بیمه زندگی در کشورهای هندوستان و چین به سرعت در حال رشد است. اگرچه برای تازه واردان به این بازار دشوار است، اما درهرحال شرایط بازار به سمت رشد و توسعه سریع در حال حرکت است. دو کشور هندوستان و چین در مجموع 40% از کل جمعیت دنیا را تشکیل می دهند و در طول پنج سال گذشته اقتصادشان را با سرعت بالایی توسعه بخشیده اند (چین با رشد تولید ناخالص داخلی 6/10درصد و هندوستان با رشد تولید ناخالص داخلی 7/8درصد). صدها میلیون انسان از مرز فقر نجات یافته اند و گروه بزرگی را با سطح زندگی متوسط تشکیل داده اند و انتظار میرود که این وضعیت همچنان ادامه داشته باشد. صنعت بیمه زندگی نیز در این دو کشور رشد سریعی داشته و به ستون مهمی در اقتصاد این دو کشور تبدیل شده است که همین امر باعث ایجاد سپرده گذاری ، امنیت مالی و سرمایه گذاری های بیشتر در امور اقتصادی این دوکشور شده است. علائم بسیاری برای گسترش صنعت بیمه در آینده این دو کشور آشکار است.
هدف از این مقاله، بررسی عوامل موثر بر جذابیت برند کارفرما است. با استفاده از ادبیات پژوهش، متغیرهای لوگو، تصویر ذهنی، شهرت و هویت برند مشتری شناسایی شدند و متغیر اجتناب از عدم اطمینان برند، در رابطه ی بین هویت برند مشتری و جذابیت برند کارفرما، به عنوان متغیر تعدیلگر در نظر گرفته شد. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان ادارات شهرداری استان فارس است که حداقل یک بار از هواپیمایی ماهان استفاده نموده اند. با استفاده از فرمول کوکران و انتخاب تصادفی، نمونه ای به تعداد 190 نفر انتخاب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از روش مدل معادلات ساختاری در قالب نرم افزار پی ال اس استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که لوگوی سازمان بر تصویر ذهنی و شهرت، تصویر ذهنی بر شهرت و جذابیت برند کارفرما، شهرت بر هویت برند مشتری و جذابیت برند کارفرما؛ و در نهایت، هویت برند مشتری بر جذابیت برند کارفرما تاثیر دارد. ضمن این که تاثیر متغیر تعدیلگر اجتناب از عدم اطمینان برند، در رابطه ی میان هویت برند مشتری و جذابیت برند کارفرما تایید شد.
تغییر و تحولات رخ داده در محیط زیست از جمله کاهش منابع و افزایش آلودگی های زیست محیطی، حفظ آن را مهم تر از هر زمان دیگری کرده است. در این راستا، تولید محصولات سبز یکی شروط لازم برای حفظ محیط زیست بوده اما شرط کافی نیست. شرط کافی زمانی تامین می شود که مصرف کنندگان به خرید این محصولات تمایل یابند. تاکنون مطالعات مختلفی پیرامون عواملی که می توانند منجر به قصد خرید سبز مصرف کنندگان شوند انجام شده است. با این وجود اطلاعاتی که از این پژوهش ها به دست آمده نشان از پراکندگی و تعدد عوامل موثر بر قصد خرید این محصولات دارند. پژوهش حاضر با هدف ترکیب کمّی نتایج پژوهش های انجام شده درباره عوامل موثر بر قصد خرید محصولات سبز، 38 مطالعه انجام شده در ایران را با استفاده از روش فراتحلیل و نرم افزار CAM2 مورد بررسی قرار داده است. نتیجه ی فراتحلیل نشان داد متغیرهای نگرش، مسئولیت اجتماعی و هنجار، به ترتیب با اندازه اثر های 489/0، 428/0 و 411/0 بیش ترین تاثیر؛ و متغیرهای دانش، ارزش و ترفیع، به ترتیب با اندازه اثرهای 404/0، 352/0 و 278/0، کم ترین تاثیر بر قصد خرید سبز مصرف کنندگان ایرانی را دارند.
فعالیت های بازاریابی و تدوین راهبردها از گرایش های راهبردی تأثیر می پذیرند. راهبردگرایی به طور خودکار باعث عملکرد بهتر نمی شوند؛ بلکه نیازمند برخی توانمندی ها و منابع است که در راستای آن عمل کند. قابلیت های بازاریابی، فرایندی است که در به کارگیری دانش، مهارت و منابع سازمان برای ایجاد ارزش افزوده کالاها و خدمات، برآوردن تقاضاهای رقابتی و پاسخگویی به نیازهای مرتبط با بازار استفاده می شوند. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی استو هدف آن بررسی تأثیر راهبردگرایی بر قابلیت های بازاریابی و سپس تأثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد شعبه های بانک مهر اقتصاد در استان اصفهان است. با بررسی های انجام شده در پایگاه های علمی تحقیقاتی در این زمینه وجود دارد، ولی بررسی این سه متغیر با هم و در بانک، نوآوری این تحقیق محسوب می شود. جامعه آماری این پژوهش مدیران، رؤسا و معاونان اداره مرکزی و مدیران شعبه های بانک مهر اقتصاد استان اصفهان است. بدین منظور، پرسشنامه ای برای سنجش این متغیرها طراحی شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شده است. این ضریب برای گرایش راهبردی 82/0؛ قابلیت های بازاریابی 73/0 و عملکرد 71/0 به دست آمد. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی. ال. اس. نشان دهنده معنی داربودن تأثیر راهبردگرایی بر قابلیت های بازاریابی و عملکرد و سپس تأثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد است. همچنین راهبرد بانک مهر اقتصاد مشتری مداری است و قابلیت های بازاریابی مرتبط با خدمت و قیمت گذاری در این بانک قوی ترند.
دکتر ابراهیم مظاهری، مهندس متالوژی دانشگاه امیرکبیر، به بازاریابی گرایش می یابد و با طی مدارج عالی، دکتری خود را از کانادا در رشته ی بازاریابی دریافت می کند. وی چندسالی است که استادیار بازاریابی دانشگاه لارنتین کانادا است.
گفت وگوی تلفنی ما با دکتر مظاهری، دو محور اساسی داشت که عبارت بودند از: الف)رفتار مصرف کننده ی اینترنتی، و ب) بازاریابی رسانه های اجتماعی. ویژگی این گفت وگوی تلفنی در آن بود که دکتر مظاهری از نتایج پژوهشهایش در این دو حوزه ی بازاریابی (رفتارمصرف کننده ی اینترنتی، و بازاریابی رسانه های اجتماعی) گفت که به تازگی پژوهش و معرفی کرده است.
دکتر مظاهری در همین 4 صفحه گفت وگویی که پیش رو دارید، به اصلی ترین نکات و موضوعاتی اشاره می کند که بهتر است مدیران قبل از راه اندازی سایتهای اینترنتی برای فعالیتهای کسب وکاری، با دقت آن را رعایت کنند.
هدف: هدف بازی پردازی استفاده از توانمندی های اینترنت و طراحی سایت برای ایجاد موقعیت های فروش جدید است که این امر از طریق فروشگاه های اینترنتی تحقق می یابد. مطالعه حاضر با هدف مدل سازی بازی پردازی در فروشگاه های اینترنتی با رویکرد ساختاری تفسیری انجام شده است. این مطالعه از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش اجرا، میدانی است. روش: جامعه آماری این تحقیق را مدیران و خبرگان حوزه بازاریابی و فروش فروشگاه های اینترنتی تشکیل می دهند (9=N). در این تحقیق با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، مدل جدیدی برای بازی پردازی در حوزه فروش اینترنتی توسعه یافته است. یافته ها: بر اساس این مدل، مشخص شد که عناصر مربوط به قابلیت تعامل بالای وب سایت بر سایر ابعاد بازی پردازی، بیشترین تأثیر را داشته و برای ایجاد یک فروشگاه اینترنتی بازی گون شده، لازم است به این بعد از بازی پردازی توجه بیشتری شود. نتیجه گ یری: بازی پردازی به بیان ساده، یعنی استفاده از عناصر طراحی بازی در زمینه غیربازی. مدیران فروشگاه اینترنتی باید بدانند گیم یفیکیشن ساخت چیز جدیدی نیست، بلکه کار آن تقویت تأثیرگذاری سیستم موجود است. وقتی تعاملات ارزشمند بین مشتریان، کارمندان و شرکا به وسیله بازی بیشتر می شود و روندها به صورت بهتر و مؤثرتری پیش می روند، بدیهی است در نهایت، شرکت فروش بیشتری خواهد داشت.
تلفن همراه، کانال جدیدی برای فعالیت های بازاریابی فراهم آورده و امکان برقراری ارتباط با مشتری در هر زمان و مکانی را فراهم ساخته است. با توجه به کاربردهای فراوان و گسترده ی تلفن همراه، شناخت عوامل موثر بر نگرش مشتریان نسبت به استفاده از این ابزار نوین تبلیغاتی ضروری به نظر می رسد. هدف اصلی این پژوهش نیز شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر نگرش نسبت به تبلیغات موبایلی، از دیدگاه متخصصان و خبرگان می باشد. نتایج این پژوهش هر یک از معیارها و مولفه های تاثیرگذار در نگرش نسبت به تبلیغات موبایلی را رتبه بندی می کند؛ که این رتبه بندی، به نوبه خود می تواند پاره ای از مشکلات موجود در نگرش نسبت به تبلیغات موبایلی را حل کرده و به مدیران در راستای نیل به تجارت همراه، کمک کند. از آنجا که برای سنجش متغیرهای گفتاری، نظریه فازی در مقابل نظریه منطقی، رویکردی مناسب تر می باشد، این پژوهش با به کارگیری تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی، عوامل و مولفه های موثر بر نگرش نسبت به تبلیغات موبایلی را بررسی و اولویت بندی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از میان مولفه های موثر بر نگرش نسبت به تبلیغات موبایلی، مولفه های «نگرش کلی نسبت به تبلیغات»، «سطح دانش» و «ارزشمندی»، به ترتیب دارای بیش ترین اهمیت؛ و مولفه های «زمان ارایه» و «گروه های مرجع»، دارای کم ترین اهمیت در تاثیرگذاری بر نگرش افراد نسبت به تبلیغات موبایلی می باشند.
در عصری که مشتری شرایط مبادله را تعیین می کند، بکارگیری روش های سنتی ارائه خدمات، دیگر نمی تواند موفقیت بنگاه های خدماتی را تضمین نماید و تامین رضایت مشتری تنها منحصر به زمان مواجه با خدمت نیست. پس، سازمان باید به تجربه مشتری که مبتنی بر عواطف و هیجانات وی در زمان مواجهه با تمام لحظات با بخش های سازمان، توجه کنند. بنابراین، این پژوهش با هدف ارائه مدل تجربه مشتری مبتنی بر لحظات مواجه (نقاط تماس) در طول سفر مشتری برای دریافت خدمت انجام گرفت. در این پژوهش داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشتریان خدمات بانکی و با فن رویدادهای متوالی گردآوری و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه های افراد، محیط بانک، فرایند خدمت، فناوری، پیشبرد فروش و ارتباطات به عنوان نقاط تماس تجربه مشتری در خدمات بانکداری شناسایی شدند. مولفه افراد (کارکنان و سایر مشتریان)، بیشترین نقش را در شکل دهی تجربه مشتری داشتند. مدیران بانک ها با شناسایی این مولفه ها می توانند به نقاط قوت و ضعف خود پی ببرند و منابع خود را جهت بهبود و توسعه این نقاط به خوبی تخصیص دهند.
هدف از این تحقیق حاضر، بررسی تطبیقی متغیرهای چابکی مورد توجه در بخش تولیدی و بخش خدمات هتل داری می باشد به این منظور، متغیرهای مورد توجه شرکت های تولیدی چابک از ادبیات موضوع استخراج گردید و سپس در هتل های چابک بررسی شد. مورد مطالعه تحقیق، شرکت های تولیدی مستقر در مشهد و هتل های شهر مشهد می باشد. جمع آوری داده ها با استفاده از دو پرسش نامه و تحلیل آن ها نیز به روش های تحیل واریانس چند متغیره، آزمون t مستقل و تحلیل تشخیصی صورت پذیرفت. بر اساس یافته های تحقیق مشخص گردید که تفاوت معنی داری بین متغیرهای چابکی دو گروه وجود دارد. متغیرهایی که باعث بروز این اختلاف شده اند شامل آموزش و پرورش مستمر، فرهنگ تغییر، مشارکت و همکاری، پاسخ گویی، انعطاف پذیری، سرعت و شایستگی می باشند که در هتل ها بیشتر از شرکت های تولیدی بوده است. همچنین، ترکیب آموزش و پرورش مستمر و انعطاف پذیری، منجر به ایجاد بیشترین اختلاف هتل ها و شرکت های تولیدی شده است.
دورنمای یک سازمان، تصویری مشترک نزد اعضای آن سازمان است که منتها و مطلوب آرزوی آن هاست. در سازمانی که احساس مشترک از این آرزوی مشترک به وجود بیاید و در کل سازمان نشر پیدا کند، چتری کلی و هماهنگ کننده بر روی همه فعالیت های واحدهای مختلف شکل می گیرد. مدیران با کمک دورنمایی روشن می توانند محیط پیرامون خود را بهتر درک و تحلیل کنند و برای رویارویی با بحران های محیط و شناسایی فرصت های موجود در آن آماده باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی انطباق بین دورنمایی که مدیران برای شرکت خود متصور هستند با ادراک آنان از محیط پیرامونشان، انجام گرفته است. به منظور استخراج مدل ذهنی مدیران از فضای رقابتی با 18 مدیر از دو شرکت معتبر در صنعت لبنیات مصاحبه هایی طبق دستورالعمل تکنیک استخراج استعاره ای زالتمن انجام گرفت. پس از تحلیل مصاحبه ها، مشخص شد که همه کدهای مرتبط با تصویری که مدیران از سازمان خود در دو تا پنج سال آینده دارند، با تحلیل آن ها از محیط پیرامون، انطباق دارد. همچنین با وجود فعالیت این دو شرکت در محیط رقابتی یکسان؛ تحلیل شناختی ای که مدیران دو شرکت از محیط صنعت دارند با یکدیگر تفاوت دارد که نتیجه اهداف و استراتژی های متفاوت این دو شرکت است.
مبحث تجارت خانوادگی با توجه به نقشی که خانواده در رشد وشکوفایی آینده فرزندان و همچنین ایجاد شغل و کار در اجتماع می کنند در دوران اقتصاد سوم از مباحث علمی و روز دنیای اقتصاد وسیاست جهانی است. برای شروع موفق و گسترش یابنده تجارت خانوادگی ، کار آفرینی خانوادگی می تواند بستر مناسبی فرا روی افراد جامعه قرار دهد. بحث کارآفرینی به طور اعم و کار آفرینی خانوادگی به صورت خاص در جهان شتابان امروز تا حدی رو به گسترش و پیچیدگی نهاده است که تحت عنوان مهندسی کار آفرینی در دانشگاهها از آن یاد می شود.در مقاله ذیل سعی شده است مبحث کار آفرینی خانوادگی که می تواند نقش عمده ای نسبت به سایر زمینه های تجارت خانوادگی در کشور ما داشته باشد بحث شود. در پایان هم با توجه به نقش زنان در خانواده و پتانسیل بالای کارآفرینی آنان که کمتر مورد عنایت جامعه سنتی ما قرار گرفته و مشکلات کار آفرینی زنان در جامعه و خانواده ملاحظاتی آورده شده است.