ارزشیابى عملکرد، تحلیلى منظم از پاسخگویى فعالیتهاى فردى به اهداف و وظایف است. این پژوهش با هدف تعیین نگرش کارکنان دانشکده هاى دانشگاه علوم پزشکى اهواز در زمینه ارزشیابى عملکرد سالانه شان انجام شد. روش بررسی: این مطالعه توصیفى - پیمایشى، به صورت مقطعى با استفاده از روش سرشمارى در بین 150 نفر از کارکنان شاغل در دانشکده هاى دانشگاه علوم پزشکى اهواز در سال 1386 صورت گرفت. داده هاى مورد نظر از طریق پرسشنامه حاوى 55 سوال گردآورى شد. پاسخ به سؤالات بر اساس مقیاس لیکرت (از کاملا مخالف تا کاملا موافق) بود. داده ها پس از گردآورى به وسیله نسخه 11 و آزمو نهاى آمارى توصیفى و تحلیلى مرتبط تحلیل گردید. SPSS نرم افزار آماری 50 درصد ،20- یافته ها: 54.7 درصد از افراد مورد مطالعه زن و بقیه مرد بودند. از لحاظ سنى، 20.7 درصد افراد در گروه سنى 30 50 و 2.7 درصد در گروه بالاتر از 50 سال قرار داشتند. میانگین و انحراف معیار سن افراد مورد مطالعه - 26.7 درصد 41 ،31-40 37.7±7.2 سال بود. 66.32 درصد افراد، در مورد انجام ارزشیابى داراى دیدگاه مثبت، 17.35 درصد داراى دیدگاه منفى و 16.33 درصد افراد بدون دیدگاه خاص بودند. در زمینه نحوه اجراى ارزشیابى کنونى عملکرد کارکنان، 39.75 درصد افراد دیدگاه منفى، 34.41 درصد دیدگاه مثبت و 25.84 درصد دیدگاه خنثى داشتند. طبق آزمون آمارى کاى دو با ضریب اطمینان 95 درصد بین دیدگاه افراد در زمینه ضرورت ارزشیابى کارکنان و نیز دیدگاه آنها در زمینه نحوه انجام ارزشیابى جارى رابطه آمارى معنى دار به دست (P= آمد. ( 0.001 نتیجه گیری: طبق این مطالعه، اکثر کارکنان انجام ارزشیابى را ضرورى دانستند، اما نسبت به ارزشیابى جارى نگرش مثبتى نداشته یابى تفاوت بودند. شاید این نوع نگرش ناشى از روشها، معیارها و ضوابط مورد استفاده در ارزشیابى باشد. مهمترین مؤلفه در بهبود فرآیند ارزشیابى عملکرد کارکنان، آشنایى آنان با رسالت و خط مشى هاى سازمان و شفاف نمودن روش و اهداف ارزشیابی و ارائه بازخورد مناسب از طرف مدیران و سرپرستان است.
با توسعه ی بازارهای سرمایه نقش معیارهای ارزیابی عملکرد در انعکاس عملکرد شرکت ها از طریق محتوای اطلاعاتی آنها نیز با اهمیت تر شده است. سرمایه گذاران همواره تمایل دارند تا ازمیزان موفقیت مدیران در به کارگیری سرمایه ی آن ها آگاهی یابند. ایجاد ارزش و افزایش ثروت سهامداران در بلندمدت از مهم ترین اهداف شرکت ها محسوب می شود و سیستم های ارزیابی عملکرد ابزارهایی مفید برای ارزیابی عملکرد مدیران به شمار می رود. برخی از پژوهش های صورت گرفته بیان گر آن است که ثروت سهامداران به انگیزه ی مدیران (در قالب پاداش جبران خدمات و درصد مالکیت سهام) حساس است. هدف اصلی این پژوهش مطالعه ی ارتباط بین پاداش مدیران ارشد به عنوان متغیر مستقل و ارزش افزوده ی سهامدار به عنوان متغیر وابسته در بورس اوراق بهادار تهران است. در راستای این هدف، اطلاعات شش ساله ی (1390-1385) هشتاد و یک شرکت مورد مطالعه قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیونیداده های پانلی با مدل اثرات ثابت استفاده شده است. یافته های حاصل از پژوهش بیان گر آن است که بین پاداش مدیران ارشد و ارزش افزوده ی سهامدار (مجموع تغییرات ارزش بازار و سود نقدی پرداخت شده)، (بازده سهام غیر عادی انباشته) ، ارتباط معنی داری وجود ندارد. از این رو می توان نتیجه گرفت که تخصیص پاداش در طول دوره تصدی مدیران ارشد شرکت های ایرانی موثر نبوده است.
هوش سازمانی از چالش های اساسی سازمان های نوآور امروز است که به کارگیری آن در دانشگاه های دولتی کشور نیز امری ضروری به نظر می رسد. به همین دلیل دستیابی به مدلی علت و معلولی، که ابعاد و مؤلفه های مختلف هوش سازمانی دانشگاه-های دولتی ایران را تبیین کند، در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت. ازاین رو، با بررسی ادبیات موضوع، ابعاد و مؤلفه های هوش سازمانی استخراج شد و با استفاده از نظرات خبرگان دانشگاهی، ابعاد و مؤلفه های آن در دانشگاه های دولتی ایران احصا و مدلی مفهومی تدوین گردید. سپس با استفاده از روش دیماتل روابط بین ابعاد و مؤلفه های این مدل مشخص و شبکه روابط به صورتی یکپارچه صورت بندی و مدلی تحلیلی طراحی شد که بیانگر شدت اثر ابعاد و مؤلفه ها بر هم می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهند هوش سازمانی دانشگاه های دولتی ایران، شامل هشت بعد است که هریک از این ابعاد، خود دارای چند مؤلفه (جمعاً 36 مؤلفه) می باشند. این ابعاد عبارتند از: ساختاری، فرهنگی، راهبردی، ارتباطی، اطلاعاتی، فرآیندی، رفتاری و محیطی. ابعاد محیطی، ساختاری، اطلاعاتی، فرهنگی و راهبردی، گروه علت ها (اثرگذارها) و ابعاد ارتباطی، فرآیندی و رفتاری، گروه معلول ها (اثرپذیرها) را تشکیل می دهند. روابط میان مؤلفه های هریک از این ابعاد نیز به نوبه خود بررسی و مدل های علت و معلولی آنها طراحی شد. با توجه به 36 مؤلفه مدل، پرسشنامه ای طراحی گردید که برای اندازه گیری نیم رخ هوش سازمانی دانشگاه های دولتی کشور قابل استفاده می باشد.
چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی و شناسائی صلاحیت، ویژگی و رفتارهای رهبران تغییر و تعیین میزان تأثیر این ویژگیها بر عملکرد مدیران انجام شد. پژوهش به شیوه پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه هشت (روسا، معاونان، روسای دانشکده ها و مدیران گروههای آموزشی) با تعداد 395 نفر بودند. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 267 نفر برآورد گردید، و به شیوه نمونه گیری تصادقی طبقه ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته با 42 گویه بود. داده های گردآوری شده با شاخصهای آماری میانگین، تحلیل عاملی و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد؛ خصوصیات رهبران تغییر را می توان در سه طبقه ویژگیها، مهارتها و صلاحیتها و رفتارهای رهبران تغییر طبقه بندی نمود. از دیگر نتایج تحقیق آنکه، صلاحیتها و رفتارهای رهبران تغییر در حوزة مدیریت کنونی تأثیر کم و متوسطی بر عملکرد آنها داشته است.اما آنها میزان اهمیت بسیاری را برای تأثیر آنها برعملکردشان قائل بودند. به نظرآنها آموزش مهارتهای مشکل شناسی، مشکل گشایی و جامع نگری به مدیران موجب بهبود عملکرد آنان می شود و ایجاد تغییر در دانشگاه را برای آنها آسانتر می نماید.
نیروی انسانی مهم ترین منبع سازمان است. در صورتی که منابع انسانی انعطاف پذیر باشد، نقش پُررنگ و مؤثری در عملکرد سازمان ایفا می کند. از این رو، در این مطالعه تأثیر انعطاف پذیری منابع انسانی بر خلاقیت و نوآوری سازمانی در دو سطح فردی و سازمانی بررسی می شود. این مطالعه بر روی 147 نفر از مدیران واحدهای مختلف بیست شرکت بیمه انجام شده است. ابزار جمع آوری داده های تحقیق پرسش نامه است. روایی محتوا و سازه پرسش نامه به ترتیب با استفاده از آرای خبرگان و تحلیل عاملی تأییدی انجام شد. پایایی ابزار تحقیق از طریق آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی سنجیده شد و هر سه متغیر تحقیق روایی و پایایی قابل قبولی داشتند. به منظور تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری، تحلیل عاملی تأییدی، و رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که خلاقیت به صورت نسبی رابطه بین انعطاف پذیری منابع انسانی و نوآوری سازمانی را میانجی می کند. همچنین، یافته ها نشان می دهد که انعطاف پذیری منابع انسانی اثر درخور توجهی بر خلاقیت در دو سطح فردی و سازمانی دارد.
این مقاله، تاثیر بالندگی و عدالت سازمانی را بر شاخص های رفتاری مورد بررسی قرار می دهد. برای دست یابی به این هدف، رابطه بین بالندگی سازمانی، ابعاد عدالت سازمانی (عدالت رویه ای، عدالت تعاملی و عدالت توزیعی) و شاخص های رفتاری (تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی) با استفاده از یک مدل مفهومی مورد مطالعه قرار گرفته است. داده ها از بین 197 پرستار شاغل در بیمارستان قائم (عج) شهر مشهد به روش پیمایشی جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع-آوری شده، آزمون حداقل مربعات جزئی (PLS) و رویه هالاند به کار گرفته شد. نتایج نشان می دهد بالندگی سازمانی، رابطه مثبت و معناداری با تعهد و رفتار شهروندی سازمانی دارد. همچنین، رابطه مثبت و معناداری بین ابعاد عدالت سازمانی با شاخص های رفتاری به دست آمد. در واقع، نتایج به دست آمده متضمن این نکته است که بالندگی و ابعاد عدالت سازمانی می تواند تاثیرگذاری زیادی بر شاخص های رفتاری از جمله، تعهد و رفتار شهروندی سازمانی داشته باشد.
هدف کلّی از انجام این پژوهش بررسی نقش هوش عاطفی در پیامد های کاری (رضایت و عملکرد شغلی) کارکنان در نهادهای آموزش عالی می باشد. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه مورد بررسی شامل کلیه کارکنان اداری دانشگاه بود که از طریق روش نمونه گیری طبقه ای و برحسب جنسیت، سابقه کاری، وضعیت استخدامی و سطح تحصیلات 285 نفر انتخاب و مطالعه شدند. ابزارهای مورد استفاده جهت گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس رفتاری هوش عاطفی (EIBS) میشل تمکزاک (2010)، پرسشنامه رضایت شغلی اسچجودت (2002) و پرسشنامه عملکرد شغلی توماس و رییو (1997) می باشد که پس از محاسبه روایی و پایایی، این ابزار بین افراد نمونه توزیع شده و سپس داده ها با استفاده از روش های آماری تی تست تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد هوش عاطفی کارکنان، پیش بینی کننده ی مثبت و معنادار رضایت کارکنان و هم چنین پیش بینی کننده ی مثبت و معنادار عملکرد کارکنان می باشد.
مبنای ثروت آفرینی در اقتصاد امروز، دانش و تخصصی است. آینده از انقلابی خبر می دهد که نیروی حرکت آن از اندیشه های انسانها سرچشمه می گیرد. بی شک عصر حاضر، عصر سازمانهاست و متولیان این سازمانها، انسانها هستند. انسانهایی که خود به واسطه در اختیار داشتن عظیمترین منبع قدرت یعنی تفکر، می توانند موجبات تعالی، حرکت و رشد سازمانها را پدید آورند. در فضای پرشتاب...
امروزه یکی از مهم ترین اولویت های اعلام شده به وسیله پژوهشگران مدیریت دانش، ایجاد انگیزه در افراد برای تسهیم دانش آنان است. اگرچه بعضی ها معتقدند که دانش قدرت است ولی به نظر می رسد که دانش به خودی خود قدرت ندارد بلکه چیزی که به افراد قدرت می دهد، آن قسمتی از دانش آنان است که با دیگران تسهیم می کند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سرمایه اجتماعی و کنترل رفتاری به عنوان عوامل تأثیرگذار بر وضعیت تسهیم دانش ضمنی میان کارکنان به آزمون 6 فرضیه در میان کارکنان و مدیران بانک ملی شهر کرمانشاه پرداخته است. جامعه آماری شامل540 نفر بود که با استفاده از فرمول جامعه محدود 312 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه بسته جمع آوری شد. در این راستا بر اساس ادبیات پژوهش، مدلی برای نشان دادن تأثیر سرمایه اجتماعی و کنترل رفتاری بر رفتار تسهیم دانش ضمنی طراحی و با استفاده از نرم افزار لیزرل مدل مذکور مورد آزمون قرار گرفت.
در نهایت نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری و تحلیل رگرسیون نشان داد که سرمایه اجتماعی در قالب دو متغیر اعتماد مبتنی بر تمایل و ارزش های مشترک و کنترل داخلی بر قصد تسهیم دانش ضمنی تأثیر مثبت دارد. همچنین قصد تسهیم دانش ضمنی بر رفتار تسهیم دانش ضمنی زمانی که کنترل خارجی بیشتر است، نسبت به زمانی که کنترل خارجی کمتر می باشد، بیشتر است. در مدل بررسی شده مقدار شاخص های برازش (99/0 =GFI و 96/0 = AGFI) نشان دهندة مناسب بودن مدل است.
از آنجا که نیروی انسانی مهم ترین و باارزش ترین سرمایه های سازمان محسوب می شوند و تحقق اهداف سازمان در گرو تعهد و کاردانی سرمایه های انسانی آن است، شناخت و تحلیل مسائلی که مانع شکوفایی این سرمایه های گرانبها شده است و آن ها را به سمت بی تفاوتی سوق می دهد، اهمیت ویژه یافته است. از این رو، هدف اصلی این پژوهش تحلیل تأثیر ویژگی های شغلی بر بی تفاوتی سازمانی با نقش میانجی تناسب فرد- سازمان بوده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است. نمونة مورد مطالعه شامل 271 نفر از کارکنان شرکت گاز استان اصفهان است که به روش طبقه ای (طبقه ها: مناطق گازی زیر نظر شرکت گاز استان اصفهان) انتخاب بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات تلفیقی از سه پرسشنامة استاندارد جان واگنر، اسکروگینس و دانایی فرد بود. نتایج نشان داد مدل اصلی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این مدل ویژگی های شغلی تأثیر مثبت و مستقیم بر تناسب فرد- سازمان و تأثیر منفی بر بی تفاوتی سازمانی دارند. از سوی دیگر ویژگی های شغلی به طور غیرمستقیم با نقش میانجی تناسب فرد- سازمان بر بی تفاوتی سازمانی کارکنان تأثیر منفی دارند. تناسب فرد- سازمان نیز تأثیر منفی بر بی تفاوتی سازمانی کارکنان دارد.
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل تعالی آموزش های مجازی در دانشگاه فرهنگیان در راستای توسعه منابع انسانی می باشد. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و راهبرد مبتنی بر تئوری داده بنیاد انجام شده است. در این راستا با استفاده از رویکرد هدفمند و به کارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 18 نفر از کارکنان صاحب نظر در حوزه آموزش-های مجازی و اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی، شمالی و جنوبی انجام شد. به منظور اعتباربخشی یافته ها از راهبرد های بازبینی اعضا و تحلیل همگنان استفاده شده و نتایج طی چندین مرحله تعدیل شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از کد گذاری باز و محوری استفاده شد. درنهایت مقوله ها در قالب 14 مقوله اصلی در دل ابعاد ۶ گانه مدل پارادایمی به صورت موجبات علی (فعالیت های یاددهی و یادگیری، کنشگران انسانی، مدیریت)، مقوله اصلی: تعالی آموزش مجازی دانشگاه فرهنگیان(بهبود کیفیت)، راهبردها (سطح خرد، سطح میانی، سطح کلان) شرایط زمینه ای (ماهیت آموزش های مجازی دانشگاه فرهنگیان)، شرایط مداخله گر (اینترنت، امکانات سخت افزاری، وب) و پیامدها (پیامد های فردی، پیامد های سازمانی، پیامد های فرا سازمانی) قرار گرفتند.