فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۷٬۲۲۷ مورد.
تأثیر فن آوری محوری بر نظام مدیریت منابع انسانی در سازمان های صنعتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله، بررسی تأثیر فناوری محوری به عنوان یکی از متغیرهای مهم درون سازمانی بر نظام مدیریت منابع انسانی در بین سازمان های صنعتی ایران بوده است که صنعت فولاد را برای مطالعه ی موردی، برگزیده است. جامعه ی آماری مورد بررسی، کلیه ی شرکت های فولادی ایران بوده اند که از بین آن ها 9 شرکت با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم به عنوان نمونه، گزینش شده اند. ابزار گردآوری داده ها دو پرسش نامه بوده است که به تعداد 506 نسخه توزیع و 78% آن برگشت داده شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. آزمون تأثیر فناوری محوری بر نظام مدیریت منابع انسانی، با استفاده از روش الگوسازی معادلات ساختاری و تحلیل رگرسیون متقاطع صورت گرفته است. نتایج به دست آمده، گویای تأثیر فناوری محوری بر تمامی اجزای نظام مدیریت منابع انسانی در شرکت های فولادی است و الگوی تأثیر فناوری محوری با توجه به شاخص های برازش 036/0RMSEA= و 728/0PCFI= و سایر شاخص های مربوطه، دارای برازش مناسب است.
پیش بینی عرضه نیروی انسانی با استفاده از مدل مارکوف طی سال های 1395 تا 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان ها در عصر ارتباطات الکترونیکی وابسته به کارکنان دانشی هستند که به اهداف سازمان آگاه بوده و پاسخ گویی بیشتری به نیازهای موجود دارند .رقابت پذیری و بقای سازمان ها در این دوران به داشتن افراد مناسب در شغل های مناسب و در زمان های مناسب بستگی دارد. برنامه ریزی منابع انسانی، ابزاری است که مدیران سازمان را مطمئن می سازد تا بهترین افراد، در زمان مناسب برای شغل های موردنظر انتخاب می شوند تا بدین وسیله سازمان ها در پیشرفت خود دچار اختلال نشوند. سازمانی که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته است یکی از بانک های پیشرو در صنعت بانکداری کشور است که به دلیل تغییرات ساختار سازمانی، ایجاد و یا ادغام واحدهای جدید و لزوم تأمین نیروهای موردنیاز، ضرورت برنامه ریزی نیروی انسانی و بررسی میزان عرضه و تقاضای نیروی انسانی در آن بیش ازپیش احساس شده است. در این راستا مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به نیاز پیش بینی عرضه نیروی انسانی طی سال های آتی در این بانک است. این تحقیق با روش توصیفی از نوع زمینه یابی (پیمایشی) صورت گرفته است. در این راستا ضمن بررسی مدل های موجود، رویکرد مارکوف به عنوان مدل پیش بینی انتخاب و با استفاده از این مدل تعداد نیروی انسانی طی سال های 95 تا 1400 پیش بینی و ماتریس احتمالات عرضه نیروی انسانی در جایگاه های مختلف سازمان طی سال های مذکور ارائه شده است. نتایج، حاکی از روند کاهشی عرضه نیروی انسانی طی سال های موردبررسی در بانک موردمطالعه می باشد.
اعتباریابی مدل تعالی آموزش و توسعه منابع انسانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، اعتباریابی مدل تعالی آموزش و توسعه ایران است. روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی محسوب می شود. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه محقق ساخته در 124 گویه بوده که با استفاده از آن نظرهای متخصصین، خبرگان و مطلعین کلیدی حوزه آموزش در خصوص مدل تعالی آموزش و توسعه ایران گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 194 نفر از متخصصین، مدیران منابع انسانی، مدیران آموزش، کارشناسان منابع انسانی و آموزش کلیه سازمان های دولتی و خصوصی که نمونه آماری به روش طبقه ای منظم شامل 154 نفر می باشند که پرسشنامه پژوهش به شیوه کاغذی و الکترونیکی ارسال شد. نتایج به دست آمده با استفاده از روش های آماری مدل معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار آماری لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به نتایج پژوهش، مقدار شاخص نیکویی برازش اصلاح شده 91/0 و مقدار شاخص ریشه میانگین مربعات خطای برآورد نزدیک به 08/0 برآورد شد که بیانگر مطلوب بودن شاخص های اعتبار مدل است. همچنین با استفاده از آزمون های آماری تی به بررسی معیارهای مدل پرداخته شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش بیانگر شاخص های اعتبار مطلوب مدل تعالی آموزش و توسعه بوده است. بخش بندی مدل به سه قسمت؛ توانمندسازها، فرایندها و نتایج نیز مورد حمایت یافته ها قرار گرفته است.
تحلیل میدان نیرو در برنامه ریزی برای جانشین شرکت ایتوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جانشین پروری از مهم ترین استراتژی های بقا برای فعالیت اثربخش در جهان متلاطم است. صرف نظر از اهمیت استراتژی، در هر سازمان مجموعه متنوعی از عوامل تسهیل گر و بازدارنده در فراگرد توسعه برنامه جانشین پروری ظاهر می شوند که به نوعی میدان نیروی پر چالشی را ایجاد می-نمایند.
پژوهش حاضر ضمن استفاده از روش کیفی؛ تلاش نموده است تا تجارب مدیران عالی را مستند سازد. حاصل، تاکید بر عوامل جدیدی است که به لحاظ فرهنگ سازمانی و رایج در سازمان های ایرانی به ویژه از طریق عدم صداقت در ارایه اطلاعات، عدم اعتماد به یکدیگر و حسادت نسبت به همکاران در کنار عوامل جهان شمولی چون عدم حمایت مدیران عالی، دشواری محاسبه هزینه و منفعت، و فقدان انگیزه عمومی در میان کارکنان در برابر توسعه برنامه جانشین ای را برای جانشین پروری ایجاد می کنند.
معرفی الگوی مدیریت منابع انسانی تحقیقات در یکی از سازمان های نظامی
حوزههای تخصصی:
منابع انسانی حرفه ای: کلید تعالی عملکرد سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در نظر دارد تا به موضوع حرفه ای گرایی منابع انسانی و بررسی ابعاد/ عوامل مؤثر بر پیاده سازی آن در سازمان های دولتی ایران بپردازد و با نگرشی کل گرا و نظام مند، الزامات ترویج این رویکرد تعالیِ سازمانی را در روح افراد، سازمان ها و جامعه مورد بررسی و کنکاش قرار دهد. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی است. این تحقیق، شامل 5 متغیر اصلی با عناوین: بعد فردی، عامل نهادی و عامل کارکردی (از عوامل زیرمجموعه بعد سازمانی)، بعد فراسازمانی و دستاوردهای حرفه ای گرایی می باشد که از دل ادبیات موضوع و مصاحبه با خبرگان مرتبط با حوزه مدیریت منابع انسانی صنعت برق، استخراج شده است. جامعه آماری، کارکنان بخش های دولتی حوزه برق وزارت نیرو با تعداد 10000 نفر می باشند. تعداد نمونه، بر اساس جدول مورگان، 370 نفر به دست آمد و با توجه به پراکندگی نمونه و احتمال عدم بازگشت پاسخ های مورد انتظار، تعداد 600 پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای توزیع شد که کار تحلیل داده ها با 480 مورد پالایش شده صورت گرفت. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شده است که نتیجه تحلیل ها، بر اساس آزمون رگرسیون چندمتغیره گام به گام و مدل سازی معادلات ساختاری، حکایت از تأثیر مستقیم و غیرمستقیم ابعاد و عوامل مؤثر بر حرفه ای گرایی منابع انسانی بر تعالی عملکرد سازمانهای دولتی ایران با تمرکز بر دستاوردهای فردی، سازمانی، و اجتماعی حرفه ای گرایی منابع انسانی دارد و به بخش حاکمیتی دولت پیشنهاد شده است.
اعتماد به نفس ابزاری جهت تغییر
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر کشف چگونگی درک بهتر مفاهیم مختلف اعتماد به نفس و استفاده از آنها در افزایش تاثیر کار مشاوران است. در ادامه چند نکته از تعاریف مختلف اعتماد به نفس همراه با ویژگی های آن که سبب تسهیل فرآیند مشاوره می شود، ذکر شده است.
تأثیر فناوری اطلاعات در توانمندسازی منابع انسانی سازمان در کشورهای رو به توسعه
منبع:
تحول اداری ۱۳۸۴شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
رابطه احساس برابری و رضایت شغلی در کارکنان مراکز آموزش عالی
حوزههای تخصصی:
مراکز آموزش عالی مخصوصاً دانشگاهها به عنوان مهمترین منابع علمی و پژوهشی سهم عمده ای را در پیشرفت و توسعه هر جامعه دارا می باشند.حصول اهداف آموزش عالی و از جمله دانشگاه منوط به استفاده بهینه از نیروی انسانی و منابع مالی و تجهیزات است.اما پویایی نظام دانشگاه منوط به عوامل مختلفی از جمله داشتن کارکنانی با روحیه بالا و دارای رضایت شغلی است تا با به کار بستن و استفاده از توان خود در راستای کارایی هر چه بیشتر این سازمان گام بردارند.نویسنده در این مقاله به بررسی رابطه احساس برابری و رضایت شغلی کارکنان سازمانهای آموزش عالی پرداخته و پژوهشی در این رابطه در دانشگاه فردوسی مشهد انجام داده است.جامعه آماری در این پژوهش، کارکنان اداری سازمان مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد N=858 بوده که حجم نمونه با بهره گیری از فرمول مورگان N=266 در نظر گرفته شد.روش تحقیق از نوع همبستگی بوده که با استفاده از سه پرسشنامه شامل " سنجش احساس برابری، سنجش رضایت شغلی و سنجش میزان اطلاع کارکنان از پاداش دیگران" اطلاعات لازم جمع آوری و سنجش جهت تحلیل داده ها از آزمون همبستگی گشتاوری پیرسون و آزمون t استفاده شد
ارائه یک مدل ترکیبی برای طراحی و تبیین سازمان سالم «مطالعه موردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه امروز ، جامعه سازمانی است و انسان عصر حاضر در جامعه ای زندگی می کند که تحت سیطره سازمان هاست. ضرورت داشتن جامعه سالم و بالنده ، داشتن سازمان های سالم و پویا است.
این تحقیق درصدد تبیین ابعاد و مولفه های سازمان سالم به منظور طراحی وتبیین مدل سازمان سالم و شاخص های سنجش آن است. از اینرو با بهره گیری از روش داده بنیاد متنی در ادبیات ، مفاهیم ومقولات را احصاء و با کد گذاری
( باز، محوری و انتخابی) به استخراج ابعاد و مولفه های سازمان سالم پردخت. به منظور تائید اعتبار ابعاد و مولفه های به دست آمده ، این ابعاد و مولفه ها در مراحل سه گانه اجرای دلفی و در یک پنل 25 نفره ازخبرگان، مورد سنجش قرار گرفت وبا اطمینان بیش از 95% درصد موردتأئید قرار گرفت . پس از آن پرسشنامه حاوی 170 سوال پیرامون ابعاد سازمان سالم و مولفه ها در بین جامعه آماری توزیع گردید .پس از تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای ای- ماووس و لیزرل ، در تحلیل مسیر نهایی و تحلیل عاملی تأئیدی تمامی ابعاد و مولفه ها ی مدل با اطمینان بالای 95% مورد تأئید قرار گرفتند. نتایج حاصله اثرات مستقیم و غیر مستقیم ابعاد و مولفه ها را بر روی سازمان سالم نشان داد، ضمن آنکه بار عاملی تمامی ابعاد و مولفه ها :(رهبری جامع ، فرهنگ مثبت ، محیط کاری پویا ، نیروی انسانی توانمند والهام بخش وموفقیت پایدار ، پاسخگویی ،کیفیت خدمات، رضایت ذی نفعان و نیز اعتماد عمومی) مثبت بوده و مقادیرT بدست آمده بزرگتر از 2 و رابطه معنی داری آنها با سازمان سالم تأئید گردید.
محیط های حامی استقلال و عجین شدن با شغل در بین کارمندان دانشگاه تهران: نقش واسطه ای نیازهای روانی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط های حامی استقلال و عجین شدن با شغل در بین کارمندان دانشگاه تهران: نقش واسطه ای نیازهای روانی اساسی شناسایی علل و پیامدهای عجین شدن با شغل برای مدیران بسیار مهم است و یکی از اهداف غایی مدیریت رفتار سازمانی است؛ چرا که به عنوان یک بازخور، متغیر مهمی در جهت افزایش اثربخشی سازمان است. با توجه به اهمیت انگیزش درونی در عجین شدن با شغل، ضروری است که این مفهوم با یک نظریه انگیزشی همچون نظریه خود تعیین گری تبیین شود. این نظریه بیان می کند که محیط های کاری که اجازه برآورده شدن نیازهای روانی اساسی را می دهند، موجب تسهیل عجین شدن با شغل می شوند. تحقیقات بسیار کمی در رابطه با اثر برآورده شدن این نیازها بر عجین شدن با شغل در بین کارکنان انجام گرفته است و ضروری است که مطالعات بیشتری در این باره انجام پذیرد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی با استفاده از روشهای مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارمندان دانشگاه تهران می باشند که 113 نفر از آنها به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که محیط های حامی استقلال، اثر معنی داری (6/0) بر برآورده شدن نیازهای روانی دارند. همچنین برآورده شدن نیازهای روانی اثر مستقیم معنی داری(54/0) بر عجین شدن با شغل دارند. علاوه برآن معنی داری اثر غیر مستقیم حمایت از استقلال بر عجین شدن با شغل (33/0) نیز نشانگر نقش واسطه ای برآوردن شدن نیازهای روانی در ارتباط بین این دو متغیر است
الگوی نیازمندی جانشینی مدیریت « طراحی مدل چگونگی شناسایی نیروهای مستعد » قسمت دوم
حوزههای تخصصی:
فرایند تصمیم گیری برای شناسایی نیروهای مستعد و شایسته برای جانشینی مدیریت و پرکردن سمتهای کلیدی بلا تصدی از جمله فعالیتهای بسیار اساسی و استراتژیک نیروی انسانی است . غالب عوامل عمده این فرایند مانند توان رهبری ، هوش و ذکاوت ، مدیریت منابع انسانی ، ظرفیت تصمیم گیری ، ابتکار و خلاقیت ، احساس مسئوولیت ، دانش شغلی و ... قابل سنجش دقیق کمّی نیستند. ارزیابان عوامل فوق الذکر را به گونه ای متفاوت مورد سنجش و ارزشیابی قرار می دهند . به این ترتیب نحوه قضاوت و اظهار نظر تصمیم گیران در شناسایی نیروها نقش عمده ای ایفا می کند . از طرف دیگر عملکرد افراد و نیز عوامل دیگر پرسنلی « مانند سابقه ، تحصیلات و ... » از جمله مواردی است که امکان سنجشهای کمّی را در ارتباط با نیروهای مستعد فراهم می آورد . به این ترتیب در شناسایی نیروها می توان از روشی استفاده نمود که معیارهای عینی و ذهنی را توأماً به کار گرفته و نتیجه را به گونه ای ارائه دهد تا از حداقل ذهنیت و تعصب فردی برخوردار باشد. مدل چگونگی شناسایی نیروهای مستعد و شایسته با هدف تعیین میزان عرضه داخلی نیرو در ارتباط با مدل جامع ( ترکیبی ) برای نوعی تصمیم گیری چند معیاره طراحی شده است . در این رابطه از متدلوژی مجموعه های فازی برای کمّی کردن تصمیم گیری استفاده می شود . با توجه به اینکه مراحل موجود در فرایند متعدد و متنوع است از نرم افزار مناسبی برای انجام مراحل و محاسبات مربوط می توان استفاده نمود.
مدیریت استراتژیک منابع انسانی مفاهیم و فرآیندها
حوزههای تخصصی:
تبیین الگوی تدوین برنامه توسعه فردی مدیران منابع انسانی در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مدیران، بویژه مدیران منابع انسانی به عنوان شاخص ترین هدایت کننده برنامه های توسعه شناخته می شوند و درصورتی می توانند این مهم را به شیوه ای مطلوب اجرایی نمایند که خود، برخوردار از روحیه یادگیری و برنامه ای مدون برای طی مسیر تعالی فردی باشند. ین پژوهش با هدف ارائه الگوی برنامه توسعه فردی مدیران منابع انسانی صنعت بانکداری و تبیین اجزا و مولفه های برنامه توسعه و روابط میان آنها صورت پذیرفته است. نخست؛ پیشینه موضوع، دیدگاه ها و تحقیقات مختلف درخصوص برنامه توسعه فردی به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفت و با بهره گیری از نتایج این گام، الگوی اولیه طراحی گردید. سپس مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 14 نفر از مدیران ارشد منابع انسانی سیستم بانکی صورت پذیرفت و داده های حاصل با روش تحلیل تم و با بهره جستن از نرم افزار QSR Nvivo تحلیل شد. در ادامه مصاحبه گروهی در قالب تشکیل گروه کانونی با حضور 6 نفر از متخصصین منابع انسانی در صنعت بانکداری و اساتید صاحبنظر در این حوزه برای اعتباربخشی به چارچوب الگوی پیشنهادی انجام گرفت و در نهایت به منظور اعتباردهی و اولویت بندی مولفه های مزبور، توزیع پرسشنامه بین تمامی 32 نفر مدیر عالی منابع انسانی بانک های کشور به عنوان گام دیگر پژوهش مد نظر قرار گرفته است. همچنین روایی پژوهش از بعد محتوا و سازه و پایایی آن به کمک ضریب کاپا و روش هولستی سنجش شده است. در این پژوهش عوامل تاثیرگذار (استراتژی، فرهنگ و بافت سازمانی)، عوامل موفقیت (الزامات سازمانی، الزامات طراحی و الزامات فردی) و نتایج (شناختی، نگرشی، مهارتی و عملکردی) به عنوان مولفه های برنامه توسعه فردی تعیین شده است. همچنین شایستگی های موردانتظار و محورهای قابل توسعه مبتنی بر شایستگی در مدیران منابع انسانی صنعت بانکداری شناسایی و چگونگی تحقق اقدامات توسعه ای تبیین شده است.
ارتباط بین سبک رهبری مربیان فوتبال با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان و ارائه الگو
حوزههای تخصصی:
هدف کلی تحقیق بررسی سبک های رهبری مربیان و ارتباط آن با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان تیم های فوتبال لیگ برتر و دسته یک کشور در فصل مسابقات83-82 می باشد. به این منظور تعداد 340 نفر از مربیان و بازیکنانی که در مسابقات فوتبال لیگ برتر و لیگ دسته یک آزادگان کشور شرکت کرده بودند انتخاب و از طریق پرسشنامه ویژگیهای فردی،سبک رهبری مربیان و میزان تحلیل رفتگی بازیکنان تعیین گردید. در این تحقیق از آمار توصیفی برای دسته بندی داده ها استفاده شد و از آنجا که تحقیق از نوع همبستگی بین متغیرها و پیش بینی بعضی متغیرها از روی متغیر دیگر بود، لذا جهت تجزیه و تحلیل ضریب همبستگی پیرسون مورد استفاده قرار گرفت. بطور کلی عمده ترین یافته های تحقیق عبارت بودند از: 50 درصد از مربیان دارای سبک رهبری رابطه مدار،5/31 درصد تلفیقی(بینابین)و5/18 درصد وظیفه مدار بودند.تحلیل رفتگی 5/40 درصد از بازیکنان بالاتر از میانگین بود. بین سبک رهبری وظیفه مدار مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه معنی داری وجود داشت . بین سبک رهبری تلفیقی مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه معنی داری وجود نداشت. بین سبک رهبری رابطه مدار مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه ضعیف و منفی وجود داشت ، که از نظر آماری معنی دار نبود. تحلیل رفتگی بازیکنان بالاتر از میانگین بود که نشان از شرایط نامطلوب از جهت تحلیل رفتگی میباشد و در حدود نیمی از مربیان دارای سبک رهبری رابطه مدار بودند که متناسب با شرایط حرفه ای در فوتبال نمی باشد.
مدل داده بنیاد از فرایند مدیریت استعداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم زمان با تغییر رویکرد اقتصاد از سنتی به دانش بنیان شاهد تغییر پارادایم از مدیریت منابع انسانی سنتی به سیستم نوینی از مدیریت منابع انسانی با عنوان مدیریت استعدادها هستیم. هدف از این پژوهش طراحی الگو(مدل) مدیریت استعداد در شرکت های دولتی ایران است که شرکت مادر تخصصی توانیر به عنوان موردمطالعه انتخاب شده است. روش تحقیق کیفی و به صورت مشخص روش نظریه پردازی داده بنیاد(رویکرد ظاهر شونده) می باشد. جامعه آماری پژوهش مدیران، متخصصان مدیریت منابع انسانی و استعدادهای سازمانی شرکت توانیر است که 16 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته و میدان نگاری بوده است که پس از جمع آوری، با استفاده از نرم افزار Maxqda نسخه 10 کدگذاری و تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که اجزای اصلی مدل مدیریت استعداد شامل؛ "استعداد خواهی"،" استعدادیابی"، "استعداد گماری"، "استعدادداری" و "استعداد افزایی" است که پیامدهای اجرای آن در سه سطح فردی، سازمانی و فراسازمانی قرار دارد. تئوریزه کردن هم زمان جنبه مثبت و منفی مدیریت استعداد در کنار تحلیل چند سطحی پیامدهای آن در بافت شرکت های دولتی ایران از دیگر یافته های اصلی پژوهش حاضر می باشد.
رشد طبیعی در برابر اکتساب
حوزههای تخصصی:
مدل هدفگذاری مهارت های زندگی ( TLS )
حوزههای تخصصی:
برند سازی داخلی و عملکرد برند در بانک: نقش تعدیلگر جوّ رقابتی و رضایت شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی ارزیابی تأثیر عوامل موثر بر عملکرد برند با رویکرد برند سازی داخلی در بانک تات است. این مطالعه با طراحی مدلی مفهومی متشکل از 9 فرضیه انجام شد. 239 نفر از کارکنان بانک تات به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه 51 سوالی حاوی 6 سوال جمعیت شناختی و45 سوال تخصصی انجام شد. ضریب آلفای کرونباخ برای همه متغیرهای در دامنه قابل قبول قرار داشتند. برای آزمون مدل و فرضیه ها از دو روش تحلیل مسیر با نرم افزار (AMOS) و آزمون چاو استفاده شد. بر اساس یافته ها نقش تعدیل گری مثبت جوّ رقابتی محیط کار و رضایت شغلی کارکنان بر رابطه بین برند سازی داخلی و هویت و تعهد برند مورد تایید قرارگرفت. نتایج تحلیل مسیر حاکی از وجود اثر معنادار برند سازی داخلی و هویت و تعهد برند بر عملکرد برند است. همچنین دو فرضیه دال بر تایید اثر برند سازی داخلی بر تعهد برند و اثر هویت برند بر عملکرد برند تایید نشدند.