ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۲۱ تا ۸٬۱۴۰ مورد از کل ۱۱٬۳۱۵ مورد.
۸۱۲۱.

دسته بندی مخاطبین در برنامه های ارتقاء سلامت محیط کار؛ استفاده از مفاهیم بازاریابی اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت بازرگانی بازاریابی و مدیریت بازار
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت سازمانی و منابع انسانی مدیریت منابع انسانی
تعداد بازدید : ۱۲۰۳ تعداد دانلود : ۷۲۸
بیش از سه دهه است که استفاده ازاصول و فنون بازاریابی تجاری برای انتقال عقاید، نگرش ها و رفتارها به جامعه مورد توجه دست اندر کاران حوزه های مختلف علوم اجتماعی از جمله فعالان عرصه سلامت قرارگرفته است و از آن با عنوان ""بازاریابی اجتماعی"" نام برده می شود. بازاریابی اجتماعی فرآیندی است که با طراحی، اجرا و کنترل برنامه ها در جستجوی افزایش قابلیت پذیرش یک ایده یا عمل اجتماعی در یک گروه مخاطب خاص است. در این فرایند منظم و برنامه ریزی شده با محور قرار دادن مشتری و خواسته ها و نیازهای او و بکار بردن اصول و تکنیک های بازاریابی تجاری، گروه مخاطب برای انجام یک رفتار ویا توجه به یک ایده خاص ترغیب می شوند. بازاریابی اجتماعی را در کنار آموزش و قانون سه راهکار عمده تغییررفتار به شمار می آورند. طراحی و اجرای برنامه های اثربخش ارتقای سلامت در محیط کار که به عنوان یکی از موقعیت های مهم آموزش سلامت رسمی (در کنار موقعیت های مدارس، مراکز ارائه خدمات سلامت و مکان های عمومی) می تواند در ارتقای سلامت جامعه نقش موثری ایفا نماید. در بازاریابی اجتماعی، پژوهش تکوینی شامل تحلیل مخاطب، تحلیل بازار و تحلیل کانال اساس تولید مواد و مداخلات آموزشی- اطلاع رسانی را تشکیل می دهد وبرنامه ریزی بر مبنای نتایج این پژوهش، می تواند به اصلاح رفتار مخاطبین منجر گردد. یکی از اجزای کلیدی در تحلیل مخاطب، دسته بندی آنها برای تعیین استراتژی خاص برای هر گروه است. در این مقاله به بیان نحوه این دسته بندی، به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی مدل بازاریابی اجتماعی، پرداخته شده است و انتظار می رود فعالان حوزه ارتقای سلامت محیط کار، با استفاده از این راهکار به میزان اثربخشی برنامه های خود بیفزایند
۸۱۲۴.

بررسی تجارت مکملی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶۷
هدف اصلی مقاله بررسی امکان تجارت فیمابین به عنوان یکی از جنبه های همگرایی هر یک از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی است که به تفکیک ترتیبات مختلف منطقه ای و مناطق مختلف جغرافیایی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی و بر حسب کل بخش تجارت غیرنفتی کشورها و بخش های 21 گانه طبقه بندی نظام هماهنگ می باشد. این مطالعه با استفاده داده های پس نگر (صادرات و واردات) 56 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی و بر مبنای مدل پیشنهادی درایسدل در طی سال های 2003-1999 است. نتایج نشان می دهد کشورهای اسلامی بطور متوسط دارای درصد پوشش تجارت مکملی حدود 40.8 درصد می باشند. لیکن متوسط موانع تعرفه ای این دسته از کشورها حدود 14 درصد است که استمرار این موانع، فرصت های موجود میان کشورهای عضو را خنثی می سازد. بویژه اینکه کشور های عضو OIC اغلب در زمینه تجارت فرآورد ه های صنعتی (در بخش ماشین آلات سنگین نظیر ماشین آلات، وسایل مکانیکی و الکترونیکی، وسایط نقلیه و تجهیزات حمل و نقل و در فرآورده های صنایع شیمیایی) در مقایسه با فرآورده های کشاورزی دارای درصد پوشش تجارت مکملی بیشتری می باشند. با توجه به نتایج بدست آمده، کاهش موانع تعرفه ای در قالب ارایه انواع طرح های تعرفه ترجیحی به ویژه توسط کشورهای عضو ترتیبات منطقه ای گروه D8 و نظام ترجیحات تجاری در بخش صنعت می تواند موجب افزایش حجم تجارت درون گروهی کشورهای مذکور گردد. با توجه به درصد پوشش تجارت مکملی و سطح نرخ تعرفه پایین کشورهای اسلامی واقع در غرب آسیا و خاورمیانه و با در نظر گرفتن سایر جنبه ها ایجاد منطقه آزاد تجاری کشورهای اسلامی غرب آسیا و خاورمیانه می تواند به عنوان یکی از راهکارهای پیشنهادی جهت حرکت به سمت تحقق ایده بازار مشترک اسلامی در این مناطق باشد.
۸۱۳۰.

عوامل مؤثر بر عملکرد صادراتی شرکت های کوچک و متوسط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۳۲ تعداد دانلود : ۳۱۹۰
دولتها علاقه مند کمک به شرکتها جهت افزایش صادرات هستند و در این راستا برنامه های ارتقا صادرات دولت منجر به افزایش بیشتر صادرات شرکت های کوچک و متوسط در مقایسه با شرکت های بزرگ می گردد. لذا رفتار صادراتی شرکت های کوچک و متوسط و همین طور عواملی که نش مهمی را در موفقیت صادراتی آنها ایفا می کند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تحقیقات...
۸۱۳۳.

نوآوری ارزش در صنعت خدماتی درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷۶
مدت زمان زیادی نیست که مفهوم نو آوری ارزش و حتی ارزیابی های مدیریتی به صنعت خدمات درمانی وارد شده است. سال ها بود که صنعت خدمات درمانی، به عنوان یکی از صنایع بزرگ بسیاری از کشورهای دنیا، مورد بی توجهی علم مدیریت واقع شده بود، چرا که آن را امری مربوط به پزشکان می دانستند. امروزه حرکت با تحولات بسیار سریع دنیا در علوم مختلف، امریست که با اتکا به روش های اداره خدمات درمانی به سبک سنتی امکان پذیر نیست. حتی بهبودهای تدریجی نیز پاسخگوی این نیاز نبوده و تنها کسب مزیت های رقابتی بالا متضمن بقا در این دنیای کسب و کار است. نوآوری ارزش یکی از ابزارهای خلق این مزیت است که در این مقاله به تعریف و تشریح آن پرداخته شده است. کاربرد این تحقیق در خروج مدیران صنعت خدمات درمانی از خواب دراز رکود، در ایجاد تصویر جدیدی از آینده ممکن و استفاده در فرایند های ارزش زا برای بیماران است که همه این موارد بقای این صنعت را به دنبال خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان