فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۲۱ تا ۳٬۲۴۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
برآورد فاصله ای زمان تکمیل پروژه بر اساس رویکرد شبیه سازی
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر کاربرد رویکردی برای محاسبه زمان تکمیل مسیرهای شبکه پروژه با فعالیت های معین می باشد که بر اساس ان می توان زمان تکمیل پروژه را برآورد کرد. در روش مسیر بحرانی (CPM) زمان فعالیت ها قطعی در نظر گرفته می شود. با توجه به اینکه پیش بینی پیشامدهای آینده به شکل قطعی امکان پذیر نمی باشد روش بازنگری و ارزیابی پروژه (PERT) ابداع شده است که زمان فعالیت ها را احتمالی در نظر می گیرد.در این روش بزرگی واریانس زمان مسیرها می تواند دقت محاسبات را تحت تاثیر قرار دهد که تکنیک شبیه سازی روش مناسبی در این حالت می باشد. در مقاله حاضر یک شبکه برداری نمونه انتخاب می شود و توزیع زمان هر فعالیت با نرم افزار Input Analyzer بر اساس یک سری داده براورد می شود. برای ارزیابی زیبندگی توزیع از سه معیار میانگین خطا، ازمون کای-دوم و کولموگروف-اسمیرنوف (K - S) استفاده می شود. در مرحله بعدی مدل کامپیوتری شبکه در نرم افزار Arena 7.0 ساخته می شود. مدل به تعداد 120 بار شبیه سازی می شود و بر اساس ان حداقل تعداد نمونه مورد نیاز برای محاسبه فاصله اطمینان 95% تعیین می شود. در نهایت یک فاصله اطمینان برای زمان هر مسیر شبکه پروژه محاسبه می شود و برآوردی برای زمان تکمیل پروژه به دست می آید.
تاثیر سطوح مختلف ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر بر عملکرد شرکت های بیمه کشور ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی چالش های مدیریت همکاری های فناورانه بین المللی در صنعت پتروشیمی ایران (مطالعه موردی: همکاری فناورانه در پروژه MTP)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود ذخایر عظیم نفت و گاز در کشور ایران، صنعت پتروشیمی یکی از محورهای اصلی توسعه اقتصادی به شمار می رود؛ اما استخراج این ذخایر عظیم و تبدیل آن به محصولاتی با ارزش افزوده زیاد از طریق فرآیندهای پتروشیمی، نیازمند فناوری های مدرن و پیشرفته ای است که عمدتا در اختیار کشورهای توسعه یافته می باشد. با توجه به این که یکی از موثرترین روش های دستیابی به این فناوری ها، انتقال آنها از کشورهای توسعه یافته است، هر ساله پروژه هایی در قالب همکاری فناورانه با دیگر کشورها، در صنعت پتروشیمی ایران تعریف و به اجرا گذاشته می شود. اما این پروژه ها عمدتا با چالش های زیادی رو به رو می شوند که در نهایت منجر به کاهش اثربخشی یا حتی عدم موفقیت آنها از نظر انتقال فناوری می گردد.
این پژوهش به کمک مطالعه موردی پروژه احداث واحد تبدیل متانول به پروپیلن (MTP)، که یکی از مهم ترین و جذاب ترین پروژه های اخیر صنعت پتروشیمی ایران از بعد انتقال فناوری بوده است، به بررسی دقیق و موشکافانه چالش های اجرایی و مدیریتی این گونه پروژه ها پرداخته است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی کیفی – کمی انجام پذیرفته و یافته ها و پیشنهادات ارزشمندی را برای افزایش اثربخشی و موفقیت پروژه های انتقال فناوری که در قالب همکاری فناورانه بین المللی در صنعت پتروشیمی ایران انجام می شود ارائه نموده است.
مکان یابی ایستگاه آتش نشانی با استفاده از روش های تصمیم گیری چند شاخصه TOPSIS و SAW و انتخاب مکان بهینه با استفاده از روش بردا (شهر صنعتی البرز قزوین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق تعیین مکانهای مناسب و انتخاب بهترین مکان برای احداث ایستگاه آتش نشانی در شهر صنعتی البرز قزوین می باشد. برای این منظور از سامانه اطلاعات مکانی (GIS) و روش TOPSIS وSAW و مقایسه آنها با استفاده از روش بردا استفاده شده است.
در این تحقیق با بررسی و ارزیابی فاکتورهای موردنیاز در مکان یابی ایستگاه های آتش نشانی ابتدا با توجه به فاکتورهای لازم برای مدل سازی مکانهای مناسب ایستگاه ها، نقشه های فاکتور تهیه و طبقه بندی مجدد روی آنها انجام گرفته و سپس با استفاده از مدل تهیه شده، نقشه های فاکتور به روش همپوشانی شاخص تلفیق و مناطق مناسب مشخص و با استفاده از روش TOPSISو SAW که از روشهای تصمیم گیری چند شاخصه هستند، بهترین مکان برای احداث ایستگاه آتش نشانی تعیین گردیده است.
مقدمه ای به مطالعات کمی در مدیریت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روشهای کمی یکی از دو رویکرد اصلی در روش شناسی مطالعات مدیریت محسوب می شود. مطالعات کمی به بررسی علمی و نظام مند پدیده ها و داراییهای کمی و روابط بین آنها می پردازد و در علوم اجتماعی و طبیعی مانند فیزیک، بیولوژی، جامعه شناسی، مدیریت و حتی روزنامه نگاری بصورت وسیع مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از مطالعات کمی، ایجاد و بکارگیری مدلهای ریاضی، تئوری ها و فرضیات مرتبط با پدیده های طبیعی است. فرآیند اندازه گیری در راستای ایجاد ارتباط بنیادین بین مشاهدات تجربی و بیان ریاضی روابط کمی، نقطه محوری مطالعات کمی به شمار می رود. اصطلاح مطالعات کمی در مقایسه با مطالعات کیفی، در علوم اجتماعی و مدیریت کاربرد بسیار وسیع تری دارد. در روشهای کیفی برخلاف روشهای کمی، رفتار انسان و دلایل آن بصورت عمیق مورد مطالعه قرار می گیرد. در واقع تحقیق کیفی بر مبنای تحلیل علل رفتار شکل می گیرد. در روشهای کمی از کلمات استفهامی چه، کجا و کی استفاده می شود در حالیکه در روشهای کیفی چرایی و چگونگی تصمیم گیری بررسی می شود. در روشهای کمی از نمونه گیری تصادفی مشتمل بر تعداد زیادی مشاهدات استفاده می شود اما در روشهای کیفی نمونه ها بسیار کوچکتر هستند و بیشتر از مثال برای تبیین موضوع بهره گرفته می شود. در این مقاله بر مبنای مطالعه منابع مختلف و ادبیات نظری سعی می گردد مفاهیم، مبانی فلسفی، رویکردها و تکنیک های مرتبط با مطالعات کمی مورد بررسی قرار گیرد و ضمن مقایسه آن با مطالعات کیفی، راهنمای مناسبی برای محققین گرایش های مختلف دانش مدیریت فراهم گردد تا با بهره گیری از آن بتوانند چارچوب مفهومی جامعی برای کاربرد روشهای کمی در تحقیقات مدیریت مدنظر قرار دهند. بنابراین اهداف کلی مقاله عبارتند از:
.1تعریف دقیق مفاهیم «مطالعات کمی» و «مطالعات کیفی»
.2تشخیص ویژگیهای مبنایی و کاربردی مطالعات کمی از مطالعات کیفی
.3تهیه و ارایه فهرستی از روشها و تکنیک های مرتبط با مطالعات کمی در حوزه های مختلف دانش مدیریت
.4تبیین دلایل ضرورت استفاده از روشهای کمی در تحقیقات مدیریت
معرفی «ابزار خاکستری ارزیابی فرهنگ سازمانی GOCAI» و پیاده سازی آن در معاونت مهندسی ساختار و بهره وری شرکت ملی نفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در محیط به سرعت در حال تغییر امروز، شناخت و ارزیابی فرهنگ به عنوان بستر ایجاد تغییرات سازمانی، نقشی کلیدی در موفقیت سازمان ها بازی می کند. از میان مدل های مختلفی که تاکنون برای شناخت و ارزیابی فرهنگ سازمانی ارائه شده است. مدل کامرون و کویین با توجه به ویژگی های آن، نظیر جامع بودن معیارها، جدید و پرکاربرد بودن، امکان ترسیم و تحلیل گرافیکی نتایج و نیز تعیین نوع فرهنگ جاری و مطلوب حاکم بر سازمان، به عنوان الگوی نظری این پژوهش انتخاب شده است. «ابزار ارزیابی فرهنگ سازمانی «OCAI به عنوان یکی از روش های مطرح مبتنی بر مدل کامرون و کویین، کاربرد گسترده ای در ارزیابی و شناخت فرهنگ سازمانی داشته است. به منظور مرتفع نمودن محدودیت های موحود در «ابزار ارزیابی فرهنگ سازمانی» و نیز بهره گیری از توانمندی تئوری سیستم های خاکستری در ارزیابی و تحلیل معیارهای کیفی در شرایط عدم قطعیت، هدف اصلی این پژوهش، معرفی و ارائه ابزار ترکیبی جدید با عنوان «ابزار خاکستری ارزیابی فرهنگ سازمانی GOCAI» است که گام به گام ارائه و روابط ریاضی آن تشریح شده است. علاوه بر آن، ابزار خاکستری ارزیابی فرهنگ سازمانی برای شناخت و ارزیابی فرهنگ جاری و مطلوب معاونت مهندسی ساختار و بهره وری شرکت ملی نفت ایران و به کار گرفته شده و نتایج آن ارائه گردیده است.
ویژگی های سازمانی و تاثیر آنها بر کارآفرینی سازمان (مطالعه موردی: شرکت نفت و گاز پارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به زعم بسیاری از محققین و نظریه پردازان سازمانی، نقشی که ویژگی های سازمانی در ایجاد کارآفرینی سازمان ایفا می کنند قابل توجه است و چنانچه رابطه بین این مولفه ها در فرایند کارآفرینی به طور صحیح تبیین شود، می تواند نویدبخش دست یابی به کارآفرینی سازمانی باشد. بنابراین، بررسی رابطه بین ویژگی های سازمانی (5 ویژگی: حمایت مدیریت، تشویق و پاداش، تفویض اختیار، فرصت زمانی، و ساختار سازمانی) و کارآفرینی سازمانی در شرکت نفت و گاز پارس، که یکی از شرکت های تابعه وزارت نفت است، رسالت این تحقیق می باشد، تا بدین وسیله سازمان مذکور با استقرار عوامل فوق، مزیت رقابتی خویش را ارتقا بخشد. روش این تحقیق، از نوع توصیفی – همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، کارشناسان شرکت نفت و گاز پارس است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که آلفای کرونباخ آن 0.95 به دست آمده است. بر اساس تحلیل استباطی داده ها، یافته های پژوهش موید رابطه مثبت و معنادار دو متغیر عوامل ویژگی های سازمانی (به استثنای متغیر حمایت مدیریت) و کارآفرینی سازمانی در شرکت نفت و گاز پارس است. به عبارت دیگر، با افزایش یا کاهش میزان استقرار عوامل سازمانی، میزان کارآفرینی سازمانی نیز افزایش با کاهش می یابد. در پایان، با توجه به نتایج حاصله، پیشنهاداتی برای استقرار و تقویت سامانه کارآفرینی سازمانی ارائه شده است
طراحی مدل ریاضی برای مکان یابی فعالیت های اقتصادی
حوزههای تخصصی:
انتقال تکنولوژی
حوزههای تخصصی:
الگوریتمی برای انداز ه گیری قابلیت خدمت رسانی فازی MCDM زنجیره های تأمین، با رویکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله ارائة الگوریتمی بر پایة رویکرد تصمیم گیری چند معیارة فازی، به منظور
اندازه گیری قابلیت خدمت رسانی زنجیره های تأمین در راستای افزایش رضایت مندی مشتریان است.
برای این منظور، در ابتدا شاخص های ارزیابی عملکرد از طریق مرور پیشینة تحقیق در خصوص
عملکرد و خدمت رسانی زنجیره های تأمین، شناسایی شدند، سپس، برای انتخاب شاخص های مناسب
به منظور اندازه گیری قابلیت خدمت رسانی زنجیره های تأمین، از تکنیک غربال گری فازی استفاده شد.
علاوه بر این، ضریب اهمیت نسبی هر یک از شاخص های منتخب با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل
فازی برای رتبه بندی عملکرد زنجیره های تأمین TOPSIS سلسله مراتبی فازی تعیین شد و از تکنیک
در ایجاد رضایتمندی مشتری استفاده شد. در گام پایانی، ضمن قطعی سازی مقادیر فازی شاخص های
منتخب در قالب چهار مؤلفة اصلی، اندازة قابلیت خدمت رسانی هر زنجیره تأمین بر روی نمودار چهار
وجهی ترسیم گردید. اجرای الگوریتم پیشنهادی در یک مطالعه موردی نشان داد که این چارچوب از
کارایی و اعتبار عملی بالایی برخوردار است.
بررسی و ارزیابی اجرای سیستم تولید موقع با استفاده از یک شرکت تولیدی در صنعت چاپ (ANP) تکنیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات شرکت های تولیدی، انتخاب بهترین سیستم تولیدی با توجه به قابلیت های شرکت،
وضعیت بازار، رقبا و هم چنین وضعیت اقتصادی و سیاسی میباشد. در همین راستا یکی از بهترین
سیستم های تولیدی، سیستم تولید به هنگام 1 میباشد که دارای مزایای زیادی بوده، اما اجرای آن با
توجه به محدودیت های مختلف، مشکل می باشد و مدیران بخش تولید با این مسأله مواجه هستند که آیا
این سیستم را در شرکت خود پیاده کنند یا خیر.
در این مقاله یک متدولوژی و مدل تصمیمگیری مبتنی بر تکنیک فرایند تجزیه تحلیل شبکه ای 2 برای
بررسی این موضوع در یک شرکت تولیدی تولید کننده ماشین آلات چاپ صنعتی به منظور تعیین
راهبرد مناسب ارائه شده است.
به این منظور ابتدا معیار های تصمیمگیری از طریق مطالعه متون و تحقیقات گذشته و به کارگیری
تکنیک گروه اسمی در میان خبرگان مشخص، سپس مدل تصمیمگیری مربوط به آن از طریق مصاحبه
با خبرگان تهیه و در نهایت از طریق اجرای مقایسات زوجی و حل مدل، بهترین راهکار تعیین شد.
تحلیل پوششی داده ها(DEA) ؛تحلیل پوششی داده ها چابکی سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور عصر جدید کسب و کار که تغییر را به عنوان یکی از خصوصیات اصلی با خود دارد، تضمین
موفقیت و بقای سیستم های تولید، سخت تر می شود. در تقابل با این شرایط متغیر، سیستم تولید چابک
به عنوان پیشرفته ترین سیستم یا به عبارتی پارادایم تولید، امروزه در حال ارائة خود به دنیای تولید
است و در این راستا توسعة متدهای ارزیابی چابکی بنگاه ها نیز اهمیت ویژه ای یافته است.
شیوه های سنجش چابکی اساساً دارای یک نقص کلی هستند و آن عدم توجه به میزان نیازمندی به
چابکی، برای ارزیابی و مقایسة چابکی بنگاه ها با بنگاه های دیگر می باشد. در واقع شدت تغییرات
محیطی و تلاطم نیازمندی های مشتریان، تعیین کنندة میزان نیاز به چابکی برای بنگاه ها می باشد و با
توجه به ماهیت و اندازة متفاوت این تغییرات برای سازمان های مختلف، سطح مطلوب چابکی برای
آن ها متفاوت خواهد بود. بنابراین شیوه های ارزیابی باید میزان چابکی را به صورت قدرت پاسخگویی
مناسب به این تغییرات مورد سنجش قرار دهند. در این مقاله با هدف رفع این نقیصه، تکنیک تحلیل
پوششی داده ها با تعریف ورودی ها و خروجی های چابکی، برای اررزیابی چابکی بنگاه های تولیدی
تعدیل شده است. در پایان این مدل اندازه گیری برای ارزیابی چابکی 20 بنگاه تولیدی از 5 صنعت
مختلف به کار گرفته شد و چابکی نسبی بنگاه ها و نیز میزان بهبود در خروجی ها به منظور رسیدن به
مرز کارایی سازمان های مختلف از نظر چابکی، تعیین و مسیر بهبود برای آن ها ترسیم شد.
مدل سنجش و تحلیل نیاز سازمان های تولیدی به چابک شدن با استفاده از تکنیکهای تصمیم گیری چند شاخصه و رویکرد فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان های تولیدی معاصر با چالش هایی از دو سو مواجه هستند. از یک سو، فلسفه ها و تکنولوژیهای تولیدی جدید برای منسوخ کردن فلسفه ها و تکنولوژیهای تولیدی موجود ظاهر شده اند. از سوی دیگر، مشتریان امروز با تقاضای محصولات و خدمات جدید در یک دوره زمانی کوتاه مدت پیشاپیش جسور و مهاجم تر شده اند. از این رو، سازمان های تولیدی امروز به منظور تأمین چالش های هجوم آورده از هر دو سو نیاز دارند که بر حسب موقعیت های رقابتی پیرامون به سرعت عمل کنند. بنابراین در طی چند دهه گذشته، صحنه تولید به سمت نوع نسبتاً جدیدی از پارادایم تولید تحت نام ""تولید چابک"" جهتیابی کرده است. اما یک سؤال وجود دارد که آیا چابک سازی یک سازمان، یک ضرورت اجتناب ناپذیر فعالیت و رقابت در عرصه اقتصاد جهانی است. در این مقاله، با استفاده از چارچوب مفهومی تحلیل نیاز به چابکی، یک مدل فازی ارایه شده است که از مفهوم فازی در فرآیند سنجش و تحلیل نیاز به چابکی و نیز مدل های تصمیم گیری چند شاخصه استفاده شده است.
تحلیلی بر نوآوری در صنعت خودروسازی؛ با کاربرد مدلیابی معادلات ساختاری (SEM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، ارایه الگویی به منظور اندازه گیری و تحلیل بر نوآوری در صنعت خودروسازی است. این تحلیل، سه حوزه نوآوری فردی، سازمانی و ماهیت و قوت نوآوری در وضعیت موجود را در بر میگیرد. انتخاب نمونه ها به صورت نمونه گیری تصادفی در دو سازمان طراحی و توسعه محصولات جدید (NPD) و سازمان تحقیق، طراحی و تولید موتور (IPCO ) ایران خودرو صورت گرفت. بر اساس مقدار بارهای عاملی و نحوهی بارگیری مؤلفه ها بر عوامل، در رابطه با هریک از ابعاد سه حوزه مذکور در نوآوری، عوامل مکنون استخراج و نام گذاری شد. اعتبار مدل های مفهومی استخراج شده در رابطه با هریک از عوامل تحلیل نوآوری، از طریق تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد. نتایج حاکی از تأیید روابط علی بین مؤلفه ها و عوامل مکنون است. در نهایت 7 مدل علی شامل 6 مدل مفهومی از روابط بین مؤلفه های مشهود و عوامل مکنون و مدل جامع استخراج و بر مبنای شاخص های مختلف برازندگی تأیید شد.