انرژی در جایگاه اول ایستاده است و از منظر روابط پسین پس از بخش های زغالسنگ، بنزین و گازوئیل بالاترین اهمیت را در تامین نیاز بخش های اقتصادی به انرژی داراست. صنایع آلومینیوم، ساخت کانیهای فلزی، سیمان، گچ و آهک، ساخت محصولات آهنی و فولادی و بخش آب از نظر اثرپذیری از رشد ارزش افزوده بخش برق در رتبه های اول تا پنجم قرار دارند و در مقابل حمل و نقل جاده ای بار، خدمات مالی، بیمه و بانک، راه آهن، جنگلداری و خدمات آموزش عمومی کمترین تاثیر را از افزایش ارزش افزوده بخش برق می پذیرند. افزایش ارزش افزوده بخش برق بالاترین تاثیر را بر ستانده بخش صنعت بر جای می گذارد. بخش برق در میان سایر زیر بخش های انرژی دارای بالاترین ضریب تکاثر تولید می باشد به گونه ای که هر یک ریال افزایش در تقاضای نهایی این حامل انرژی، تولید همه زیربخشهای اقتصادی را نزدیک به 2 ریال افزایش می دهد. پس از بخش برق بخش های گازوئیل، نفت سفید و بنزین از ضرایب تکاثر بالاتری برخوردارند ولی در مجموع مقدار ضرایب تکاثر زیربخشهای مختلف انرژی تفاوت قابل ملاحظه ای با یکدیگر ندارد.
مدیریت زنجیره تامین یکی از مباحث جدید در نظام های مدیریت نوین است که توسط بسیاری از صاحبنظران حتی با نظامهای لجستیک و پشتیبانی در مجتمع های بزرگ صنعتی و تولیدی مترادف تلقی می شود . لیکن با طرح نظریه های جدید در ارتباط با رضایت مشتریان ، تولید براساس درخواستها و نیازهای مشتریان و مسائل رقابتی در بازار از یک سو و سودآوری برای تولیدکنندگان اصلی همانند شرکتهای بزرگ خودروسازی ، فروشگاه های بزرگ زنجیره ای که از نظر فیزیکی و جغرافیایی گستردگی پیچیده ای دارند ، از سوی دیگر و همچنین تاثیر و گسترش نفوذ تکنولوژیهای اطلاعاتی (IT) و ارتباطی و نوع همبستگیهایی که بین تامین کنندگان و تولیدکنندگان بزرگ را در بر می گیرد ، این بحث به بحثی جامع تبدیل شده است ...
پاسخگویی سازمان ها به وسیله گزارش ارزیابی عملکرد و یا حسابرسی عملیاتی انجام می شود. یکی از اجزاء مهم ارزیابی عملکرد سنجش کارایی سازمان است. به دلیل این که سنجش کارایی شعب بانک با مدل های مختلف و با استفاده از یکسری متغیرها و نسبت ها انجام می شود، استفاده از متغیرها و نسبت های مؤثر، در سنجش کارایی شعب بانک مساله مهمی است. برای شناسایی متغیرهای مؤثر در اندازه گیری کارایی شعب بانک، با استفاده از پرسشنامه از خبرگان بانک سپه نظرخواهی شده است .نتایج دو مرحله نظرخواهی به روش دلفی نشان داد از بین 26 متغیر، 18 متغیر برای سنجش کارایی شعب بانک با اهمیت هستند. نظرخواهی در مورد 13 نسبت بانک برای سنجش کارایی شعب، نشان داد 4 نسبت با اهمیت هستند. با روش AHP ضریب اهمیت هر یک از چهار نسبت به دست آمد.
در این مقاله ضمن ارائه نتایج حاصل از ممیزی انرژی در یک کارخانه قند نیشکری در استان خوزستان، وضعیت مصارف انرژی و شدت انرژی برای تولید شکر در آن با استانداردهای جهانی مقایسه می گردد و راهکارهایی جهت بهینه سازی مصرف انرژی دراین کارخانه ارائه می شود. همچنین نقش نیشکر درتولید انرژی و در نتیجه اقتصاد ملی مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهادهایی در این زمینه ارائه می گردند
در سال های اخیر، اهمیت و نقش صنایع کوچک در کشورهای صنعتی و در حال توسعه افزایش یافته است. در ایران نیز اهمیت صنایع کوچک رو به رشد بوده و از این رو دولت ها میتوانند با ارایهی راهکارهای حمایتی از صنایع کوچک و زودبازده، افزون بر رفع بخش قابل توجهی از مشکل بیکاری به افزایش تولید ملی و صادرات و توسعهی کارآفرینی نیز کمک کنند. لازمهی تحقق این هدف آن است که کمکهای دولت به شکل درست و بهینه در کل کشور اختصاص داده شود تا بتواند اهدافی همانند عدالت اجتماعی و فقرزدایی را نیز تحقق بخشد. در این تحقیق ابتدا شاخص های تخصیص اعتبارات تعیین و سپس آرمان ها در الگوی برنامه ریزی آرمانی با استفاده از این شاخص ها که ضرایب اهمیت آن از طریق تحلیل سلسله مراتبی گروهی به دست آمد، تعیین شد. هم چنین از AHP گروهی در تعیین اهمیت هر یک از بخش های عمدهی اقتصادی استان ها (کشاورزی، صنعت و خدمت ها) استفاده و نتایج به تفکیک استان های کشور استخراج شد. در پایان الگوی آرمانی با استفاده از نرم افزار Lingo حل شده و نتایج آن بررسی شد.
در مقاله حاضر تلاش شده رابطه بین هوش احساسی و رهبری تحول آفرین در مدیران شرکت های گاز استانی شرکت ملی گاز ایران مورد بررسی قرارگیرد. برای این منظور هوش احساسی بر اساس مدل دانیل گلمن و رهبری تحول آفرین بر اساس مدل بس و آوولیو تعریف گردیده و بر این مبنا چهار فرضیه اصلی و بیست فرضیه فرعی تنظیم شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، دو پرسشنامه شامل پرسشنامه هوش احساسی با 67 سوال و پرسشنامه سبک رهبری تحول آفرین با 20 سوال است که پس از سنجش روایی و پایایی، در اختیار نمونه آماری (شامل 494 نفر) که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده (قرعه کشی) و روش نمونه برداری احتمالی پیچیده (سیتماتیک)، از سطوح مختلف مدیران (عالی، میانی و عملیاتی) بدست آمده بود و قرار داده شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، اطلاعات حاصله تلخیص و طبقه بندی و برای تجزیه و تحلیل آنها از روش آمار استنباطی (آزمون همبستگیr پیرسون) استفاده گردید.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، کلیه فرضیه های تحقیق را تایید نموده که این امر بیانگرآن است که بین هوش احساسی و رهبری تحول آفرین در مدیران شرکت های گاز استانی رابطه معنی داری وجود دارد
هدف این مطالعه، آزمایش رابطه بین نحوه توزیع هزینه های کیفیت و سطح بلوغ سیستم کیفیت سازمان برای دستیابی به میزانی است که سیستم های اثربخش هزینه یابی کیفیت و سیستم های کیفیت رشد یافته، بر عملکرد سازمان اثر می گذارند...