این پژوهش جهت بررسی نقش فرآیند های تغییر بر مهار تهای مقاومت دربرابر سوءمصرف مواد در کارگران پتروشیمی عسلویه انجام شده است . که یک مطالعه تجربی از نوع تصادفی شاهد دار است که روی 181 نفر از کارگران شرکت های مجتمع پتروشیمی عسلویه در دو گروه ( گروه آزمون 90 نفر و گروه کنترل 91 نفر ) انجام شده است ابزار جمع آوری اطلاعات ، پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مد ل مراحل تغییر بود که پس از تعیین اعتبار علمی آن به روش روایی محتوا و پایایی آن به روش الفای کرونباخ اقدام و به تعیین ضریب آلفا برای هر کدام از مقیاس ها گردید و نیاز های آموزشی مشخص شد یکی از این بررسی های تشخیصی این بود که مهارتهای مقاومت در برابر سوءمصرف مواد نیازمند آموزش بیشتری است که جهت مداخله از آموزش مبتنی بر مدل استفاده شد که روی فرایند های تغییر موجود در مدل مراحل تغییر تاکید داشت .در ارتباط با استفاده از فرایندهای تغییر درخصوص انجام مهارت های مقاومت در مرحله آزمون پایه و در افراد هر دو گروه در جدول 4 می بینیم که آزمون t تفاوت معنی داری در استفاده از فرایندهای تغییر بین دو گروه نشان نمی دهد اما پس از مداخله براساس نتایج آزمون t در گروه مداخله بطور معنی داری از تمامی فرایندهای تغییر بجز تسکین نمایشی نسبت به آزمون پایه بیشتر استفاده کرده بودند. اما در گروه شاهد تغییر معنا دار آماری در استفاده از مراحل تغییر هیچکدام از فرایندهای تغییر بجز آزادی اجتماعی مشاهده نشد (جداول 5و6). و مشخص شد که فرایندهای تغییر موجود در مدل مراحل تغییر میتوانند باعث افزایش مهار تهای مقاومت در سوء مصرف مواد در کارگران شوند .
مقاله حاضر تأثیر عدالت سازمانی بر عملکرد کارکنان را مورد بررسی قرار داده است. پس از بررسی مشخص شد که عدالت سازمانی دارای سه بعد (عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت مراوده ای) است. سپس با طرح پرسش نامه ای در زمینه سه بعد عدالت سازمانی و جمع آوری نمرات ارزشیابی عملکرد کارکنان، تأثیر این سه بعد بر عملکرد کارکنان در سازمان جهاد و کشاورزی استان تهران مورد بررسی قرارگرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ادراکات کارکنان نسبت به میزان رعایت عدالت توزیعی و رویه ای در این سازمان بر عملکرد آنان تأثیر داشته، اما ارتباط چندان قوی بین ادراکات کارکنان از میزان رعایت عدالت مراوده ای و عملکرد کارکنان در این سازمان پیدا نشد.
هدف اساسی این پژوهش بررسی رابطه بین خلاقیت و اثربخشی آموزشی و پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاههای آزاد اسلامی شهرستانهای مغان است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری متشکل از کلیه اعضای هیات علمی و دانشجویان در سال 1387 به ترتیب به تعداد 100 نفر، 3460 نفر که با استفاده از جدول مورگان، نمونه آماری به ترتیب 80 و 800 نفر از طریق روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی می باشد. برای جمع آوری اطلاعات ازدو نوع پرسشنامه که پایایی و روایی آنها به ترتیب 0.72 و 0.77 محاسبه شده بود استفاده گردید. برای آزمون فرضیه ها از همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یک راهه استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که بین خلاقیت اعضای هیات علمی و اثربخشی آموزشی و پژوهشی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین خلاقیت اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شهرستانهای مغان تفاوت وجود دارد و همچنین اثربخشی آموزشی و پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شهرستانهای مغان متفاوت است. (p<0.05)
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین سبک مدیریت مدیران و مدیریت زمان آنان در مقطع متوسطه شهر بجنورد در سال 87-88 صورت پذیرفته است. که پایه نظری پژوهش حاضر تئوری مسیر-هدف رابرت هاوس از تئوری های اقتضایی می باشد به همین منظور سبک مدیریت به عنوان متغیر پیش بین و مدیریت زمان به عنوان متغیر ملاک مورد بررسی قرار گرفته است.روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد که محقق در شرایطی کاملا طبیعی به مشاهده و گردآوری اطلاعات و سپس به بررسی رابطه بین متغیرها پرداخته است. جامعه آماری، مدیران مقطع متوسطه شهر بجنورد اعم از دولتی، غیرانتفاعی و شاهد شامل 49نفر که به روش نمونه گیری تصادفی ساده بدون جایگذاری طبق جدول کرچسی مورگان 44 نفر از آنان انتخاب گردیده است. به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته سبک مدیریت با ضریب اعتبار 0.92 و از پرسشنامه استاندارد مدیریت زمان (کرمی مقدم،1377) با اعتبار 0.86 و روایی محتوایی بالا استفاده شده است و به منظور توصیف فرضیات این پژوهش از جداول توزیع فراوانی و محاسبه شاخص های آماری (میانگین، انحراف استاندارد، نمودارهای ستونی و دایره ای) و همچنین به منظور استنباط نتایج از آزمونهای آماری (همسبتگی گشتاوری پیرسون، نمودار پراکنش، آزمون تی تست، آلفای کرونباخ و جداول افقی) با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین سبک مدیریت مدیران و مدیریت زمان در سطح اطمینان %95رابطه وجود دارد. همچنین نتایج فرعی پژوهش بیانگر آن است که رابطه سبک آمرانه، حمایتی، مشارکتی و توفیق گرا با مدیریت زمان مدیران معنی دار می باشد.
نیازهای جدید محیط کسب و کار همواره شیوه های جدیدی را برای رقابت پدید می آورد که بسته به قوت پشتوانه تئوریک و شدت نیاز سازمان ها، فراگیر می شوند. تولید چابک به عنوان آخرین تفکر مدیریت تولید، و بنا به نیاز بازار مبنی بر ارایه پاسخ سریع به تغییرات، از سال 1991 به دنیای تولید و عملیات معرفی شد. پژوهش های زیادی که تاکنون در مورد این مفهوم انجام شده، علی رغم گستردگی دامنه مباحث، هنوز موفق به ارایه مدل کلان سازمانی نشده است. در این مقاله، ارتباط سازه های مدیریت کیفیت فراگیر، تولیدناب، مدیریت فناوری، مدیریت منابع انسانی، استراتژی و فناوری اطلاعات به عنوان سازه های توانمندساز چابکی بر چابکی سازمانی بررسی و ارتباطات آن ها در قالب مدل چابکی سازمانی ارایه شده است. بدین منظور ابتدا مقیاس های سنجش این سازه ها با استفاده از ادبیات پژوهش و مصاحبه با خبرگان استخراج و در قالب پرسشنامه ای پس از تایید روایی محتوی برای شرکت های الکترونیک در سراسر ایران ارسال شد. سپس اطلاعات گردآوری شده، پس از بررسی روایی های همگرا، واگرا و تک بعدی با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ، برای آزمون فرضیه های پژوهش به کار گرفته شد و مدل نهایی ارایه شد. نتایج نشان داد که موثرترین سازه ها بر چابکی مدیریت کیفیت فراگیر، مدیریت فناوری و تولید ناب می باشند، در ضمن هماهنگی بین اجرا و پیاده سازی این سازه ها به شکل معنی داری با چابکی ارتباط دارد.
دیدگاه های مختلفی نسبت به تعارض وجود دارد که بررسی این دیدگاه ها و مقایسه ی آن ها با دیدگاه اسلامی از اهداف این پژوهش می باشد. در این پژوهش از روش کتابخانه ای بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب می باشد که 1) سه نگرش عمده نسبت به تعارض در بین تئوری های مدیریت وجود دارد. نگرش اول مربوط به تئوری های سنتی و بوروکراسی می باشد که بر جنبه ی منفی بودن تعارض تاکید کرده اند و معتقدند که امکان اجتناب از تعارض وجود دارد. نگرش دوم شامل تئوری های روابط انسانی و همکاری می شود که معتقدند امکان اجتناب از تعارض وجود ندارد و وظیفه ی مدیریت را در ستیز و اجتناب از آن می دانند؛ با این وجود بیان می دارند که برخی از تعارضات در شرایطی می تواند مثبت باشد. نگرش سوم شامل تئوری های تعاملی و آشوب می شود که بر بعد مثبت تعارض بیش تر توجه نموده و معتقدند می توان با ایجاد تعارض، سازمان را در مسیر رشد قرار داد. 2) مکتب اسلام دیدگاه متعادلی نسبت به تعارض بیان داشته است. از یک سو درجاتی از تعارض را به دلیل آثار مخرب، منفی معرفی می کند و بر اجتناب، پیشگیری و یا حل آن ها تاکید دارد و از سوی دیگر با ایجاد سطوحی از تعارضات مثبت مانند تضارب آراء، رقابت سالم، انتقاد سازنده و مجادله به احسن موافقت می کند. 3) مکتب اسلام با هر یک از تئوری های مدیریت اشتراکات و تقابل هایی در زمینه ی تعارض و مدیریت تعارض دارد.
عدالت سازمانی و رفتار مدنی یکی از اهداف اساسی و بسیار مهم در خشنودی شغلی و عملکرد شاغلین هر سازمانی می باشد. بنابراین هدف این مطالعه دستیابی بر سهم متغیرهای عدالت سازمانی و رفتار مدنی در پیش بینی خشنودی شغلی کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان اداری و اعضای هیات علمی در سال تحصیلی 88-87 می باشد (N=380). نمونه این تحقیق شامل 190 نفر از کارکنان زن و مرد دانشگاه می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی از میان جامعه تحقیق انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده جهت گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه محقق ساخته، پرسشنامه عدالت سازمانی، پرسشنامه رفتار مدنی و پرسشنامه خشنودی شغلی بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد که بین متغیرهای عدالت سازمانی و رفتار مدنی با خشنودی شغلی کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و هر دو متغیر قابلیت پیش بینی خشنودی شغلی را دارند اما این میزان قابلیت در مولفه رویه ای عدالت سازمانی بیشتر بود. از دیگر یافته های این پژوهش این بود که بین دو گروه کارمندان مذکر و مونث از نظر میانگین رفتار مدنی تفاوت معناداری وجود نداشت. اما بین دو گروه کارمندان مذکر و مونث از نظر میانگین عدالت سازمانی و خشنودی شغلی تفاوت معناداری وجود داشت (P<0.01).