فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۲٬۹۱۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، کشف مقوله های مهم و تعیین روابط میان آنها جهت ارائه الگوئی برای فرآیند طراحی و توسعه خدمات مالی با رویکرد رقابت پذیری در صنعت بانکداری است. روش استفاده شده در پژوهش، روش آمیخته بوده است. رویکرد بخش کیفی، مبتنی بر راهبرد نظریه داده بنیاد است. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت یافته با 12 نفر از کارشناسان و مدیران تحقیقات و نوآوری حوزه بانکداری و با دو روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی صورت گرفت. ابعاد و مولفه های فرآیند طراحی و توسعه خدمات مالی از مصاحبه ها احصاء و در قالب مدل مفهومی داده بنیاد تدوین گردید. پدیده اصلی، فرآیند طراحی و توسعه خدمات در حوزه بانکداری است که با توجه به شرایط علی، مداخله گر، زمینه ای، راهبردها و پیامدها تدوین و مدل نهایی ارائه شد. در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته با 236 گویه گردآوری و روش توصیفی- پیمایشی برای تحلیل و تبیین الگوی پیشنهادی به کارگرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مدیران و سیاستگذاران صنعت بانکداری برای توسعه موفقیت آمیز محصولات و خدمات بانکی جدید، باید به همه مقوله های شرایط علی، مداخله گر، زمینه ای، راهبردها و پیامدها توجه کنند. و با رویکرد رقابت پذیری و بازارگرا، مراحل شناسایی شده برای توسعه خدمات جدید را طی نمایند.
بررسی تأثیر اشتراک دانش بر جدایی دانشکاران و خطرپذیری های سازمانی آن در سازمان های دانش محور (نمونه پژوهش: یک سازمان دانش محور در حوزه فناوری اطلاعات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، نیروی انسانی دانشی، بیشترین سهم در موفقیت سازمان های دانش محور را دارا است. اشتراک دانش به عنوان یکی از مؤثرترین مؤلفه های مزیت رقابتی این سازمان ها، می تواند تهدیدی برای ماندگاری منابع انسانی آن ها باشد؛ تهدیدی که خود می تواند برای سازمان خطرپذیری های متنوعی را به همراه داشته باشد. این مطالعه به بررسی تأثیر منفی فرایند اشتراک دانش بر روی جدایی دانشکاران و خطرپذیری های ایجادشده در برخی شئون سازمان های دانش محور و به طور خاص در یک سازمان دانش بنیان در حوزه فناوری اطلاعات از مجموعه سازمان های صنایع دفاع، می پردازد. در این پژوهش، از مدل پژوهشی توصیفی-کاربردی بهره برده شده و روش آن پیمایشی و جامعه هدف آن تعدادی از کارکنان یک سازمان دانش محور در حوزه فناوری اطلاعات است. جهت جمع آوری داده ها از طراحی پرسشنامه، نظر خبرگان و جهت بررسی پایایی و روایایی داده های استخراج شده از آزمون های آلفای کرون باخ، کیزر-میر-الکین، بارتلت و همچنین به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از آزمون t، کای دو و فریدمن استفاده گردیده است. نتایج حاصل شده نشان داده است که تأثیرات منفی فرایند اشتراک دانش بر میزان جدایی دانشکاران از سازمان مورد مطالعه ماهیتی حقیقی داشته و می تواند نقش تأثیرگذاری در جدایی ایشان از سازمان داشته باشد. این موضوع خود منجر به ایجاد خطرپذیری هایی در سازمان شده که از مهم ترین آن ها می توان به کاهش بهره وری و افزایش هزینه های سازمان اشاره نمود.
مدلی برای بلوغ دولت الکترونیک 2.0: با تمرکز برکشورهای در حال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه ی اجتماعی به عنوان یکی از تحولات پدید آمده در عرصه ی فناوری اطلاعات، توانسته توجه بسیاری را در بخش دولتی به خود معطوف نماید. دراین راستا دولت ها بایستی تمهیدات لازم را جهت بهره مندی از فناوری مذکور فراهم نمایند تا بتوانند خدماتی متناسب با نیازمندی های عصر حاضر ارائه نمایند. ؛ که در این بین پاندمی کووید19 و لزوم ارائه ی خدمات غیرحضوری بر اهمیت استفاده از رسانه اجتماعی در بخش دولتی افزوده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه ی مدل بلوغ خدمات دولتی در بستر رسانه های اجتماعی(دولت الکترونیک2.0) در کشورهای درحال توسعه انجام شده است. براین اساس با استفاده از روش تحقیق آمیخته سعی شد تا ابعاد مختلف مدل مذکورشناسایی شود. در فاز کیفی پژوهش، از بررسی کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختاریافته و روش تحلیل تماتیک استفاده شد. در فاز کمی نیز از پرسشنامه محقق ساخته ، آزمون تی تک نمونه ای و کای- دو، بهره برده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد مدل بلوغ دولت الکترونیک 2.0 شامل فازهای ابتدایی(فعالیت شفاف سازی اطلاعات)، مدیریت شده(فعالیت خلق و مدیریت دانش)،تعریف شده(مشارکت و همکاری)، به صورت کمی مدیریت شده(عملیات واقعی خدمات رسانی و انجام تراکنش)و بهینه شده(هوشمندسازی ارائه ی خدمات) است.
ارتباط میان حاکمیت پروژه و حاکمیت فناوری اطلاعات و اثر آن بر عملکرد پروژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کسب وکارهای امروزی، پروژه ها به عنوان بخش مهمی از عملیات کسب وکار تلقی می شوند؛ بنابراین، موفقیت پروژه ها تأثیر مستقیمی بر موفقیت شرکت ها دارد؛ بنابراین محققان و متخصصان در تلاش بوده اند تا با پیشنهاد و پیاده سازی روش های مدیریت پروژه، عملکرد پروژه را بهبود بخشند. پژوهش حاضر با هدف پاسخ گویی به این سؤال که چگونه می توان از طریق لحاظ نمودن حاکمیت فناوری اطلاعات و حاکمیت پروژه، عملکرد پروژه را بهبود بخشید، به رشته تحریر در آمده است. پژوهش با استفاده از روش تحقیق «توصیفی-پیمایشی» با نمونه ای متشکل از 183 نفر از کارکنان بانک ملت و با ابزار پرسشنامه و از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری و با بهره گیری از نرم افزارهای Smart PLS و SPSS برای تجزیه وتحلیل داده ها انجام شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که هم حاکمیت فناوری اطلاعات و هم حاکمیت پروژه اثر مثبتی بر عملکرد پروژه می گذارند. این یافته ها شواهدی را برای متخصصان مدیریت پروژه فراهم می آورد، مبنی بر این که حاکمیت فناوری اطلاعات و حاکمیت پروژه بخشی از راهبرد عملیاتی در تسهیل بخشیدن به موفقیت پروژه ها هستند. این پژوهش همچنین اهمیت همسویی راهبردی بین حاکمیت فناوری اطلاعات و حاکمیت پروژه در تقویت عملکرد پروژه را نشان می دهد.
رویکردی مبتنی بر اینترنت اشیا برای مدیریت هوشمند ساختمان با استفاده از روش فازی
منبع:
دانشنامه تحول دیجیتال دوره اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱
17 - 44
حوزههای تخصصی:
استفاده از اینترنت اشیا به منظور بهره برداری از آن برای هوشمندسازی ساختمان ها و منازل، چالش های زیادی را به همراه داشته است. یکی از چالش های اساسی در راستای پیاده سازی و اجرای شبکه اینترنت اشیا، مسئله انرژی مصرفی تجهیزات آن است به گونه ای که عمر کوتاه تجهیزات در این نوع شبکه ها را در پی دارد. از این رو راهکارهای مختلفی در راستای رسیدن به هدف کاهش مصرف انرژی و افزایش طول عمر گره ها ارائه شده است. هدف این پژوهش کاهش مصرف انرژی، افزایش تعداد بسته ارسال شده به مقصد، افزایش طول عمر تجهیزات این نوع شبکه و پوشش بیشتر آن ها است. برای تحقق این هدف از پروتکل LEACH* استفاده شد.پروتکل مسیریابی LEACH یک پروتکل سازماندهی شده است که بارها را بر روی شبکه های حسگر توزیع می کند. در پروتکل مسیریابیLEACH گره ها خود را در گروه های محلی ساماندهی می کنند، به صورتی که یک گره در گروه به عنوان سرگروه عمل می کند. در این روش پیشنهادی تعداد بسیار کمی از گره ها در حالت فعال (روشن) برای ردیابی هدف قرار می گیرند و مابقی گره ها به حالت غیرفعال (خوابیده) تغییر وضعیت می دهند. در این مقاله روش پیشنهادی با پروتکل H-LEACH مقایسه می شود. نتایج مقایسه بیانگر عملکرد بهتر روش پیشنهادی نسبت به پروتکل H-LEACH در افزایش طول عمر شبکه است و در این روش 75/49 درصد بهبود انرژی باقیمانده و 44/36 درصد کاهش در بسته های ارسالی نسبت به روش H-LEACH مشاهده شد.
رویکردی ترکیبی از FMEA و تئوری خاکستری برای رتبهبندی ابعاد مدیریت ریسک امنیت اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال نهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۴
191 - 214
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی هر یک از ابعاد مدیریت ریسک امنیت اطلاعات در سازمان ها انجام شده است. به همین منظور ابتدا با استفاده از مطالعه ادبیات پژوهش و نظرات خبرگان ابعاد و شاخص های مدیریت ریسک امنیت اطلاعات تعیین شده است. به منظور رتبه بندی عوامل مورد مطالعه با استفاده از رویکرد ترکیبیFMEA و تئوری خاکستری، 50 پرسشنامه در میان کارشناسان صنعت IT که به صورت صورت قضاوتی-هدفمند انتخاب شده اند، توزیع و جمع آوری شده است. تجزیه وتحلیل نتایج نشان می دهد امنیت ارتباطات رتبه نخست اهمیت را به خود اختصاص می دهد. زیرساخت، عوامل انسانی، مدیریت امنیت، کنترل دسترسی به اطلاعات و توسعه ی سیستم های اطلاعاتی امن به ترتیب در رتبه های دوم تا ششم قرار گرفتند. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود سازمان ها اقدام به ایجاد دپارتمان مستقل امنیت در سازمان نمایند. همچنین، تهیه فهرستی از کلیه ی دارایی های اطلاعاتی سازمان و مشخص نمودن اهداف کنترلی و راهبردی در حوزه امنیت اطلاعات در سازمان می تواند برای سازمان ها مفید باشد. اگر سازمانی دارای چندین شعبه است و نیاز به ارتباط از طریق اینترنت دارد، ترجیحاً ارتباطات به صورت VPN (رمزنگاری شده) برقرار گردد. درصورتی که سازمان خودکارسازی تحت وب دارد، این سایت می بایست مجهز به مجوزSSL و پروتکل https باشد.
مزایا، ملاحظات و راهکارها تامین امنیت گذرگاه تبادل اطلاعات دولت جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال نهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۴
215 - 246
حوزههای تخصصی:
بسترسازی و توسعه دولت الکترونیک درعین حال که می تواند موجب بهبود امنیت کشور و مبارزه با فساد باشد، از سوی دیگر می تواند خود بستری برای جرائم و فسادهای جدید و حتی تسهیل کننده فسادهای قبل باشد. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی الزامات امنیتی درگاه تبادل اطلاعات دولت (GSB) به عنوان یکی از الگوهای دولت الکترونیک انجام شد. در این راستا پس از بررسی کتابخانه ای، مصاحبه های اختصاصی با دستگاه های ذی ربط انجام شد و سپس با تحلیل محتوای مصاحبه ها و دیگر منابع موجود، نیازمندی های امنیتی بازیگران امنیت فناوری اطلاعات کشور راجع به این درگاه، پالایش شد. در این مرحله و بر اساس پرسشنامه تحقیق، سه دسته نیازمندی راهبردی، فنی و تأثیر روی امنیت ملی، شناسایی شد. نیازمندی های راهبردی مواردی مثل تشکیل کمیته امنیت GSB، تنظیم لوایح و قوانین مورد نیاز و نظارت بر اجرای صحیح الزامات امنیتی شناسایی هستند. در مرحله بعد، به وسیله مدل کانو و ابزار QFD نیازمندی ها تحلیل و اولویت بندی شده ن و همچنین ارتباط بین نیازمندی ها و الزامات امنیتی مشخص شد. نتایج این پژوهش نشان داد که روش GSB در مقایسه با روش های P2P و روش تبادل اطلاعات کاغذی، در تمامی نیازمندی های امنیتی به جز وجود «سند الزامات امنیتی» ارجحیت دارد.
طراحی و پیاده سازی سیستم پیشنهاددهنده به مدیران در خصوص قیمت گذاری هوشمند بر اساس ارزش مشتری با تکنیک های مدل سازی موضوعی و متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، قیمت گذاری به عنوان یکی از چهارعنصر آمیخته بازاریابی، از عوامل مؤثر در موفقیت یا شکست شرکت ها محسوب می گردد. بر اساس مبانی نظری، در قیمت گذاری مبتنی بر ارزش، شرکت ها ارزش متمایز محصولات خود را برای مشتریان محاسبه می کنند. هدف از انجام این پژوهش که بر اساس مبانی علم طراحی استوار است، طراحی و پیاده سازی سیستمی جهت کمک به قیمت گذاری رقابتی بر اساس ارزش مشتری از طریق دسته بندی و تحلیل احساسات مشتریان باهدف حداکثر سازی سود است. صنعت منتخب این پژوهش هتل داری است که سلایق و ارزش های مشتری در آن از عوامل موفقیت محسوب می گردد. در این پژوهش ابتدا سعی شده به روش مدل سازی موضوعی با الگوریتم LDA، از داده های استخراج شده از نظرات مشتریان هتل های 5 ستاره تهران به عنوان هتل های رقیب، موارد مهم و باارزش در ذهن مشتریان این هتل ها شناسایی و دسته بندی گردد. پس ازآن، در هر دسته، نظرات هر مشتری برچسب گذاری شده و با الگوریتم های مختلف متن کاوی، فرایند تحلیل احساسات بر روی این نظرات انجام شود. سپس دقت الگوریتم ها محاسبه شده که الگوریتم یادگیری عمیق با دقت 0.9 بیشترین دقت محاسبات را داشت. درنهایت تحلیل احساسات با داده های موجود توسط سیستمِ طراحی شده در مرحله قبل انجام شده و نتایجی قابل قبولی دریافت گردید. کاربرد سیستم پیشنهادی، تشخیص ارزش هتل ها در ذهن مشتریان هدف نسبت به رقبا و کمک به قیمت گذاری بر مبنای ارزش است.
تحلیل عوامل مؤثر بر اثربخشی گروههای مجازی در فضای کسب وکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت و توسعه روزافزون فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و درنتیجه، شکلگیری روند استفاده از گروههای مجازی، مسائل مهمی را پیش روی مدیران قرار داده است. هدف این پژوهش، بررسی رابطه اعتماد و اثربخشی گروههای مجازی با تأکید بر نقش تسهیم دانش است. جامعه آماری این تحقیق، کارکنان شاغل در بخش فعالیتهای مجازی و در قالب گروههای مجازی موسسه فرهنگی تبیان وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی است که تعداد 40 گروه مجازی مشتمل بر 200 نفر کارمند انتخاب و گردآوری دادهها بهوسیله پرسشنامه انجام شده است. همچنین، تجزیهوتحلیل دادهها از طریق تحلیل مسیر و با استفاده از نرمافزار ایموس صورت گرفته است. نتایج تحلیل مسیر، حاکی از آن است که وقتی متغیر تسهیم دانش در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشد، تأثیر مؤلفههای اعتماد بر اثربخشی گروههای مجازی افزایش پیدا میکند.
پیشایندهای رفتار نوآورانه کارکنان دانشی فعال در صنایع دارویی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۹
211-242
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد بوده است تا تاثیر پیش آیندهای رفتار نوآورانه کارکنان دانشی چون منبع یابی دانش، خودکارآمدی و ادارک از شفافیت اطلاعات را بر این متغیر مورد ارزیابی قراردهد. جامعه آماری این پژوهش240 نفر از کارکنان دانشی فعال در واحدهای تحقیق و توسعه صنایع دارویی مشهد بودند که تعداد 148 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس و با استفاده از ابزار پرسشنامه استاندارد مورد سنجش قرارگرفتند. برای سنجش رفتار نوآورانه از پرسشنامه سه سوالی دورکیوا (2011)، برای سنجش منبع یابی دانش از پرسشنامه شش سوالی گری و میستر (2004)، برای سنجش شفافیت اطلاعات از پرسشنامه چهارسوالی دورکیوا (2009) و برای سنجش خودکارامدی از پرسشنامه سه سوالی ویلک و موینها (2005) استفاده شد. برای سنجش پایایی ابزار سنجش از آلفای کرونباخ و برای سنجش روایی از روایی صوری و روایی همگرا بهره گرفته شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری و روش تاکسنومی و نرم افزارهای smart PLS3 و SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر آن بود که رفتار نوآورانه از منبع یابی دانش (R=0/521,T=7/61)و خودکارآمدی(R=0.61,T=2/81) متاثر شده و شفافیت اطلاعات رابطه میان خودکارآمدی و رفتار نوآورانه را تسهیل میکند(R=0/43, T=2/17). نتایج تحلیل تاکسنومیک نیز نشان داد که می توان سه خوشه رفتاری از کارکنان دانشی را متصور بود که شفافیت اطلاعات و خودکارآمدی در بروز رفتارهای هرخوشه نقش بسزایی دارند. نتیجه این پژوهش بیانگرآن بود که تقویت کارکنان دانشی می تواند بر رفتارکارکنان تاثیر فزاینده ای داشته باشد و مدیران می توانند با بهره گیری صحیح از شفافیت اطلاعات، افزایش خودکارآمدی و بالاطبع آن افزایش رفتارهای نوآورانه کارکنان دانشی را تضمین نموده و زمینه ساز بهبود بهره وری و عملکرد فردی و سازمانی آنها باشند.
فرا تحلیل مطالعات خرید آنلاین؛ بررسی و ترکیب نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه خرید آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرید جزء ذاتی زندگی روزمره افراد است. با توجه به رشد سریع فناوری اینترنت، رفتار خرید مشتریان تغییر یافته است؛ و اینترنت فضایی عمومی را به وجود آورده است که افراد در آن محیط با دیگران ارتباط برقرار می کنند، عملیات بانکی خود را انجام می دهند و خرید می کنند که عوامل متعددی بر نیت خرید افراد تأثیر دارد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر نیت خرید آنلاین و بررسی و ترکیب کمی نتایج پژوهش های انجام شده در این حوزه با رویکرد فرا تحلیل است. جامعه آماری پژوهش، مطالعات انجام شده در زمینه خرید آنلاین است که در مجله های خارجی بین سال های 2000 تا 2018 چاپ شده است. پس از بررسی و پالایش 635 مقاله مرتبط با خرید آنلاین، در نهایت 89 مقاله برای هدف این مطالعه انتخاب شد و در مجموع 24 عامل اثرگذار بر خرید آنلاین که فراوانی آن ها بیش از 5 بود، شناسایی شد. نتایج مربوط به اندازه اثر ترکیبی متغیرها نشان داد که متغیر رضایت با اندازه اثر 614/0 بیشترین تأثیر را دارد و پس ازآن ارزش ادراک شده و تجربه خرید بیشترین تأثیر را بر نیت خرید آنلاین دارند. همچنین نتایج نشان داد که اندازه اثر سایر متغیرها با شدت تأثیر کم، متوسط و زیاد معنادار و قابل قبول بوده اند.
Strategic Guidelines for the Improvement of Logistic Activities of Trade Enterprises(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Logistics has long been recognized as the main effective tool for generating competitive advantages in trading enterprises, and therefore there is an acute problem in finding strategic guidelines for improving logistics activities through the lens of organizational and economic support of logistic activity of a trading enterprise. The article compares the main reference models for the analysis of logistics activities and found the most appropriate for use - SCOR model, which identified the main indicators for evaluating the performance of logistics activities. An algorithm for determining the level of efficiency and performance of logistic activity have been constructed. According to the results of the study, the level of organizational and economic support, perormance and efficiency of logistic activity of trade enterprises of Ukraine of the sample population have been determined.
شاخص های ارزیابی مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور با استفاده از روش کارت امتیازی متوازن (BSC) (نمونه پژوهش: معاونت عمران قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به گسترش رقابت و افزایش اهمیت دانش در سازمان های پروژه محور، جنین سازمان هایی را به سوی استفاده از مهم ترین منابع خود، یعنی دانش حاصل از اجرای پروژه ها و سرمایه های فکری سوق داده است. مدیریت دانش سازمانی درواقع رویکردی نوین به منابع و عوامل قدرت سازمانی و باور به اهمیت و ارزش انسان ها و خلاقیت و نوآوری آن ها است. تحقیق حاضر به لحاظ دسته بندی بر مبنای هدف، تحقیق کاربردی و با قصد کاربرد نتایج یافته ها برای بهبود و عملیاتی نمودن ارزیابی مدیریت دانش معاونت عمران قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) انجام شده است. روش کلی این تحقیق، روش توصیفی بوده و چگونگی انجام تحقیق و گردآوری داده ها، کتابخانه ای و میدانی به گونه پیوسته است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارشناسان و مدیران فنی در بحث مدیریت دانش، سازمان پروژه محور قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) تشکیل می دهند که تعداد آن ها در زمان تحقیق 125 نفر می باشد. برای بررسی مشخصات جمعیت شناختی پاسخ دهندگان و رسم نمودارها از آمار توصیفی استفاده گردید. جهت بررسی میزان تأثیر متغیرها، با استفاده از آزمون فرض آماری میانگین یک جامعه، مؤثر بودن هر یک از شاخص ها در ارزیابی مدیریت دانش مورد آزمون و افزون بر آن، با استفاده از روش کارت امتیازی متوازن (BSC) وضعیت مدیریت دانش معاونت عمران قرارگاه موردسنجش و از روش های تصمیم گیری چند معیاره مانند تاپسیس (TOPSIS) به رتبه بندی و درجه اهمیت شاخص ها پرداخته شده است. به کارگیری نتایج این تحقیق، در راهبرد مدیریت دانش، ارزیابی و بهبود عملکرد کارشناسان و مدیران معاونت عمران قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) کمک و آن را ارتقاء بخشیده و در نهایت ارزیابی کل سازمان را بهبودمی دهد. با بهره گیری از روش کارت امتیازی متوازن تمامی ابعاد سازمان، میزان موفقیت در دستیابی به رسالت و چشم انداز سازمان را اندازه گیری نموده و ارائه این شاخص ها و روش ها به افزایش صحیح نگرش مدیران، در ارزیابی مدیریت دانش سازمان های پروژه محور مؤثر و آن ها را بیش از پیش در به کارگیری آن ترغیب خواهد نمود.
طراحی مدل بازی پردازی در کسب وکارهای کارآفرینانه مبتنی بر وب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر از یک سو کسب وکارهای مبتنی بر وب رو به رشد بوده و از سوی دیگر رقابت ایجادشده میان این کسب وکارها، صاحبانشان را بر این داشته است که پیرامون وفادار کردن مخاطبان و کاربرانشان و ایجاد تعلق خاطر بیشتر در آنان، جهت افزایش و پایدارسازی فعالیت خود، در صدد استفاده از راه حل های مناسب و مؤثر باشند. بازی پردازی راه حلی است که در این میان مقبولیت زیادی پیدا کرده است. در این راستا با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد، پژوهشی جهت طراحی مدلی در این حوزه انجام شده است. حاصل این پژوهش طراحی مدل بازی پردازی است. این مدل راهبردهایی را در جهت رفع مسائلی از جمله کم توجهی و عدم وفاداری مخاطبان را توصیه می نماید. درصورتی که کسب وکارها هنگام تولید و اجرای بازی پردازی، این راهبردها را با توجه به ملاحظاتی که در مدل تحت عنوان شرایط زمینه ای و مداخله گر ذکر گردیده ، به کار بندند، می توانند شاهد پیامدهایی از جمله کسب توجه و افزایش وفاداری مخاطبینشان باشند
ارائه مدل پویای توسعه محصول جدید در حوزه فناوری های مالی نظارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تغییرات سریع امروزی و محیط بسیار نامطمئن که نیازهای مشتریان، فناوری، نیازمندی های کارکنان وضعیت جوامع، نظام های پولی، موقعیت جغرافیایی و به طورکلی همه چیز در حال تغییر است، شرکت ها نمی توانند همواره به تولید و عرضه محصولات موجود خود تکیه کنند. استراتژی توسعه محصول جدید یک فعالیت مهم است که به شرکت ها کمک می کند تا زنده بمانند و بهبودهای مستمر ایجاد کنند. لیکن اکثر سازمان ها این عوامل را ایستا در نظر گرفته و به پویایی این عوامل توجه ننموده اند. ازآنجایی که نحوه ارتباط بین عوامل مؤثر بر موفقیت توسعه محصول جدید دارای پویایی ها و بازخوردهای فراوانی است، ابزار پویایی شناسی سیستم ها، ابزار مناسبی است که از آن می توان برای تجزیه وتحلیل در این حوزه بهره گرفت. در این تحقیق در جهت شناسایی و تحلیل پویایی های عوامل مؤثر بر موفقیت توسعه محصول جدید، بر اساس پیشینه نظری و نظرات خبرگان صنعت، متغیرهای کلیدی در حوزه توسعه محصول جدید شناسایی و روابط علت و معلولی میان این متغیرها ترسیم شده است. بر این اساس سیستم موردنظر، در بانک تجارت در بازه زمانی سال های 1392 الی 1404 شبیه سازی شده است. نتایج حاصل از شبیه سازی و بررسی نشان می دهد که توجه به سیاست های در نظر گرفته شده، توسعه محصولات جدید مالی نظارتی در سازمان یادشده را بهینه می سازند.
Classification of Brain Tumor by Combination of Pre-Trained VGG16 CNN(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In recent years, brain tumors become the leading cause of death in the world. Detection and rapid classification of this tumor are very important and may indicate the likely diagnosis and treatment strategy. In this paper, we propose deep learning techniques based on the combinations of pre-trained VGG-16 CNNs to classify three types of brain tumors (i.e., meningioma, glioma, and pituitary tumor). The scope of this research is the use of gray level of co-occurrence matrix (GLCM) features images and the original images as inputs to CNNs. Two GLCM features images are used (contrast and energy image). Our experiments show that the original image with energy image as input has better distinguishing features than other input combinations; accuracy can achieve average of 96.5% which is higher than accuracy in state-of-the-art classifiers.
Comparative Analysis between Active Contour and Otsu Thresholding Segmentation Algorithms in Segmenting Brain Tumor Magnetic Resonance Imaging(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The accuracy of brain tumor detection and segmentation are greatly affected by tumors’ location, shape, and image properties. In some situations, brain tumor detection and segmentation processes are greatly complicated and far from being completely resolved. The accuracy of the segmentation process significantly influences the diagnosis process, such as abnormal tissue detection, disease classification, and assessment. However, medical images, in particular, the Magnetic Resonance Imaging (MRI), often include undesirable artefacts such as noise, density inhomogeneity, and partial volume effects. Although many segmentation methods have been proposed, the accuracy of the segmentation results can be further improved. Subsequently, this study attempts to provide very important properties about the size, initial location and shape of tumors known as Region of Interest (RoI) to kick-start the segmentation process. The MRI consists of a sequence of images (MRI slices) of a particular person and not one image. Our method chooses the best image among them based on the tumor size, initial location and shape to avoid the partial volume effects. The selected algorithms to test our method are Active Contour and Otsu Thresholding algorithms. Several experiments are conducted in this research using the BRATS standard dataset that consist of 100 samples. These experiments comprised of MRI slices of 65 patients. The proposed method is evaluated by the similarity coefficient as a standard measure using Dice, Jaccard, and BF scores. The results revealed that the Active Contour algorithm has higher segmentation accuracy when tested across the three different similarity coefficients. Moreover, the achieved results of the two algorithms verify the ability of the proposed method to choose the best RoIs of the MRI samples.
فراتحلیل پیشایندهای تسهیم دانش در سازمان های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱۰
113 - 145
حوزههای تخصصی:
در عصر دانایی محوری کسب مزیت رقابتی پایدار برای سازمان ها نیازمند فراهم ساختن پیش نیازهایی است که اعضای سازمان بتوانند دانش خود را به گونه ای اثربخش به اشتراک بگذارند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف به ترکیب کمّی و یکپارچه سازی مطالعات کمّی انجام شده در خصوص عوامل تسهیل گر تسهیم دانش در سازمان های ایرانی انجام شده است. این پژوهش کاربردی، از نوع کمّی است و ماهیتی توصیفی دارد. منابع اطلاعاتی آن را پژوهش های کمّی منتشرشده در نشریات علمی پژوهشی کشور در ده سال اخیر تشکیل می دهند که عوامل مؤثر بر تسهیم دانش را بررسی کرده اند. نمونه گیری بر اساس معیارهای مورد نیاز برای ورود به فرایند فراتحلیل انجام شد و بر این اساس 21 مورد انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز با روش فراتحلیل و با کمک نرم افزار جامع فراتحلیل انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد همه 25 پیش نیاز مورد مطالعه برای تسهیل تسهیم دانش از اندازه اثر معنادار برخوردار بودند و در سه طبقه دارای اندازه اثر زیاد، متوسط و کم دسته بندی شدند. در این میان، عوامل سرمایه اجتماعی، رهبری تحول آفرین، بدبینی سازمانی و سرمایه روان شناختی به ترتیب از بیشترین اندازه اثر برخوردار بودند. بر این اساس فراهم ساختن پیش نیازهای انجام مؤثر تسهیم دانش در سازمان نیازمند دیدگاهی همه جانبه است که در آن به عوامل سخت و نرم به طور هم زمان توجه شود. در تلاش برای بهسازی وضعیت این پیشایندها نیز اولویت بندی بر اساس میزان نقش و تأثیر آن ها دستاورد بیشتری را حاصل خواهد کرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر هم راستایی استراتژیک بازاریابی با فناوری اطلاعات در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم راستایی استراتژیک بازاریابی و فناوری اطلاعات از اولویت های سال های اخیر مدیران است که باید جهت دستیابی به عملکرد بهینه در حوزه بازاریابی دیجیتال موردتوجه واقع شود. به کارگیری فناوری اطلاعات به شیوه ای شایسته و در توازن با استراتژی های بازاریابی به منظور مرتفع سازی نیازهای بازاریابی تأکید اصلی هم راستایی استراتژیک بازاریابی و فناوری اطلاعات است. علیرغم رشد سرمایه گذاری ها در حوزه فناوری های بازاریابی و ضرورت هم راستایی استراتژیک در این حوزه، تاکنون در ادبیات هم راستایی به شناسایی عوامل مؤثر بر هم راستایی استراتژیک بازاریابی با فناوری اطلاعات پرداخته نشده است و مورد غفلت واقع شده است. لذا، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر هم راستایی استراتژیک بازاریابی با فناوری اطلاعات در سازمان ها جهت بهبود بازدهی سرمایه گذاری های فناوری اطلاعات در حوزه بازاریابی بوده است. پژوهش در دو مرحله با رویکرد آمیخته صورت پذیرفته است. در مرحله اول به منظور شناسایی و استخراج عوامل از دیدگاه صاحب نظران و خبرگان از رویکرد کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته بهره گرفته شده است. در مرحله دوم به منظور وزن دهی و اولویت بندی عوامل از رویکرد کمی و تکنیک BWM بهره گرفته شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه خبرگان دانشگاهی در حوزه مرتبط با تحقیق و مدیران ارشد باتجربه در حوزه بازاریابی و فناوری اطلاعات در سازمان های دارای واحد بازاریابی دیجیتال می باشند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. یافته های پژوهش دربرگیرنده 7 عاملِ حمایت و پشتیبانی مدیر ارشد بازاریابی، قابلیت های فناوری اطلاعات، مشارکت/ ارتباطات، حکمرانی، شایستگی های بازاریابی، مهارت ها/نیروی انسانی و عوامل رقابتی است که از میان آن ها، مشارکت/ ارتباطات بیشترین وزن و اهمیت را به خود اختصاص داده است و عوامل رقابتی/ محیطی با کمترین وزن، کم اهمیت ترین عامل بوده اند.
طرحی نو در نمایه سازی علوم اسلامی
منبع:
مدیریت دانش اسلامی سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
101 - 122
حوزههای تخصصی:
نمایه سازی محتویات منابع علوم اسلامی از ضروری ترین کارهایی است که باید انجام بگیرد؛ چه اینکه به جهت گستردگی زمانی و اطلاعاتی، رسیدن به تمام محتوا که نقشی در نسبت ها و قضاوت ها دارد، بدون نمایه، براش شخص کاری غیرممکن است. این مقاله که با روش تحقیق کتابخانه ای انجام شده و براساس توصیف و تحلیل است، برای رسیدن به اهدافی که در نمایه سازی ذکر شده، شرایط ذیل را برای روش نمایه سازی منابع علوم اسلامی، بیان کرده است: 1. پیروی کامل از اصطلاح نامه ها؛ 2. استفاده از اصطلاح کامل؛ 3. از اصطلاحات اشاره ای استفاده نشود؛ 4. استفاده نکردن از اصطلاحات عطفی؛ 5. ملاک ترکیب نمایه ها، وحدت موضوع باشد نه چیزدیگر؛ 6. نمایه ها براساس دانش ذخیره شوند نه براساس کتاب؛ 7. از اصطلاحات مشترک استفاده نشود؛ 8. نمایه مربوط به یک علم زیرمجموعه اصطلاح همان علم قرار گیرد؛ 9. ذکر نام مؤلف در نمایه ها. درضمن نگاهی نقادانه هم به روش نمایه سازی پژوهشکده اطلاعات و مدارک اسلامی شده است که براساس واژه ها و موضوعات کنترل شده با استفاده از منابع معیار از قبیل اصطلاح نامه ها به سرانجام رسیده است. نقدها عبارت اند از: 1. استفاده از اصطلاحات تجزیه ای؛ 2. استفاده از اصطلاحات عطفی؛ 3. استفاده از اصطلاحات اشاره ای؛ 4. عدم ذکر نام مؤلف در نمایه ها؛ 5. ذخیره نمایه ها براساس کتاب؛ 6. استفاده از اصطلاحات مشترک برای ذخیره؛ 7. ذخیره نمایه ها در اصطلاحات علوم غیرمرتبط.